22 شهریور 1390
هر شهروند يك خبر
روزنامهنگاري شهروندي تهيه اطلاعاتي است كه پيش از اين توسط روزنامهنگاران حرفهيي تهيه ميشد. اما مردم بدون نياز به روزنامهنگاران حرفهيي با استفاده از ابزارهاي مدرن فناوري و با استفاده از گستره توزيع اينترنت ميتوانند، اين اطلاعات را منتشر يا در تهيه محتواي مورد نياز رسانهها و در جهت بالا بردن اعتبار اطلاعات به آنها كمك كنند. اين اطلاعات ممكن است به صورت يك خبر كوتاه اما حياتي باشد.
طور مثال يك كاربر اينترنت در منطقه ماسوله استان گيلان خبر از رانش زمين و ناامن بودن مسير منتهي به اين منطقه ميدهد. او ممكن است اين خبر را به تنهايي در يك وبسايت يا يك وبلاگ منتشر كند يا اين خبر را به يك وبسايت معتبر و پربيننده بدهد. در هركدام از اين دو روش اين كاربر عادي عملي را انجام داده كه پيش از اين يك روزنامهنگار انجام ميداده است.
در روش اول او تبديل به منبع خبري ميشود كه كسي از آن اطلاع ندارد. او به دليل مجاورت در منطقه ماسوله و دسترسي به اينترنت توانسته اين خبر را پخش كند. ممكن است سايتهاي ديگر يا رسانههاي محلي سايت او را ببينند و با او تماس بگيرند و از او جريان كامل ماجرا را بپرسند. در هر صورت اين كاربر اينترنت ديگر يك كاربر عادي نيست، او كاري را انجام داده كه امروزه به آن «روزنامهنگاري شهروندي» ميگويند.
ممكن است پس از اين حادثه يكي از رسانههاي محلي از او بخواهد تبديل به خبرنگار اين رسانه شود و هر زمان كه رانشي در آن منطقه رخ داد، آن رسانه را باخبر كند. در اين صورت كاربرعادي اينترنت به يك همكار رسانهيي تبديل شده كه ميتواند به اعتبار اين رسانه كمك كند. حالا ديگر رسانه مذكور نگران خبرهاي بياعتبار و شايعات پراكنده كه هرازگاهي درباره رانش در منطقه ماسوله به گوش ميرسد، نيست. او يك منبع مهم براي چك كردن خبرهاي آن منطقه دارد. ممكن است اين رسانه از اين همكار رسانهيي بخواهد كه از رانش زمين عكسي تهيه كند و با اينترنت برايشان بفرستد.
حالا ديگر بطور تصويري نيز ميتوان از اين مساله باخبر شد. ممكن است اين كاربر كه حالا او را «شهروند خبرنگار» ميخوانيم با دوربين فيلمبرداري جزييات رانش زمين را تهيه كند و آن را در سايت يوتيوب قرار دهد. ممكن است اين ويديوكليپ مورد بازديد بسياري از كاربران قرار گيرد و رسانههاي معتبر و خبرگزاريها نيز به آن لينك دهند. بنابراين در اين فرآيند روزنامهنگاري شهروندي به معني استفاده از همه ابزارها و فناوريهاي مدرن است كه امروزه در اختيار بشر قرار گرفته است. محتوا و اطلاعات ميتواند به صورت متن، صدا، تصوير و فيلم منتشر شود و گستره توزيع آن نيز فقط يك رسانه محلي در استان گيلان نخواهد بود. اين محتوا ميتواند در آن سوي كرهزمين هم خوانده و شنيده شود.
ابزارهايي كه اين «شهروند خبرنگار» استفاده ميكند در عين مدرن بودن، بسيار ساده و ابتدايي است. او از دوربين تلفن همراه خود براي ضبط تصاوير و گرفتن عكس استفاده كرده است. بنابراين شهروندان خبرنگار لزوما نياز به دوربينهاي حرفهيي فيلمبرداري و دوربينهاي عكاسي حرفهيي با لنز وايد ندارند. آنها با سادهترين امكانات ميتوانند آنچه را كه ديدهاند، گزارش كنند.
اين مساله البته چالشهاي بسياري را ميان انديشمندان حوزه رسانه و ارتباطات به وجود آورده است. برخي از آنها ميپرسند كه آيا واقعا «شهروند خبرنگار» آنچه را كه ديده گزارش ميكند يا ممكن است دروغ را نيز چاشني اطلاعاتش كند. روزنامهنگاران حرفهيي ميآموزند كه اخلاق حرفهيي را رعايت كنند و در نهايت دقت و پس از حصول اطمينان از درستي خبر آن را منتشر كنند. اما آيا يك كاربرعادي اينترنت هم بدون اين آموزشها ميتواند دقت و اخلاق را در انتشار خبرهايش رعايت كند. اين مسالهيي است كه در ادامه اين مطالب به آن خواهيم پرداخت اما آنچه كه مهم است، اتفاقي بزرگ در عالم روزنامهنگاري روي داده است.
