30 خرداد 1390
پيامي براي امروز
در پايان دهة شصت و آغاز دهة هفتاد انتشار سلام، ایران فردا، جامعه سالم و سپس همشهری و ایران از تغییر فضای سیاسی و اجتماعی ایران خبر میداد. کسانی تعبیر سیاست شناسان قرن نوزدهم را به کار میبردند و بر این باور بودند که برآیند نیروهای اجتماعی در ایران بار دیگر به سمت «صفر» مِیل كرده است و فضاي جامعه لاجرم قدري گشوده خواهد شد.
آنچه يك سال بعد در انتخابات مجلس رخ داد و سه سال بعد در انتخابات خرداد 76 بسياري را شگفتزده كرد، مصداقهاي شكلگيري فضاي تازه در جامعة سياسي ايران بود. پیام امروز مولود چنین جامعه و زمانهای بود، در مكان و زمان مناسب تولد يافت و همپای تحولات آن رشد کرد و متحول شد. مجلهای که گرايش اصلياش در شمارة نخست (خرداد 73) اقتصاد بود سه سال بعد با وجود پرداختن به مسائل اقتصادي، نشريهاي سیاسی شمرده میشد.
پیام امروز، حتی در روایت سیاسی آن، به لحاظ رویکرد روزنامهنگارانه تداوم سنت ماهنامة صنعت حمل و نقل بود. مجلهای با نامی غریب که توانسته بود با در هم آمیختن مهارت روزنامهنگارانه و رویکرد کارشناسانه توجه صاحبنظران و عموم را به خود جلب کند. شوخي و جدي گفته ميشد وزیر راه قبل از مصاحبههای مطبوعاتی خود صنعت حمل و نقل میخواند تا بداند در وزارتخانهاش چه خبر است و به پرسشها چه پاسخی باید بدهد!
اما پیام امروز ادامة سنت به مراتب مهمتری هم بود؛ روزنامهنگاراني كه در زمان شاه كوشيده بودند حرفهاي و مستقل بمانند، برخيشان به زندان رفته و بيشترشان پاي ثابت دو اعتصاب مطبوعات، هنوز چندماهي از انقلاب نگذشته، روزنامه و شغلشان را از دست دادند، اما نوميد نشدند و حاصل تلاششان در روزگار نارفيق و روزهاي ناموافق مجموعهای شد از مجلهها و نشريههاي ماندگار و به یاد ماندنی؛ صنعت حملونقل، فيلم، آدينه، پيروزي، مفيد، جامعه سالم، لوح، زمان و بهكام مشت نمونه خروار اينان بود.(1)
مجله سردبیرها
پیام امروز جمع سردبیران بود: مسعود بهنود، علیرضا فرهمند، مسعود خرسند، سیروس علی نژاد، جمشيد ارجمند و مهدی سحابی همگی سردبیرانی قَدَر بودند. فرج الله صبا (2) و شهروز جویانی هم که گهگاه به مدد مجله میآمدند از همین جنس بودند.
گرد آمدن این گروه، اما هنر یک نفر بود: عمید نائینی، سردبیر پیام امروز. او سرمقاله مینوشت و پاسخ به خوانندگان را میداد. دقت و هنرنماییاش در انتخاب تیتر هم بی بُرو برگرد بود. مهمتر اینکه هیچ بحث جدی دربارة مطالب بدون حضورش سرانجام نمیگرفت. مطلبی هم در پیام امروز نميتوان پیدا کرد که نخوانده و یا اصلاحی در آن نکرده باشد. حتا در مواقعی که ایران نبود، همة مطالب، پس از ویرایش، برایش فاکس میشد (گاه چند صد صفحة تایپی) و او پس از خواندن و اصلاح کردن بازپس میفرستاد. قاعدهاش برای عبارتهای تند و تیز متنها چنین بود: «پیدا کردن عبارتی که دقیقاً معنای همان عبارت سابق را بدهد و فقط قدری گزندگیاش کمتر باشد» و این کار به یک بازی فکری جذاب بدل شده بود. اما هنر اصلی نائینی چیز دیگری بود: پیام امروز را که توقیف و ساختمان آن را مهروموم کردند بستهای احضاریه هم لای در گذاشتند. همة اعضای تحریریه بالسویه احضار شده بودند. تعطیلات نوروز 80 مجالی شد برای اين بحث که چه باید کرد. ارزیابی قطعی، دستگیری عمید و پیشنهاد روشن، رفتن موقت او از ایران بود تا آبها از آسیاب بیفتد. نائینی با این استدلال که اگر برود ممكن است یکی دیگر از همکاران را به جاي او بگیرند و اینکه خود بهتر میتواند به اوضاع سامان بدهد ماند و هشتاد و چند روز را در انفرادی گذراند.
