19 خرداد 1389
سخنراني تصنعي پيام را منتقل نمي كند
شايد كمتر كسي بداند كه هادي خانيكي در كنار مشاغلي چون سردبيري روزنامه كيهان در سال 67 تا مدير كلي مركز اموزش رسانه و عضويت در شورای اجرایی کمیسیون ملی یونسکو در ایران، نوشتن بخش زيادي از سخنراني هاي محمد خاتمي ريس جمهور سابق ايران را بر عهده داشته است.
سخنراني در اجلاس جامعه اطلاعاتي ژنو، سخنراني محمد خاتمي در سازمان ملل و بسياري از سخنراني هاي محمدخاتمي در داخل ايران را اين استاد ارتباطات دانشكده علامه نوشته است. خودش اصرار دارد كه اين سخنراني را محصول يك كار جمعي بوده و محمدخاتمي نيز نه از روي ضعف بلكه براساس اعتقاد به كار جمعي از مشاورانش مي خواسته تا او را جهت نوشتن سخنراني هايش ياري كنند.
هرچند هيچ رئيس جمهور يا مقام مسئولي را در جهان به سبب آنكه سخنراني نويس دارد، مذمت نمي كنند. چرا كه نوشتن سخنراني خود يك حرفه است و پيچيدگي هاي خود دارد. با هادي خانيكي بعد از يك روز پر مشغله در دانشگاه علامه در مورد سخنراني نويسي گپ زديم.
***
چقدر این ضرورت وجود دارد که مقامات مهم سیاسی قبل از اینکه وارد یک میتینگ سیاسی یا يك نشست شوند، برايشان سخنراني نوشته شود؟
میتینگ سیاسی به دلیل ترکیب مخاطبانش با هر اجتماع دیگری تفاوت دارد به دليل اینکه در میتینگ سیاسی مخاطبان در فضایی قرار می گیرند که هم در آنجا انتظار پيامهاي عقلاني دارند و هم در یک فضای هیجانی و عاطفی هستند و طبیعتا باید به فکر تهییج عواطف و احساسات هم بود.سخنرانی در یک میتینگ ویژگی اش این هست که هم تغییر اطلاعات و دانش را هدف دارد و هم تغییر نگرش و رفتار را . به تعبیر دیگر در میتینگ سیاسی انتظاری که از سوی برنامهریزان میتینگ و سخنران می رود این است که به تغییر کنش منجر شود نه اینکه فقط نظر یا اطلاعاتش عوض شود.
چنین ماهیت و بافت دوگانه ای آیا با یک گفتار بهتر تامین می شود یا با یک نوشتار؟
طبیعتا یک سخنرانی که نوشته شده باشد و همان جور که در یک نشست آرام علمی،اداری و اجرایی بیان می شود طبیعتا از آن جنس نیست.به عبارت دیگر خیلی رسمی نیست و هر چقدر به لحاظ شکل از رسمی بودن فاصله بگیرد و گفت و گویی تر شود موثر تر است.
برخی معتقدند کسی که سخنور خوبی هست دلیلی ندارد برایش سخنرانی نوشته شود و همه چیز متکی می شود به دانش در زمان خودش.
طبیعتا در یک میتینگ سیاسی سخنی که گفته میشود باید یک پیام کانونی داشته باشد. معلوم باشد این حرف اصلی که گفته می شود چیست. طبیعتا برای رسیدن به این نقطه کانونی این یک فرایندی را طی می کند در شکل درستش این است که قطعا مبتنی و متکی است بر تولیدات و تلاش های اندیشه ای يك جمع باشد. به عبارت ديگر يك در جمع این نظر ها را می دهند که اين اجتماع چه هست و مخاطبانش چه گروه هایی هستند و ما چه انتظاری از آنها داریم.اینها باید در یک فرایند کار جمعی به انجام برسد که علی القاعده باید تدوین شود و تدوين شدنش به دو گونه است. یک نوعش این است که به متني تبدیل می شود که در اختیار سخنران قرار می گیرد و گونه دیگرش تعیین محور ها، تیتر ها و عناوین اصلی است که به آنها پرداخته شود.سخنران هم یا تیترها و عناوین را می گیرد و در جمع میپروراند یا متن مکتوب را به صورت شفاهی و سخنرانی در آنجا عرضه و ارائه می کند.
