20 اردیبهشت 1390
اینطوری روزنامه نگار شدم
از صفحه اخر روزنامه بنیان نشانی رو پیدا کردم، ته یه کوچه بن بست توی خردمند جنوبی بود، یه گزارش اجتماعی درباره ازدواج نوشتم( الان که فکرشو می کنم شرمم میاد از اون گزارش) گرفتم دستم و رفتم دم در، مصطفی تاج زاده از روزنامه زد بیرون و سوار رنو اش شد.
دربونه گفت چی کار داری. گفتم یه گزارش اوردم برای سرویس اجتماعی. زنگ زد بالا و گفت گزارشتو می دم بخونن اگه خوششون بیاد چاپ می کنن. هر روز می رفتم روزنامه می خریدم اما از گزارشم خبری نبود تا اینکه یه گزارش دیگه نوشتم در مورد اینترنت و اینکه جوانهای ایرانی چه استفاده ای ازش می کنن. گزارشمو بردم، این دفه که دربونه زنگ زد گفت برو بالا. رفتم بالا دیدم یه گوشه ابراهیم نبوی نشسته، یه گوشه عیسی سحرخیز، توی یه اتاق هم مسعود بهنود نشسته بود و داشت مطلب می نوشت.
راهنمایی ام کردم یه خانومی اونجا بود به اسم سحر نمازی خواه که دبیر اجتماعی روزنامه بود. گزارشمو خوند سرسری و گفت می تونی هرهفته یه ستون در مورد اینترنت بدی؟ من من کنان گفتم بله درحالی که در پوست خودم از چنین پیشنهادی نمی گنجیدم گفت می خوام که در مورد رفتار اجتماعی آدمها در اینترنت بنویسی.
بعدش منو حواله داد به ابراهیم نبوی. داور بهم پیشنهاد کرد که با ادمها در یاهو مسنجر چت کنم و بنویسم. اول خیلی به نظرم پیشنهادش مسخره اومد اما نتیجه کار علی بود. بهم گفت که گاهی خودش مثلا با جنسیت دختر با پسرها چت می کنه. خانم نمازی خواه گفت که بابت هرستون بهم هفت هزار تومن میده.اسم ستونم رو گذاشتم «چت» که هر یکشنبه در صفحه اجتماعی چاپ می شد. این اولین کار حرفه ای ام بود که در مقابلش پول دریافت کردم. اون ستون بازخوردهای فراوانی داشت و برام هردفه ایمیل می اومد، اما طعم شیرین اولین کار حرفه ای چندان دوام پیدا نکرد و روزنامه توقیف شد.
اون موقع نه پارتی داشتم و نه کسی رو تو مطبوعات می شناختم. خواستم بگم گذشتمو از یاد نبردم و دلم خیلی تنگ شده برای روزنامه نگاری
3 اردیبهشت 1390
مشعوفم از کاریابی
توی یکی دو سال اخیر حداقال به بیش از ده نفر کمک کرده ام که برای خودشون در فضای رسانه ای ایران کار پیدا کنند. پیدا کردن کار در رسانه ها در وضعیت موجود کار راحتی نیست. تعداد خبرنگاران بسیار زیاد است و به طور معمول صاحبان رسانه ترجیح می دهند به جای استفاده از افراد با تجربه سراغ آماتورها بروند تا حقوق کمتری بپردازند. این وسط چه بسیارند کسانی که سابقه بیش از ده سال همکاری با رسانه های مختلف را دارند اما کاری پیدا نمی کنند.
در این مدت سعی کرده ام که کمی منظم تر برای دوستان کار پیدا کنم. هراز گاهی دوستان می گویند که فلان جا نیاز به خبرنگار دارد یا مثلا من بیکار شده ام کاری سراغ نداری؟ در این مدت سعی کردم با استفاده از ابزار رسانه های اجتماعی اگهی های کار را جمع کنم و دسته بندی کنم در یک ایمیل از طرف دیگر از دوستان خواسته ام که پروفایل خودشون رو برایم بفرستند تا آنها را در یک ایمیل دسته بندی کنم. اینجوری اگر کسی دنبال کار بگردد فوری می روم سراغ سی وی ها و بسیار سریع می توانم در میان ادمها جستجو کنم.
قصد دارم سایتی نیز در این زمینه راه اندازی کنم. هدفم پول درآوردن نیست. اما حداقل این سایت باید بتواند خرج خودش را در بیاورد و افراد عادت کنند که مبلغی برای پیدا شدن کار بپردازند. فعلا روزنامه نگاران انقدر تنبل هستند که سی وی مختصری از فعالیت های خود نیز ندارند. ولی سعی می کنم در اینده نزدیک سایتی در این زمینه راه بیندازیم. ممنون میشوم سی وی یا پروفایل کاری خودتون رو برایم بفرستید تا بتوانم پروفایل منظمی و مرتبی تدارک ببینم
پروفایل خود را به نشانی زیر بفرستید
mos.ghajar{@}gmail.com
20 فروردین 1390
آزاد هستم چون خودسانسوری می کنم
بحث های موافقین و مخالفین کار کردن برای روزنامه مشایی را خواندم. لب کلام موافقین مشکلات معیشتی و روزنامه نگاری حرفه ای بود و اینکه ادمها طبق اعلامیه حقوق بشر آزادند. مشکلات معیشتی و اقتصادی به جای خود قابل درک است. هرچند تاریخ روزنامه نگاری ایران کم از این دوره ها نداشته و این برای اولین بار نیست که چنین فضایی شکل می گیرد.
در بسیاری از این ایام روزنامه نگاران فراوانی بوده اند که تغییر شغل داده اند و سراغ کارهای دیگر رفته اند. از شغل های مرتبط فرهنگی نظیر ویراستاری کتاب، روابط عمومی، تدریس بگیرید تا شغل های غیر مرتبط مانند بنگاه معاملات ملکی تا فروشندگی لباس. بنابراین در همه اعصار و زمانها روزنامه نگارانی بوده اند که سعی کرده اند تا با تغییر شغل کار بهتری از نظر درآمداقتصادی برای خود فراهم کنند. آنهایی که به دنبال معشیت بهتر هستند قطعا روزنامه نگاری را انتخاب نمی کنند و می توانند سراغ کارهای دیگر بروند. اما آنهایی که می مانند و روزنامه نگاری را دوست دارند، احتمالا عشق و اشتیاق فراوانی دارند. به نظرم کمتر پیش می اید که روزنامه نگار حرفه ای باشی و کاری غیر از روزنامه نگاری پیدا نکنی.
در بدترین شرایط هم کارهایی پیشنهاد می شود که لزوما مطبوعاتی نیستند اما مرتبط به حرفه روزنامه نگاری هستند. به طور مثال یه شرکت خصوصی در زمینه بافت های فرسوده از من درخواست کرد که برایشان بولتنی در این خصوص در بیاورم که در سطح یک منطقه از تهران با تیراژ ده هزارنسخه منتشر می شود و به رایگان در اختیار شهروندان قرار می گیرد. نظیر چنین کارهایی و همچنین ایجاد ستادهای خبری نیز فراوانند. بنابراین اگرچه مشکل معیشت قابل درک است اما با معیشت نمی توان کار کردن در روزنامه مشایی را توجیه کرد.
مسئله دوم «روزنامه نگاری حرفه ای» است که با هیچ چسبی نمی توان آن را به کار کردن در روزنامه مشایی چسباند. در تعریف یک روزنامه نگار حرفه ای اگرچه موضوع کار کردن با معیارها و اصول یکسان خبرنویسی آمده اما سوال اینجاست که ایا نوشتن یک خبر با معیارهای حرفه ای در هر روزنامه ای یکسان است؟ آیا اگر یک روزنامه نگار حرفه ای همه معیارهای نوشتن یادداشت را فراهم کند می تواند یادداشتش را در هر روزنامه ای چاپ کند چون اصول یادداشت نویسی را رعایت کرده است؟
آیا نویسندگانی که به طور مثال در گاردین مطلب می نویسند به روزنامه دیلی میرور هم مطلب می دهند؟ آیا توماس فریدمن ستون نویس نیویورک تایمز می تواند مطلبش را در روزنامه نئومحافظه کار واشینگتن تایمز کار کند؟ پر واضح است که خیر. بنابراین در این زمینه اگر کسی عقاید موافق یا همسو با دیدگاه اقای مشایی نداشته باشد نمی تواند در چنین روزنامه ای کار کند مگر این که دیدگاه های خودش را سانسور کند و سعی کند مطابق ذهن و نظر خود را مطابق دیدگاه سیاستگذاران تطبیق کند.
در واقع اینجا خود به خود سومین بهانه یا توجیه هم لوث می شود. اگر کسی اعلامیه حقوق بشر را مثال می آورد و معتقد است چون آزاد است می تواند برود در روزنامه مشایی کار کند باید توجه داشته باشد که بهای این آزادی را باید با خودسانسوری و آزاد نبودن در چاپ دغدغه های ذهنی خودش پرداخت کند. بنابراین این آزادی دچار پارادوکسی عجیب است. انهایی هم که برای خودسانسوری مثال روزنامه های دیگر را می زنند باید به این نکته توجه داشته باشند که مفهوم خودسانسوری ذهنی است.
ممکن است شما در روزنامه شرق یا روزگار مجبور باشید 30 درصد خود را سانسور کنید تا باورهای ذهنی خودتان را چاپ کنید اما با همان باورها در روزنامه وطن امروز یا روزنامه مشایی مجبور با خودسانسوری تا 80 درصد هستید. البته در مثل مناقشه نیست و این اعداد فرضی و نسبی هستند اما مفهوم این است که نمی توان روزنامه نگاری حرفه ای را با کار کردن برای روزنامه ای که ممکن است دیدگاه سردمدارش را قبول نداشته باشید توجیه کنید.
جمله جالبی از محمد قائد نویسنده و روزنامه نگار:اين اندرز كه قلمزن مطبوعات به اندازۀ توريست ِ خوشخلق بيطرف بماند و درگير موضوعها نشود كمی زيادی شيك و بلكه غيرعملی است.
14 دی 1389
دلتنگی
دلم برای نوشتن تنگ شده، برای وبلاگ نویسی، برای روزهایی که این وبلاگ رونق داشت و مطالبی که این گوشه آن گوشه لینک می خورد و دیده می شد. لابد می گویی خب بنویس چه مرگت است؟ راستش به برخی از دوستانم که این روزها پر گو شده اند حسودی ام می شوم. آن روزها به هردلیلی کمتر می نوشتند و این روزها با فراغ بال می نویسند.
اما من باید برای نوشتن هیی هرچند ساده ملاحظه هزار و یک چیز بکنم و به چند نفر هم نشان دهم که فلانی بیا و ببین یک وقت چیزی ننوشته باشم که به کسی بر بخورد یا برایم دردسر درشت شود. این است که دیگر قیدش را کلا زده ام. خسته شدم از ملاحظه و هزار جور خود سانسوری. به همین خاطر اینجا کمتر می نویسم یا اصلا نمی نویسم.
البته من که نویسنده سیاسی هستم و نه دنبال نوشتن درباره سیاست هستم، اما حوصله ملاحظه ندارم، ملاحظات من ممکن است لزوما آدمهای سیاهی هم نباشند، ممکن است یک استاد دانشگاه باشد، یک گزاره فرهنگی باشد، یک باور نادرست باشد، اما حوصله کل کل کردن با این و آن را ندارم.به همین دلیل نمی نویسم. اما دلم تنگ شده تشنه نوشتن شدم، اما از این آب نمی نوشم.
امروز دوستی برای مصاحبه پایان نامه اش آمد، موضوعش آینده روزنامه نگاری ایران در بیست سال آینده بود. سعی کردم آینده ای که ترسیم می کنم واقع بینانه باشد، اما به تلخی گرایید. این دوست گفت که برخی اساتید آینده را و پر امید توصیف کردند اما شما نا امید هستید،گفتم من نیز خوشبینانه و در اوج دوران رونق مطبوعات وارد این حرفه شدم، اما امروز مثلا با استعفای احمد غلامی از روزنامه شرق آیا می توانم از امیدواری سخن بگویم؟
18 مرداد 1389
ببخشيد كه حوصله نداشتم
امروز داشتم با دوستم درباره روزخبرنگار و پيامك هاي تبريك جماعت خبرنگار حرف مي زدم. پيامك هايي پر از ياس و نااميدي و اخرش يه تبريك.
فلسفه اين تبريك صنفي چيه؟ بذارين وضعيتي رو كه الان در مطبوعات حاكم هست براتون شرح بدم، خودتون قضاوت كنين ببينين جاي تبريك گفتن باقي مي مونه؟
اينكه يه عده از دوستان خبرنگار حاضرن تحت هر شرايطي روزنامه نگاري كنن. البته انگيزه ها فرق مي كنه. يه عده حاضرن به خاطر اينكه اسمشون توي چشم باشه و سابقه روزنامه نگاري براي خودشون دست و پا كنن، يه عده به خاطر مشكلات مالي، يه عده به خاطر اينكه كار ديگه اي بلد نيست.
اما به چه قيمتي اين عده حاضرن توي روزنامه ها كاركنن؟ حتي اگه چند ماه حقوق نگيرن؟ حتي اگه بهشون بي احترامي بشه؟ حتي اگه ازشون مدرك سوپيشينه بخوان؟ حتي اگه براحتي و با كوچكترين بهانه اي اخراج بشن؟ حتي اگه از طبيعي ترين امكانات مثل بيمه شدن توسط كارفرما محروم باشن؟ حتي اگه هيچ قرارداد كاري نداشته باشن؟
اينها باعث شده تا هميشه كارفرما دست بالا بشه. اگه بهش بگي كه اين رقم كمه، مي دونه كه صد نفر ادم اين بيرون در وايساده و حاضره بياد تو. ماها حتي مثل بناها اتحاد نداريم. بنا و نقاش و كابينت ساز از يه قيمتي پايين تر نمياد، چون مي دونه كه در نهايت به نفع خودش نيست. بنا قيمت رو نمي شكونه و حاضر نيست اگه دستمزدش روزي 20 تومن باشه با 10 تومن بياد كار كنه. اما خبرنگارها اين كار رو مي كنن. با كمترين حقوق حاضرن كار كنن با 200 تومن با 300 تومن. بنابراين كارفرما نمياد براي يه خبرنگار 800 تومن هزينه كنه، چون مي دونه كه كلي خبرنگار بيكار هست.
اين وسط ما شاهد افت كيفي مطالب روزنامه ها و نشريات هستيم. دوستان بسياري خارج از كشور رفتن، جاي خالي اونها رو خبرنگاراني با تجربه هاي كمتر و آموزش هاي ناكافي پر كرده اند. در وسط بيش هر چيز خلا صنفي احساس ميشه. انجمن صنفي كه كلا تعطيل شد.
جماعت خبرنگار پشت هم نيستن، هيچ تشكل و عامل وحدتي بينشون وجود نداره. خبرنگارها اين روزها بي پناه تر از هميشه هستن. واقعا نمي دونم كه توي وضعيت براي چي و به چه دليل بايد روزخبرنگار رو تبريك بگم و پيامك بزنم. چون فكر مي كنم خبرنگاري كه نمي تونه حق خودشو بگيره، نمي تونه دم از ازادي، ازادگي و دفاع از مظلوم بزنه، چون خودش يه جورايي داره بهش ظلم ميشه
من رو ببخشيد كه جواب پيامك هاتون رو ندادم، ببخشيد كه پيامك نزدم، ببخشيد كه حوصله نداشتم.
25 تیر 1389
حادثه زاهدان خبر اول است نه خبر سوم!
ماجراي تلخ بمبگذاري در مسجد جامع زاهدان ديشب اتفاق افتاد. امروز ظهر منتظر بودم تا ببينم رسانه ملي درباره اين خبر چه مي گويد منتظر ماندم گاهي مي زدم كانال پنج تا تصاوير فيلم مسخرهاي را نگاه كنم كه ماري بزرگ و دراز دنبال ادم ها مي كرد
واقعا غير حرفه اي و غير اخلاقي بود كه چنين حادثه اي در خبر سوم كار شود. هيچ توجيهي پذيرفته نيست، با كار كردن به عنوان خبر سوم ما نمي توانيم از ابعاد منفي حادثه بكاهيم و جوري نشان بدهيم كه انگار حادثه اي كوچك و كم اهميت تر اتفاق افتاده است.ضمن اينكه بي اهميتي يك رسانه به چنين حوادثي كه تعداد زخمي هاي ان از صد نفر فراتر رفته و نزديك 30 كشته داشته باعث بي اعتمادي مردم منطقه سيستان و بلوچستان مي شود انها منتظرند واكنش هاي رسمي را ببيند و اطلاعات بيشتري در مورد چرايي ماجرا پيدا كنند. در واقع بي اهميت جلوه دادن اين خبر يك جور بي احترامي به ساكنان و مردم شريف سيستان و بلوچستان بود كه در اين حادثه دردناك و تروريستي عزيران خود را از دست دانند.
از همه بدتر اينكه پوشش غير حرفه اي چرايي اين حادثه است. اينكه هنوز مشخص نيست كه اين حادثه چرا و چگونه اتفاق افتاده بلافاصله كارشناس صداوسيما آن را به ماجراي شهرام اميري ربط ميدهد.اقاي حسن عابديني از جمله كارشناساني است كه من سالهاست وبلاگ خوبش را در زمينه اموزش مسائل رسانه ها به خصوص تلويزيون مي خوانم از ايشان تعجب مي كنم كه چرا خود را در جايگاه تحليلگر سياسي نشانده است. او يك مدرس و تحليلگر حوزه رسانه است. اقاي عابديني در حالي كه نهادهايي مثل وزارت امورخارجه و وزارت اطلاعات صلاحيت اظهار نظر در اين زمينه را دارند شما چرا خودتان را جاي انها مي نشانيد.ثانيا مگر در صداوسيما كارشناس سياسي ديگري پيدا نمي شود كه شما بدون هيچ گونه مدرك و سندي اين ماجرا با مسئله شهرام اميري ربط مي دهيد؟
بهتر بود در اين زمينه صدا و سيما از نهادهاي امنيتي و يا دولتي درخواست مي كرد كه آنها در مورد اين حادثه تروريستي نظر دهند.
18 اردیبهشت 1389
روزنامه توقیفی مدرسه شد
خواب دیدم وارد حیاط روزنامه شدم، حیاط خلوت بود و کسی آنجا نبود، وارد راهرو که شدم صدای ادمها در راهرو پچیده بود، چند کودک از در یک اتاق بیرون آمدند. روزنامه توقیف شده تبدیل شده بود به یک مدرسه ابتدایی. یادم نمی اید دخترانه بود یا پسرانه و یا حتی مختلط. در خواب اصلا تعجب نکردم. رفتم در یکی از اتاقها را زدم، یکی از خبرنگاران روزنامه که به نظر می رسید معلم بود با دبیر مدرسه که نسرین تخیری بود چانه می زد که فلان کلاس را به او بدهد. انگار هر کسی مسئول و دبیر یک بخش از مدرسه بود. سیستم جالبی داشت این مدرسه. توی خواب فکر کردم که به نسرین پیشنهاد بدهم که کلاس تاریخ را بدهد به من.
عناصر مرتبط با خواب
چندی پیش یکی از استادان ارتباطات گفت چرا نمی روید و مجوز یک مدرسه غیرانتفاعی را بگیرید
جمعه متوجه شدم که یکی دوستان نزدیک و شریف که اتفاقا از اهالی اینترنت است در مدرسه ای درس می دهد.
اوائل هفته با یکی از دوستان که چندماهی ازش بیخبر بودم چت کردم و گفت در مدرسه ای معلم شده.
یکی از دوستان روزنامه نگار که کاملا فضای رسانه ای را رها کرده و شغل شریف معلمی را انتخاب کرده است.
دوسال پیش تابستان در یکی از دبیرستانها تاریخ صفوی درس دادم. پیشتر در یک دبیرستان روزنامه نگاری درس داده بودم.
حالا اگر دوست دارید تحلیل کنید.
شباهت های مدرسه و روزنامه
شباهت های روزنامه نگاری و معلمی
شباهت مخاطبان و کودکان دبستانی
شباهت های روزنامه توقیفی و تحصیل
15 اردیبهشت 1389
تحلیل مصاحبه احمدی نژاد و استفانوپولوس
این روزها که بحث اقامت بن لادن در ایران داغ شده و حتی برخی از رسانه های خارجی این مسئله را مطرح می کنند ، توجه شما را به بخشی از مصاحبه جورج استفانوپولوس جلب می کنم که این شایعه را با محمود احمدی نژاد مطرح کرده است.
اولین نکته جالب اینجاست که روزنامه گاردین این مسئله را محتاطانه و در وبلاگ خود مطرح کرده است، چرا که اساسا سند و مدرک قطعی برای آن وجود ندارد. اما روزنامه ای مانند دیلی تلگراف به راحتی خبر آن را منتشر کرده است. این مسئله به تفاوت دیدگاه دو روزنامه در پرداخت عینی خبر بر می گردد.
نکته دوم شیوه سوال و جواب این گفتگو است که می تواند مورد استفاده دانشجویان روزنامه نگاری و خبرنگاران داخلی قرار بگیرد که چگونه احمدی نژاد پاسخ می دهد و مصاحبه گر چگونه تلاش می کند تا بتواند لااقل یک کلمه به عنوان برگ برنده در پایان مصاحبه بگیرد. در واقع آخرین سوال یک مصاحبه می تواند به جای جمله های کلیشه ای که ایا حرفی برای پایان ندارید با سوال در مورد یک موضوع بحث انگیز تمام شود. معمولا این سوال در ته مصاحبه می آورند که اولا طرف مقابل اگر به هردلیلی مصاحبه را تمام کرد، اصل مصاحبه و سوالهای اصلی انجام شده باشد. از سوی دیگر اگر این ریسک بگیرد و طرف مقابل نکته ای بگوید یا گاف دهد که خوشا به حال مصاحبه گر. البته این تحلیل برپایه محتوا است و من تصویر این مصاحبه را ندیدم که بتونم زبان بدن هردوطرف رو تحلیل کنم. قضاوت در مورد برنده و بازنده مصاحبه با خودتان
استفانوپولوس: اگر شما بدانید که اسامه بن لادن در تهران بوده، ایا بن لادن به رسم مهمانوازی آن جا بوده؟ آیا او را اخراج کرده اید؟ یا دستگیر شده است؟(به مصاحبه شونده القا می شود که به نوعی حضور بن لادن را بپذیرد)
احمدی نژاد: شنیدم که بن لادن در واشینگتن است (مصاحبه شونده بدون تکذیب و تایید سعی می کند جواب را اصطلاحا فوروارد کند، به بیان دیگر کیش شدن در شطرنج را با کیش کردن طرف مقابل پاسخ می دهد.)
استفانوپولوس: نه نشنیدی (مصاحبه گر سعی می کند بی مدرک بودن گفته وی را یادآوری کند و اینکه خونسردی خود را از دست نداده است.
احمدی نژاد: شنیدم، اواینجاست. زیرا او همکار سابق بوش بوده، در حقیقت اونها در روزگار قدیم با هم همکار بوده اند. شما می دونی اینو که اونها با هم در تجارت نفت بودند. بن لادن هرگز با ایران همکاری نکرده در صورتی با بوش همکار بوده (مصاحبه شونده سعی دارد استدلالهای خود را برای ادعایش کامل کند و مصاحبه گر را کاملا از رسیدن به جوابی که می خواهد ناامید کند. )
استفانوپولوس: یعنی به طور کامل تکذیب می کنید که الان بن لادن در تهران است؟ او نیست؟ بن لادن الان در تهران نیست؟ (مصاحبه گر با تکنیک تکرار سوال سعی می کند تا طرف مقابل را دستپاچه کند و او را به سمت بلی یا خیر سوق دهد)
احمدی نژاد: خاطر جمع باش که در واشینگتنه، من فکر می کنم به احتمال زیاد او اینجاست (مصاحبه شونده ادعای خود را تکرار می کند)
استفانوپولوس: با شما موافق نیستم ممنون از وقتی که به ما دادید. (مصاحبه گر با آن که اصولا نباید قضاوت شخصی کند، اما به نظر می رسد که به نوعی به تله مقابله به مثل افتاده و مصاحبه را تمام می کند)
تکمیلی:ترجمه فصل «تکنیکهای مصاحبه» از کتاب «مصاحبه برای روزنامهنگاران» نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
31 فروردین 1389
روزنامه نگار محبوب، روزنامه نگار خطرناك
از تو مي پرسد شغلت چيست؟ ميگويي خبرنگاري، كمي دور و بر خودش را نگاه ميكند و آهسته به تو ميگويد كه خطرناك نيست و تو ميماني كه ايا دو واژه خبر و خطر مترادف شدهاند؟ يا خبرنگار با خطرناك!