تحریریه
عذرا دژم، شهرزاد مشاور، کمال آقایی،اعظم خطیبی، نسرین تخیری، مرضيه قدسي و برمک بهرهمند ستون فقرات تحریریه پیام امروز بودند. بخش مهمی از شگفتانگیزی پیام امروز و اینکه میتوانست سراغ هر سوژهای برود و اغلب دست پُر برگردد محصول تلاش آنها بود. از نوشتن دربارة مدیریت زمزم و کوکاکولا تا گفت و گو با رئیس دادگاه و کسانی که نامشان در پروندة موسوم به نوارسازان آمده بود، از گفت و گو با فلاحیان تا خانمی که در کنفرانس برلین نیمهعریان شده بود و از دادن فهرست بدهیهای خارجی ایران تا گفت و گو با وکلای قاتلان زنجیرهای. اطلاعات لازم برای نوشتن بسیاری از گزارشها را اين جمع گرد میآورد.
مسعود بهنود در مصاحبهای سهم نویسندگان گزارشهای اول پیام امروز را با محبت چنین بیان کرده است: بهنود 40 درصد، خرسند 30 درصد، نمکدوست 30 درصد. محاسبة من قدری با او تفاوت دارد. گزارشهای اول پیام امروز «200 درصد» کار میبُرد. سهم بهنود قطعا بیش از 40 درصد بود(3)، اما نيمي از آن «200 درصد» هم متعلق است به خبرنگاران پیام امروز.
اما راز شگفتانگیزی پیام امروز چه بود؟
1. دقت. گفته و نوشتهام که مهمترین معضل روزنامهنگاری امروزِ ایران به لحاظ محتوا، «کمدقتی» است. دانشِ کم عامل این کمدقتی است، اما گاه قریحه و اعتماد بهنفسِ بیش از حد هم کار دست آدم میدهند تا خیال را جای واقعیت بنشاند. چارة کار در پیام امروز، جز تجربة بهجا مانده از دوران صنعت حملونقل، این بود: هر مطلب، حتا پاسخهای سردبیر به خوانندگان را دو سه نفر، دقیقتر و موشكافتر از همه مسعود خرسند، میخواندند و در عین حال هیچکدام گمان نمیکردند که کس دیگری قرار است مطلب را بخواند.(4) در مواقعی هم که به دلیل ضیق وقت امکان بازتأیید مطلبی، هر چند جالب، وجود نداشت از خیر آن میگذشتیم .(5)
2. کار جمعی. گزارشهای اول مجله، که مورد علاقه خوانندگان بود، محصولی جمعی بود. برای نوشتن هر گزارش جلسهای برقرار میشد و از میان انبوه رخدادها، تعدادی انتخاب میشدند تا در قالب گزارشی یکپارچه در هم تنیده شوند. دو شیوه به کار میرفت: 1) یک نفر مسؤولیت نگارش اولیة گزارش را برعهده میگفت و سپس دو سه نفر آن را میخواندند و کار را كم و زياد و حک و اصلاح میکردند. در آخر هم سردبیر جلسهای ترتیب میداد تا کار نهایی شود. 2) هر کس بخشی از گزارش را مینوشت و این نوشتهها برای جمعبندی در اختیار یک نفر قرار میگرفت. بار ديگر، حاصل کار در جلسهای نهایی میشد. مسعود بهنود و مسعود خرسند پای ثابت نوشتن اصل گزارشها بودند. ملاتِ کار، دسترنج خبرنگاران تحریریه بود. چکشکاری گزارش هم عشق عمید نائینی بود و علینژاد(6) ، پس از رهايي سردبيري زمان، در این کار استادی میکرد. به این اضافه کنید که هر بار مهدی سحابی یا علیرضا فرهمند هم از راه میرسیدند در نهایی کردن کار مشارکت میکردند! چنین فرایندی البته کار را طولانی میکرد و انتشار مجله را به تعویق میانداخت. خوانندگان مجله فهرستی از صفتها را برای پیام امروز ردیف کرده بودند: گاهنامه، گهگاهنامه، عشقینامه و ناگهاننامه!