طبیعتا در یک میتینگ سیاسی از روی نوشته صحبت کردن و از زبان بدن استفاده نکردن به توفیق نمي رسد.سخنران به لحاظ تکنیک یا فن ارتباطی باید بتواند با مخاطبان انبوه خودش ارتباط بگیرد و در جاهایی تایید و نظر آنها را بگیرد چون صحبت در میتینگ به عبارتی ارتباط شفاهی است.
اگر بخواهیم وارد آسیب شناسی این فضا بشویم، رئیس جمهور ايران را از اين نظر در چه جايگاهي ارزيابي مي كنيد؟
بسته به ویژگی های آن مقام مسوول است.اینکه او به کار جمعی عقیده دارد؟کار کارشناسی را اساسا قبول دارد و کارشناس هایی که برای این کار انتخاب می کند چه کسانی هستند و اساسا جزء توانایی های یک مقام مسوول می داند که از تجربه،دانش و خرد دیگران استفاده کند یا اینکه فکر می کند کار هرچه قدر فردی تر باشد درخشندگی بیشتری خواهد داشت.
اگر سخنرانها به هیجان ها یا جلب هیجان های عمومی اکتفا می کند که این هم یک برد همیشگی ندارد یک برد محدودی دارد.برخورد های پوپولیستی و عامه گرایانه که می تواند به قول باختین برخورد های کارناوالی و خاشیه ای باشد،طنز باشد، جوک باشد، لطیفه باشد،اینها تا جایی برد دارد و بعد از آن در قالب کنشکر ،مقام مسوول و روشنفکر نمی تواند تاثیر گذار باشد.
انتقادی که به آقای احمدی نژاد وارد هست این است که در گفتارشان از کلماتی استفاده می کنند که وقتی به زبان دیگری برگردانده می شود بی معنا می شود و این نشان دهنده این است که ایشان به مخاطبان بين المللي توجه نکرده اند،آیا به نظر شما این انتقاد وارد است؟
به نظر من باز هم باید ببینید که سخنران هدف تاثیر گذاری بر مخاطبانش در آنجا دارد یا می خواهد صحبتش بیشتر مصرف داخلی داشته باشد. اگر در پس زمینه توجه بر جنبه های داخلی باشد، دیگر سخنران به این توجه نمی کند که سخنانش چقدر در مجامع بين المللي مورد توجه قرار می گیرد.
یا ممكن است شالوده شکنی جزو اهدافی باشد که آقای رئیس جمهور دنبال میکند و بر این اساس طبیعتا واژگان و حتا مفاهیمی را به کار می برد که ممکن است در آنجا مفهومی نداشته باشد و به نظر من هم از نظر سیاسی و هم تخصصی این رویکرد قابل نقد است.
رئیس جمهور علی القاعده نبایدد وارد یک نشست رسمی شود که نشست به هم بخورد اگر عده ای گوش نکردند و رفتند،این موفقیت رئیس جمهور نیست.در اینجا رئیس جمهور یک اپوزیسیون و مخالف نیست،تريبون را از طريق رسمی به دست آورده است.به میزانی که تایید حضار را در آنجا بگیرد موفق است اما اگر این هدفش نیست می تواند شرکت نکند و دلایلش را بگوید یا دعوت را نپذیرد و رسما اعلام کند اما وقتی رفت باید در نظر بگیرد که در یک زمینه رسمی سخن می گوید و کلامش باید با آن ویژگی ها بسازد. موفقیتش در گرو این است که هر چه بیشتر تایید مخاطبانش را داشته باشد و این پیش نیازش این است که نطق باید سنجیده نوشته شود مشاوران باید آن محیط را بشناسند و پیشنهادات واقعی باشند.
