[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

20 فروردین 1390

آزاد هستم چون خودسانسوری می کنم

بحث های موافقین و مخالفین کار کردن برای روزنامه مشایی را خواندم. لب کلام موافقین مشکلات معیشتی و روزنامه نگاری حرفه ای بود و اینکه ادمها طبق اعلامیه حقوق بشر آزادند. مشکلات معیشتی و اقتصادی به جای خود قابل درک است. هرچند تاریخ روزنامه نگاری ایران کم از این دوره ها نداشته و این برای اولین بار نیست که چنین فضایی شکل می گیرد.


در بسیاری از این ایام روزنامه نگاران فراوانی بوده اند که تغییر شغل داده اند و سراغ کارهای دیگر رفته اند. از شغل های مرتبط فرهنگی نظیر ویراستاری کتاب، روابط عمومی، تدریس بگیرید تا شغل های غیر مرتبط مانند بنگاه معاملات ملکی تا فروشندگی لباس. بنابراین در همه اعصار و زمانها روزنامه نگارانی بوده اند که سعی کرده اند تا با تغییر شغل کار بهتری از نظر درآمداقتصادی برای خود فراهم کنند. آنهایی که به دنبال معشیت بهتر هستند قطعا روزنامه نگاری را انتخاب نمی کنند و می توانند سراغ کارهای دیگر بروند. اما آنهایی که می مانند و روزنامه نگاری را دوست دارند، احتمالا عشق و اشتیاق فراوانی دارند. به نظرم کمتر پیش می اید که روزنامه نگار حرفه ای باشی و کاری غیر از روزنامه نگاری پیدا نکنی.


در بدترین شرایط هم کارهایی پیشنهاد می شود که لزوما مطبوعاتی نیستند اما مرتبط به حرفه روزنامه نگاری هستند. به طور مثال یه شرکت خصوصی در زمینه بافت های فرسوده از من درخواست کرد که برایشان بولتنی در این خصوص در بیاورم که در سطح یک منطقه از تهران با تیراژ ده هزارنسخه منتشر می شود و به رایگان در اختیار شهروندان قرار می گیرد. نظیر چنین کارهایی و همچنین ایجاد ستادهای خبری نیز فراوانند. بنابراین اگرچه مشکل معیشت قابل درک است اما با معیشت نمی توان کار کردن در روزنامه مشایی را توجیه کرد.


مسئله دوم «روزنامه نگاری حرفه ای» است که با هیچ چسبی نمی توان آن را به کار کردن در روزنامه مشایی چسباند. در تعریف یک روزنامه نگار حرفه ای اگرچه موضوع کار کردن با معیارها و اصول یکسان خبرنویسی آمده اما سوال اینجاست که ایا نوشتن یک خبر با معیارهای حرفه ای در هر روزنامه ای یکسان است؟ آیا اگر یک روزنامه نگار حرفه ای همه معیارهای نوشتن یادداشت را فراهم کند می تواند یادداشتش را در هر روزنامه ای چاپ کند چون اصول یادداشت نویسی را رعایت کرده است؟


آیا نویسندگانی که به طور مثال در گاردین مطلب می نویسند به روزنامه دیلی میرور هم مطلب می دهند؟ آیا توماس فریدمن ستون نویس نیویورک تایمز می تواند مطلبش را در روزنامه نئومحافظه کار واشینگتن تایمز کار کند؟ پر واضح است که خیر. بنابراین در این زمینه اگر کسی عقاید موافق یا همسو با دیدگاه اقای مشایی نداشته باشد نمی تواند در چنین روزنامه ای کار کند مگر این که دیدگاه های خودش را سانسور کند و سعی کند مطابق ذهن و نظر خود را مطابق دیدگاه سیاستگذاران تطبیق کند.


در واقع اینجا خود به خود سومین بهانه یا توجیه هم لوث می شود. اگر کسی اعلامیه حقوق بشر را مثال می آورد و معتقد است چون آزاد است می تواند برود در روزنامه مشایی کار کند باید توجه داشته باشد که بهای این آزادی را باید با خودسانسوری و آزاد نبودن در چاپ دغدغه های ذهنی خودش پرداخت کند. بنابراین این آزادی دچار پارادوکسی عجیب است. انهایی هم که برای خودسانسوری مثال روزنامه های دیگر را می زنند باید به این نکته توجه داشته باشند که مفهوم خودسانسوری ذهنی است.


ممکن است شما در روزنامه شرق یا روزگار مجبور باشید 30 درصد خود را سانسور کنید تا باورهای ذهنی خودتان را چاپ کنید اما با همان باورها در روزنامه وطن امروز یا روزنامه مشایی مجبور با خودسانسوری تا 80 درصد هستید. البته در مثل مناقشه نیست و این اعداد فرضی و نسبی هستند اما مفهوم این است که نمی توان روزنامه نگاری حرفه ای را با کار کردن برای روزنامه ای که ممکن است دیدگاه سردمدارش را قبول نداشته باشید توجیه کنید.


جمله جالبی از محمد قائد نویسنده و روزنامه نگار:اين اندرز كه قلمزن مطبوعات به اندازۀ توريست ِ خوش‌خلق بيطرف بماند و درگير موضوعها نشود كمی زيادی شيك و بلكه غيرعملی است.

20 فروردین 1390 1:07 بֽظֽ | TrackBack
Comments
Post a comment






URL:


Remember personal info?








linkdoni.com