شبكه سوم سريال پخش ميكند، افسرآگاهي در سريال ميگويد: اه خسته شدم از دست اين خبرنگارها و تو ميماني كه دو واژه خبرنگار و فضولي با هم مترادف شده اند؟
گرچه تاريخنويسان مطبوعات مي گويند كه همواره اينگونه بوده و خواهد بود. خبرنگار در همه جا فضول، سمج و خطرناك است. اما در روزگاري نه چندان دور، خبرنگار مشهوري در مطبوعات بود كه هواخواه داشت وعاشق پيشه. از اين گفتن و از او امر كردن.
دست و دلش مي لرزيد براي تكان تكانهاي قملش. كرنش را وظيفه ميدانست و چاكري را در حق روزنامهنگار تمام كرده بود.
حكايت شيفتگي و دلداگي بود ميان خواننده و نويسنده. اين داستان سالهاي سال ادامه داشت تا آن كه روزنامهنگار را حكايت ديگري آمد. او بار سفر بست و براي هميشه ترك وطن كرد.
بين عاشق و معشوق هزاران كيلومتر فاصله افتاد. عاشق تلفن را بر ميداشت و ياد ايام گذشته را ميكرد. ياد كرشمههاي قلمش و ياد به گوش جان شنيدنها
اما هرچه محبوب را مي جست كمتر مييافت. هرچه او را پي ميگرفت، نشاني از او نبود. روزنامهنگار در دنياي ديگري بود و احوال ديگري داشت.
تا انكه عاشق جستن را به كناري نهاد و با دلي اندوهبار و قلبي شكسته، خاطرهاش را در بيتي خلاصه كرد و در جلوي داشبورد تاكسي مسافركشياش نصب كرد.
تحصيل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب اين فضايل
***
26 آبان 1388
سه گانه ماندگاري روزنامه نگار
گاهي اوقات كه حالم از همه چي گرفته ميرم پيش قاضي زاده. اون بهم انرژي مي ده و ادمو براي يه مدت شارژ ميكنه. يادم نمي ره كه هميشه بهم مي گه كه روزنامهنگار با سه چيز زنده است. «سفر، كتاب، فيلم» اين سهگانه پيشرفت و ترقي يك روزنامه نگار است.
پارسال باهاش مصاحبه كردم در مورد شهرت روزنامه نگاري و اينكه خيلي ها به خاطر شهرت روزنامهنگار مي شن. قاضي زاده مي گفت كه وقتي روزنامه نگار ننويسه، شهرتش از بين مي ره. در واقع روزنامهنگار وقتي زنده است كه مينويسه و وقتي ننوشت ميميره.
هفته پيش شيده لالمي مطلبي نوشت با عنوان روزنامهنگار مي مانيم و به يادم آورد مصاحبه با قاضيزاده را كه دو نفري انجام داديم و او از رواج خبرهاي كلامي گفت. معضلي كه او هشدار داده بود و امروز دامن همه رسانهها و مطبوعات را گرفته است.
همه اين ها را گفتم تا شايد بهانه اي باشد براي خواندن مطلبي تازه از علي اكبرقاضي زاده در مورد كليشههاي روزنامه نگاري. كليشههايي كه امروز در مطبوعات و رسانه ملي فراوان به چشم ميخورد. اين مطلب را بايد ورزشيها بيشتر بخوانند. چرا كه بسياري از عبارات كليشهاي و غلطهاي مصطلح ذكر شده در اين مطلب به حوزه روزنامهنگاري ورزشي بر ميگردد.
24 آبان 1388
گفتگوكننده نبايد مترسك باشد
ديشب كه نشست خبرنگاران مطبوعات با ضرغامي را نگاه ميكردم، اين نكته توجهم را جلب كرد كه همه خبرنگاران حاضر در نشست جوان بودند. لابد ميگوييد اينكه بد نيست. در همه روزنامهها و خبرگزاريها جوانان كارمي كنند. اما به نظرم اين انتخاب طراحي شده بود.
اگر به تصاوير دقت مي كرديد، ديده ميشد كه هنگامي كه ضرغامي كارنامه كاري خود را براي خبرنگاران تشريح مي كند، آنها تند و تند مشغول نوشتن هستند. كاملا مشخص بود كه لابهلاي حرفهاي ضرغامي، اينسرت هايي از واكنشهاي خبرنگاران به كار گرفته شده است.
سروته اين نشست، بازسازي وجهه صداوسيما براي مردم بود. اما بافت يكدست جوان خبرنگاران در نشست با ضرغامي اين سوال را در ذهن زنده مي كرد كه چرا آنها و با اين اختلاف سني براي گفتگو با ضرغامي انتخاب شده اند.
مگر در تحريريههاي روزنامهها روزنامه نگاران بالاتر از 30 سال وجود دارد. ايا منعي براي حضور افراد با سن بالاتر وجود داشته؟
هنگامي كه مصاحبه كننده بسيار جوان در مقابل رياست يك سازمان عريض و طويل دولتي قرار ميگيرد. خود به خود جايگاه خود را پايينتر ميبيند و حتي دچار خودسانسوري ميشود. به همين دليل است كه نميتواند آنطور كه بايسته يك خبرنگار است، سوال بپرسد. مجبور حرف خود را در هزاران لفافه بپيچد. به نظرم مديران مسئول روزنامهها و سردبيران نبايد اجازه مي دادند كه خبرنگارانشان اين چنين دست و پابسته و عصا قورت داده باشند.
ضرغامي از راديو گفتگو گفت و از وضعيت امروزين آن انتقاد كرد. چندوقت پيش كه به طور اتفاقي به راديو گفتگو گوش مي كردم، حالم گرفته شد. حالم از اين همه عقب نشيني گفتگوكننده بهم خورد. ياد مصاحبه ام با رئيس سابق راديو گفتگو افتادم و خبري كه در همين وبلاگ به نقل از نيويورك تايمز نقل كردم و اينكه راديو گفتگو قرار بود كه فضايي حداقلي براي اپوزيسون باشد و فضاي بازتري به نسبت ساير شبكهها و راديوهاي صداوسيما داشته باشد.
اما اكنون راديو گفتگو تبديل به راديويي بي خاصيت و مجيز گو شده كه با گذشته نسبتا خوب خود فاصله گرفته است. به نظرم خواندن خواندن گفتگوي سايت تابناك با اسماعيل ميرفخرايي براي هر روزنامه نگاري واجب است. او از سختي هاي مصاحبه مي گويد و از اينكه گفتگو كننده نبايد مترسك آدمهاي بالادست باشد. تجربيات ميرفخرايي را بايد همه ما، كاركنان صداوسيما و رسانهها ديگر به كار ببنديم.
چند جمله طلايي اسماعيل ميرفخرايي تهیه کننده و مجری برنامههای چالشی و علمی رادیو تلویزیون:
•اگر میبینید که بسیاری از مجریان و گفتوگو کنندههای برنامههای امروز موفق نمیشوند برای این است که یک گوشی در گوششان است و یکی آن طرف به آنها میگوید این را بپرس و آن را نپرس.
•متأسفانه در کشور ما، به دلیل اقتدارگرایی رسانه گفتوگو کننده به صورت عروسک درمیآید.
•به تازگی ما دیدیم سیاستمداران ما مینشینند روبهروی مصاحبه کنندگان معروف آمریکایی و بازی را بر هم میزنند. از نظر آنها آقای احمدینژاد باخت، چون بازی را بر هم زد و آقای احمدینژاد هم فکر میکند موفق شده چون دوبار به پرسش گفتوگو کننده پاسخ نداد.
•بسیاری از مجریان ما گمان میکنند در این نوع مصاحبهها اگر دانش قبلی هم نداشتند مهم نیست و میتوانند با سر هم کردن یکسری جملات که حاصل دانستههای پراکنده و اندک آنهاست، گفتوگو را جمع کنند و به نظر خودشان کار حرفهای هم همین است.
•متأسفانه هماکنون در رادیو تلویزیون ما، گفتوگوها طوری پیش میرود که گفتوگو شونده احساس میکند زورش بیشتر از گفتوگو کننده است.
•بسیاری از مسئولان وقتی در تلویزیون مینشینند با مردم صادق نیستند، چون قدرت دارند و میتوانند به رئیس رادیو تلویزیون بگویند که گفتوگو کننده جسورش را اخراج کند.
•بیشتر مجریان رادیو تلویزیون محدودیتهای موجود را دلیل محکم عدم موفقیت خود در اجرای برنامههای چالشی عنوان میکنند، گویی این محدودیتها بهانهای شدهاند برای توجیه ناکارآمدیها.
•در دستگاه دولتی انتقاد کم اتفاق میافتد، در حالی که سیستم باید درک کند که دوران دولتی بودن تمام شده است.
•رادیو تلویزیون باید با علم و آگاهی تک چرخ بزند، وگرنه آقای «بی.بی.سی» و صدای آمریکا در این وضعیت، میآید معلّق هم میزند. از چشم اسفندیار تو استفاده میکند، خبرهایی را که تو نگفتی یا نصفه گفتی آن گونه که خود میخواهد میگوید و مشتری ات را هم میگیرد.
•ما هم باید به تدریج راه را باز کنیم، وگرنه شرایطی مثل امروز اتفاق میافتد که رادیو تلویزیون ما هزینههای هنگفت میکند، سریالهایی را میسازد، ولی مردم میآیند سریال و فیلمشان را اینجا میبینند و بعد اخبار را از آن طرف گوش میکنند.
•بله چون خودت تنها بودی و رقیب نداشتی، درجا میزنی؛ بنابراین، باید کار سیاسی را یک جایی متوقف کنی و به برنامه سازت اعتماد داشته باشی و به او اجازه مانور بدهی و بگذاری ترفندهایش را بکار گیرد.
10 اردیبهشت 1388
روزنامه نگار سركار نمي رود!
مطلب از اين قرار است كه حاجي واشنگتن مطلبي به طنز درباره ستادهاي خودجوش حمايت از احمدي نژاد در واشنگتن مي نويسد و سايت هاي معتبري چون تابناك، خبرنامه اميركبير و روزنامه هاي جمهوري اسلامي و آفتاب يزد آن را منتشر مي كنند.
بايد به هوش و ذكاوت حاجي واشنگتن در خلق چنين مسئله اي تبريك گفت، اما اصل موضوع بسيار تاسف انگيز و قابل ملاحظه است. اينكه يك عده به عنوان خبرنگار و روزنامه نگار در سايت هاي انلاين و روزنامه هاي چاپي كار مي كنند و چنين گاف هاي معلومي مي دهند.
متاسفانه اين از ضعف سيستم رسانه اي و اطلاع رساني ماست كه هركسي را بدون آموزش و تجربه كافي به مطبوعات و سايت هاي خبري راه مي دهد. تنها چيزي كه در اين ميان اهميت ندارد، دانش روزنامه نگاري است. يك خبرنگار و روزنامه نگار اگر اين كار را به صورت تئوريك فراگرفته باشد و سپس آن را چاشني تجربه اي چند ساله كرده باشد به خوبي مي داند كه موضوع «چك كردن منبع»يكي از حياتي ترين نيازهاي كار خبري است.
يك روزنامه نگار در مواجهه با چنين خبري ابتدا براي آن دو منبع معتبر پيدا مي كند. اگر در سايت ها نشاني پيدا نمي كند، بايد تماس بگيرد با سرنخ هاي ماجرا و ببيند كه ايا اين مسئله حقيقت دارد يا خير؟ يك روزنامه نگار بايد قدري هم تماس داشته باشد و كمي مثلا دو اسم «رضا براهني» و «محمود احمدي نژاد» را كنار هم بگذارد و بعد ببيند كه ايا مي تواند رابطه اي بين اين دو اسم متصور شود؟
يك روزنامه نگار مي تواند براي سرنخ خبرهاي خود به وبلاگ ها مراجعه كند، اما نمي تواند خبري از آنها منتشر كند، مگر آنكه منابع تاييد شده اي براي آن دست پاكند.
متاسفانه اين اشتباهات اين روزها نقل محافل خبري شده و باعث خنده و تمسخر كاربران اينترنت(ماجراي روي كين و احمدي نژاد را بياد اوريد) در صورتي كه عادي شدن چنين پديده هايي به واقع خطرناك است. واقعا تاسف انگيز كه اين روزها رسانهها چوب حراج به اعتبار خود زده اند. آيا نبايد رسانه ها در جذب نيروهاي خود به عامل دانش تئوريك و تجربه توجه كنند؟ ايا هر كسي به صرف سواد خواندن و نوشتن مي تواند خبرنگار و روزنامهنگار باشد؟اين سوالها را صدالبته بايد مديران رسانه اي پاسخ دهند كه سعي دارند با حقوقي اندك افرادي را به استخدام درآورند كه دانش روزنامه نگاري ندارند تا دست آخر چنين فجايعي رخ دهد.
با تيتر حاجي واشنگتن موافق نيستم كه مي گويد كه روزنامه نگارها را سركار گذاشته است. روزنامهنگار سر كار نمي رود، ممكن است روزنامه نگار بي دقتي كند و يا اشتباهي را سهوا مرتكب شود، اما چنين اشتباهات فاحشي را نمي توان به روزنامه نگاران نسبت داد. كساني كه با چنين دانشهاي اندكي در سايتها و روزنامهها كار ميكنند را نمي توان روزنامهنگار و يا حتي خبرنگار ناميد.
9 بهمن 1387
در جستجوی بی طرفی، سرگردانیم
بی بی سی ورلد از انتشار آگهی کمک به قربانیان غزه سر باز زد. استدلال بی بی سی این است که انتشار این آگهی ممکن است مخاطبان را در بی طرفی بی بی سی به اشتباه بیندازد . منتقدان می گویند که اولا این آگهی حمایت از زنان و کودکان بی گناه و غیر نظامی است، در ثانی مردم خودشان تشخیص می دهند که کدام رسانه بی طرفی را رعایت می کند.
ITV و شبکه 4 تلویزیون بریتانیا از تصمیم قبلی خود منصرف شدند و اکنون این آگهی را پخش می کنند. اما بی بی سی و شبکه اسکای بر سر تصمیم خود ماندند و این آگهی را پخش نکردند.
استدلال اعتراض کنندگان این بود که مالیات مردم بریتانیا بخشی از بودجه بی بی سی را تامین می کند، به همین علت آنها تنها معترض بی بی سی شدند و با سایر شبکه ها کاری نداشتند.
این ماجرای نقض بی طرفی فارغ از اینکه بی بی سی درست می گوید یا سازمانهای خیریه بریتانیا، بسیار جالب است. چرا که امروزه "بی طرفی" به عنوان یکی از پایه های اصول اخلاقی روزنامه نگاری به حساب می آید و میزان تاثیرگذاری یک رسانه نسبت مستقیمی با بی طرفی یک رسانه دارد.
این مسائل البته در تلویزیون دولتی و رسانه های دولتی محلی از اعراب ندارد. در کلاس کارشناسی ارشد یکی از مدیران سابق خبرگزاری ایرنا به عنوان استاد مهمان حضور یافته بود که از خبرگزاری ایرنا به عنوان "خط مقدم جنگ رسانه ای" یاد می کرد. البته شخصا مشکلی با این مسئله ندارم و معتقدم که یک رسانه دولتی و یا حزبی اساسا کارش جنگ رسانه ای است و ایرادی هم به این قضیه وارد نیست.
اما به همین نسبت این رسانه ها نمی توانند در طبقه متوسط تحصیلکرده تاثیر بگذارند، چرا که آنها اعتماد خود به این رسانه ها از دست داده اند و سعی می کنند منابع خبری خود را از میان منابع مستقل و خصوصی برگزینند.
البته در ایران کنونی رسانه خصوصی نیز محلی از اعراب ندارد، تعداد منابع معتبراینترنتی نیز اندک است و مخاطبان هر روز در جستجوی رسانه ای تازه، با نگاهی متفاوت و صد البته بی طرف می گردند.
26 مرداد 1387
آیا کسی از پکن این وبلاگ را میخواند یک جواب به ما بدهد؟
عجب حس بدی است شمردن مدالهای چین و تماشای دروکردن مدالهای شنا، توسط فلپس آمریکایی. معلوم نیست بر سر کاروان ورزشی ایران چه آمده که اینطور ناتوان از مدال گرفتن، یکی پس از دیگری شکست می خورند. قبل از بازیها تنها به مدال طلای حمید سوریان در فرنگی و احسان حدادی در پرتاب دیسک امید داشتم اما با حذف این دو قهرمان جهان، به هیچ کس برای کسب مدال طلا امیدی ندارم.
معلوم نیست آنجا بر سر ورزشکاران ایرانی چه آمده است. ایکاش یک خبرنگار در یک وبلاگ از اوضاع کاروان می نوشت و اینکه چرا شرایط روحی ورزشکاران ایرانی تا این اندازه خراب است. صداوسیما که یک ایل خبرنگار به پکن فرستاده هم در اطلاع رسانی کوتاهی می کند. در روزهای گذشته به غیر از خبرهایی که از شبکه های خارجی دریافت می شود، گزارشی از حاشیه و تمرینات ایرانیان تهیه نمی شود. بر روی خروجی خبرگزاریها نیز خبری از کاروان ایران نیست و تنها در اخباری کوتاه نتایج ورزشکاران ایرانی ذکر می شود.
قبل از المپیک برای تهیه یک گزارش به اکادمی ملی تنیس روی میز رفتم و در آنجا متوجه شدم که سرمربی تیم ملی پینگ پنگ به پکن نمی رود و به جای ایشان دبیر فدراسیون راهی المپیک شده است. در خبری هم خواندم که کاروان ایران تنها یک ماساژور در المپیک دارد. حال این سوال مطرح می شود که به جای ماساژور، فیزیوتراپ و مربی چه کسانی همراه کاروان ایران به المپیک رفته اند و آنجا چه می کنند؟
هنگامی که ورزشکاران ایرانی مسابقه می دهند در بسیاری از موارد صدای تماشاگران ایرانی شنیده نمی شود و معلوم نیست که تماشاگران ایرانی کجا هستند؟ به نظر شما آیا تماشای والیبال ساحلی و شنای زنان را به تشویق ملی پوشان ایرانی ترجیح داده اند؟ یا مسئولان ایرانی زمینه را تهیه بلیط مسابقات فراهم نکرده اند؟دبیر کمیته ملی المپیک گفته 8 میلیارد تومان هزینه ورزشکاران ایرانی شده است به نظر شما ثمره این هزینه میلیاردی، کسب حتی یک مدال هم نیست؟
روانشناس برای ترمیم روحیه
ورزشکاران ایرانی
23 مرداد 1387
مدل ريش دغدغه ملي

اين ماجراي مدل ريش هم براي خودش داستاني در فوتبال ايران شده است. پس از آنكه فدراسيون فوتبال به برخي بازيكنان ليگ برتر اخطار داد كه مدل ريشهاي خود را اصلاح كنند، اين مسئله با واكنش بازيكنان از جمله سياوش اكبرپور روبرو شد. او در جواب رسانهها گفته:«هروقت علي دايي ريشش را اصلاح كند، من هم ميكنم»از سوي ديگر علي دايي در واكنش گفته:« ريش من هم نه لنگري است و نه چيز ديگري. من هشت، نه سال است كه چنين ريشي را گذاشتهام. نه سبيلم را زدهام و نه كار ديگري انجام دادهام. همه مي دانند كه ريش من با اميرآبادي و اكبرپور خيلي تفاوت دارد.»
اين عكس البته نشان ميدهد كه ريش اين دو تفاوت چنداني ندارد و تنها ريش علي كمي سفيدتر است. در مقابل حجتالاسلام محمد عليپور يكي از اعضاي سازمان ليگ در مورد ريش مهدي اميرآبادي گفته است:«اگر اميرآبادي سبيل بگذارد،از نظر ما مشكلي نخواهد داشت. به هر حال اين مشكلي است كه بازيكنان ما به وجود ميآوردند.البته اگر مي توانستيم به علي دايي هم اخطار ميداديم.»
جالب ميشد اگر يكي از نشريات ما به طور مثال"زندگي ايده آل"كه به مد ميپردازد، يك گزارش در مورد ريش بازيكنان فوتبال تهيه مي كرد و با عكس سير تحول مدل ريش آنها را شرح ميداد. مثلا زماني كه دايي كه سبيل ميگذاشت تا امروز.
اين مسائل به طور قطع در يك كشور توسعه يافته رخ نميدهد كه مسئولان مملكتي دغدغهشان ريش بازيكنان فوتبال باشد. اما اين چيزها خوراك نشريات عامه پسند خارجي است، واقعا ايران بهشت روزنامهنگاران(البته از نوع خارجي)است.
17 مرداد 1387
از روزهاي شيفتگي تا روزهاي سرخوردگي
ديروز با آقاي قاضي زاده در مورد اينكه چرا روزنامه نگار شده و روياي جوانهايي كه به اين حرفه علاقه مند ميشن مصاحبه كردم. مي گفت به خاطر متفاوت بودن با ديگران و البته شهرت روزنامهنگار شده اما به جوانهايي كه مي خوان روزنامه نگارشن توصيه كرد كه به خاطر ثرورت و محبوبيت وارد اين حرفه نشن.
بايد اعتراف كنم كه منم يه جورهايي از شهرت روزنامهنگاري خوشم مياد اما به قول با تجربههاي اين رشته تا وقتي كه هستي اسمتم هست و به محض اينكه ننويسي از يادها محو ميشي
براي روزنامه دنياي اقتصاد از جريان روزنامه نگار شدنم نوشتم اگه علاقه منديد ادامه مطلب رو بخونيد تا بفهميد چطوري روزنامه نگار شدم.
علاقه به نشريات با خواندن كيهان بچه ها و مجلات نوآموز و دانش آموز آغاز شد و بعدها با خواندن هفته گلآقا ادامه پيدا كرد. هفته نامه گلآقا سه شنبهها منتشر مي شد و نزديك مدرسه راهنمايي هيچ دكه روزنامه فروشي وجود نداشت. تنها يك زيرپلهاي سه متري، چهار خيابان آن طرف تر بود كه علاوه بر فروش آدامس و پفك، گل آقا نيز مي فروخت. مدرسه كه تمام ميشد تا آن جا را يك نفس ميدويدم كه مبادا گل آقا تمام شود و از اخبار آبدارخانه و احوال شاغلام و غضنفر بي خبر بمانم.
بعدها به خواندن نشريات ورزشي علاقه پيدا كردم و راه دبيرستان تا خانه را با خواندن روزنامه ابرارورزشي سپري مي كردم. در آن زمان به اين فكر افتادم كه براي نشريات ورزشي مقاله بنويسم. اما آنقدرها اعتمادبه نفس نداشتم و تصور ميكردم كه هيچ وقت مقالهام خوانده نميشود. اما سرانجام خودم را قانع كردم كه مقالهاي را با نامه بفرستم.
تنها اميدوار بودم كه نامهام خوانده شود و در روزنامه گفته شود كه به دستشان رسيده است. يك هفته بعد در كمال ناباوري مقالهام چاپ شد. آن روز از خوشحالي در پوست خودم نمي گنجيدم به همه دوستانم مقالهام را نشان دادم كه در بالاي صفحه همراه با عكس كار شده بود. پس از آن به طور منظم برايشان مقاله فرستادم اما خيلي زود ميل نوشتن در زمينه موضوعات ورزشي در موج دوم خرداد گم شد.