برخي از كارشناسان معتقدند كه آقای احمدی نژاد در نشست های داخلی موفق بوده اند اما در نشست های خارجی مانند دوربان و دانشگاه شيكاگو موفق نبوده است؟
این نوع برخورد ها در جامعه بین المللی از نظر من هم قابل نقد است. اين رویکردهای عامه گرایانه و خود را در جایگاه مخاطب قرار دادن و با زبان او صحبت کردن در کوتاه مدت می تواند برای تهییج و بسیج عواطف موثر باشد اما به تدریج که سطح آگاهی در جامعه بالاتر می رود انتظار از آن بخش استدلالی و بخشی که منتهی به خرد جمعی می شود، بیشتر می شود.وقتی پیام در معرض نقد قرار می گیرد و رسانه های رقیب هم هستند که می تواند آن را نقد کنند و می توانند بگویند آمار و رقم هایی که گفته می شود درست است یا نیست به عبارتی وقتی پیام در جامعه متکثر می شود و منابع پیام متکثر می شوند، میزان توفیق این نوع برخورد ها را در داخل هم حتا در دراز مدت کم می کند.
شما سخنراني هاي بسياري را براي محمد خاتمي نوشتيد. آيا آماری از سخنرانی هایی که نوشتید دارید؟ مهمترين سخنراني هايي كه نوشتيد، چه بوده است؟
آقای خاتمی نه تنها در موضع رئیس جمهور، بلکه در موضع صاحب نظر یا متفکر و حتی آن زمانی که مسوولیت هایی در قالب وزیر داشتند،از جمله ویژگی های فکری و اجرایی ایشان این بود که خیلی به عقل جمعی بها می دادند. نحوه برخورد آقای خاتمی بااینجور مسائل این بود که مسئله را مطرح می کردند، در این جمع و معمولا بحث می شد و نظرهایی مطرح ميشد و به محورهایی می رسید که بسته نمي شد این موضوع باز می شد و همین مسئله را به جمعی منتقل می کردند که فکر کنند.این حلقه بازتر می شدو نهایتا این موضوعات به خود خاتمی بر می گشت و بعد خود آقای خاتمی هم در حایی مطرح ميکردند. من نمی توانم بگویم که هیچ نشستی باشد که خود خاتمی از این نشست یادداشت هایی برنداشه باشد و جمع بندی هایی نکرده باشد البته ویژگی کم نظیری هم که ایشان دارد هم تسلط های گفتاری و هم تسلط های نوشتاری ایشان است.خود ایشان اهل قلم است.آقای خاتمی در توان ارتباط با مخاطبان، موقعیت ممتازی دارد.ولی نهایتا این بود که خیلی از متن ها را خود ایشان می نوشت و اگر وقت داشته باشد از همه مشاورانشان بهتر می نوشت. من هم به خاطر نزدیکی که به ایشان داشتم،گاهی این متن ها را تهیه می کردم.جامعه اطلاعاتی ژنو، بعضی صحبت هایی که در یونسکو یا در سازمان ملل،البته دوستان دیگری هم بودند منتها این تهیه کردن در واقع تولید انحصاری کسی نبود.
در جهان كسي را به خاطر داشتن سخنراني نويس مذمت نمي كنند. براي باراك اوباما جان فورو 27 ساله سخنراني مي نويسد
آقای خاتمی مصرف کننده این تولید نبود و نقش انفعالی نداشت.آقای شیراک این کار رابرایشان دخترش انجام می داد و حوزه تخصصی دخترش هم همین بود.این کار را نه ضعف مسوول می دانستند و نه اینکه هر کسی بتواند آن را انجام دهد.آقای خاتمی جزء حرمت هایی که برای مخاطبانش قائل بود،در جاهایی از روی نوشته صحبت می کرد.در واقع من برای شما این احترام را قائلم که قبلا فکر کردهام نه اين كه در راه مي امدم اين به ذهنم رسيد.