حالا هر شهروند با در دست داشتن فناوريهاي مدرن قادر است تبديل به يك خبرنگار شود. خبرنگاري كه بينياز از هر رسانهيي ميتواند تنها با وبلاگ خود به منشا يك بحث در اينترنت تبديل شود. ممكن است در بخش نظرخواهي وبلاگ او يك بحث مردمي ميان كاربران شكل گيرد و كاربران اين مساله را مطرح كنند كه رانش زمين در منطقه ماسوله تا چه اندازه ممكن است بر اقتصاد گردشگري آن تاثير بگذارد. ممكن است از دل اين بحثها، بحثهاي بزرگتري درباره ماسوله شكل گيرد كه حتي به شناساندن و معرفي آن نيز كمك كند.
اين اتفاقي است كه به مدد اينترنت و فناوريهاي مدرن حاصل شده است. چرا كه يك روزنامه يا حتي يك رسانه صوتي و تصويري به تنهايي نميتواند مباحثهيي جدي ميان خوانندگان و مخاطبان را شكل دهد. خوانندگان ممكن است هركدام روزنامه خود را بخوانند و بينندگان نيز هر كدام از تلويزيون خود مشغول تماشا شوند، كمتر پيش ميآيد كه بحثي چندطرفه و چندگانه ميان مخاطبان يك رسانه درباره يك موضوع مشترك شكل گيرد.
اما اينترنت بستري را براي مباحثههاي گسترده و گوناگون به پهنه كره زمين آماده كرده و در اين ميان رسانههاي سنتي نميتوانند به اين مساله بيتوجه باشند. آنها نيازدارند مخاطبان خود را بيشتر كنند، چرا كه مخاطب بيشتر به آگهي بيشتر و در نهايت به درآمدزايي بيشتر ميرسد. بنابراين خواهناخواه موضوع يا مبحث «روزنامهنگاري شهروندي» مورد توجه رسانههاي سنتي و رسانههاي جريان اصلي كه سردمدار توليد اخبار و اطلاعات هستند، واقع شده است. مساله ديگري كه در روزنامهنگاري شهروندي مطرح ميشود، موضوع انحصار اطلاعات است.
رسانههاي سنتي به اين مساله مفتخرند كه مركز اطلاعات تازه و بكر هستند. آنها با همين روش سالهاست توانستهاند مردم را دور خود جمع كنند. گرسنگي اطلاعاتي شهروندان هر روز صبح با روزنامهيي كه كنار ميز صبحانه قرار دارد برطرف ميشود يا با برنامههاي راديو- تلويزيوني صبحگاهي و شبانگاهي كه با شعارهاي آخرين خبر، اولين اخبار و تازهترين اطلاعات درصدد جذب مخاطبان بيشتر هستند. آنها به مخاطبان خود فخر ميفروشند كه در هر زمينهيي ما از شما با اطلاعتر و آگاهتريم. بنابراين اگر ميخواهيد از اطلاعات تازه و بكر باخبر شويد بايد اينها را از ما بخريد. اما اكنون كالايي كه خبر يا اطلاعاتي تازه و بكر ناميده شده بود، رقيب پيدا كرده است.
رقيب او غولهاي بزرگ رسانهيي نيست. اين رقيب كوچك، يك شهروند عادي است كه در منطقهيي دورافتاده از شهر در حال شخم زدن مزرعهاش بوده است اما برحسب تصادف متوجه شيئي شده كه در مزرعهاش فرود آمده است. او از آن شيء عكس و فيلم ميگيرد و آن را در اينترنت قرار ميدهد. حالا اين رسانههاي بزرگ هستند كه به اين كشاورز خبرنگار نياز دارند.
آنها از او درخواست ميكنند كه فيلمها و عكسهاي بيشتري تهيه كند و به آنها بفروشد. اكنون ديگر جريان اطلاعات در انحصار غولهاي بزرگ رسانهيي نيست. اينترنت منبع عظيمي از اطلاعات و دانش را فراهم كرده كه هر كاربر ميتواند در هر دانش و وسع خود به اين اطلاعات اضافه كند يا از آنها استفاده كند. اگر روزگاري جريان اطلاعرساني فقط از طريق رسانههاي جريان اصلي پيگيري ميشد؛ اكنون وبلاگها و سايتهاي بزرگ و كوچك هم ميتوانند اخبار و اطلاعات را پيگيري و دنبال كنند. حالا ديگر رسانهها انحصار و كنترل اخبار را از دست دادهاند و اين به مدد «روزنامهنگاري شهروندي» و با استفاده از فناوريهاي مدرن از طريق اينترنت پديد آمده است.
نسخه چاپی روزنامه اعتماد سه شنبه، 22 شهريور 1390 - شماره 2259