سال 76 خواندن نشريات ورزشي را به كناري نهادم و شروع به خواندن مطالب سياسي كردم. تقريبا همه روزنامهها ميخريدم. از روزنامه سلام، جامعه، توس، نشاط و عصرآزادگان. كم كم نشريات عصر هم اضافه شدند كه شاخصترين آنها آفتاب امروز بود. همه را يك به يك و با دقت ميخواندم. از ستون نويسندگان مشهور تا يك به يك خبرها و گزارشها. روزنامههايم را دوست داشتم و بدم ميآمد كسي از آن براي شيشه پاك كردن و يا كارهاي ديگر استفاده كند.
همه را به دقت جمع آوري و آرشيو ميكردم. علاقه به روزنامه نگاري باعث شد تا دو سال بعد در رشته علوم ارتباطات وارد دانشگاه شوم. همزمان با ورود به دانشگاه به دنبال كار كردن به سراغ نشريات عامه پسند و خانوادگي رفتم. تصورم اين بود كه كاركردن در روزنامه مهارت بسيار بالايي ميخواهد و من را نميپذيرند. پس از يك سطح پايينتر آغاز ميكنم و پس از يادگيري مهارتهاي روزنامهنگاري در دانشگاه، وارد روزنامهها خواهم شد. در جستجوي كار احتياج به پول هم داشتم و حاضر نبودم در نشريات عامه پسند افتخاري كار كنم. برخورد سرد آنها نا اميدم كرد اما سرانجام يكي از اين نشريات حاضر شد كه دستمزد بگيرم و برايشان مطلب بنويسم.
آنها دنبال كسي بودند كه فال هاي هفتگي برايشان بنويسد. به جاي فال پيشنهاد دادم كه برايشان تعبير خواب بنويسم. در حدود 30 كتاب كه در ميان آنها كتابهاي روانشناسي فرويد و يونگ بود، در زمينه تعبير خواب خواندم. شروع به نوشتن در زمينه تعبير خواب كردم و از خوانندگان خواستم تا خوابهايشان را بفرستند. مدتي نگذشت كه اين كار رونق گرفت و در ميان تعجب از سراسر ايران نامههاي فراواني دريافت كردم كه بيشتر دختران كم سن و سال بودند.
سال 79 همراه با توقيف دسته جمعي مطبوعات دوم خردادي بود. همان زمان خبرگزاري ايسنا به دنبال خبرنگار افتخاري ميگشت به ايسنا رفتم و مدتي نيز به صورت افتخاري در خبرگزاري ايسنا كار كردم. كار شدن خبرهايم در روزنامهها اين اعتماد به نفس را به من داد كه از رفتن به روزنامهها نترسم.
بنابراين نوشتن ستون تعبير خواب را به كناري نهادم و به دنباي روياي تحقق ورود به تحريريه روزنامهها به دفتر يكي از روزنامهها مراجعه كردم. در آن زمان نه دوستي، نه فاميلي و نه هيچ كسي كه پارتي ام براي ورود به روزنامه شود را نداشتم.
پس از توقيف دستهجمعي مطبوعات به سرعت روزنامه هاي جديد منتشر شدند. يكي از آنها روزنامه بنيان بود. گزارشي نوشتم و گفتم ميخواهم به دبير سرويس اجتماعي بدهم. گزارش را گرفتند و گفتند تلفن بگذار اگر خواستند با تو تماس مي گيرند. چند هفته بعد گزارش ديگري نوشتم. اين بار گفتند كه به تحريريه برو دبيرسرويس اجتماعي كارت دارد. آن روز بسيار خوشحال بودم.
براي اولين بار قدم در تحريريه يك روزنامه گذاشتم. همه آن نويسندگاني كه روزي مقالههايشان را ميخواندم از پلهها بالا و پايين ميرفتند. دبيرسرويس اجتماعي از سابقه كارم پرسيد و از مهارتهايم. وقتي از اينترنت صحبت كردم، به من گفت كه بسيار نياز دارند به كسي كه درباره اينترنت بنويسد. آن زمان در روزنامهها از اينترنت مطالب كمي در روزنامهها وجود داشت و روزنامهنگاران با اينترنت سروكار نداشتند.
از من خواسته شد كه در ستوني كه يك روز در ميان چاپ ميشود درباره تالارهاي چت و فضايي كه ايرانيان در آن سير ميكنند بنويسم. اين كار تا هفت ستون ادامه پيدا كرد اما موج توقيف مطبوعات همچنان ادامه پيدا كرد و نطفه كار در مطبوعات ايران با توقيف هاي مكرر بسته شد. از آن روزها نزديك به 9 سال ميگذرد اما ديگر نه نوشتن براي مطبوعات برايم جذاب است و نه خواندن مطالب آن. از آن روزهاي شيفتگي و جذابيت جز حسي مايوس كننده همراه با سرخوردگي و حسرت برايم باقي نمانده است.
1 خرداد 1387
خبرنگار گدای خبر نیست
برنامه نود این هفته صحنهای از درگیری لفظی میان محمود یاوری سرمربی تیم برق شیراز و یکی از خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان را پخش کرد که منجر به بیان الفاظ نامناسب و نادرست از سوی محمود یاوری علیه خبرنگاران شد. آقای یاوری خبرنگاران را «گدای خبر» خواند و خبرنگار صداوسیما نیز بر اینکه «گدای خبر» است تاکید کرد و آن را شغل خود خواند.
سپس عادل فردوسیپور مجری برنامه نود به صورت تلفنی با محمود یاوری به گفتوگو پرداخت و خبرنگاران را از «مظلومترین قشرهای جامعه» دانست.این سوال احتمالا در ذهن بسیاری از بینندگان مطرح شده که چه کسی مقصر است؟ خبرنگاری که خبر را گدایی میکند یا محمود یاوری که خبرنگاران را گدا خطاب میکند؟
در این زمینه باید ابتدا یک مسئله را روشن کرد. آیا تا زمانی که مصاحبهشونده اجازه گفتوگو نداده، خبرنگار حق روشن کردن دوربین و ضبط تصاویر را دارد؟
پاسخ این سوال روشن است، چرا که یکی از بدیهیترین اصول اخلاقی خبرنگاری است. خبرنگار برای هر نوع مصاحبه، از نوشتاری گرفته تا تصویری، مادامی که مصاحبهشونده اجازه ضبط نمیدهد حق ندارد و نباید دکمه قرمز را فشار دهد. متاسفانه به نظر میرسد که سازمان صداوسیما و بسیاری از نهادهای خبری در ایران فاقد اصول از پیش تعیینشده برای کار خبری هستند. این در حالی است که تقریبا Cade of Ethiics (مرامنامه اخلاقی و حرفهای) یکی از بدیهیترین احتیاجات هر نهاد خبری است. بسیاری از این اصول در همه جای جهان پذیرفته شده و مشترک هستند و به طور مثال گرفتن اجازه پیش از آغاز مصاحبه یکی از بدیهیترین اصول حرفهای است.
بنابراین هنگامی که محمود یاوری به هر دلیلی از جمله شکست تیمش تقاضای گفتوگو را رد میکند نمیتوان و نباید با دوربین روشن چنین صحنههایی را ضبط کرد و به مردم نشان داد؛ کاری که بارها در برنامه نود به نمایش درآمده و خلاف اصول اخلاقی است. به طور مثال همواره گفته میشود که خبرنگاران حق ندارند به مادری که داغدار از دست دادن کودکانش است، نزدیک شوند و از او در مورد غمش بپرسند. مصاحبه با بازیکنان و مربیان بلافاصله پس از پایان مسابقه نیز همین حالت را دارد.
مربی و بازیکن در اوج هیجان ناشی از نتیجه بازی است. مصاحبه گرفتن در این هنگام هیچ سودی جز ردوبدل شدن کلماتی ناخوشایند علیه داور، مربی و تیم حریف ندارد. عجیبتر آنکه همواره عادل فردوسیپور که مثالهایی از مقایسه فوتبال ایران با فوتبال روز دنیا میآورد آیا به این نکته اشاره میکند که در لیگ برتر انگلستان بلافاصله پس از پایان مسابقه، خبرنگاران شبکه SKY جلوی بازیکنان را نمیگیرند و در کنفرانس مطبوعاتی پس از مسابقه سرمربی و کاپیتان هر دو تیم برای مصاحبه میآیند؟
مسئله دیگر حریم خصوصی افراد است. نزدیک شدن فیزیکی به سوژه تا حد 50 سانت مجاز است و بیش از آن تعرض فیزیکی به مصاحبهشونده به حساب میآید. بنابراین قرار دادن دوربین جلوی صورت و یا نزدیکی بیش از حد به مصاحبهشونده خلاف اصول حرفهای است و باعث «سوءتفاهم» و به کار بردن کلمات ناخوشایند علیه خبرنگاران میشود. موضوعی که در برنامه نود این هفته رخ داد اولین بار نیست، اما همهگیر شدن این موضوع و ترفند «ضبط با دوربین روشن» باعث لکهدار شدن حیثیت خبرنگارانی میشود که به اصول اخلاقی و حرفهای کار خود پایبند هستند و خبر را گدایی نمیکنند. وظیفه خبرنگار گدایی خبر نیست.
وظیفه خبرنگار اطلاعرسانی منصفانه و شفاف و آشکار کردن حقیقت با رعایت عدالت است اما نه با هر قیمت و نه با رعایت نکردن اصول اخلاق حرفهای.
منبع روزنامه كارگزاران چهارشنبه اول خرداد87
حريم مصاحبه شونده را محترم بشماريم
21 فروردین 1387
روزنامه نگاران بدبخت
اين روزنامهنگارهاي ايراني آدمهاي بسيار بدبختي هستند. به قيمت كالاهاي اساسي نگاه كنيد و به تورمي كه دولت به 18 درصد آن اعتراف كرده است. همه چيز گران و گرانتر ميشود الا حقوق روزنامهنگاران كه افزايش دستمزدش بسيار اندك است و هيچ سنخيتي با نرخ تورم ندارد.
يادم هست كه 6سال پيش وقتي مي خواستم اولين حقوق حرفهاي را در روزنامه بنيان دريافت كنم، 7 هزارتومان بود. بابت نوشتن يك ستون در مورد "چت" و رفتار اجتماعي جوانان ايراني. حالا مقايسه بكنيد با امروز كه اگر يك جوان تازه كار بخواهد در روزنامه اي ستون بنويسد. چقدر بابت يك ستون به او پول ميدهند؟ فكر نكنم بيشتر از 15 هزارتومان بشود مثلا براي 700 كلمه. اين را مقايسه كنيد با هزينهها كه چه قدر گران شدهاند.
چند روز پيش يكي از دوستانم تماس گرفت، خبرنگاري باتجربه و مستعد براي كاري ميخواست. گفتم چه قدر ميهيد. گفت براي يك روز كامل 300 تا 350 هزارتومان و بدون بيمه! ديروز هم جايي بودم كه ميخواستند صفحات جديدي ايجاد كنند و درآوردن يك صفحه كامل روزنامه 40 تا 50 تومان ميدادند.
يادم هست كه براي همان روزنامه مذكور 4سال پيش صفحه كامل درآوردم و 30 تومان ميدادند. حالا خودتان حساب كنيد هزينه هاي چهارسال پيش را و پرداختهاي امروزي را. نميدانم در اين جريان يقه چه كسي را بايد گرفت؟ انجمن صنفي؟ وزارت ارشاد؟ سردبيران و مديران مسئول را؟ با هم بگرديم پرتغالفروش را پيدا كنيم.
دوستم احسان كه عكاس و مديرهنري است، درباره قيمتهاي عكاسي و صفحهبندي نوشته:
۵ سال پيش صفحه بندي كه مي كردم
به ازاي هر صفحه معمول ۵ هزار تومان مي گرفتم …
الان همين قدر مي گيرم …
۵ سال پيش به ازاي هر برنامه عكاسي ۱۰ تا ۱۵ پرداخت مي شد
الان نهايت ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان
اون زمان حقوق ماهانه ۴۰۰ هزار تومان مي گرفتم
الان ۴۵۰ هزار تومان
اون زمان به مديرهنري ماهانه ۵۰۰ هزار تومان داده مي شد
الان نهايت ۶۰۰ هزار تومان
البته قيمت موادغذايي و ساير احتياجات روزانه رو هم نوشته كه خواندنش رو توصيه ميكنم. اينجارو كليك كنيد
22 آبان 1386
ماهنامه سپیده دانایی غرفه برتر از نظر جلب بازدیدکننده
چهاردهمین نمایشگاه مطبوعات هم به پایین رسید. در گزارشی که برای زمانه نوشته ام سعی کردم به مسائل جالب نمایشگاه مطبوعات اشاره کنم. سال گذشته هنگامی که با دوستان خبرگزاری میراث فرهنگی صفحه ویِژه نمایشگاه مطبوعات را راه اندازی کردیم به عنوان غرفه برگزیده انتخاب شدیم. امسال هم با کمک دوستان موفق شدیم، ماهنامه سپیده دانایی به عنوان غرفه برگزیده از نظر جلب بازدیدکنندگان در میان نشریات لقب بگیرد.
31 مرداد 1386
مستند جنگاوري اديان از شبكه سيانان
اين روزها مستند gods.warriors (جنگاوري خدايان) از شبكه سي ان ان در حال پخش است. اين مستند به نزاعهاي امروزين اديان در مناطق مختلف ميپردازد. البته براي آن كه دچار پيش داوري نشويم بايد تا به انتها اين مستندها را نگاه كرد.
بهرحال مسئله جنگ تمدنها را هانگتينتون به پيش كشيده بود و مسئله جنگ اديان به نحوي ديگري بروز كرده و بايد تحقيق شود كه آيا ريشه اينهمه جنگ در فلسطين، عراق و يا مناطق ديگر جهان ديني است يا مسئله چيز ديگري است.
اگر به صفحه مخصوص اين مستند در سايت سي ان ان سربزنيد و بر روي هر دين كليك كنيد موضوعات مختلف دربرگيرنده دينهاي مسيحيت، يهود و اسلام را خواهيد يافت. كريستين امانپور تهيه كننده اين سلسلسه مستندها است.
23 مرداد 1386
لطفا ضبط را خاموش كنيد
بسياري از روزنامهنگارها حرفهايي را كه پس از مصاحبهها گفته ميشود را دوست دارند. چون وقتي ضبط خاموش ميشود مدير دولتي تازه حرفهايي را كه بايد بزند را ميگويد و تاكيد ميكند كه«اينارو براي خودت ميگم ننويسيها»
اين حرفهاي ناگفته معمولا در مصاحبه سانسور ميشود. اين حرفها همانهايي است كه همه ميدانند اما كسي جرات بيانش را ندارد. اما من هيچ وقت دوست ندارم يك مدير دولتي پس از مصاحبه اينگونه سخن بگويد.
دوست باور داشته باشم كه مديران دولتي ما به فضايي كه در آن كار ميكنند اعتقاد داشته باشند اما برخيهايشان ندارند حتي با ريش و يقه بسته سفيدرنگ هم ندارند. واقعا اذيت ميشوم و به فكر فرو ميروم كه چرا اينطور است و اگر يك مدير دولتي ميداند كه كار از كجا خراب است چرا كاري نميكند.
حتما ميگوييد كار از ريشه خراب است. بله اما ميشود از جاهاي كوچك شروع كرد، كم كم اصلاح كرد. متاسفانه مدير دولتي چون از يك سيستم انقلابي آمده فكر ميكند كه بايد باز هم انقلاب كند و همه چيز را از نو بسازد. به همين خاطر وقتي خودم را ميسنجم ميبينم من از برخي مديران به جمهوري اسلامي بيشتر اعتقاد دارم. با همين شلوار لي، بدون ريش و تسبيح و هزار تا حرف كليشهاي در مورد انقلاب اسلامي.
17 مرداد 1386
روز خبرنگار مبارك نباد!
ميخواهم بنويسم اما هر چه مينويسم ميبينم به مقامي يا وزراتخانهاي بر ميخورد. مطلبي از روزنامه هاي خارجي ترجمه ميكنم، ميگويم اين را كه من ننوشته ام، اما مي دانم كه اتهامي به نام سياه نمايي وضعيت موجود دارد. ميگويم آخر من كه سياسي نيستم درباره انقلاب هاي نارنجي و مخملي كه نمينويسم درباره رسانه و علم و فناوري مي نويسم. ميگويند حواست باشد به خصوصيسازي در مخابرات گير ندهي به فيلترينگ به تلفنهمراه به وضعيت علمي آموزشي. فقط بنويس همه چيز خوب است و همه چيز گل و بلبل است.
ميخواهم تيتر بزنم، بايد حواسم باشد تند نشود به مقام مسئولي برنخورد. ميخواهم عكس انتخاب كنم. بايد حواسم باشد كه عكس خانم خارجي گردنش پيدا نباشد، براي پاهايش شلوار و دامن درست كنيم. سينهاش را بپوشانيم. ميخواهم عكسي براي روي جلد مجله انتخاب كنم بايد حواسمان باشد اين عكس با فضاي امروز جامعه جور در نميآيد هر چند كه مشكلي نداشته باشد. بايد خيلي چيزها يادمان باشد حتي بايد بدانيم با كسي كه مصاحبه ميكنيم خداي ناكرده يك به دانسينگ نرفته باشد، شامپاين نخورده باشد اشتهار به فساد اخلاقي نداشته باشد و خلاصه علاوه بر موضوع، چيزهايي از زندگي شخصي اش بدانيم.
به اين دلايل ميگويم كار روزنامهنگاري در ايران سخت و طاقت فرسا است. به اين اضافه كنيد كه هيچ برنامهريزي براي زندگي تان نداريد. خداي ناكرده اگر نشريهتان توقيف شد، كسي نيست كه ماه به ماه دفترچه قسطهاي شما و اجاره خانهتان را پرداخت كند. تازه بايد هزاران نوع تهمت تحمل كنيد حواستان باشد در هيچ كنفرانس خارجي شركت نكنيد تا جاسوس و هزار مشكل ديگر پيدا نكنيد.
با همه اين مسائل نميتوانم روز خبرنگار را تبريك بگويم. پس ميگويم روزتان مبارك نباد.
7 مرداد 1386
تجريبات پروژه روزنامهنگاري بحران
تهيه لوح فشرده روزنامهنگاري بحران يكي از پروژه هاي دوست داشتني بود. در اين پروژه با اساتيد ارتباطات و روزنامه نگاران مصاحبه كردم و تجريبات جالبي آموختم.
1- گفتگوي تصويري شرايط خاصي ميطلبد كه نيازمند هماهنگي ميان تدوينگر و مصاحبهگر است.
2- برخي از استادان ارتباطات هميشه حرف براي گفتن دارند اما برخي نيز همان حرفهاي هميشگي را ميزنند. حال فرقي نميكند درباره روزنامهنگاري بحران از آنها سوال كني يا مثلا روزنامه نگاري چاپي
3- روزنامهنگاري بحران نياز بسيار زيادي به توليدمحتواي تحقيقي دارد. دوستاني كه ارتباطات ميخوانند روي اين موضوع براي پاياننامهها كار كنند.
4- روزنامه نگاري بحران از نظر جذب روزنامهنگاراني كه در اين مواقع كارايي داشته باشند در بحران است.
5- روزنامهنگاري بحران جدي گرفته نميشود. به نظرم بايد كشور بحران زدهاي چون ايران حداقل بايد چند واحد درسي به اين موضوع اختصاص داد.
2 مرداد 1386
سه شنبه ها در راديو گفتگو
چند هفته اي است كه هر سه شنبه در برنامه"رويدادها و تحليل ها"ي راديو گفتگو به عنوان كارشناس روي خط مي آيم و نگاهي به تيترها و عناوين روزنامههاي جهان درباره ايران دارم. اين قسمت كوتاه چند دقيقهاي ميراث ستوني معروف در روزنامه شرق است كه يكسال و نيم هر روز در آن نوشتم.
در اين مرور كوتاه سعي ميكنم نكات برجسته گزارشها و مقالات روزنامههاي جهان را در مورد ايران مطرح كنم كه هم قابل طرح باشند و هم بتوان در مورد چگونگي برجستگي آن موضوع به مخاطب توضيح داد. سعي ميكنم كم كم به اين فرم نزديك شوم و به نظرم گفتگوي هفته گذشته بهتر از كار درآمد و ايرادهاي گويشيام هم تا حدودي رفع شد. اگر از ساعت 20 شب شنونده راديو گفتگو باشيد حوالي 8 و 20 دقيقه روي خط ميآيم. راديو گفتگو را ميتوانيد هر روز از ساعت ۱۸ تا ۲۴ روی موج FM ردیفMHz ۱۰۳/۹ گوش كنيد. مجري برنامه "رويدادها و تحليلها" آقاي مازيار ناظمي است.
21 تیر 1386
رفع توقيف هم ميهن
روزنامه هم ميهن قرار است پس از تكميل مراحل دادرسي رفع توقيف شود. اين خبر را غلامحسين كرباسچي مديرمسئول روزنامه در تحريريه اعلام كرده است.
22 اردیبهشت 1386
اولين شماره ماهنامه سپيده دانايي منتشر شد
سرانجام پس يك هفته بيخوابي اولين شماره ماهنامه سپيده دانايي منتشر شد. اين ماهنامه با رويكردي اجتماعي و روانشناسي به مسائل مختلف زندگي نگاه ميكند. به طور مثال در شماره اول درباره يونيسف و بارسلون، نگاه سينماي ايران به اعتياد مطلب داريم.
در هر شماره يك نگاه ويژه وجود دارد كه براي شماره اول معلمان را مورد متوجه قرار داديم. گزارش "بسوز اما نسوزان" را در اين شماره درباره آتش گرفتن بخاري هاي نفتي در مدارس محروم نوشته ام. همچنين يك ميزگرد با حضور دكتر نجفي در كنار چندين و چند يادداشت از وزيران سابق آموزش و پرورش در اين شماره است.
در صفحات حوادث يك مجموعه حادثه را مورد تحليل قرار ميدهيم. در اين شماره مسئله تجاوز به عنف را مورد توجه قرار داديم و با عبدالصمد خرمشاهي وكيل افسانه نوروزي گفگتو كرده ايم. ساير مطالب هم يادداشت هايي از دكتر محيط فر(جامعه شناس)، نمك دوست، شكرخواه، راسخ(متخصص تغذيه) و دكتر حسن اسلامي داريم.
شماره اول قطعا بدون عيب نيست بنابراين خيلي خوشحال ميشوم كه اگر نقد و نظري داريد براي ما بفرستيد.
23 آبان 1385
افسوس به این همه بلاهت در خبرنویسی
نمی دانم از این همه بلاهت افسوس بخورم یا تاسف. وقتی در بخش های خبری سیما اعلام می شود که گوگل معذرت خواهی کرد، وقتی کارشناسان مملکت و یک عده خبرنگار کمی فکر نمی کنند که آپلود کردن یک فیلم کوتاه در بخش ویدئویی گوگل اصلا ربطی به استکبارجهانی و طرح خاورمیانه بزرگ ندارد و مسئله ای به این سادگی را بزرگ جلوه می کنند. نمی دانم باید چه گفت به این جهالت. آیا خبرنگارانی که اینگونه خبرها را روی خط می فرستند کمی به بی طرفی، انصاف و درستی خبر فکر نمی کنند. آیا باید با هیچ موج خبری درست کرد؟ برای روزنامه اعتماد ملی اصل ماجرا و حواشی اش را نوشته ام. اینجا می توانید بدون سانسورش را بخوانید.
اطلاعرساني اشتباه درخصوص فعاليت گوگل
11 آبان 1385
عکاسی و حدود خصوصی و عمومی آن

علیرضا نوشته:سوال من از شما این است که چه کسی باید مسئول این باشه که تشخیص بده چه عکسی خصوصی هست و چه عکسی خصوصی نیست. شاید یک نفر ادعا داشته باشه عکسی که از او در زمان پیاده روی در خیابان گرفتن خصوصی بوده. اگر در جمهوری اسلامی آزادی شخصی اینقدر مهم هست، پس چرا یکهو می ریزن تو خونه مردم که این تو چه خبره؟؟؟
اصولا برای خصوصی بودن یک عکس در عکاسی یک سری قوانین قراردادی مطرح است اما بر حسب عرف و شرایط اجتماعی کشورها تفاوت دارد. مثلا در آمریکا اگر عکاس در خیابان ایستاده باشد و به وسیله یک لنز تله بسیار قوی از داخل خانه پاریس هیلتون عکس بگیرد و پاریس هیلتون مشغول ... با فلان کس باشد. پاریس هیلتون نمی تواند از عکاس شکایت کند. اما این گونه عکاسان که به پاپاراتزی ها مشهورند می توانند با استفاده از این عکس با پاریس هیلتون وارد معامله شوند.