در فضای انتخاباتی امروز كداميك از سخنراني ها را پسنديد؟
من بیانه ای که آقا موسوی بعد از ثبت نامش در وزارت کشور خواند را کار موفقی می دانم.کوتاهی این پیام،نوشته بودنش و خود موقعیت پیام در انتقال آن خیلی موثر بود چون پیام موثر از نظر متخصصان ارتباطات به زمان و به مکان بستگی دارد و اینكه توسط چه کسی گفته شود که بهتر شنیده شود.تاثیر این نوع سخن گفتن آقای موسوی به نظرم تاثیر گذار است همانجور که ثبت نام آقای خاتمی در سال 80 با خواندن غزلی از حافظ و گریه ای که تصنعی نبود.به طور مثال خیلی از بازدیدهای سرزده ای که می بینید دوربین آماده است و انعکاسش خیلی وسیع است و این سرزده بودن چون با تصنع همراه بوده پیام را منتقل نمي کند.انتقال پیام توسط سخنران در مجلس رسمی و غیر رسمی متفاوت است اما این تفاوت یک امر فطری و بدیهی نیست و دانش و تخصصی لازم است و باید حاصل فکر جمعی باشد.
اینکه سخنران نوشته اش را حفظ کند چه قدر با از رو خواندن تفاوت دارد؟
حفظ کند به معنای اینکه حس کند خیلی خوب است اما اگر حفظ کند خیر.کاری را من در يونسکو دیدم و ظاهرا از جمله کارهایی بود که دخترآقای شیراک به ایشان توصیه کرده بود و هیچ گاه نمي دیدید که از روی متن بخواند مثل کاری که گویندگان خبر انجام می دادند.دو صفحه با زاویه 45 درجه در کنار تریبون قرار دارد که هم درشت است و هم شیراک گاهی به راست نگاه می کند و گاهی به چپ و مخاطب نمي بيند که از روی متن می خواند.ارجاع به متن هر چه کمتر معلوم شود در جمع هایی که به خصوص به احساسات متکی است بیشتر و بهتر تاثیر گذار است.
نظر شما در مورد پیام نوروزی باراك اوباما چيست؟ او به مانند بوش پيام مكتوب صادر نكرد، بلكه به صورت تصويري بود و در ظاهر از روي نوشته هم نمي خواند؟
در خود این پیام ها شما اینکه در واقع باید با مخاطبتان ارتباط برقرار کنید.این ارتباط برقرار کردن از اینکه گاهی به ضرب المثلی رجوع می کنید و گاهی به چیز دیگری که در فرهنگ ما هست.در فرهنگ ما مثلا شعر نوعی منطق دانسته می شود شاید این در فرهنگ دیگری نباشد.مثلا اینکه آقای اوباما تبریکش را به فارسی گفت و این ميتواند در ارتباط گرفتنش موثر باشد.ظرف و مظروف همیشه باید با هم بسازند و متناسب با نیاز ها و خواسته های مخاطبان بتوانید سخن کانونی را صادقانه متنقل بکنید.
در ارتباطات سیاسی،تکیه روی اعتماد و صداقت مهمترین نقش را دارد یعنی هم اعتماد اجتماعی و هم اعتماد سیاسی.در همین انتخابات اخیر اگر از من بپرسید،می گویم یکی از عوامل مهم ارتباط که فقط کلام نیست،نمادها و نشانه ها هم مهم است.آقا موسوی در خیلی از میتینگ ها در کنار خانم رهنورد ظاهر شده و حتی در خیلی جاها خانم رهنورد سخنی حتی نگفته است بلکه به عنوان زنی متفکر و اندیشمند در کنار او آمده و خود این نمادی بوده که دال بر خیلی حرف ها بوده،بی کلام حرف زده.این در کنار کلام قرار میگیرد و موثر است.
منبع روزنامه کلمه سبز
19 خرداد 1389 1:04 قֽظֽ