[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

14 دی 1389

دلتنگی

دلم برای نوشتن تنگ شده، برای وبلاگ نویسی، برای روزهایی که این وبلاگ رونق داشت و مطالبی که این گوشه آن گوشه لینک می خورد و دیده می شد. لابد می گویی خب بنویس چه مرگت است؟ راستش به برخی از دوستانم که این روزها پر گو شده اند حسودی ام می شوم. آن روزها به هردلیلی کمتر می نوشتند و این روزها با فراغ بال می نویسند.


اما من باید برای نوشتن هیی هرچند ساده ملاحظه هزار و یک چیز بکنم و به چند نفر هم نشان دهم که فلانی بیا و ببین یک وقت چیزی ننوشته باشم که به کسی بر بخورد یا برایم دردسر درشت شود. این است که دیگر قیدش را کلا زده ام. خسته شدم از ملاحظه و هزار جور خود سانسوری. به همین خاطر اینجا کمتر می نویسم یا اصلا نمی نویسم.


البته من که نویسنده سیاسی هستم و نه دنبال نوشتن درباره سیاست هستم، اما حوصله ملاحظه ندارم، ملاحظات من ممکن است لزوما آدمهای سیاهی هم نباشند، ممکن است یک استاد دانشگاه باشد، یک گزاره فرهنگی باشد، یک باور نادرست باشد، اما حوصله کل کل کردن با این و آن را ندارم.به همین دلیل نمی نویسم. اما دلم تنگ شده تشنه نوشتن شدم، اما از این آب نمی نوشم.


امروز دوستی برای مصاحبه پایان نامه اش آمد، موضوعش آینده روزنامه نگاری ایران در بیست سال آینده بود. سعی کردم آینده ای که ترسیم می کنم واقع بینانه باشد، اما به تلخی گرایید. این دوست گفت که برخی اساتید آینده را و پر امید توصیف کردند اما شما نا امید هستید،گفتم من نیز خوشبینانه و در اوج دوران رونق مطبوعات وارد این حرفه شدم، اما امروز مثلا با استعفای احمد غلامی از روزنامه شرق آیا می توانم از امیدواری سخن بگویم؟

14 دی 1389 4:40 بֽظֽ
Comments

مخابرات سودآور به بهایی بی ارزش بدون فکر سلیم مثلا خصوصی سازی شد و خریداران آقای مدیرعامل را که مسبب این ارزان فروشی بیت المال بود را با پاداش 300 میلیون تومانی و حقوق ماهیانه 36 میلیون تومانی تشویق و تقدیر کرد . خریداران که هیچ پول یا اعتباری ندارد با جیبهای خالی شروع به فروش ساختمانهای مخابرات و خودروها و تجهیزات و برداشت از حقوق کارمندان مخابرات کرده تا بتوانند اقساط خرید ارزشمند و ارزان بهای خود را به دولت پرداخت کند یعنی با قسمتی از اموال خرید شده اقساط را پرداخت کرده و باقی سود و اموال را بین خودشان تقسیم کنند . معلوم نیست چگونه یک دولت حاضر میشود اموال بیت المال مسلمین را که سود فراوانی را هم برایش داشته حراج میکند ؟

Posted by: at 14 دی 1389 5:26 بֽظֽ

این وبلاگ جزو اولین وبلاگ هایی بود که می خوندم و نظر می دادم. سیاسی ننویس. به شخصه تشنه ی روزانه نوشت ها هستم ازایران. از زندگی نرمالت. از پسر داریت، از ترافیک شهر. ولو یک خط. اینطوری قلمت نمی شکنه و تو حاشیه نمیره گرچه به میل تو هم نمی نویسه

Posted by: علی at 20 دی 1389 11:29 قֽظֽ
Post a comment






URL:


Remember personal info?








linkdoni.com