هرچند عکاس می تواند در صورتی که برخی از قسمت های عکس را غیر شفاف کند، آن را منتشر کند.
اما این قضیه در ایران به طور کامل متفاوت است. در مورد مثال شما قطعا اگر به طور مثال دختر و پسری در خیابان یا حتی یک کوچه خلوت عملی با هم انجام دهند عملآانها در مکانی عمومی بوده و مصداق خصوصی نمی شود. بنابراین دختر و پسر حق شکایت ندارند. اما عکاس اگر می خواهد آن را منتشر کند نباید ابروی آنها را ببرد و باید بطریقی ظاهر آنها را غیر شفاف کند
اما اینکه ملاک و معیار جمهوری اسلامی برای آزادی شخصی و فردی چیست؟ من اطلاعی ندارم، از خودشان بپرسید.
29 مهر 1385
روزگار با سردبیری احمد غلامی منتشر شد
سایت روزنامه روزگار در دست ساخت است. در این که گردانندگان این روزنامه از نویسندگان سابق روزنامه شرق استفاده می کنند نه قابل کتمان است و نه کسی آن را پوشیده داشته است. مسئله بر سر سیاسی بودن یا نبودن روزنامه است که مقامات روزنامه از جمله مدیر مسئول می توانند در این مورد اظهار نظر کنند.
انتشار روزگار با برخي تغييرات در فرم و محتوا شنبه از سر گرفته ميشود
روزگار با تغییر سردبیر منتشر شد
16 مهر 1385
ترجمه پر از اشکال متون ارتباطی
در پاسخ به زهرا خانوم این لینک را مطالعه کنید و توصیه های ندا را هم جدی بگیرید. ضمنا به تازگی مرکز مطالعات رسانه همه مجله آموزشی روزنامه نگاری سال 73 را بر روی اینترنت گذاشته است. پیشنهادم این است که اگر به ادامه تحصیل علاقه مندید حتما اینها را بخوانید.
در یکی از این کتابهای ارتباطات، نویسنده که خود از مترجمان مشهور کتابهای ارتباطی است در ذیل کلمه لوح فشرده در پاورقی نوشته:"cd rom"در حالی که هم اکنون دیگر حتی نمی توان dvd را با ظرفیت متوسط چهار گیگابایت لوح فشرده دانست. نسل جدید dvd در راه است شرکت سونی و توشیبا سعی دارند هر کدام فرمت خود را بر بازار لوازم الکترونیکی مسلط کنند. فناوری فشرده سازی اطلاعات به سرعت در حال پیشرفت است و به زودی به 100 برابر خواهد رسید. هم اکنون نسل جدید dvd توشیبا 30 گیگابایت و بلوری سونی 50 گیگابایت ظرفیت دارد.
تکمله هایی در باب منابع کارشناسی ارشد ارتباطات
8 مهر 1385
برویم دنبال درس و مشق
حالا که وضع روزنامه ها و خبرگزاری ها خراب است، بهتر است برویم سراغ درس و مشق. روزنامه نگاری که نان و آب نمی شود. لااقل درسی بخوانیم بلکه با این مدارک پولی در بیاوریم. در جامعه مدرک گرای ما که مدرک کارشناسی اصلا به حساب نمی آید. مردم ما هم که به غیر از دکتر و مهندس بقیه مدارک را اصلا به حساب نمی آورند. جالب است برایتان خاطره ای تعریف کنم
چند شب پیش مهمانی خانه یکی از اقوام دور رفته بودم. میزبان تاجر فرش بود و ثروتی به هم زده بود. به من گفت خب شما در"بوتان" کار می کنید
گفتم نه خیر شغلم روزنامه نگاری است و در روزنامه ها کار می کنم.
گفت:نه منظورم این است که کار ثابت و شغل خاصی دارید
گفتم: بله در روزنامه ها مطلب مینویسم
گفت:منظورم این است حرفه خاصی بلد هستید مثلا جوشکاری یا آهنگری؟
گفتم:روزنامه نگاری در همه جای دنیا یک حرفه است، برایش چند مثال از تکنیک های خبری جنگ حزب الله و اسرائیل زدم. البته فکر نکنم متوجه شد اما سعی کردم حالیش کنم که روزنامه نگاری هم برای خودش شان منزلتی دارد.
البته چون می دانستم طرف کمی شوت است، چندان حالش را نگرفتم و گرنه لهش می کردم.
25 شهریور 1385
فالاچی جسور بود اما
نکته مهم در رابطه با اوریانا فالاچی به عنوان یک روزنامه نگار برجسته، قدرت و شیوه خاص او در اداره کردن مصاحبه بود.
او مدلی خاص را برای مصاحبه و گفتگو با رهبران و افراد مشهورجهان نظیر یاسر عرفات، هنری کیسنجر، آیت الله خمینی و محمدرضا پهلوی برگزید. مدلی که به(uncompromising interviews) معروف شد. یعنی مصاحبه گر به خاطر ادامه مصاحبه تسلیم مصاحبه شونده نشود و چندین و چند بار پرسش خود را تکرار کند. اوریانا فالاچی به دلیل شجاعت و تهور بی مثالش در مصاحبه با افرادی مثل قذافی، روزنامه نگار بت شکن(iconoclastic journalist ) لقب گرفت.
اوریانا فالاچی در نوشته هایش همواره جانب اعتدال را رعایت می کرد، در کتاب "زندگی جنگ و دیگر هیچ" درد رنج ویت کنگ ها و سربازان جوان آمریکایی را نوشت اما به طرفداری از سربازان آمریکایی متهم شد. هیچ گاه ازدواج نکرد، اما باردار شد و سقط جنین کرد به همین دلیل در کتاب "کودکی که هرگز زاده نشده" به خوبی احساس یک مادر را بیان کرد. اما این اواخر تبدیل به انسانی دگم و غیر قابل انعطاف شد و در دو کتاب آخرش مخصوصا کتاب" غرور و خشم" که پس از 11 ستامبر به نگارش در آمد به اسلام بی رحمانه تاخت.
او در این کتاب نوشت که باید کلیسا را تقویت کرد وگرنه اسلام سراسر اروپا را فرا می گیرد. در آخرین کتابش"قدرت منطق" بدون قائل شدن تفسیرهای و قرائت های متعدد اسلام را مورد حمله قرار داد، او قرار بود در دادگاهی در ایتالیا به دلیل تهمت های ناروایش به اسلام محاکمه شود اما هیچ گاه به دادگاه فراخوانده نشد. او سالها در نیویورک زندگی می کرد، اما ترجیح داد آخر عمرش را فلورانس و زادگاهش سپری کند.
معرفی کتاب گفتگوهای اوریانا فالاچی
مطلب روزنامه واشینگتن پست درباره فالاچی
مقاله روزنامه نیویورک تایمز در مورد زندگی فالاچی
قسمتی از گفتگوی فالاچی با پیکاسو
21 شهریور 1385
روزنامه نگار یا خلاف کار
لطفا یک لحظه به سوالم فکر کنید. فرض کنید یک بقالی دارید یا نه یک فروشگاه لوازم خانگی، اصلا یک مغازه پیتزا فروشی، بعد همیشه نگران باشید که نکند فردا بیایند در مغازه تان را ببندند و همه اموالتان را توقف کنند. حالا خودتان را جای یک روزنامه نگار بگذاربد که در روزنامه ای مطلب می نویسد و باید هر روز حواسش باشد، حرفی نزند یا طرحی نکشد که از آن برداشتی شود و توقیفی حاصل آید.
اخر کدام شغل را پیدا می کنید که چنین وضعیتی داشته باشد، یعنی همیشه در خطر باشد. الان دیگر آن روزهای خرداد 78 هم نیست که روزنامه نگاران از این روزنامه به آن روزنامه کوچ می کردند. الان نه کشکی هست و نه مشکی. ماست ها کسیه شده است. نمی دانم ایا مردم ما می فهمند که روزنامه نگاران چه می کشند و اصلا درک می کنند که بلایی اینچنین بر سر کارو بارشان بیاید؟فکر نمی کنم.
امروز چند ایمیل و پیام کوتاه دریافت کرده ام که نوشته بود:"توقیف شرق را تسلیت می گویم، امیدوارم غم آخرتان باشد."واقعا شرم آور است یک دقیقه خودتان را جای روزنامه نگاری بگذارید که در یک روزنامه به طور ثابت کار می کند و بعد بگویند توقیف شد و خلاص.
آهان پیدا کردم. این آدمهای سرچهارراه را دیده اید که هرلحظه نگرانند شهرداری بساطشان را برچینند، آنها بهتر از همه این مطلب را درک می کنند . البته دزدها، آدم کش ها و قاچاقچیان هم این مطلب را درک می کنند. حال به این سوال فکر کنید که چرا با روزنامه نگاران همیشه مثل خلاف کار و یک جانی بالفطره برخورد می شود؟
20 شهریور 1385
آفتاب از شرق غروب کرد
توقیف یک روزنامه چیزی نیست که بتوان به آن افتخار کرد، بر خلاف برخی از دوستان که با کار کردن در روزنامه توقیفی پز می دهند اصلا قصد ندارم که به کار کردن در روزنامه های توقیف شده افتخار کنم یا با آن پز دهم
توقف و توقیف نشریات متعلق به هر جناح و دسته ای که باشد نارحت کننده و تاسف انگیز است. حال چه برسد به توقیف روزنامه ای که حرفه ای ترین نشریه ایرانی بود و بیشتر از بقیه مطبوعات به استانداردهای روزنامه نگاری نزدیک بود.
شرق از هر نظر خالی از اشکال نبود ، اما توقیف آن بدون شک به ضرر مطبوعات و نویسندگان ایرانی است. من در حالی خبر توقیف روزنامه را شنیدم که یکی از دوستانم زنگ زد و گفت این هم از پا قدم ما، شرق توقیف شد و من ماتم برد.
از هفته گذشته در روزنامه روز پنجشنبه صفحه ای منتشر شد به نام سرگرمی که به بازیهای ویدویی اختصاص داشت. کلی برای دومین شماره صفحه سرگرمی نقشه کشیده بودم که آن را خوب در بیاورم اما نشد و آفتاب از شرق غروب کرد.
مسوولان معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد حاضر به پاسخگويي در مورد توقيف شرق نيستند
وكيل«شرق»:براي رفع توقيف دادخواست ميدهم
کاریکاتوری که شرق را به توقیف کشاند
25 مرداد 1385
نكات آموزنده مصاحبه مايك والاس با احمدي نژاد
مصاحبه مايك والاس خبرنگار باتجربه تلويزيون CBS آمريكا با محمود احمدي نژاد كه از تلويزيون ايران پخش شد، نكات جالبي در مورد فن مصاحبه به همراه داشت.
1-هنگامي كه مصاحبه شونده از سوالهاي جدي شما طفره ميرود، بهتر است يك سوال نرم از او بپرسيد(به طور مثال چه قدر به ظاهر خود اهميت ميدهيد) و سپس دوباره به سوالهاي جدي برگرديد.
2-هنگامي كه مصاحبه شونده سوال شما را با سوال ديگري پاسخ ميدهد، بهتر است تا حد امكان به او پاسخ كوتاه بدهيد، اما به سرعت سوالات خود را پي بگيريد تا جريان مصاحبه از دستتان خارج نشود.
3-برخي از مصاحبه شوندهها تن به مصاحبه نميدهند، يعني هر چه بپرسيد آنها حرف خودشان را ميزنند و به سوال شما به طور مشخص پاسخ نميدهند. بهتر است سوال را دوبار تكرار كنيد و اگر باز هم جواب نگرفتيد سوال ديگري بپرسيد.
4-شما مجبور هستيد از ترفندهايي مثل اين(شما مايليد چه سوالي از شما بپرسم)استفاده كنيد تا مصاحبه شونده كمي با شما راه بيايد
5-اگر مصاحب شونده در كمال بي ادبي به شما گفت كه(شما بيكاريد من كار دارم) از كوره در نرويد و در كمال ادب و متانت ادامه مصاحبه را پي بگيريد.
متن كامل مصاحبه مايك والاس با احمدي نژاذ
گزارش رويترز درباره اين مصاحبه
11 مرداد 1385
زوال اخلاقی ورزشی نویسان
دیروز در یکی از این رسانه های ورزشی نشسته بودم، بازیکن سابق پرسپولیس آمد و به یکی از خبرنگارها که او را می شناخت گفت که دنبال باشگاه می گردم، برایم باشگاه پیدا کنید. من آنجا بودم و این بازیکن بدون آنکه ابایی داشته باشد از آنکه خواسته اش را در جمع می گوید گفت:پورسانتش هم محفوظ است. لبخندی زد و خبرنگار خبری تنظیم کرد. خبر اینگونه آغاز می شود که:"مهاجم سابق پرسپولیس گفت در حال حاضر از دو تیم اماراتی پیشنهاد دارم و با یکی دو تیم تهرانی مذاکره کرده ام، اما بازیکن آزاد محسوب می شوم و در هفته آینده تیم جدیدم را انتخاب می کنم. ضمن آنکه از استقلال نیز پیشنهاد دارم."
این چند خط به اضافه چند تعریف کوچک نظیر اینکه اکنون در فلان جا تمرین می کنم نشان می دهد که هیچ باشگاهی دنبال این بازیکن نیست و کسی سراغش نیامده است. اینکه از استقلال پیشنهاد دارد، یعنی اینکه آهای پرسپولیسی ها با من تمدید کنید و آهای استقلالی ها دوست دارم به استقلال بیایم و هیچ تعصبی روی رنگ قرمز ندارم.
مبلغ این رپرتاژ فسلقی چیزی مابین 20 تا 50 هزار تومان بر حسب مشهوربودن بازیکن است.
چک مال یک روز بعد از چاپ خبر است و اینگونه برخی از خبرنگارهای ورزشی به شکل کثیفی وارد جریان دلالی بازیکن می شوند. هم اکنون بسیاری از این خبرنگارها مدیر برنامه بازیکن ها می شوند بدون آنکه زبان انگلیسی بدانند و علم بازاریابی داشته باشند.
صفار هرندي:خبرنگاران برخي از مطبوعات براي تيترهايي كه ميزنند، پول دريافت ميكنند!
3 خرداد 1385
ايران پس از توقيف
امروز عصر يه سر به روزنامه ايران زدم. بچه هاي روزنامه سر در اينترنت داشتند. به آنها گفته شده كه روزنامه تعطيل نيست و هر روز بايد بيايند. نگهبان دم در مي گفت كه هر روز تلفن هاي تهديدآميز دارند و عده اي مي گويند كه روزنامه را آتش مي زنند و يا شيشه هايش را مي شكنند. سربازي گوشه راهرو نشسته بود و آخرين ماههاي خدمتش را طي مي كرد. كلانتري 104عباسآباد آماده باش است تا در صورت وقوع هر حادثه اي خود را سريعا به روزنامه ايران برسانند. سردار طلايي صبح آمده بود و وضعيت امنيتي را بررسي كرده بود. يك شايعه هم بود كه تك تيراندازها بر روي پشت بام ها آماده هستند. انگار همه منتظر حمله هستند.
دیروز با جليل اكبري صحت دبير فرهنگي روزنامه كلي گپ زدم. جليل كه آذري زبان است برايم از بار معنايي" نه منه"گفت. او مي گفت از صبح تا به حال به 200 تلفن از دور و نزديك درباره وضعيت روزنامه ايران جواب داده است. مانا نيستاني و قاسمي فر اكنون در بازداشت هستند، كاش با عذرخواهي همه چيز هرچه زودتر ختم به خير شود.
اكبري صحت داور جشنواره وبلاگ نويسي همدان هم بود اما من زودتر آمدم و او را نديدم و حالا و در روزي كه ايران توقيف موقت شده بود، فرصتي شد تا هر در سخني بگوييم. كلي ذوق كردم وقتي فهميدم آقاي اكبري صحت وبلاگم را مي خواند و در فهرست"علاقه منديهايش" روزنامه نگار نو را قرار داده است.
كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه روانه زندان شدند
بيانيه روزنامه نگاران روزنامه ايران
28 اردیبهشت 1385
صفحات ویژه خبرگزاری میراث فرهنگی
می خواستم از موفقیت میراث خبر درنمایشگاه بنویسم اما مشکلات فنی سرور این اجازه را نداد. نمایشگاه مطبوعات تجربه خوبی برای خبرنویسی بود. ضمن اینکه مقالات خوبی از چگونه روزنامه نگار شدن آدمهای متخصص فراهم آمد. هم اکنون صفحه ویژه هفته میراث فرهنگی با عنوان "هزاره ها" فعال شده است. در این صفحه مصاحبه ها و مقالات خوبی به مناسبت هفته میراث فرهنگی و روزجهانی موزه ها وجود دارد. پس از این هفته میراث خبر به مناسبت جام جهانی صفحه ویژه ای خواهد داشت.
سرگذشت روزنامه نگارانی که روزنامه نگار شدند، به قلم خودشان
فیروز گوران
گزارش های خواندنی نمایشگاه مطبوعات
حسين قندي: اصراري نيست همه تيتر خوب بزنند
گفتگو با عطریانفر درباره انتشار روزنامه کارگزاران
قاضي زاده: خبرهاي تلفني؛ آفت روزنامه نگاري ايراني
گزارش گفتگو با كريستوفر دوبليگ خبرنگار مجله اكونوميست در تهران
22 اردیبهشت 1385
ديدار با خبرنگار مجله اكونوميست و گفتگو درباره توچال درماني و تاكسي درماني
كريستوفر دوبليگ هفتهاي يك مقاله راجع به ايران مينويسد. او يك هفته فرصت دارد تا راجع به احمدينژاد و انرژي هستهاي فكر كند و مقالهاش را براي مجله معتبر اكونوميست بفرستد.
او ابتدا به عنوان خبرنگار روزنامه اينديپندنت به تهران آمد اكنون خبرنگار مجله اكونوميست در تهران است. دوبليگ متولد انگلستان و داراي مدرك فوق ليسانس مطالعات شهري با گرايش ايران و هندوستان است. زبان فارسي را به راحتي حرف ميزند و يك كتاب راجع به ايران به نام "گلستان شهدا"نوشته است.
او عصر روز پنجشنبه 21 ارديبهشت در سالن آمفي تئاتر سالن 35 از تجربههاي خبرنگارياش در ايران گفت و از حضور خبرنگاران خارجي در ايران دفاع كرد.
غبطه مي خورم به دوبليگ كه با خيال راحت مي نشيند و هفته اي يك مقاله مي نويسد و ما بايد به صد جا مطلب بدهيم تا دوزار نصيبمان شود. متنفرم از اين كه مثل تراكتور مطلب توليد كنم. كاش اين روزها تمام شود.
دشواريهاي كار خبرنگاران خارجي در ايران
تا دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي هر دو طرف ايراني و غربي از هم ميترسيدند. مخصوصا ايرانيها كه با يك قضاوت از پيش تعيين شده، نسبت به كار خبرنگاران خارجي در ايران نگاه ميكردند. در حالي كه هر خبرنگاري كه به كشور ديگري برود خود به خود نسبت به آن كشور دلسبته ميشود. به همين خاطر يك خبرنگار خارجي ممكن است با مركز خبري خودش دچار مشكل و تنش شود، در خيلي از رسانههاي غربي ممكن است دبير يا سردبير با نگاه خبرنگارش در تهران مخالفت كند و تضادهايي ايجاد شود. من سراغ دارم كساني را كه خبر نوشتهاند اما سردبير از چاپ كردن آن خبر منصرف شده است.
دوبليگ سپس سيري از تاريخ حضور خبرنگاران خارجي در ايران را يادآور مي شود: "در زمان انقلاب 57 تعداد خبرنگاران خارجي در ايران زياد بود.
آنها قضاوتهاي مختلفي راجع به انقلاب ايران داشتند و ديد منسجمي نسبت به انقلاب ايران وجود نداشت، بعضي از انقلاب طرفداري ميكردند و برخي با انقلاب مخالف بودند. حتي ما ميشنويم كه گقته ميشود راديو بي بي سي نقش مهمي در انقلاب ايران داشته و به علت اين كه بي بي سي ارگان دولتي انگلس است، نقش هدايت كننده انقلاب را داشته است." او اين نظر را رد مي كند و معتقد است: "اگر بي سي سي به خوبي، خبرهاي تظاهرات را پوشش مي داد و اگر نقشي فعال در اطلاع رساني انقلاب ايران داشته به حرفهاي بودن اين رسانه بر ميگردد."
به عقيده خبرنگار اكونوميست بهترين رسانهها سعي ميكنند واقعيت را بگويند. دوبليگ كه خود زمان جنگ ايران و عراق در تهران بوده و با رزمندگان مصاحبه كرده، ميگويد كه در طي سالهاي جنگ خبرنگاران اندكي به ايران ميآمدند چرا كه به هرحال ايران در وضعيت جنگ به سر ميبرد به همين دليل ممكن است كه نظرات ايرانيها در دنيا خوب منعكس نميشد.
رونق حضور خبرنگاران خارجي در ايران
"رونق كار خبرنگاران خارجي به دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي بر ميگردد. در اين دوران بين مسئولان ايراني يك عقيده رواج پيدا كرد كه بايد خبرنگاران خارجي را به ايران راه داد. وقتي اكثريت خبرنگاراني كه به ايران ميآيند ايران را دوست دارند، سعي مي كنند زبان فارسي ياد بگيرند و دوستان ايراني بسياري دارند.
خبرنگاران خارجي در ايران حضور نداشته باشند رسانه هاي خارجي براي فهميدن شرايط ايران سراغ ايرانيهاي خارج از كشور ميروند ايرانيهايي كه سالها از ايران رفتهاند و ممكن است ديد درستي راجع به ايران نداشته باشند و به طور مثال ممكن است از اعضاي سازمان مجاهدين خلق(منافقين) باشند. بنابراين در دوران آقاي خاتمي آرام آرام تعداد خبرنگاران خارجي در ايران زياد شد.
دوبليگ حضور خبرنگاران خارجي را به نفع ايرانيان ميداند و مي گويد: "ممكن است برخي انتقادات به كار رسانههاي خارجي در ايران وارد باشد، اما به طور كلي حضور خبرنگاران خارجي به نفع مردم و دولت ايران است. به طور مثال در موضوع انرژي هسته اي وقتي خبرنگاري به ايران مي آيد و موافقت مردم ايران را با دستيابي به انرژي هسته اي به دنيا مخابره مي كند، هم به نفع مردم ايران و از همه مهمتر به نفع حقيقت است. "
كريستوفر دوبليگ خطاب به خبرنگاران حاضر در نشست گفت: "ما بايد از پشت ميزهاي خود بلند شويم وسراغ خبر برويم . كارخبرنگاري جستجوي حقيقت است نه از روي شرايط و نه از روي اعتقادات شخصي سياسي."
سايبر ژورناليسم اتفاق جديد روزنامه نگاري
كريستوفر دوبليگ در پاسخ به سوال خبرنگار ميراث خبر در مورد تاثير اينترنت بر كار خبرنگاران خارجي گفت: "من به دليل آنكه به لحاظ استفاده از فناوري عقب مانده هستم در اين مورد نمي توانم اظهار نظر كنم اما به عقيده من، رسانههاي سايبر يك چالش بزرگ را براي رسانههاي سنتي پديد آوردهاند. به طور مثال وقتي يك بمب در بغداد منفجر مي شوند، اين رسانه هاي سايبر هستند كه به سرعت خبر را منعكس مي كنند."
به همين دليل روزنامهها بايد بيشتر به سراغ تحليل بروند، چرا كه خوانندگان قبلا خبر را شنيدهاند. براي نوشتن تحليل، به وقت بيشتري نياز است و رسانه ها احتياج به سرمايه گذاري بيشتري در اين مورد دارند.