3. خلاقیت. هر ایدهاي را میشد در پیام امروز مطرح کرد و وقتی ایدهای پذیرفته میشد راه اجرا کردن آن هم پیدا میشد. اشاره يكي از همكاران به وجود نوار ضبط شدة صحبتهاي تلفني علي اميني در روز تاسوعاي 1357 جرقة شكلگيري صفحههاي «پشت پردة تاريخ» را زد و كار تا چاپ رنجنامة فرج سركوهي پيش رفت. انتشار صفحههاي از «نگاه ديگران»، نگاه بيسانسور نشريههاي خارجي به مسائل ايران، همان قدر جذاب و خواندني از كار در آمد كه صفحههاي «بيرون مرز». اين صفحهها به فعاليتهاي مختلف ايرانيهاي خارج از كشور كوتاه و جذاب ميپرداخت چندان كه هموطنانمان در خارج پاي ثابت خوانندگان آن بودند. فاصلة انتشار پيامامروز گاه به دو ماهواندي هم ميرسيد. با اين وجود صفحة «ايران چند خبر» و يا «دهكده جهاني» خبرهاي دستاولي براي مخاطبان داشت.
همين وضع دربارة گرافيك مجله هم صادق بود. دو جلدی شدن پیام امروز و درآوردن کادری از دل جلد اول را غلامرضا معتمدی برای شمارة سوم پیام امروز پیشنهاد کرد، اما این ایده در آستانه انتخابات 76 و با ترکیب کار معتمدی و رامهرمزی عملی شد. در جلد اول سه مستطیل کوچک تعبیه شد و در جلد دوم عکسهای خاتمی، ناطق و ری شهری چنان کنار هم قرار گرفتند که مخاطبان تنها سه جفت چشم را از درون مستطیلهای جلد اول میدیدند. این جلد، جایزه بهترین جلد جشنواره مطبوعات را گرفت، اما خلاقیت بیش از این حرفها بود. درون جلد اول، آگهی یک شرکت تهویة هواست. سه پرتو نور از درون سه پنجره (سه سوراخ معروف) به درون تابیده و در پایین صفحه چیزی شبیه گل لاله را ساختهاند. کارکنان بخش آگهیهای پیام امروز به صاحب آگهی گفته بودند که جلد در اصل برای تبلیغ دستگاه تهویه هواي او سوراخ سوراخ شده است!
نائینی، بهنود و خرسند موتور خلاقیت محتوای پیام امروز بودند و وقتی بحث گرافیک بود مرتضی ممیز، محمد رامهرمزی و گاه غلامرضا معتمدی به مدد میآمدند.(7)
4. کار تمام وقت. رفتار تحریریة پیام امروز کار تمام وقت بود. شب و روز و جمعه و پنجشنبه هم نداشت. البته چند نفری بیش از یک شغل داشتند، اما شش دانگ حواسشان به پیام امروز بود. هم جنس کار و شوقی که بر میانگیخت و هم مناسبات روشن و بالنسبه خوب مالی، سهگانهای که از بد روزگار نابسامان تر از همیشه شده است، به همه امکان ميداد توجه اصلیشان پیام امروز باشد. برخلاف قاعدة امروز کسی دغدغة اینکه مبادا تخممرغهایش را در یک سبد بگذارد، نداشت.
5. گفتوگو. جلسهها و بحثهای پیام امروز در اتاق سردبیر گاه بیپایان به نظر میرسیدند. متن کامل نوار امیرفرشاد ابراهیمی، جز دو عبارت کوتاه (در مجموع حدود50 کلمه) در پیام امروز منتشر شده است. بحث درباره ماندن یا حذف این دو عبارت، سه روز و حدود 20 ساعت ادامه یافت. پرسش این بود: هر دو عبارت منتشر شوند؟ یکی از دو عبارتها منتشر شود؟ هیچ کدام منتشر نشوند؟ کسی نتوانست دیگری را قانع كند، پس از 20 ساعت بحث كردن همه از پا درآمده بودیم.