خبرمنفي مساوي با خبر خوب
يكي از حاضران در نشست از نگاه منفي رسانههاي غربي به ايران بپرسيد و خبرنگار اكونوميست اينطور جواب داد: "من منكر اين قضيه نيستم، معمولا تيترها و خبرها منفي هستند. اما انگليسيها يك اصطلاحي دارند كه مي گويند: خبر منفي خبر خوب است. اما اين اتفاق مختص ايران يا كشورهاي در حال توسعه نيست. اگر بدانيد كه خبرنگاران انگليسي با چه اشتياقي اخبار تظاهرات فرانسه را پوشش ميدانند، كه در سالهاي اخير اين حجم از خبررساني سابقه نداشته است. فرانسويها هم مانند شما از اخبار منفي انگليسي ها ناراضي بودند."
توچال درماني و تاكسي درماني
خبرنگار خبرگزاري ميراث فرهنگي در مورد گزارش هاي كليشهاي خبرنگاران خارجي در ايران پرسيد و اين كه گزارشها تكراري و شبيه به هم شده است. كريستوفر دوبليگ با تاييد اين حرف گفت: "ما نميتوانيم ايران را با چند گزارش و مصاحبه با دختران بيحجاب توچال نشان بدهيم. اينها تنها قسمتي از ايران است و همه ايران نيست. اگر خبرنگاري ميخواهد كار عمقي انجام دهد بايد با مردم پايين شهر تهران گفتگو كند بايد با مردم روستاها گفتگو كند بايد با روحانيون هم گفتگو كند. اما بيشتر خبرنگاران خارجي در تهران با مشكل تهيه خبر روبرو هستند. چرا كه مسئولان ايراني وقت مصاحبه نميدهند و خبرنگار مجبور است به طريقي مطلبش را ارسال كند. بنابراين به توچال ميرود يا در يك تاكسي مينشيند و ديدگاههاي مردم را گزارش ميدهد."
نسخه الكترونيك جمعه 22 ارديبهشت 1384
21 اردیبهشت 1385
زير صفر درجه
اگر از يك آمريكايى بپرسيد كه آلاسكا چگونه سرزمينى است، صفت «سرد» را براى غربى ترين نقطه ايالات متحده به كار مى برد. اگر هم از يكى از حاضران نمايشگاه كتاب درباره حال و هواى نمايشگاه مطبوعات بپرسيد، او هم صفت «سرد» را به كار مى برد. حال شايد بپرسيد آلاسكا چه ربطى به نمايشگاه مطبوعات دارد؟ اما عجيب است كه اين دو شباهت هايى به يكديگر دارند. هر دو در غربى ترين، دورافتاده ترين و تقريباً پرت ترين مساحت جغرافيايى شان قرار دارند. آلاسكا در آمريكا و نمايشگاه مطبوعات در نمايشگاه كتاب. هر دو باعث بقا و دوام كشور خويشند. آلاسكا را اگرچه با يخ هايش مى شناسند، اما با داشتن منابع وسيع نفتى تامين كننده ۲۵ درصد از انرژى ايالات متحده است. مطبوعات نيز اگرچه اين روزها بى رونق و بى مخاطب هستند اما همواره راهنما و اطلاع رسان افكار عمومى بوده اند. مطبوعات كه اكنون مثل تبعيدى هاى آمريكايى به گوشه اى پرت شده اند، همواره ضامن بقاى كتاب ها و نويسندگانش بوده است.
راستش در این چند روزی که در نمایشگاه بودم حس کردم گزارشم را زیادی شور کردم اعتراف می کنم که نمایشگاه مطبوعات به این بی رونقی و سردی هم نبود. اما فی الواقع باید بین سالن 35 و سالن A1 که در آن روزنامه ها بودند تفاوت گذاشت. برداشت من که بعدازظهرها در سالن 35 بودم این است که مردم نه خاطر مطبوعات بلکه به خاطر آنکه در سالن باز بود و سر راهشان بود، می آمدند و نگاهی می کردند.
• خوش شانس ها در سالن ۳۵
با اين تفاصيل نوشتن از نمايشگاه مطبوعات دشوار است. هرچند امسال نسبت به سال هاى گذشته كمى از يخ هاى نمايشگاه كتاب آب شده و سالن ۳۵ براى اولين بار به رسانه ها و مطبوعات اختصاص يافته است. بخشى از رسانه هاى مكتوب، شامل خبرگزارى هاى دولتى و غيردولتى، مجلات خانوادگى و ورزشى و مجلات علمى در سالن ۳۵ قرار دارند. اين سالن روبه روى سالن كتاب هاى كودكان است و سر راه بازديدكنندگان نمايشگاه كتاب قرار دارد.
رسانه هايى كه در سالن ۳۵ قرار دارند، از اقبال خوبى برخوردارند، چرا كه بازديدكنندگان بيشترى نسبت به سال هاى گذشته از غرفه هاى آنان ديدن كرده اند. برخى از صاحبان نشريات شكايت دارند كه به درستى توزيع نشده اند. به طور مثال برخى مجلات خانوادگى در سالن ۳۵ هستند با بازديدكنندگان بيشتر و برخى در سالن A1 با بازديدكنندگان كمتر. يك گردشگر خارجى با دوستان ايرانى اش به سالن۳۵ آمده است. از او مى پرسم كه نمايشگاه مطبوعات را چه طور ديده و در جواب مى گويد: «همه چيز اينجا خوب است و من از ديدن اين همه مجله و رسانه هيجان زده شده ام. دختر سنگاپورى برايش از همه چيز جالب تر روحانيونى است كه در غرفه ها ديده است.
برخى از غرفه ها متعلق به رسانه هاى مذهبى و دينى است و روحانيون غرفه دارى مى كنند و دختر سنگاپورى فكر مى كند كه يك روحانى مطابق تصوير رسانه اى او حتماً بايد حكمران باشد. درست پشت گردشگر سنگاپورى سه روحانى در غرفه انجمن دفاع از آزادى مطبوعات نماز مى خوانند. در غرفه اى كه هيچ كس نيست تا از آزادى مطبوعات دفاع كند و رئيسش كه يك روحانى آزادانديش است به نام محسن كديور. پس بايد با اين حساب غايب بزرگ سالن ۳۵ را اين تشكل غيردولتى دانست. ساير تشكل ها فعالند و غرفه هايشان داير است. اما در سمت راست، غرفه اى به نام «ميثاق با كوثر» قرار دارد كه با يك پارچه نوشته زردرنگ توجه بازديدكنندگان را به خود جلب كرده است.
روى پارچه نوشته است: اولين مجله همسريابى در ايران، معرفى از ما، انتخاب از شما. چند دختر روبه روى غرفه ايستاده اند و ريزريز مى خندند. غرفه تعطيل است و هيچ كس درون آن نيست. حتى مجله اى نيست كه بازديدكنندگان روش ابداعى معرفى شوهر يا همسر را بدانند. اما فقط دور و بر غرفه همسريابى شلوغ نيست. بازار مجلات خانوادگى گرم است. يك نشريه خانوادگى شماره تلفنى را درشت به در و ديوار زده و از بازديدكنندگان مى خواهد تا پيغام كوتاه (SMS) بفرستند و چاپ شده اش را در شماره بعدى مجله ببينند. يكى مى گويد چه راه خوبى براى پر كردن صفحاتشان گير آورده اند و دختركى تند و تند شماره را يادداشت مى كند.
نشريات ورزشى هم از بازديدكنندگان بى نصيب نيستند. غرفه روزنامه پيروزى پر از قرمزى اما خالى است. نشريه ورزشى ديگرى، روزنامه اش را ۵۰ تومان ارزان تر مى فروشد. نشريه ديگرى يك تلويزيون صفحه تخت در غرفه اش گذاشته و حركات تكنيكى فوتبال را نمايش مى دهد. غرفه دار به همه آنهايى كه مجذوب حركات فوتبالى شده اند، مى گويد كه سى دى اش را دارد و مى فروشد. البته اين همه راه هاى كسب درآمد در نمايشگاه مطبوعات نيست. برخى از نشريات چهار پنج شماره از نشريه شان را درون يك كيسه گذاشته اند و نصف قيمت مى فروشند. آنها برگشتى ها را خمير نمى كنند. در نمايشگاه مطبوعات مى شود با برگشتى ها حداقل سودى را به جيب زد.
بازار خبرگزارى ها داغ است. آنها خبرنگارانشان را آورده اند، تا اگر بازيگر، كارشناس يا نويسنده اى را ديدند سريعاً شكارش كنند و همان جا از او مصاحبه اى بگيرند. خبرگزارى ميراث فرهنگى يك دوجين خبرنگار آورده و با صفحه ويژه مطبوعات (ركن چهارم) اخبار نمايشگاه را روى خط مى فرستد. در و ديوار خبرگزارى ها پر از عكس است. آنها بيشتر از آنكه به خبرهايشان بنازند، به عكس هايشان مى نازند.
گروهى از رسانه ها داغدارند و عكس همكاران خود را به ديوار غرفه ها زده اند. هنوز خاطره سقوط هواپيماى ۱۳۰ C فراموش نشده است. شايد همين فراموش شدن زودهنگام حوادث و رويدادها باشد كه موسسه تاريخ مطبوعات را به فكر ارائه لوح فشرده وقايع تاريخى ايران انداخته است. مسعود كوهستانى مديرمسئول موسسه تاريخ مطبوعات به ايرنا مى گويد: رويدادهاى ۲۸ مرداد و ۳۰ تير، تاثير عميق و مهمى بر ايران گذاشته و هرگز نبايد به فراموشى سپرده شود و از آن مهمتر دستخوش تغييرات شود. به همين دليل اين موسسه تعداد اندكى لوح فشرده تهيه كرده كه شامل عكس ها و نوشته هاى آن دوره تاريخى است. اين تصاوير عيناً از مطبوعات و روزنامه هاى همان سال ها انتخاب شده و به ويدئوكليپ تبديل شده است.
• سالن تبعيدى ها
چپ يا راست فرقى نمى كند، همه روزنامه هاى سراسرى و مهم ايران به سالن A1 تبعيد شده اند. اينجا كسى راضى نيست، حتى اگر از روزنامه اى مثل جام جم باشى. طراحان غرفه جام جم با گذشت سه روز از نمايشگاه مشغول ساخت غرفه شان هستند. گويا آنها تصميم گرفته اند به تحريم نمايشگاه مطبوعات خاتمه دهند. كسى حاضر به مصاحبه نيست. اما براساس شنيده ها اختلاف جام جم به روزهاى قبل از نمايشگاه برمى گردد كه مسئولين برگزاركننده اجازه ساخت غرفه بلندتر از حد تعيين شده را به روزنامه جام جم ندادند.
اما وقتى صفارهرندى وزير ارشاد به نمايشگاه مطبوعات آمد و جاى خالى جام جم را ديد دستور داد هر طور شده جام جم را راضى كنند و به نمايشگاه برگردانند، تا آنكه جام جم به تحريم نمايشگاه و داشتن غرفه اى كوچك رضايت داد. در سالن A1 بازار نشريات اقتصادى برخلاف سال هاى گذشته گرم است. يكى از مسئولين غرفه روزنامه دنياى اقتصاد مى گويد: كسانى كه به اينجا مى آيند از بازار سرمايه، دلايل افزايش قيمت طلا و آينده اقتصاد ايران مى پرسند. شايد اگر مطبوعات اقتصادى اطلاع رسانى بهترى مى كردند و كارشناسان اقتصادى را به نمايشگاه مطبوعات مى كشاندند، غرفه هايشان رونق بيشترى مى گرفت. روزنامه شرق هم در اين سالن قرار دارد.
برخى به خاطر سالنامه، برخى به خاطر دريافت رايگان روزنامه و برخى نيز به خاطر آشنايى با نويسندگان به غرفه شرق آمده اند. روبه روى سالن A1 سالن A2 قرار دارد. برخى از نشريات خانوادگى و نشريات محلى در اين سالن قرار دارند. بسيارى از نشريات محلى توانايى اجاره غرفه را نداشته اند و كار معرفى نشريه شان را به وزارت ارشاد استانشان سپرده اند. غرفه داران نشريات محلى، نشريات را روى ميز گذاشته اند و به استراحت مشغولند. اين سالن سوت و كور است و گهگاه كسى از بين راهروها قدم مى زند. دماى هوا نمايشگاه مطبوعات زير صفر است درست مثل آلاسكا.
نسخه الکترونیک روزنامه شرق سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۵
16 اردیبهشت 1385
قاضي زاده: خبرهاي تلفني؛ آفت روزنامه نگاري ايراني
خطر را مدت ها پيش احساس کرده بود. "تلفن را بر مي دارند و به اين و آن زنگ مي زنند تا خبري بگيرند. اما اين که خبر نمي شود" زنگ خطر را در مقاله فصلنامه تخصصي رسانه ويژه آموزش روزنامه نگاري به صدا در آورد. علي اکبر قاضي زاده از رواج پر خطر خبر کلامي نوشت و اينکه خبر کلامي مثل خوره به جان روزنامه نگاري ايراني افتاده است. اين گفتگو پيرامون خبر کلامي است و اين که چرا رواج آن خطرناک است. خبرهاي کلامي خبرهايي هستند که از گفته هاي چهره هاي خبرساز منشا مي گيرند و نه از رويدادها و تحول در رويدادها. در اين دسته از خبرها پيامي که مربوط به وقوع رويدادي باشد، نمي توان يافت. هرچه هست نقل گفته هاست و به همين سبب کارشناسان اين خبرها را شبه خبر ناميده اند.
فرمايشى نيست؟(مقاله علي اكبر قاضي زاده در مورد وضعيت معيشتي روزنامه نگاران)
خبرهاي کلامي از چه زماني رواج پيدا کرد؟
از زماني که خبرگزاريهاي با ظرفيت تحريريه محدود راه اندازي شد، خبرهاي کلامي به عنوان يک راه گريز مطرح شد. مفهومش اين است که چون بچه هاي اين تحريريه هاي خبرگزاريهاي کوچک بايد حجم به خصوصي از کار را تحويل دهند، صحبت از توليد 100 تا 120 مطلب در ماه است. آنهايي که اهل روزنامه نگاري هستند مي دانند توليد دو يا سه مطلب در روز يک کار واقعا غير ممکني است.
راه چاره اي که برو بچه هاي اين تحريريه ها دنبال مي کنند؛ همين خبرهاي کلامي يا همين "وي گفت"، "وي افزودهاي معروف" است. خبرنگاران اين رسانه ها دفترچه تلفني دارند که با اينها مصاحبه مي کنند و خيلي هم فرق نمي کند که مصاحبه شونده چه چيزي مي گويد.
به طور مثال يک خانمي به من زنگ زد که با من مصاحبه کند تلفن را روي ضبط گذاشت و خودش دنبال کار ديگري رفت و بعد هم معترض شد که چرا تلفن را قطع کرده اي. در حالي که کسي که مصاحبه مي کند، بايد به مصاحبه گوش دهد و از آن سوال در بياورد.
تاريخش را به طور دقيق مي گوييد؟
رواج اين نوع خبرها مر بوط مي شود به دوتا ماجراي همزمان. اول رواج سايت هاي خبري با تحريريه هاي محدود و دومي مسدود شدن تمام روزنه هاي خبرگيري. اين دو اتفاق تقريبا در سال 78همزمان شد با توقيف مطبوعات.
آيا مديريت رسانه ها در رواج خبرکلامي تاثير گذار نبوده؟
موثر است خيلي موثر است. نه فقط بر روي خبرهاي کلامي. بلکه ما يک آفتي داريم در روزنام رواج خبرهاي کلامي مربوط مي شود به دوتا ماجراي همزمان. اول رواج سايت هاي خبري با تحريريه هاي محدود و دومي مسدود شدن تمام روزنه هاي خبرگيري.
ه نگاري که ورود آدمهاي بيگانه به اين حوزه است.
آدمهاي بيگانه کيستند؟
کساني که مشغله شان اين حرفه نيست. يا حداقل گذران زندگي شان از اين راه نيست. اين آقايان در حالي مدير مطبوعاتي مي شوند که مشاغل ديگري دارند و اين يکي از آفت هاي مطبوعات است.
چرا؟
اول از همه نمي دانند که بايد از يک روزنامه نگار چه چيزي بخواهند. دوم آنکه چون نمي دانند که بايد از روزنامه نگارها چه چيزي بخواهند، بيشتر با احساس يا غريزه شان با خبرنگاران برخورد مي کنند. به طور مثال اگر شما فلان خبر را با ليد درست بنويسد، مسخره تان مي کنند و مانع مي شوند. اين مقاوت نه از روي دانش بلکه از روي جهل است. بسياري از شاگردانم وقتي ازشان مي پرسم اين ليدي که نوشتيد غلط است مي گويند مي دانيم اما اگر سليقه مدير يا دبير مربوطه را اعمال نکنيم ما را بيرون مي کنند. منتها من با اين که خيلي اين مسئله(مديريت رسانه اي) را مهم مي دانم اما معتقدم که بايد دنبال عواملي ديگري گشت.
مثلا چه عواملي؟
يه جريان فرعي در مطبوعات پديد آمده که به آن روزنامه نگاري در ازاي دستمزد مي گويند. بنويس تا بدهم ، ننويس تا بدهم. اين آقايان به دليل آن متعلق به مطبوعات نيستند در نتيجه خيلي مقيد به خبر خوب و بد نيستند.
در بسياري از تحريريه ها عده بسيار اندکي فارغ التحصيل رشته روزنامه نگاري مشغول به کار هستند، چه قدر اين عامل را(کمبود نيروهاي متخصص) در رواج خبر کلامي موثر مي دانيد؟
الان اگر شما دست اندرکاران مطبوعات را يکجا جمع کنيد، کمتر از 30 تا 35 درصد تحصيل کرده روزنامه نگاري هستند. يکي عامل به دليل بيکاري است. با آنکه حرفه روزنامه نگاري از جنبه مالي جذابيتي ندارند اما برخي سعي دارند وارد اين حرفه شوند تا کسب درآمد کنند. خبرنگاران تازه کار معمولا وقتي وارد تحريريه مي شوند، کار حرفه اي بلد نيستند، دبير هم چيزي نمي داند. در گذشته يک خبرنگار بايد هم کار صفحه بندي، تايپ و عکاسي بلد بود براي اين که کار زمين نماند. اما کسي نيست که اشکال يک خبرنگار تازه وارد را بگيرد و کار را به او ياد دهد.
چه قدر مهاجرت روزنامه نگاران يا بازنشستگي زود هنگام آنان را در اين قضيه دخيل مي دانيد؟
متاسفانه در ايران خبرنگاران و روزنامه نگاران خيلي زود خود را بازنشسته مي کنند و به همين خاطر تحريريه هاي مطبوعات ايران بسيار جوان است. در حالي که روزنامه نگاران ميانسال به دليل تجربيات و اطلاعاتي که سالها در محيط مطبوعات کسب کرده اند، ارزش بيشتري از نيروهاي تازه وارد دارند. متاسفانه آنهايي که کار بلدند خيلي زود خود را بازنشسته کرده اند. عده اي هم مهاجرت کرده اند. عده اي هم کار بلدند اما کار نمي کنند.
به طور مثال وقتي من به سال هاي 77 و 76 فکر مي کنم مي ترسم، چرا که دوران سختي بر ما گذشت.
به همين دليل روزنامه نگاران کاربلد اکنون خود را درگير کارهاي پرخطر و پرزحمت نمي کنند. بسياري از روزنامه نگاران انگيزه اي براي ارائه يک کار خوب ندارند. بعضي ها هم به دنبال معامله خبري رفته اند. يکي از خبرنگارها را مي شناسم که حداقل ماهي يک ونيم ميليون تومان از راه معامله خبري پول در مي آورند.
پس اوضاع روزنامه نگاري خيلي ناجور است؟
ما بايد تا وقتي زنده ايم کار کنيم. من به جوانها بسيار اميدوارم. من توي اين جوانها چهره هاي خوبي ميبينم . اما شرايط جامعه طوري است که اينها نمي توانند کار خوبي کنند. اگر نه برخي از بچه هاي مطبوعات استعدادهاي عجيب و غريبي هستند.
از مضرات خبرکلامي بگوييد؟
يکي از بدترين خطاهاي خبرهاي کلامي يا نقلي از بين بردن قوه ابتکار و نوجويي از روزنامه نگاران است .. خبرکلامي يک کليشه ثابت دارد. در جمله اول يک ليد کوتاه نقلي مي آيد که معلوم نيست چه کسي گفته؟چرا گفته؟چي گفته؟. جمله دوم معمولا دوبرابر جمله اول است. اين نحوه نوشتن به صورت يک کليشه ثابت درآمده است. تنظيم اين خبرها همانند دستگاه پرس است. که تعدا بسيار زيادي خبرکلامي بي محتوا و يک شکل توليد مي کند. از آن بدتر اين است که روزنامه نگار فکر مي کند کاري کرده اما در واقع کاري نکرده است.
اساس کار روزنامه نگاري تضاد و هيجان است. در گزارش بايد در برابر اين يک نقل قول، يک نقل قول مخالف گذاشت وايجاد هيجان کرد. اگر اين کار را نکنيم از جوهره اصلي روزنامه نگاري دور مي شويم.
شما خبرهاي کلامي خارجي مقايسه کنيد. به طور مثال وقتي در خبري از احمدي نژاد نقل قول مي شود، يک نقل قول هم از جورج بوش در آن خبر آورده مي شود. سابقه اين نقل قول را مي آورد که اين گفته در چه شرايطي مطرح شده است. بنابراين اگر در اين گونه خبرها، نقل قول مقابل را نياوري و به مخاطبت نگويي که چه برخورد و تضادي وجود دارد که فايده اي ندارد و اصلا اين کار روزنامه نگاري نيست.
به نظر مي رسد، مردم به دليل آنکه روزنامه ها خبري از مردم ندارند و همه خبرها به نقل قول از برخي اشخاص تبديل شده، از روزنامه خواندن زده شده اند؟
بله يادم آمد ماجراي ديگري را بهتان بگويم. سر زبان انداختن يک عده آدمي که معلوم نيست کي هستند. در سه چهار سال اخير برخي رسانه ها نام برخي را از آدمها را به عنوان کارشناس سرزبانها انداخته اند و همانطور که شما گفتيد حاصل کار اين است که مردم همواره نگرانند که فلاني دارد چه مي گويد. آمارهايي که از روزنامه ايران در يک روز گرفتم، خيلي جالب بود. 75 خبر داشت که 60 تا 65 خبرکلامي بود.
اين بدين معني است که در کشور 70 ميليوني ايران هيچ اتفاقي نيفتاده است و فقط عده اي حرف زده اند. اين جزو خطرها است.
از وقتي خبرهاي کلامي متداول شده، گزارش ها هم از رويدادمداري به گفگتو مداري رفته اند؟
گزارش يک داستان ديگري دارد. يک علت مهم رکود گزارش اين است که گزارش زمينه اي براي جذب کردن مخاطب ندارد. يک زماني خيلي مهم بود که روزنامه نگار شاغل در کيهان، صبح اطلاعات را نگاه کند ببنيد چه گزارشي چاپ کرده است. يا اين که آيندگان چه خبر چاپ کرده که اطلاعات و کيهان آن را خورده اند. همين انگيزه اي مي شد براي خبرنگاران که فردا گزارش جديدي رو کنند. متاسفانه اين حس رقابت الان وجود ندارد.
گزارشگري کار دشواري است اگر براي نوشتن گزارش رقابت يا انگيزه اي يا دلخوشي نباشد، کسي به دنبال نوشتن يک گزارش خوب نمي رود.
شما خبر کلامي را پديده اي ايراني مي دانيد؟
نه Say story سابقه اي طولاني دارد. ديويد رندال هنگامي که در مسکو بود خبرهاي يک روزنامه انگليسي زيان شوروي سابق را بررسي کرد و بعد ديد پر از خبر کلامي است. رندال مي نويسد: به خودم گفتم توي اين خاک به اين پهناوري(شوروي سابق)واقعا هيچ اتفاقي نيفتاده است.
پس به نظر شما اين اتفاق در جايي مي افتد که همه منافذ خبر بسته است. مثلا کشورهايي کمونيستي و يا کشورهاي که در آنها رسانه ها آزاد نيستند؟
نه من بررسي نکرده ام که ببنيم دقيقا اين چيزي که مي گوييد اتفاق افتاده يا نه. اما به طور طبيعي هنگامي که در جامعه اي جلوي منافذخبرگيري گرفته شود و تعداد روزنامه ها زياد باشد و هيچ کس حرف نمي زند، طبيعتا تعداد خبرهاي کلامي زياد مي شود.
اين سوال خيلي نااميد کننده است. اما با وضعيت فعلي چه بايد کار کرد؟
بايد پاسدار ارزشهاي اين حرفه باشيم. ما روزنامه نگاران لااقل کاري کنيم که غير مطبوعاتي و غير حرفه اي نتواند از اين شرايط سو استفاده کند. ما مي توانيم کتاب بخوانيم . سفر برويم و تجربه هايمان را زياد کنيم.
من اعتقاد دارم مطبوعات خيلي به سر اين مردم منت دارند، آنها پايه گذار حرکت هايي در اين جامعه بودند و شايد لطمه هاي بسياري در اين راه خوردند.
نسخه الكترونيك خبرگزاري ميراث فرهنگي 12 ارديبهشت 1385
13 اردیبهشت 1385
حاشيه هاي مراسم آزادي مطبوعات در انجمن صنفي
جاي خوبي ايستاده ام. پشت دوربين شبكه رويترز و درست كنار فرانسيس هريسون خبرنگار بيبيسي در تهران. جمعيت در سالن كوچك انجمن صنفي بيداد ميكند. عكاسان روي زمين وول ميخورند تا از اكبرگنجي عكس بگيرند. اكبر اما آرام است و لبخند به لب دارد. لبخند را از لب بر نميدارد تا نشان دهد كه پيروز است. فيلمبردار رويتزر داد مي زند كه عكاسان در كادر او نيايند و گنجي باز هم با لبخند مي گويد كه حق گرفتني است، همچنانكه اين فيلمبردار ميگيرد. عكاسان از كادر دوربين رويتزر بيرون مي آيند اما گنجي از كادر دوربين عكاسان خارج نمي شود. فلاش مي زنند، يكي به شوخي مي گويد:"انگار تعداد عكاسان بيشتر از خبرنگاران است. همه تنگ هم ايستاده ايم. به فرانسيس مي گويم بالاي صندلي برود تا له نشود، اولش كمي مردد است اما مجبور مي شود برود و روي صندلي بايستد.
شمس الواعظين پرشور است و مي گويد دور نيست روزي را كه شاهد محاكمه قاضي مرتضوي باشيم. يكي به شوخي آهسته مي گويد:"محل انجمن را بزرگتر كنيد، محاكمه پيش كشتان" برق بالاي سر شمس مرتب خاموش و روشن مي شود. جمعيت انقدر فشرده است كه عباس عبدي و جلايي پور جايي براي نشستن پيدا نمي كنند.
روزنامه نگاران برتر يكي يكي مي آيند و صحبت مي كنند. جذابترين بخش ماجرا برايم آنجاست كه ليلا رستگار مفصل به مقاله ام در روزنامه شرق اشاره مي كند. او از جاي خالي اخلاق روزنامه نگاري در مطبوعات مي گويد و بر ضرورت تامين امنيت مالي و اجتماعي روزنامه نگاران تاكيد مي كند.
چند روزنامه نگار كرد آمده اند. دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران كرد پشت تربيون مي رود و چند كلمهاي مي گويد:او از كردستان آزاد مي گويد و مترجم "آزادش" را سانسور مي كند. مراسم به پايان مي رسد، كديور ميكروفن را به دست مي گيرد و از دستگيري رامين جهانبگلو انتقاد ميكند. گروهي تعجب مي كنند. آخر كسي به درستي نمي داند اكنون جهانبگلو كجاست و چه مي كند؟ سال گذشته گنجي در زندان بود، خدا كند جهانبگلو زودتر آزاد شود و مصاحبه اش را با دالاي لاما رهبر تبت منتشر كند.
گزارش ميراث خبر از مراسم روزنامه نگاران برتر
فراز و فرودهاي مطبوعات ايران پس از انقلاب
21 اسفند 1384
سه گزارش راجع به کافه
در گزارشی که از کافه تیتر برای روزنامه شرق نوشتم سعی کردم به این مسئله بپردازم که روزنامه نگاران امنیت شغلی ندارند و این تغییر شغل این دو روزنامه نگار بیشتر اقتصادی است.راستی می دانید تیتر"روزنامه نگاری خلاصه همه شغلها"را چه کسی برای مطلبم پیشنهاد داد؟آقای فریدون صدیقی روزنامه نگار قدیمی و باسابقه مطبوعات.
این هم پادکست این هفته میراث خبر که در مورد کافه تیتر است. می توانید از اینجا دانلود کنید و گوش کنید که چه اتفاقی در افتتاحیه کافه تیتر افتاد.
اینم یه گزارش دیگه در مورد کافه البته نه در ایران بلکه در افغانستان با نام" ملاها و آمريکايی ها در کافی شاپ قندهار"گزارش جالبیه از روزنامه گاردین در مورد افتتاح یک کافی شاپ در قندهار
16 اسفند 1384
چشیدن مزه ژورنال جویس در کافه تیتر
کافه تیتر افتتاح شد. زوج دوست داشتنی و مهربان روزنامه نگار سرانجام کافه تیتر را افتتاح کردند. آئین افتتاحیه خوب و آبرومندانه برگزار شد. دیروز کافه تیتر مهمان روزنامه نگاران، نویسندگان و اساتید روزنامه نگاری بود. استاد قندی، صدیقی، شکرخواه، توکلی، رضاییان، قاضی زاده و نویسندگانی چون اسدالله امرایی، راستانی و لیلی فرهادپور حضور داشتند. محمدفرنود عکاس با سابقه هم حضور داشت و در آخر عکسی دستجمعی به یادگار گرفتیم. البته گزارش مفصل افتتاح این کافه و این که آیا روزنامه نگارها اهل کافه رفتن هستند یا نه؟به زودی در شرق چاپ می شود، اما محمدرضا رستمی خلاصه از آنچه دیشب گذشت را برای راوی نوشته است.
اگر دوست دارید طعم ژورنال جویس را بچشید به این زوج دوست داشتنی در چهارراه ولی عصر، خیابان برادران مظفر، ساختمان علاالدین، کافه تیتر سر بزنید.
گزارش میراث خبر از افتتاح کافه تیتر
تیتر های اختصاصی از گشایش کافه تیتر
1 اسفند 1384
همایشی برای کوچک شدن قطع روزنامه ها
روزنامه ها کوچک و کوچکتر می شوند، تا بلکه خوانده شود. روزنامه ها کوچک می شوند تا بتوان سرپایی در مترو و اتوبوس آنها را خواند و یا در تاکسی خیلی راحت آنها را ورق زد.
تغییر قطع روزنامه ها مدت هاست که آغاز شده اما شتاب آن در سال 2005 و تغییر قطع چند روزنامه مهم جهان نظیر وال استریت ژورنال،دی ولت، گاردین باعث شده تا اصحاب رسانه نسبت این مسئله و پیامدهای آن حساس شوند. به همین سبب موسسه روزنامه نگاری پوینتر همایشی بین المللی در مورد تابلویید برگزار می کند. این همایش طی روزهای 27- 29 مارس برگزار می شود. در این همایش چند سردبیر درباره تغییر قطع روزنامه ها و تغییرات احتمالی روزنامه پس از تغییر قطع صحبت می کنند. در این همایش همچنین درباره شیوه های نوشتن در روزنامه تابلوئید صحبت می شود.
ضمن آن که از جذابیت های فرمت تابلوئید برای جوانان گفته می شود. بزگترین چالشی که روزنامه های جهان با آن مواجه هستند، تغییر شیوه نوشتاری است. اگرچه محتوای روزنامه مشهور وال استریت ژورنال پس از تغییر قطع شبیه روزنامه زرد سان نشده اما وال استریت سعی کرده تا در مطالب بیشتری از سبک سافت نیوز استفاده کند. اصولا روزنامه های تابلوئید سعی می کنند از نرم خبر برای نوشتن مطالبشان استفاده کنند.
تغییر قطع روزنامه ها آرام آرام در حوزه های دیگر روزنامه نگاری تغییرات خود را نشان می دهد. محتوا، طراحی صفحات روزنامه، عکس، تبلیغات و سبک های خبری از این تغییرات مصون نخواهند ماند.
17 بهمن 1384
جدايي نهاد دولت از مطبوعات در كشورهاي غربي
به دنبال چاپ كاريكاتورهاي موهن در مورد پيامبر اسلام، بحث هاي تازه اي در محافل آكادميك ژورناليسم غربي به ميان آمده است. من در حال ترجمه مطلبي درباره نقش مذهب در ارزش هاي خبري و خبرنويسي بودم كه به اين مصاحبه برخوردم.
اين مصاحبه با راشل بلو از دپارتمان جامعه شناسي دانشگاه ملي استراليا انجام شده است. به نظرم خواندن اين مصاحبه بد نيست از اين نظر كه ببنيم غريبها درباره واكنش مسلمانان به چاپ اين كاريكاتور چه فكري مي كنند. به هر حال همانقدر كه چاپ اين كاريكاتورها بد بود، آتش زدن پرچم يك كشور نيز اقدامي نادرست است. مثل اين كه يك روزنامه مستقل ايراني وايكينگها را مسخره كند و مردم دانمارك هم پرچم ايران را آتش بزنند. اما به قول آقاي بلو خوبي اين قضيه اين است كه باب گفتگويي در اين مورد باز شده است.
مهمترين گفته هاي آقاي بلو عبارتند از:
1-مردم خاورميانه متوجه نيستند كه نهاد مطبوعات در غرب و به طور اخص(دانمارك) از دولت جداست. بنابراين چرا برخي دولت هاي اسلامي سفيران خود را از كپنهاك فراخوانده اند و چرا مي خواهند دولت دانمارك عذر خواهي كند؟
2-چه آنهايي كه از اسلام دفاع مي كنند چه آنهايي كه خود درست كردارند از آزادي بيان دفاع كرده اند.
بعد التحریر
اين روزنامه سه سال پيش از چاپ کاريکاتورهای ضد حضرت مسيح خودداری کرده است، یعنی از چاپ کاری که اکثریت مسیحی دانمارک را ممکن بود اندکی برنجاند، دوری کرده... و باز به عبارت ديگر، با چاپ کاريکاتورهايی اهانت بار، حد اقل باعث ناراحتی اقليت مسلمان ساکن دانمارک شده است!
حالا دوستان افراطی طرفدار آزادی بيان! هر حرفی را نزدن با خودسانسوری متفاوت است. رعايت حقوق اقليت و احترام به عقايد ديگران در سطح رسانهای خيلی کار سختی نيست. وقتی میگويم کاش سردبير عاقلی داشتم، برای کسانی که هنوز کاری چاپ شده نداشتهاند قابل هضم نيست. ماجرای کار مطبوعاتی با وبلاگنويسی اندکی متفاوت است. بايد آنجا مطلب را مزهمزه کنی تا به چاپ برسد
با این حرف های نیکان کاملا موافقم.
1 دی 1384
محبوب سابق
هشت سال پيش، از اين دكه روزنامه فروشى به آن دكه سر مى زدم تا يك نسخه از «اولين روزنامه ورزشى ايران» را گير بياورم و بخوانم. اما امروز فقط تيترهايش را نگاه مى كنم. در روز دوشنبه ۲۸ آذر تيتر«اولين روزنامه ورزشى ايران» ميخكوبم كرد.
البته نه مثل قديم ها كه شوق داشتم فردا شود و تيتر اول روزنامه محبوبم را ببينم. اين دفعه فرق مى كرد. تيتر اين بود «اولادى: موهايم را كوتاه كردم تا پرسپوليس موفق شود» تيتر قديمى ترين روزنامه ورزشى از كوتاه شدن موهاى يك فوتباليست خبر مى دهد. حتى اگر باور كنيم كه در روز يكشنبه هيچ اتفاقى در ورزش ايران نيفتاده و مسئولان روزنامه مجبور شده اند چنين مطلب بى اهميتى را تيتر كنند، باز هم دليل موجهى نياورده ايم.
متاسفانه سهم اتفاقات ورزشى ايران در صفحه اول روزنامه هاى ورزشى تقريباً صفر است و آنچه بيش از همه تيتر مى شود، حاشيه هاى فوتبال و نه متن آن است. هيچ كس گلف بانوان، اسكيت، بيليارد و تيراندازى را تيتر نمى كند چرا كه به نظرش كوتاه شدن موهاى يك فوتباليست و عوض شدن كفش فلان فوتباليست اهميتش از پيروزى تيم كانوپولوى ايران بر ژاپن كمتر است. هيچ كس يك گزارش تحليلى در مورد وضعيت ورزش بولينگ در ايران نمى نويسد.
در روزنامه هاى ورزشى حتى يك گزارش تحقيقى هم درباره مشكلات وزنه بردارى تيتر نمى شود. در حالى كه به رغم آنچه كه همواره گفته شده: مردم تنها به فوتبال و كشتى علاقه ندارند. استقبال از ورزش هايى نظير بيليارد، تنيس و گلف ميان آقايان و حتى بانوان نشان مى دهد كه اين ورزش ها كم كم در ميان مردم ايران جا باز مى كنند. مطمئن باشيد اگر روزنامه اى از آموزش قوانين سنگنوردى سالنى و معرفى كارتينگ بنويسد، خوانندگان بيشتر استقبال مى كنند. روزنامه هاى ورزشى اگر به غير از ارزش خبرى شهرت به ارزش هاى خبرى ديگر توجه كنند، مى توانند ميزان تكفروشى شان را افزايش دهند.
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۱ دى ۱۳۸۴
29 آذر 1384
روزنامه نگارى مصيبت زده
پس از آنكه توفان كاترينا در جنوب ايالات متحده فرو نشست، دانشكده هاى روزنامه نگارى آمريكا نحوه پوشش خبرى اين حادثه در روزنامه ها و سايت هاى خبرى را مورد بررسى قرار دارند. مقالات بسيارى در زمان وقوع حادثه كاترينا و پس از آن در زمينه چگونگى پوشش خبرى بلاياى طبيعى نوشته شد. از جمله اين مقالات، يادداشتى به قلم Kenneth F. Irby رئيس گروه ژورناليسم بصرى انستيتو روزنامه نگارى پوينتر بود.
او در اين مقاله براى روزنامه نگارانى كه به منطقه نيواورلئان مى رفتند، پيشنهاداتى نوشته بود، ازجمله اين كه روزنامه نگاران تنها به جايى نروند و حتماً از محافظ استفاده كنند، بى سيم و چراغ قوه همراه داشته باشند و سوار اتومبيل هاى ناشناس نشوند. بدون شك مقاله او براى روزنامه نگاران كارگشا بود چرا كه شهر نيواورلئان خالى از سكنه شده بود و بسيارى به اين شهر لقب «شهر ارواح» داده بودند.
سايت poynter.org هم در زمان وقوع حادثه كاترينا فهرستى از نهادها و سازمان هايى كه روزنامه نگاران مى توانند از آنجا كمك هاى مورد نياز خود را دريافت كنند، همراه با نشانى و تلفن تهيه كرد و در سايت گذاشت. نمونه چنين كارهايى به وفور در كشورهاى پيشرفته ديده مى شود اما با وجود آنكه تعداد حوادث و بلاياى طبيعى در ايران زياد است كمتر در اين زمينه پژوهش و مطالعه صورت مى گيرد.
ادامه مطلب در روزنامه شرق
میزگردی در رابطه با پوشش خبری طوفان کاترینا(چه درسهایی گرفتیم)
28 آذر 1384
تیراژ روزنامه ها
فرح عزیز ایمیل زده و در مورد تیراژ روزنامه ها در ایران و جهان پرسیده؟ در مورد ایران آمار دقیقی وجود ندارد. چند سال پیش وزارت ارشاد روزنامه ها را موظف کرد که تیراژ روزنامه را در صفحه آخر بیاورند اما کم کم روزنامه ها از انجام این عمل سر باز زدند. اما مرجع اعلام تیراژ مطبوعات وزارت ارشاد است منتها نمی دانم آیا تیراژ روزنامه ها برای کارهای تحقیقاتی اعلام می کنند یا نه؟
در مورد تیراژ روزنامه های آمریکایی مرجع خوب سایت burrellesluce است. که اخیرا آمار 2005 آن اعلام شده و روزنامه یو اس ای تودی با 2میلیون 281 هزار نسخه در صدر قرار دارد. در آمار سال 2004 هم یو اس ای تودی با 2 میلیون 192 هزار نسخه در صدر قرار داشت.
اینم یک آمار دولتی از تیراژ روزنامه ها در فرانسه که لو پاریزین با 485 هزار نسخه در روز در صدر قرار دارد.
22 آذر 1384
روزنامه نگاري ايراني در بحران
امروز نشست ژورناليسم بحران در دانشكده علوم اجتماعي تهران برگزار شد. در اين نشست چند تن از اساتيد ارتباطات و حسن سربخشيان(عكاس خبرگزاري آسوشتيد پرس) پيرامون روزنامه نگاري بحران صحبت كردند.
حرف هاي خوبي مطرح شد ازجمله سخنان دكتر ربيعي، كه خود سالها در وزارت اطلاعات كار كرده از نگاه امنيتي به بحران ها انتقاد كرد. او گفت متاسفانه بحران به سرعت امنيتي مي شود و به سرعت خط قرمزهايي به دور بحران كشيده مي شود. آقاي ربيعي به حادثه سقوط هواپيماي c130 اشاره كرد وافزود شما مطمئن باشيد تا ده سال ديگر هم علت واقعي سقوط اين هواپيما مشخص نمي شود.
دكتر شكرخواه در ادامه اين نشست مسئله دخالت هيجان واحساسات را در خبرنويسي مطرح كرد او گفت: روزنامه نگاران نبايد به هنگام مواقع بحراني احساسي شوند و به خبر خود هيجان بدهند. دكتر منتظر قائم هم به همين نكته اشاره كرد و گفت سايت واحد مركزي خبر يك ساعت نيم پس از حادثه اولين خبر خود را داده و در اين خبر حتي به مرگ خبرنگاران صداوسيما اشاره نشده و نويسنده خبر نمي دانسته در اين هواپيما تعدادي از همكاران او حضور داشته اند. دكتر قائم به اين نكته اشاره كرد كه روزنامه نگاران در اين گونه موارد بايد بر احساس خود غلبه كنند و به وظيفه حرفه اي خود عمل كنند نه اين كه احساسي شوند و در حساس ترين شرايط كه مردم مي خواهند ازميزان تلفات و چرايي وقوع اين حادثه با خبر شوند گريه كنند.
حسن سربخشيان هم به شرح خاطرات خود از سقوط هواپيماي c130 پرداخت و گفت:اولين چيزي كه بايد براي يك عكاس در هنگام رويدادهاي بحراني مهم باشد فرستادن اولين عكس است. او دومين مسئله مهم را براي يك عكاس حفاظت از خود دانست و در توضيح گفته اش افزود: يك عكاس در مواقع بحراني بايد حفاظت از جان و دوربين عكاسي اش را مدنظر قرار دهد، چرا كه در چنين مواقعي كارت خبرنگاري و نظاير اين كاربردي ندارد.
دكتر نمك دوست به مسئله كمبود مهارت هاي آموزشي خبرنگاران پرداخت و گفت كه به بايد روزنامه نگاران را براي مواقع بحراني تربيت كرد و به آنها آموزش هاي لازم را داد. او به عنوان مثال به زلزله بم اشاره كرد واين كه در فرداي روز حادثه بسياري از روزنامه نگاراني كه به بم رفته بودند تحمل اين فاجعه انساني را نداشتند و به تهران بازگشتند.
اين نشست نكات آموزنده بسيار خوبي براي خبرنگاران داشت كه به طور مفصل گزارشش را براي روزنامه شرق مي نويسم.
دكترنمكدوست: روزنامه نگاري ما، روزنامهنگاري دولت زده است
دكترشكرخواه: دراماتيكسازي سوژه نقشي در بهبود وضعيت بحران ندارد
21 آذر 1384
پولیتزر سایبر ژورنالیسم را به رسمیت شناخت
از سال آینده گزارش های منتشر شده در روزنامه های آنلاین هم مشمول داوری در جایزه پولیتزر می شوند. پوليتزر معتبرترين جايزه ويژه روزنامه نگاران آمريكايى است كه به صورت سالانه به برترين روزنامه نگاران آمريكایی اهدا مى شود. جايزه پوليتزر در بخش هاى مختلف شامل ۱۰هزار دلار و جايزه بخش خدمات عمومى آن يك مدال طلا است.
هیئت مدیره جایزه پولیتزر اعلام کرد: در چهل و نهمین مراسم جايزه پوليتزر علاوه نوشته های چاپی نوشته های اینترنتی نیز جایزه دریافت می کنند.روزنامه نگاران آنلاین می توانند در 14 رشته جایزه پولیتزر در کنار روزنامه نگاران سنتی به رقابت بپردازند. اما نوشته های آنلاین فقط به شرطی که در یکی از روزنامه های آنلاین چاپ شده باشد مورد بررسی قرار می گیرد، بنابراین نوشته منتشر شده در سایت ها و وبلاگ مشمول داوری جایزه پولیتزر نمی شود. داستانهای اینترنتی و عکس های منتشر شده در روزنامه های آنلاین هم می توانند در 14 رشته جایزه پولیتزر شرکت کنند.
سیگ گیسلر رئیس هیئت مدیره جایزه پولیتزر می گوید:این پیشنهاد راه را برای صنعت مطبوعات هموار می کند. یکی از دلایلی که باعث شد تا روزنامه نگاری آنلاین توسط هئیت مدیره پولیتزر به رسمیت شناخته شود، حادثه کاترینای آمریکا بود که وبلاگ ها و روزنامه های آنلاین نقش بسیار مهمی در پوشش خبری این حادثه طبیعی داشتند. به طور مثال روزنامه نیواورلئان تایمز که هم نسخه چاپی آن منتشر می شود و هم روزنامه آنلاین دارد، به حادثه طوفان کاترینا پوشش وسیعی داد. آقای گیسلر می افزاید:آثاری از روزنامه نگاران آنلاین داوری می شود که در زمان وقوع یک رویداد منتشر شده باشد. اگر زمان چاپ این گزارش فردای روز حادثه باشد و روزنامه های چاپی آن حادثه را پوشش داده باشند، آن گزارش مورد داوری قرار نمی گیرد.
گزارش هاى تحقيقى در پوليتزر برجسته مى شوند
پوليتزرسمبل روزنامه نگاري افشاگرانه
فقط نوشته هایی که روزنامه های آنلاین چاپ شود، به رسمیت شناخته می شود(واشینگتن پست)
20 آذر 1384
روزنامه مستقل یا روزنامه نگاران مستقل
آقای سید آبادی قصد من به هیچ عنوان تکه پرانی نبود. اتفاقا بیان رک وصریحی بود که ما را از بحث اصلی پرت نکند. هدف من از ادامه این بحث، روشن کردن زوایای تاریک روزنامه نگاری در ایران است.
دوست عزیز یادداشت"سمبه پر زور روزنامه نگارى حزبى" در همین راستا بود. یعنی بحث بر سر روش ها و اصول روزنامه نگاری و تا حدودی آسیب شناسی روزنامه نگاری در ایران. قرار نیست در بحث های چند طرفه روزنامه نگاران زیر سوال بروند.
مصاحبه با رابرت فیسک در مورد روزنامه نگاری بی طرف
بخشی از نوشته های شما در مورد روزنامه نگاری حزبی partisan journalism را استاد شکرخواه پاسخ داده:" اشکال از اینجا ناشی می شود که عده ای روزنامه نگاری عینی گرا را در نقطه مقابل روزنامه نگاری سیاسی قرار می دهند و این در حالی است که روزنامه نگاری سیاسی هم مثل موارد متعدد دیگر روزنامه نگاری یعنی اقتصادی؛ اجتماعی و ... در بطن روزنامه نگاری عینی گرا هست. پس این تقابل از بیخ و بن اشتباه است و آنچه در واقع در نقطه مقابل روزنامه نگاری عینی گرا قرار می گیرد؛ روزنامه نگاری حزبی است؛ نه روزنامه نگاری سیاسی."