6. سازمان همراه. عمید و کیومرث نائینی در کنار هم کامل و معنا میشوند. مدیریت مؤسسه را که پیام امروز و زمان هر دو در آن منتشر میشدند، کیومرث نائینی برعهده داشت و توانسته بود سازمانی همدل با تحریریه شکل دهد. به خصوص آتلیه پیام امروز که حروفچینها و صفحهبندهایش صبور بودند و با انواع بازیهای و بدقلقلیهای تحریریه کنار میآمدند. پیام امروز به طور معمول 120 صفحه بود، ولی چند نوبت حروفچینی و بسته میشد. اگر پیام امروز سر ماه منتشر میشد، به برکت تیراژ و آگهیهای منظم از عهده مخارج فراوانش بر میآمد، اما بی نظمی انتشار، هزینههای آن را به شدت بالا برده بود. برخلاف آن چه گاه امروزه شنیده میشود، اینکه تحریریه در کار تولید پول برای روزنامه و مجله است و یا باید باشد، کیومرث نائینی به هیچ وجه از این صحبتها با تحریریه نمیکرد و برای پیشبرد کار چیزی کم نمیگذاشت. در مواقع اضطرار مشاوری خوب برای تحریریه بود. از تأخیر انتشار مجله گلهمند بود و در عین حال میدانست که وسواسهای برادر یکی از علتهای اصلی تأخیر است. بهنود هم به شوخی میگفت اگر کسی مجلة سر وقت میخواهد عمید را بفرستد مسافرت!
7. دوستان خوب. در بزنگاهها دوستان پیام امروز به کمک میآمدند. جمشید ارجمند، با وجود آنكه سردبير فصلنامة كشاورزي بود، هر گاه كه لازم بود مطلبی برای پیام امروز مينوشت و در عينحال خوانندة نهایی اغلب سرمقالهها بود. حسین شهیدی، یار از راه دور پیام امروز بود و گفتوگوي مفصل و دقيق او با دكتر هاشم پسران دربارة وضعيت اقتصاد ايران و سياستهاي تعديل يكي از مصاحبههاي تخصصي و در عين حال قابل فهم براي عموم است. ناهید موسوی چندبار برای نوشتن گزارش به کمک تحریریه آمد. مسعود خیام، اردوان وزیری تبار، محمد شلیله و فاطمه حدیدی هم گرهگشا بودند. یک بار محمد قوچانی گزارشی برای پیام امروز نوشت. شايد اولین گزارش سیاسی اکبر منتجبی هم در پیام امروز چاپ شد. نامها بسیارند. جمعی از بهترین عکاسان خبری (کامران جبرئیلی، حسن سربخشیان، سیاوش حبیبالهی،نیوشا توکلیان، جواد منتظری، حجتاله سپهوند و مجيد سعیدی) و طراحان (بیش از همه مانا نیستانی و اردشیر رستمی) کارشان را سخاوتمندانه به پیام امروز میدادند. بخش مهمی از مقالهها را متخصصان و صاحب نظران مینوشتند و مجله به آنها تکیه داشت. 60 هزار تیراژ فروشِ شمارههای آخر پیام امروز مرهون تلاش اینهمه بود.
پیام امروز
از آخرین روزهای پیام امروز 10 سال گذشته است. آستانة نوروز 1380 همه چيز از شكنندگي وضعيت «برآيند صفر» خبر ميداد. ممكن است شما بيكار بنشينيد، اما ديگران بيكار نمينشينند! دو سه ماه قبل از توقيف، رئيس وقتِ دادگاه كاركنان دولت، دكتر زاهدي اصل را، مدير مسؤولي كه همه اين سالها همپاي تحريريه گام برداشته و مانعي براي كار ايجاد نكرده بود، بههمراه سردبير مجله احضار كرد و به آنها گفت: «يا تعديل كنيد يا تعطيلتان خواهيم كرد.» چنين هشداري را، با وجود تحكم نهفته در آن، برخي همكاران نشان نوعي پرهيز رئيس دادگاه از توقيف بلافصل پيامامروز دانستند، ورنه ابلاغ بيمقدمه توقيف كه امري عادي بود. آخرين يادداشت سردبير، كه از توقف انتشار مجله سخن ميگفت هم افاقه نكرد. آخرين روز سال 79 آخرين روز انتشار پيامامروز شد. همان شب براي گشتن ساختمان آمدند و صبح موقع رفتن درها را مهروموم كردند. مأموري گفته بود كه گشتن ساختمان روزنامه جامعه آنقدر وقت نگرفت كه ساختمان قديمي پيامامروز با سوراخسنبههاي فراوانش. از زيرزمين ساختمان تا اتاق زيرشيرواني پر بود از نوشتهها و نانوشتههاي پيامامروز و زمان و يادگارهاي صنعت حملونقل.