اما بخش اعظم نوشته های شما درباره یک روزنامه نگار به عنوان یک شخصیت حقیقی وحقوقی است، در حالی که بحث اصلی من بر سیاست گذاری یک روزنامه و روش های روزنامه نگاری است. بله ممکن است شما که سالها در سرویس فرهنگی و اندیشه کار کرده اید، به قول خودتان دستوری از جانب دبیر کل حزب دریافت نکرده اید اما آیا دبیر سیاسی هم می تواند چنین ادعایی کند؟
این بحث را باید از دامنه کار کردن روزنامه نگاران در روزنامه های حزبی ایران بیرون برد و به این سوال هدایت کرد که آیا این روش روزنامه نگاری، سواد و شعور سیاسی مردم ایران را بالا برده است؟ آیا روزنامه های حزبی توانسته اند در جلب مخاطب موفق عمل کنند؟ ببنید بحث بر سر این نیست که چرا فلان روزنامه نگار در یک روزنامه حزبی کار کرده، بلکه بحث بر سر این است که آیا مدیران و سیاستگذاران یک حزب به جای تاسیس یک روزنامه در ظاهر بی طرف و مستقل چرا با مخاطبانشان رو راست نبوده اند؟
در مورد روزنامه نگاری بیطرف هم با شما کاملا موافقم. چرا که اصولا رهیافت نسبی گرایی در بحث های کلامی، دینی و اخلاقی مورد توجه قرار گرفته است. روزنامه نگار بی طرف وجود ندارد اما یک فرق وجود دارد. باز می گردم به مثال قبلی ام و دوباره یک مثال ساختگی می زنم.
"کنسرت شجریان به پایان رسید و مشتاقان موسیقی سنتی سالنی را که چهار شب به اشغال خود درآورده بودند ترک می کنند، اما چراغ های سالن وزارت کشور خاموش نمی شود. مدیران کنسرت علیرضا عضار، باید این سالن را به مدت 10 شب اماده کنند. هم اکنون بلیط های کنسرت موسیقی پاپ عصار به طور کامل فروش رفته و این بار بازار سیاه بزرگتری از کنسرت قبلی شکل گرفته است."
این پایان یک گزارش درمورد کنسرت شجریان است اما یک گزارش نویس حرفه ای با زیرکی می تواند آنچه را که به آن اعتقاد دارد و دوست دارد بیاورد بدون آنکه متهم به بی طرفی شود. این گزارش در ظاهر بی طرفانه است اما در پایان مخاطب را به این نتیجه می رساند که" اوه مثل این که موسیقی پاپ بیشتر از موسیقی سنتی در ایران طرفدار دارد"
متاسفانه روزنامه های ما خالی از این زیرکی های خبرنویسی و گزارش نویسی است. ما اگر بخواهیم با مخاطب حرف بزنیم می خواهیم به او امر و نهی کنیم. بعد هم انتظار داریم بیایند روزنامه حزبمان را بخرند و صد آفرین هم بگویند!!
15 آذر 1384
وظیفه روزنامه نگار:نظارت بر اجرای قانون
امید عزیز به گمانم مسئولیت اجتماعی برای برخی از روزنامه نگاران بهانه خوبی شده تا از این راه وارد عرصه سیاسی شوند.
دوست گرامی ما نمی توانیم به بهانه آنکه جامعه ما مشکلات سیاسی و اجتماعی دارد وارد کار اجرایی شویم. مسئولیت اجتماعی یک روزنامه نگار به معنای نظارت برحسن اجرای قانون و عملکرد درست دستگاههای اجرایی است. به طور مثال من به عنوان روزنامه نگار حوزه فناوری اطلاعات تعهد دارم که تاخیر در اجرای اپراتور ایرانسل را گوشزد کنم و پی گیری کنم که چرا پس از گذشت دوسال اندی هنوز یک سیم کارت 150 هزارتومانی به مردم داده نشده است.
شما به عنوان یک روزنامه نگار حوزه اجتماعی به طور مثال وظیفه داری چرایی گسترش ایدز در ایران را بررسی کنی و نسبت به عملکرد وزارت بهداشت نظارت داشته باشی.
مسئولیت اجتماعی روزنامه نگار نظارت است نه که این وارد دایره قدرت شود.
امید عزیر مثال خوبی زدی آیا رابرت فیسک یا توماس فریدمن وارد نهادهای اجرایی در انگلیس و آمریکا می شوند، آیا توماس فریدمن که یکی از طرفداران حمله آمریکا به عراق بود به بهانه این که نباید نسبت به اقدام پیرامونش بی تفاوت باشد لباس رزم می پوشد و به جنگ می رود؟
آقای هنوز خوب به هدف زدید من حوصله مطول نویسی و درازگویی ندارم اما حوصله بحث های نظری را تا دلتان بخواهد.
دوست گرامی به گمانم صحبت از روزنامه نگاری حزبی و حرفه ای جدا کردن هیچ کدام آنها از دایره نیست. بلکه شفاف کردن وظایف ویژگی هاست.
روزنامه نگاری حزبی نوعی روزنامه نگاری است. قرار هم نیست با چماق روزنامه نگاری بر سرش بکوبیم و آن را به گوشه ای پرت کنیم اما آقای سید آبادی عزیز شما گاهی اوقات در بحث مغلطه می کنید.
هیچ روزنامه نگار حرفه ای میان کودک و کودک آزار بی طرفی اعلام نمی کند.
نمی دانم واقعا منظورتان از مطرح کردن این حرف چه بود؟ شما درقسمتی دیگر از حرفتان می گویید که روزنامه نگار بی طرف وجود ندارد آن وقت چگونه می گویید:" روزنامه نگاری که بین کودک و کودک آزار اعلام بی طرفی کند برای من عجیب است." آیا شما واقعا چنین کسی را دیده اید که بگوید برای من میان کودک و کودک آزار تفاوتی نیست؟
دوست عزیر من احساس می کنم شما "مفهوم بی طرفی در خبرنویسی" را با منفعل بودن یک روزنامه نگار اشتباه گرفته اید.
به طور مثال من باید موقع نوشتن گزارش وخبر بی طرف باشم و نظر شخصی خودم را در آن لحاظ نکنم، به طور مثال اگر من علاقه ای به موسیقی سنتی ندارم و مامور تهیه گزارش از کنسرت شجریان شده ام نباید نظر خودم را در گزارش بیاورم که "اگر چه این کنسرت چراغ موسیقی سنتی را روشن نگاه داشته اما همه جوانان طرفدار موسیقی پاپ، بلوز و راک هستند"نوشتن این جمله یعنی دخالت آشکار خبرنگار در یک گزارش خبری. حال اگر خبرنگار احساس مسئولیت می کند و شب ها دچار وجدان درد می شود، می تواند در یک یادداشت به نام خودش نظرش را در مورد موسیقی سنتی و موسیقی پاپ بنویسد.
آقای سید آبادی شما و من می دانیم که اصولا بحث بر سر موسیقی، کودک آزادی و صلح نیست. بحث بر سر این است که گاهی اوقات ما خیال می کنیم آن چیزی که دبیرکل حزبمان می گوید همان ناله های وجدانمان است.
14 آذر 1384
تفاوت میان روزنامه نگاری حزبی و حرفه ای
چرا دوستان بحث بر سر اصول اخلاقی و حرفهای روزنامهنگاری را به هم می پیچانند؟ آقاجان یا ما می خواهیم از دیواری روزنامه نگاری بالا برویم و به ایوان سیاست برسیم، یا می خواهیم روزنامه نگاری کنیم. در همه جای دنیا میان روزنامه نگاری حرفه ای و روزنامه نگاری حزبی( نه سیاسی) تفاوت هست. حالا اگر ما بخواهیم در لفافه مسئولیت اجتماعی روزنامه نگاری پنهان شویم این دیگر بحث دیگری است. نمی خواهم مثال بزنم تا موجب رنجش روزنامه نگاری شوم.اما همه تان لابد مثال هایی خوبی از مخلوط شدن روزنامه نگاری و سیاست با هم دارید. هرکسی هم منظورم را متوجه نمی شود ایمیل بزند تا خصوصی بگویم.
سمبه پر زور روزنامه نگارى حزبى
3 آذر 1384
بی توجهی ابرار اقتصادی به ارزش های خبری
روزنامه ابرار اقتصادی که عنوان"پرتیتراژترین روزنامه اقتصادی در تاریخ مطبوعات ایران"را یدک می کشد، در صفحه اول پنجشنبه 3آذر 1384 هیچ تیتری از مهمترین اتفاق سیاسی اقتصادی روز قبل خود را ندارد. عدم رای اعتماد به محسن تسلطی وزیر پیشنهادی محمود احمدی نژاد مهمترین رویداد اقتصادی بود که یک روزنامه اقتصادی با هر گرایش سیاسی باید آن را پوشش دهد. این خبر دارای ارزش های خبر شهرت(احمدی نژاد و تسلطی) دربرگیری(وابستگی اقتصاد ایران به نفت)، مجاورت(پارلمان- تهران) تازگی(یک روز قبل اتفاق افتاده) مقدار(139 رای منفی دادند) است.
این روزنامه تنها به کار کردن خبری کوچک در ستون صفحه 4 خود بسنده کرده است. اینکه چرا ابرار اقتصادی خبر عدم رای اعتماد را کم اهمیت نگاشته شاید به این دلیل باشد که مدیران این روزنامه نخواسته اند با موضع گیری خبری خود را از امتیازات بعدی محروم کنند.
برخی از روزنامه های اقتصادی پیش از این از وزراتخانه نفت بودجه دریافت می کردند که امروز این بودجه ها لغو شده است و حالا مدیران روزنامه های اقتصادی به بازیابی این بودجه ها می اندیشند. اما این هم دلیل موجهی نیست. ابرار اقتصادی می توانست فقط این خبر را به نقل از منبعی دیگر در صفحه اول کار کند.
1 آذر 1384
شبكه هايى براى يافتن منابع خبرى
آيا شبكه هاى اجتماعى (Social networking) يا آن چيزى كه در ايران به سايت هاى دوست يابى مشهور شده اند، مى توانند به روزنامه نگاران براى يافتن منبع خبرى كمك كنند.اين مطلب قرار است به اين پرسش پاسخ دهد.
30 آبان 1384
چرا می گوییم خب به من چه؟
آیا می دانید چرا گاهی اوقات تیترهای روزنامه ها جذبتان نمی کند و از کنار آنها بی تفاوت می گذرید؟ آیا می دانید چرا برخی از تیترها کنجکاوی شما را بر نمی انگیزنند. احتمالا برایتان پیش آمده که با خواندن تیتری گفته اید:"خوب به من چه"علت این مطلب را باید در سلیقه کسانی که تیتر زده اند جستجو کرد. همچنین دانش و سواد روزنامه نگاری آنها را بررسی کرد. یک مثال ساده آن این هفته رخ داد. منوچهر آتشی چهره ماندگار شعر ایران یکشنبه 29 آبان درگذشت. روز دوشنبه تقریبا همه روزنامه ها تیتر درگذشت این شاعر را در صفحه اول خود آورده بودند.
اما برخی از روزنامه تیترهایی را برای صفحه اول خود انتخاب کرده بودند که شاید برای خواننده عادی مفهوم نبود. به طور مثال از تیتر"شاعر آوای خاک درگشت" چند نفر متوجه می شوند که منظور نویسنده تیتر منوچهر آتشی بوده ؟ یا از تیتر "شاعر آوای خاک آهنگ دیگری ساز کرد"چند نفر متوجه می شوند که "آوای خاک" و "آهنگ دیگر" نام مجموعه شعرهای منوچهر آتشی است. هرچند ممکن است بگویید این تیترها بسیار زیبا و دلنشین هستند اما آیا در تیترزنی عینیت باید فدای زیبایی تیتر شود. ممکن است عده ای هم در پاسخ بگویند منوچهر آتشی شاعر بسیار معروفی بوده و اگر خواننده ای آتشی را نمی شناسد تقصر خودش بوده است.
اما این سخن خطاست. روزنامه باید همه فهم باشد و تیتری را انتخاب کند که مخاطبان نیز از آن سر در بیاورند. به طور مثال تیتر "آتشی آوای خاک را پاسخ داد"در عین بلاغت کلام دارای عینیت نیز هست. در اینجا آوای خاک هم کنایه از مجموعه شعر منوچهر آتشی است و هم به معنی درگذشت او، ضمن آنکه نام شاعر در تیتر باعث می شود تا به سوال "چه کسی" در تیتر پاسخ داده شود.
اما آیا استفاده از القاب و کلمات منسوب به یک شخص در همه جا غیر مجاز است. به طور مثال آیا نمی توان نوشت:"جادوگر به تیم ملی ایران دعوت شد"در این گونه موارد باید به شهرت القاب نگاه کرد. تیتر نویس باید درک درستی نسبت به فهم مخاطبین خود داشته باشد. اگر بر اساس اطلاعات نویسنده تیتر، تقریبا همه مردم می دانند که منظور از جادوگر علی کریمی است استفاده از این تیتر در کنار استفاده از یک عکس خوب مجاز است.
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۸۴
17 آبان 1384
روزنامه های ایرانی چرا تغییر قطع نمی دهند
پس از گاردین نوبت به وال استریت ژورنال رسید تا به به روند جهانى تغيير قطع روزنامه ها بپیوندد. در ایران اما هیچ حرکتی برای تغییر قطع روزنامه ها انجام نمی شود وهیچ مدیر روزنامه ای حاضر نیست این تغییر قطع را امتحان کند.
یادم هست دو سال پیش روزنامه گلستان ایران که محسن سازگارا هم دستی در آن داشت با قطع تابلوئید آغاز به کار کرد و من برای اولین بار تجربه کار کردن در فضای رادیکال روزنامه نگاری را تجربه کردم. گلستان ایران روزنامه ای خوش دست بود و خواندنش در تا کسی و مترو بسیار راحت بود.
در آن ایام گلستان ایران خیلی زود مشتری پیدا کرد و در جلوی دکه روزنامه ها جلوی دست آمد اما حیف که 15 روز بیشتر دوام نیاورد. اکنون روزنامه های مشهور دنیا تغییر قطع می دهند چرا که می دانند روزنامه باید راحت تر خوانده شود. تغییر قطع وال استریت در نوع خود بسیار جالب و منحصر به فرد است. این روزنامه بنا به یک سنت قدیمی عادت دارد که در صفحه اول از عکس استفاده نکند و حالا مجبور است برای حفظ درآمدش تن به این تغییر مدرن دهد. گزارشم را در صفحه رسانه روزنامه شرق بخوانید.
13 آبان 1384
رويت هلال ماه شوال جنجالي هميشگي
در حالي كه بيشتر كشورهاي همسايه ايران روز پنجشنبه را روز عيد فطر اعلام كردهاند، ايران روز جمعه را روز اول ماه شوال اعلام كرده است. مانند هميشه اعلام روز عيد فطر به موضوع بحث برانگيزي تبديل شده و رسانه هاي داخلي اعم از صداوسيما از اطلاع رساني شفاف در اين زمينه سرباز مي زنند.
تلويزيون دولتي ايران اعلام كرده كه عراق روز جمعه را روز عيد فطر اعلام كرده است. اما تلويزيونهاي عراقي با تبريك و شادباش، روز پنجشنبه را روز عيدفطر اعلام كردند. درعراق سني ها و كردها همزمان با كشورهاي عربي عيد فطر را جشن گرفتند اما استناد تلويزيون ايران به اعلام مرجع تقليد بزرگ شيعيان آيت الله سيستاني است. آقاي سيستاني كه سايت اينترنتي او بر خلاف مراجع ديگر فعال است، جمعه را روز اول ماه شوال اعلام كرده است. اما نظر ديگر مرجع بزرگ شيعيان، كاملا متضاد نظر آيت الله سيستاني است. براساس اعلام تلويزيون العراقيه آيتالله صدر روز پنجشنبه روز اول ماه شوال اعلام كرد. هر دو روحاني بزرگ شيعيان در شهر نجف زندگي مي كنند.
از سوي ديگر كشورهاي عربي حاشيه خليج دو روز زودتر روز پنجشنبه را روز اول ماه شوال 1426 اعلام كردند. كشورهاي آذربايجان در شمال و شمالغربي ايران نيز روز پنجشنبه را روز عيد فطر دانسته اند. اما افغانستان پيشتر روزچهارشنبه عيد فطر را جشن گرفته بود.
برخي از مراجع تقيلد رويت هلال ماه را تنها با چشم غيرمسلح ممكن ميدانند. اين مراجع افراد متعمد را مامور مي كنند تا براي رويت هلال ماه به نواحي كويري بروند و منتظر رويت هلالي نازك شوند كه چند دقيقه اي موقع غروب آفتاب ظاهر مي شود. اما برخي از مراجع تقليد نوگرا رويت هلال ماه را با چشم مسلح مجاز مي دانند. بر اين اساس استفاده از تلسكوپ و فناوري براي رويت هلال ماه مجاز است.
آيت الله صانعي از معدود مراجع تقيلدي كه استفاده ازفناوري براي ديدن هلال ماه را مجاز ميداند. آيت الله صانعي برخلاف بيشتر مراجع تقيلد ايراني روز پنجشنبه را روز اول ماه شوال اعلام كرد. آيت الله صانعي همانند بسياري از مراجع تقيلد ايراني داراي سايت اينترنتي است. با اين تفاوت كه سايت او فعال است و جواب استفتائات اينترنتي را مي دهد. او خبر رويت هلال ماه شوال در سايت اينترنتي اش اعلام كرد.
به طور معمول راديو و تلويزيون منبع اصلي اعلام عيد فطر است، اما اينترنت به رسانه اي آلترناتيو تبديل شده و مراجع تقليد مي توانند با استفاده از سايت مقلدين خود را با خبر كنند.
تلويزيون المنار كه متعلق به حزب الله لبنان است اعلام كرده كه بر اساس اعلام مراجع تقليد آيت الله سيستاني و آيت اللله خامنه اي جمعه عيد فطر است. اما مردم لبنان روز پنجشنبه به عنوان روز عيد فطر جشن گرفتند.
ايران همواره سعي داشته يك روز بعد از اعراب را روز عيد اعلام كند. اما هرسال اين موضوع باعث سردرگمي روزه داران شده است. چنانكه برخي از مردم مي پرسند چگونه ممكن است همه همسايگان ايران در شرق و غرب هلال ماه را رويت كرده اند اما ايران هلال ماه شوال را نديده است. به همين دليل برخي از مردم به استناد رجوع به مراجع تقليد و برخلاف اعلام رسمي روزه خود را مي خورند. با اين همه بيشتر مردم ايران هسمو با نظر رسمي حكومت ايران عمل مي كنند.
كارشناسان معتقدند در صورت گسترش استفاده از اينترنت و ماهواره توسط مردم ايران، جنجال اعلام روز اول ماه شوال بالا مي گيرد. چرا كه در آن صورت هم تناقض گفته هاي راديو تلويزيون دولتي ايران آشكار مي شود و هم مراجعي كه آنلاين هستند مي توانند مقلدين خود را آگاه كنند.
بعد التحرير:
چند نفر از دوستان به من گفتند كه سايت آقاي صانعي فيلتر است.اين مصاحبه آقاي صانعي با خبرنگار تلويزيون ايتاليا را در مورد تقبيح مجازات اعدام بخوانيد
آيت الله فاضل لنكراني نيز روز پنجشنبه را روز عيد فطر اعلام كرده بود. تلويزيون و رسانه هاي گروهي هيچكدام از خبرهاي رويت ماه شوال در روز پنجشنبه را پخش نكردند. از كردستان هم خبر رسيد كه مردم روز پنجشنبه و همراه با كردهاي عراقي روزه خود را خوردند
6 آبان 1384
20-مثلث طلایی نوشتن
کتاب مثلت طلایی نوشتن برای کتاب ساده و سرراستی است. احمدتوکلی در این کتاب به زبانی ساده شیوه های نوشتن را شرح داده است. البته شاید این کتاب برای روزنامه نگاران حرفه ای و صاحب تحصیلات آکادمیک حرف تازه ای برای گفتن نداشته باشد اما کسانی که می خواهند وارد دنیای مطبوعات شوند ، خواندن این کتاب می تواند کار چند کلاس روزنامه نگاری را بکند.
مثلث طلایی نوشتن بر سه اصل هدف، کانال و مخاطب استوار است.
اما این مثلث در درون خود عواملی تاثیر گذار دارد که کوتاهی و ایجاز، سادگی و روشنی، نقل قول، پیشینه وسابقه، استدلال،روایت و حکایت، رنگ و توصیف، مقابله و مقایسه، نشان دادن و آمار و اطلاعات 10 عامل مهم آن است. در این کتاب یک مقاله خواندنی از بزرگمهرشرف الدین با عنوان تیترحرفه ای یا تیتر دوپهلو وجود دارد. شرف الدین در این مقاله نگاهی دارد به شیوه تیترزنی تایم و نیوزویک. مقاله فرید قاسمی در مورد تاریخ مقاله نویسی در ایران هم مثل همیشه خواندنی و آموختنی است.
مثلث طلایی نوشتن برای مطبوعات/احمد توکلی/انتشارات ثانیه/چاپ اول 1383/قیمت 1500 تومان
25 مهر 1384
خبر و وبلاگ کنار هم
ياهو امكان جستجو در وب لاگ ها را به بخش جستجوي اخبار خود افزوده است. از اين پس هرگاه كاربر كلمه يا عبارتي را براي جستجوي محتواي وب در اختيار ياهو قرار دهد ، اين سايت محتواي وبلاگها و تصاویر سایت فیلکر را مي كاود و در ستون مجزايي در سمت راست صفحه در اختيار او مي گذارد. اقدام یاهو اگرچه یکماه پس از اقدام گوگل صورت می گیرد، اما روش یاهو با روش گوگل اندکی متفاوت است. گوگل نتایج جستجوی وبلاگ ها را در یک صفحه مجزا جستجو می کند اما یاهو جستجوی وبلاگ ها را در کنار اخبار قرار داده است.
تصمیم یاهو نشان از اهمیت روز افزون وبلاگ ها به عنوان یکی از منابع خبری دارد. استقبال کاربران اینترنتی از وبلاگ هایی که طوفان کاترینا را پوشش دادند و یا استقبال رسانه ها از عکس ها و اطلاعات کاربران در مورد انفجارهای لندن حکایت از اهمیت روزافزون وبلاگ هاست. اهمیتی که مفهوم جدیدی را به نام شهروندان روزنامه نگار(citizen journalists) را مطرح کرده است. شهروندان روزنامه نگار اگرچه مهارت های حرفه روزنامه نگاری را نیاموخته اند اما اطلاعات به موقع آنها از رویدادی که در اطراف آنها رخ داده باعث شده تا رسانه ها گاهی اوقات برای پوشش خبری یک حادثه به اطلاعات وبلاگ ها تکیه کنند. البته عده ای ممکن است به بی ارزش بودن و شایعه بودن اخبار وبلاگ ها اشاره کنند اما یاهو این مشکل را هم حل کرده است.
یاهو اعلام كرده از آنجا كه اخبار ارائه شده در وب لاگها تاييد نشده و شايعات و گاه اخبار نادرست نيز در ميان آنها به چشم ميخورد، در ارائه نتايج جستجوها، موارد استخراج شده از سايتهاي رسمي خبري و موارد استخراج شده از وب لاگها را به صورت مجزا از يكديگر براي كاربران نمايش خواهد داد به طوري كه كاربران قادر خواهند بود با كليك كردن روي پنجره مربوط به اخبار وب لاگها در كنار اخبار اصلي، اين موارد را مشاهده كنند.
نسخه الکترونیک روزنامه شرق پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۴
یاهو به وبلاگ ها و اخبار به یک چشم نگاه می کند
جستجوي محتواي وبلاگها ، اين بار در ياهو
ياهو با وبلاگها سازگار شد
14 مهر 1384
آموزش روزنامه نگاری در فصلنامه رسانه-16

فصلنامه رسانه شماره 61 یکی از بهترین فصلنامه های رسانه در سال های اخیر بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم این هفته به جای معرفی کتاب، فصل نامه رسانه را معرفی کنم. فصل نامه رسانه این بار موضوع "آموزش روزنامه نگاری" را مورد بررسی قرار داده و بسیاری از استادان ارتباطات در این شماره مقاله دارند.