10 سال از توقيف پيام امروز گذشته است و امروز چنان که پیداست بار دیگر برآيند قوا در جامعة ایرانی به سمت صفر مِیل میکند. این بار اما مردم، به خصوص جوانها پای اصلی ماجرایند و دنیا را چه دیدید شاید به جای یکی، چند و چندین مجله به سبک و سیاق پیام امروز، و البته بهتر از آن، منتشر شوند. راقم این سطور هفت سال از زندگی خود را در تحریریة پیام امروز پشت دو میز به هم چسبیده که انبوهی از پوشهها و نوشتهها بر آن تلنبار شده بود، گذراند. برمک بهرهمند در وصف این دو میز با صدای بلند در میان تحریریه میگفت: «روی میز آقای نمکدوست هیچ چیز گم نمیشود» و بلافاصله اضافه میکرد: «البته هیچ چیز هم پیدا نمیشود!» اکنون که به آن هفت سال باز میگردم از صمیم دل خوشحالم که در آن ساختمان آجریِ قرمز رنگِ دوراهی قلهک چيزي گم نکرده و بسياري چيزهاي خوب یافتهام.
حسن نمكدوست تهراني
پاورقی ها
1- ماشاءالله شمس الواعظین در یکی از برنامههای صدای آمریکا از پایهگذاری روزنامهنگاری نوین ایران به دست جلال آل احمد، مصطفی مصباحزاده و رحمان هاتفی و تداوم سنت آنان سخن گفته و خود را پيرو مكتب آنان دانسته است. برخلاف نظر او، این سه، فارغ از ضعفها و قوتهایشان، باني مكتبي نبودند و در روزنامهنگاري حرفهای پس از انقلاب ردي از خود برجاي نگذاشتند. اساساً رويكرد آنها به مطبوعات نميتوانست مروج روزنامهنگاري نوين و حرفهاي باشد. باید نشست و در این باره مفصل گفت وگو کرد.
2- در روزهای تلخ قتلهای زنجیرهای، آلودگی هوا نفس کشیدن را سختتر كرده و سبب فرد و زوج شدن تردد اتومبيلها شده بود. صبا گزارشی مفصل نوشت و تیتر زد: «از خانه بیرون نیایید، هوا پس است!» نوشتة صبا را باید خواند و تسلط بر زبان فارسی را دید.
3- به همین خاطر وقتی یکی از گزارش های پیام امروز با نام «گروه گزارش» جایزه نخست را در جشنوارة مطبوعات گرفت، عمید نائینی در مراسمی خودمانی جایزه را بهحق به بهنود داد.
4- کمال آقایی با دقت تمام روزنامهها و مجلهها را میخواند و همین او را در تحریریه به یک مرجع تبدیل کرده بود.
5- با وجود تمام این دقتها دو سه بار مرتکب اشتباه فاحش شدیم. یکی چاپ عکس فردی به جای امیرفرشاد ابراهیمی و دیگری چاپ عکس جوانی طرفدار فوتبال به جای دانشجویی معترض.
6- از نظر علينژاد انتشار بهموقع مجله يك اصل بود. وقتي كار طولاني ميشد ميگفت: يكي پيدا شود و اين جنازه را دفن كند! دربارة پيچيدگيهاي مطالب مردد باقي نميماند، درست تصميم ميگرفت و كار را تمام ميكرد.
7- بهنود سوای کار سنگینی که در تحریریه داشت (یک قلم آن نوشتن نزدیک به 40 گزارش خواندنیِ مجلس) نقش اصلی را در طراحی دست کم 30 روجلد پیام امروز داشت.