از جمله مقالاتی که از خواندنش بسیار لذت بردم مقاله"هیچ گفتن در 500 کلمه"بود. علیرضا فرهمند روزنامه نگار باسابقه و قدیمی روزنامه کیهان این مقاله را بسیار روان ترجمه کرده است. این مقاله راه های نوشتن یادداشت را بررسی می کند.فرهمند نوشته است: اگر می خواهید یادداشتی متفاوت بنویسید اول راجع به آن استدلالهای مقاله تان فکر کنید در همان لحظه هر چه را که به ذهنتان رسید، یادداشت کنید و استدلالها را یادداشتتان نیاورید چرا که این استدلالها به ذهن همه می رسند!
مقاله "رواج پرخطر«خبرکلامی»" هم از جمله مقالات بسیار خوب این فصلنامه است. علی اکبرقاضی زاده به آسیب شناسی خبرهای روزنامه ها، به خصوص خبرهای سایت های خبری پرداخته و نسبت به رواج خبرکلامی هشدار داده است. قاضی زاده نوشته است:"خبرهای کلامی کشف یا ابتکار سایت های تازه تاسیس نیست. اما چنان که آمد این خبرها، در این سایت ها بیشتر یافت می شود. حتی می توان ادعا کرد که ساختار حرفه ای تحریریه ها در این خبرگزاری ها بر تهیه و تولید این خبرها شکل گرفته است. مشکل وقتی چهره می کند که کارکنان تحریریه ها بدون توجه به این گرایش ها، خبرهای آن سایت را- اغلب کلامی- به صفحه های روزنامه منتقل می کنند.
اما کدام کار روزنامه نگاری؟این که عضو تحریریه در سر ساعت مقرر اعلام حضور کند، سپس پای رایانه بنشیند و از سایت ها خبرهایی برگزیند، اندکی در آن تغییر دهد(یا ندهد)و به صفحه بند بسپارد، کار سخت و زیان آوری کرده است؟ آیا اگر عضو تحریریه، به اشخاصی آشنا تلفن کند، از او پرسشهایی کلی بپرسد، گفت و گو را ظبط کند و حاصل گفتگو را در سلسه ای طولانی، تکراری، کلیشه وار و بدون جاذبه( از وی اضافه کرد، وی گفت، وی افزود، وی همچنین اضافه کرد) از جمله ها شکل دهد، کار خطرناکی کرده است؟
9 مهر 1384
غذای تمساح قطع می شود؟
خیلی دوست دارم درباره روزنامه های اقتصادی و ککی که ایرج جمشیدی در تنبان روزنامه داران( نه مدیران مسئول به معنای واقعی کلمه) بنویسم. اما شاید وقتی دیگر. نصیحتی را از استادی در گوش دارم که حالا وقتش نیست.مطلبی را که احسان در وبلاگش نوشت یکی از نمونه های روزنامه داری اقتصادی ست. روزنامه های اقتصادی مثل تمساح همیشه گرسنه هستند.
وقتی غذا برسد نه تنها سیر نمی شوند که گرسنه تر هم می شوند. روزنامه های اقتصادی در انتخابات پشت رفسنجانی ایستادند تا به اطمینان پیروزی قطعی او جیب خود را پر پول کنند. اما انتخابات طور دیگری رقم خورد و حالا روزنامه های اقتصادی نه 90 درجه، که باید 180 درجه برگردند.در این وانفسا احتمال می رود که چندتایی از روزنامه های اقتصادی زمین بخورند. اگر صفار هرندی جیره کاغذ را هم قطع کند،(اگر هرندی این کار را انجام دهد بزرگترین خدمت را به جامعه روزنامه نگاری ایران کرده است)روزنامه ها به جز آگهی های دولتی دیگر هیچ منبع درآمد پایداری ندارند.
3 مهر 1384
تیترهای آبگوشتی
روزنامه های ورزشی در اول هفته در درتیترهای خود از کلماتی نظیر آبگوشت، دیزی و تلیت استفاده کردند. این کلمات احتمالا برای کسانی که برنامه نود هفته قبل را ندیده بودند را جای تعجب داشت. ماجرا از این قرار بود که بهمن فروتن سرمربی باشگاه شموشک نوشهر آماده سازی تیمش را با پخت آبگوشت مقایسه کرده بود. به همین دلیل روزنامه های ورزشی پس از پیروزی تیم شموشک بر پرسپولیس از تیترهای استنباطی استفاده کردند.
روزنامه نود تیتر زد:"پرسپولیس در آبگوشت فروتن تیلیت شد" روزنامه ابرار ورزشی از تیتر"پرسپولیس در دیزی شموشک له شد" استفاده کرد و روزنامه جهان فوتبال با تیتر دوکلمه ای "آبگوشت سال"از تتیر استنباطی استفاده کرد. استفاده از تیترهای استنباطی در روزنامه های سیاسی به ندرت صورت می گیرد ومعمولا سعی می شود از تیترهای نقلی استفاده شود تا احتمالا برای روزنامه مشکلی پیش نیاید. اما استفاده از تیترهای استنباطی در روزنامه های ورزشی رواج بیشتری دارد.
روزنامه های ورزشی معمولا مصاحبه با یکی از وزرشکاران و فوتبالیستها می گیرند و به استنباط خود تیتری از دل مصاحبه در می آورند. هر چند این گونه تیترها اغلب تیترهای زرد و هیجانی به حساب می آید اما اینبار روزنامه های ورزشی کلیشه های رایج تیترزنی خود را شکستند. معمولا روزنامه های ورزشی از تیترهایی نظیر قوی انزلی(ملوان انزلی)غرق شد، برق(برق شیراز) سه فازش پرید، پیکان پنچر شد و فولاد(فولاد خوزستان)ذوب شد، استفاده می کنند.
این تیترها دیگر به کلیشه هایی رایج و تکراری تبدیل شده که پس از هر هفته لیگ برتر می توان حدس زد که روزنامه ها از چه تیترهایی فردا استفاده می کنند. روزنامه های ورزشی در سال های اخیر برای فروش بیشتر به زردنویسی روی آورده اند و حتی وزین ترین آنها هم گاهی اوقات مثل مجلات زرد تیتر می زنند. اما اگر روزنامه های ورزشی بتوانند به همراه شکستن کلیشه های رایج تیترزنی سلیقه مخاطبان خود ارتقا دهند، شاید مخاطبان جدیدی پیدا کنند.
سرمربي تيم فوتبال شموشك:عدهاي منظورم از آبگوشت را نفهميدند!
نسخه الکترونیک روزنامه شرق پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۸۴
17 شهریور 1384
پاسخ سام فرزانه به منتقدان مطلبش در شرق
گزارشي كه من از زندگي سيد رضا زوارهاي تهيه كردم، پروفايل نيست. قصد ما اين بود كه پروفايل بنويسيم اما خب نشد. بخشي از آن به خاطر مشكلات فني بود، بخشي از آن هم به خاطر كمي دانش من در نگارش اين نوع از مطلب. اما چيزي كه باعث شد من از مصطفي بخواهم فضاي كوچكي براي نوشتن به من بدهد، اين بود كه برخي از اظهارنظرها به گونهاي بود كه عملكرد حرفهاي من و روزنامهاي كه در آن كار ميكنم را زير سوال برد.
كسي آمده و ميگويد كه عملكرد شرق در اين روزها بر پاشنه ديگري است. در جواب اين دوست بايد بگويم كه اين گزارش صرفا از روي علاقه من به موضوع نوشته شد و از سوي سياستگذاران روزنامه پيشنهادي براي اين مطلب نه به من و نه به كس ديگري داده نشده است. بنابراين اگر ايرادي هست (كه نيست) به من است نه به بقيه.
برخي از شرق ايراد گرفتهاند كه چرا با فرزند عضوي از موتلفه در شرق مصاحبه شده است. بايد بگويم كه در هيچ روزنامه حرفهاي دنيا و حتي روزنامهها و نشريات حزبي هيچ گاه كسي را حذف خبري نميكنند. شرق بايد به خوانندگانش بگويد كه موتلفه، ملي مذهبيها، مشاركتيها و آبادگرانيها چه ميگويند. مگر اينكه كساني كه اين نظر را دارند از طرفداران كله زير برف كردن باشند.
فرد ديگري ميپرسد پس اين گنده كاريهاي ثبت را چه كسي انجام ميدهد؟ آقا يا خانم عزيز، شما چند سال سن داري؟ آيا شما تا به حال گذرتان به اداره ثبت افتاده است؟ ميدانيد آن گند چيست؟ يا صرفا از كسي شنيدهايد؟ آيا شما ميدانيد كه آقاي زوارهاي از سال 1368 تا 1378 در اين اداره مشغول به كار بودهاند و قبل و بعد از ايشان هر اتفاقي كه در آن اداره روي داده باشد، به ايشان مربوط نيست؟ آيا ميدانيد كه آقاي زوارهاي چه اداره ثبتي را تحويل گرفت و چقدر در ترميم ساختار آن موثر بوده است؟ من با كارهاي ايشان بيگانه بودم اما از يك روزنامهنگار مهم در روزنامه رسالت و يكي در روزنامه همشهري (كه از دوران آقاي كرباسچي در آن روزنامه بود) درباره آقاي زوارهاي و كاري كه انجام داده، سوال پرسيدم. به اين هم اكتفا نكردم و با يكي از كارمندان اداره ثبت هم گفتگو كردم.
نميدانم چطور است كه همه اينها حرفشان درباره اثرگذاري زوارهاي حرف نيست، اما حرفهاي كوچه و خياباني مردم حرف است؟ اگر بخواهيم حرفهايي كه مردم در خيابان درباره منصوبين به دو جناح و رژيم گذشته را باور كنيم و آن را مبناي كار حرفهاي خود قرار دهيم، ميدانيد در روزنامه چه اراجيفي را بايد چاپ كنيم؟
مرحوم زوارهاي در يكي از مصاحبه هایش گفته بود كه برخي از قوانين ايران همانها هستند كه در رژيم گذشته بودهاند و از فعاليت قضات در آن رژيم دفاع كرده بود كه نود درصد از احكامشان درست بود. درضمن انتقاد هم داشت كه در آن زمان عدالت رعايت نميشد.
منصفانه قضاوت كنيد، نگاه زوارهاي به آن رژيم عادلانهتر بود يا نگاه شما به او؟
15 شهریور 1384
پروفایل نویسی
قرار است در شرق هر هفته یکی از شخصیت های خبرساز ایرانی را بررسی کنیم. در این صفحه، زندگی خصوصی و زاویه دید رسانه ها نسبت به آن شخصیت مورد بررسی قرار می گیرد.برای هفته اول رضا زواره ای را بررسی کردیم. البته چاپ این صفحه به تعویق افتاد تا این که امروز و در زمانی که باید پروفایل شخصیت خبرسازی مثل قالیباف کار می شد، زواره ای چاپ شد. امیدوارم هفته بعد کارمان دقیق و به روز باشد.
راستی یک نکته ظریف، چرا رسانه های محافظه کار چندان خبر درگذشت زواره ای را برجسته نکردند؟ اگر این مطلب خبرگزاری فارس را بخوانید متوجه می شوید که چرا روزنامه های محافظه کار خبردرگذشت زواره ای را برجسته نکردند.
اگر هم بیشتر علاقه مندید شدید مطلب"بررسى پوشش خبرى درگذشت رضا زواره اى" را بخوانید.
توضیح و بازتاب چاپ پروفایل زواره ای:
دوستان بسیاری بسیاری به صورت شفاهی و مکتوب نسبت به چاپ مطلب"تنيس بازى كه در شوراى نگهبان بود"اعتراض کردند.استدلال آنها این بود که مصاحبه با پسر زواره ای لحنی بسیار چاپلوسانه داشته است. عده ای هم معتقد بودند که شرق اصلا نمی بایست با عضو سابق موتلفه مصاحبه کند. دوست دیگری به من گفت:شما اتاق زواره ای را نشان می دهید که زندگی ساده ای دارد.تنیس بازی می کند و کتاب می خواند. پس این گندکاری که در اداره ثبت اتفاق افتاد را چه کسی انجام داد؟چند نفر نیز تلفنی به من گفتند که اینها از برکت روی کار آمدن دولت احمدی نژاد است و شرق این روزها به پاشنه دیگری چرخیده است.
از آنجایی که من سخنگوی شرق نیستم هیچ جوابی هم برای دفاع از شرق ندارم.
اما از مطلب خودم دفاع می کنم من سعی کردم با روش تحلیل کمی میزان پوشش خبری مرگ زواره ای را در روزنامه ها و سایت های خبری بررسی کنم. سعی ام بر این بود تا نشان دهم که زواره ای به طور محترمانه بایکوت خبری شده است. این مطلب را هم کسی به من نگفت بلکه از بررسی کمی و با استفاده مولفه های تحقیق به دست آوردم.
برخی از دوستان هم می گفتند مطلب تو چاپلوسانه نبود اما نباید می گذاشتی در کنار مطلب مصاحبه با پسر زواره ای کار شود.این کار اصولا از توانم خارج است. از من خواسته شده مطلب بنویسم، ضمن این که اطلاعی از جزئیات آنچه در کنار مطلبم به چاپ رسید نداشتم.
31 تیر 1384
آقای ناظمی خسته نباشد
من معمولا برای هیچ وبلاگ نویسی نوشابه باز نمی کنم، اما نمی توانم سپاس فراوانم را نثار آقای شاهرخ ناظمی نکنم. ایشون در وبلاگ ترجمه مطبوعاتی به ترجمه متن های انگلیسی جهت یادگیری و تقویت زبان انگلیسی می پردازند و لینک متنی و صوتی خبرها را هم می گذارند که بسیار سودمند است. هدف من از نوشتن این پست تشویق و دلگرم کردن آقای ناظمی بود. چون احساس کردم این کار بهتر از گذاشتن یک کامنت دلگرم کننده است.علاوه بر این شاید دوستان دیگر این وبلاگ را ندیده باشند و مطلبم کمکی باشد به بهتر دیده شدن این وبلاگ.از دوستان دیگر هم خواهش می کنم آقای ناظمی را به نوشتن هرچه بیشتر تشویق کنند. وبلاگ آقای ناظمی یک وبلاگ آموزشی بسیار مفید برای همه روزنامه نگاران است.
نوشته های قبلی آقای ناظمی از این وبلاگ قابل دسترسی است.
11 اردیبهشت 1384
كيهان چگونه متحول مي شود
به تازگي بايد به دنبال گزارش هاي بروم كه بيشترشان سفارشي هستند و در ايران كمتر به اين موضوعات توجه شده است. به خصوص در عرصه رسانه و روزنامه نگاري موضوعات ناشناخته فراواني وجود دارد. سرعت تحولات در اين عرصه بسيار بالاست اما به دليل تماس اندك ما ايرانيان با غرب و كمبودمقالات و كتاب هاي تخصصي روزآمد اين فاصله به شدت به چشم ميآيد.
سوژه من اين بود.«كدام روزنامه ها عصر منتشر مي شوند. كدام روزنامه ها صبح منتشر مي شوند. دليل اين كار چيست.» شايد من يك روزكامل در اينترنت به دنبال اين موضوع گشتم. اما چيز به دردبخوري پيدا نكردم. هر چند آرشيو ذهني و كامپيوتري به من كمك كرد تا اين گزارش را به سرانجام برسانم.
با شمس الواعظين مصاحبه كردم او هميشه ديدگاه هاي خوبي راجع به روزنامه نگاري چاپي دارد. البته ديدگاه هاي اينترتي او چندان قوي نيست اما به دليل مراواده اي كه با دنياي عرب وغرب دارد، از بقيه جلوتر است. به گمانم روزنامه جامعه تحولي را چه از نظر گرافيكي و چه از نظر محتوايي در مطبوعات ايران پديد آورد و روزنامه نگاري ايران را به جلو راند. اما متاسفانه روند روبه جلوي روزنامه نگاري در سال هاي اخير به كندي پيش مي رود.
من در گزارشم سعي كردم بي هيچ نگاه سياسي، مسئولان كيهان را متوجه اين نكته كنم كه اگر آن ها مي خواهند مخاطب بيشتري را جذب كنند. علاوه بر تغيير گفتمان خشن، بايد قطع روزنامه را اطلاح كنند. در طول روز كيهان در چند اديشن منتشر شود و كيهان آن لاين نيز كه هر لحظه با خبرهاي تازه به روز شود، راه اندازي شود.( البته همه اين ها را نگفتم اما حالا مي گويم).
اگر مايل هستيد گزارش روزنامه يا ديروزنامه را بخوانيد
29 فروردین 1384
همهمه بلاگستان به کدام سو؟
دیروز می خواستم از جلسه وبلاگ نویسان با معین بنویسم اما هم دیر به جلسه رسیدم و هم این که تقریبا حرف ها ته کشیده بود. اما دیدار را با دوستانی مثل الپر، آق بهمن، پناه ، ابطحی و پوراستاد تازه کردم.
البته یک دلیل دیگر این بود که دوست نداشتم به طرفداری از معین متهم شوم. اما کنجکاو بودم ببینم از وبلاگ نویسان چه می خواهند. حدسم درست بود می خواستند که وبلاگ نویسان از انتخابات بنویسند و از معین. که البته حتی اگر کسی هم نگوید وبلاگ نویسان از انتخابات می نویسند
جای خوشحالی وجود دارد که حداقل کسانی در جامعه قدرت این رسانه آلترناتیو را فهمیده و سعی دارند از آن استفاده کنند، اما سوال این جاست. کسانی که می خواهند روی موج وبلاگ نویسی سواری بگیرند ودر انتخابات پیروز شوند، آیا برنامه ای برای فناوری اطلاعات تهیه دیده اند؟ آیا راهی برای نجات انحصار صنعت آی تی از دولت و حکومت دارند؟ آیا برنامه ای برای خاتمه فیلترینگ بی ظابطه دارند؟ آیا برای در اختیار قراردادن اینترنت پرسرعت برنامه ای دارند یا خیر؟
مهدی جامی نوشته :«در ميان نامزدهای اعلام شده برای انتخابات گرايش بسياری از وبلاگ ها اکنون به سمت معين است و بسیاری از وبلاگ نویسان از معین طرفداری می کنند.» آیا این تحلیل بر پایه یک آمارگیری تصادفی صورت گرفته و یا واقعا مبنای آماری داشته است. شخصا فکر می کنم این تحلیل را بر پایه لینک های بلاگ چرخانش نوشته است.
بسیاری از وبلاگ نویسان سکوت کرده و بسیاری هنوز بی تفاوت به مسئله انتخابات هستند. این گونه تحلیل کردن فقط منطق خودبزرگ بینی را تقویت می کند که آفت وبلاگ نویسی است. اگر کسی تعداد معدودی وبلاگ می خواند و از میان آن ها به این نتیجه می رسد که معین فضای وبلاگ نویسی را از آن خود کرده ، اشتباه می کند.
27 فروردین 1384
نگاه ارتباطاتی و غیر سیاسی
چند روز پیش یکی از دوستانم که اتفاقا خبرنگار پارلمانی هم هست پیرامون یادداشت قبلی ام با من گفتگو کرد او انتقاد هایی به من داشت که با بعضی از قسمت هایش موافق وبا بعضی از قسمت هایش مخالفم.
او گفت یک روزنامه نگار تحقیقی روی یک سوژه شاید بیش از 4 ماه کار کند اما اقدام مسیح علی نژاد یک کار سیاسی با برنامه ریزی قبلی بوده و تحقیقی به همراه نداشته است بنابراین شایسته چنین جایزه ای نیست
قبول دارم که مسیح علی نژاد تحقیقی انجام نداده و شاید از این نظر شاید دریافت روزنامه نگاری تحقیقی نباشد.به او منابعی برای افشا داده اند و او بی توجه به این که آلت دست گروه های سیاسی می شود آن ها را افشا کرده است
اما من می خواستم مسیح را به عنوان نمونه بیاورم تا منظورم ملموس تر شود و گرنه اصلا قصد نداشتم از مسیح علی نژاد یک بت بسازم
فرض کنید در بنگلادش یک روزنامه نگار زن موفق به افشای فیش حقوقی نمایندگان مجلس شده. اقدام او فارغ از هرگونه پشت پرده سیاسی قابل ستایش است.من همیشه به موضوعات نگاه ارتباطاتی دارم و شاید چون به طور نزدیک با عالم سیاست درگیر نباشم پشت پرده ها را ندانم
برای من چپ و راست فرقی ندارد از هیچ کدام این ها خوشم نمی آید اما در عین حال سیاسی نیستم و دوست ندارم آلوده به سیاست شوم
22 فروردین 1384
و... پولیتزر «روزنامه نگاری تحقیقی» تعلق می گیرد به مسیح علی نژاد
من اگر بودم جایزه بهترین گزارش تحقیقی را به مسیح علی نژاد می دادم بابت تحقیق در مورد فیش حقوقی نمایندگان مجلس و افشای آن. البته به روزنامه نگاران فعال در روزنامه های دست راستی بابت افشای بخور بخورهای مشارکتی ها در پروژه های نفتی هم جایزه می دادم
هر چند در ایران پولیتزری وجود ندارد و هرساله جایزه ای که به عنوان بهترین های مطبوعات به روزنامه نگاران برتر داده می شود فاقد رویکردهای جدید به روزنامه نگاری است
من به عنوان پشنهاد در گزارشی که برای شرق نوشتم پیشنهاد کردم وزارت ارشاد یا انجمن صنفی از پولیتزر الگو برداری کنند. در دنیای امروز روزنامه نگاری تحقیقی و افشاگرانه اهمیت فراوانی دارد اما دو دلیل اصلی باعث شده تا روزنامه نگاری ایران بدین سمت و سو نرود
حاکمان و دستگاه های دولتی
کمبود منابع روزنامه نگاری تحقیقی
این گزارش را سال پیش برای پولیتزر 2004 نوشتم و «گزارش های تحقیقی در پولیتزر برجسته می شوند» را برای پولیتزر 2005 نوشتم
24 اسفند 1383
پرده برداری هاشمی در سالن اپرا
امروز مراسم افتتاح خبرگزاری ایسکا نیوز در تالار وحدت برگزار شد. اما چیزی که باعث شد به تالار وحدت بروم، حضور هاشمی رفسنجانی بود که قرار بود این خبرگزاری را افتتاح کند. البته خبرگزاری که چه عرض کنم، خودتان بروید سایتشان را ببنید مثل اتاقی است خالی که فقط آن را رنگ کرده اند. سایتشان نه قیافه درست و حسابی دارد و نه برنامه نویسی درستی
البته همه این ها را می دانستم اما فقط رفتم رفسنجانی را از نزدیک ببنیم. می خواستم ببینم درچهره اش چیزی می توانم بخوانم یا خیر؟
الان که از مراسم برگشتم مطمئنم که می آید. هر چند باز هم همان حرف های قدیمی را تکرار کرد و گفت اگر شرایط را مناسب ببیند می آید. اما وقتی دیدم عده ای در میان جمعیت برای او دست می زنند و می گویند که برای تایید حضور او صلوات بفرستید، یقین کردم که می آید
خبرگزاری ایسکانیوز متعلق به جاسبی است. پس از هفته نامه فرهیختگان، خبرگزاری آنا، حالت نوبت یک سایت خبری دیگر است که با پول دانشجویان دانشگاه آزاد راه اندازی شود.خانمی که پیام ایسکانیوز را قرائت می کرد در قسمتی از حرف هایش گفت:«ما به نمایندگی از دانشجویان خواستار حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری هستیم. اگر رئیس جمهوری ایشان را تایید می کنید صلوات بفرستید» و بیشتر حاضران صلوات فرستادند. بدین ترتیب سایت خبری دیگری به جرگه حامیان رفسنجانی پیوست
قسمت جالب مراسم، پرده برداری از یک لوح آهنی بود. رفسنجانی آمد و پرده جلوی لوح را کشید عکاسان شیرجه زدند تا از این حرکت مهم عکس بگیرند. بعد دستانش را به شیوه مرسوم بالا برد و لبخند زد تا عکساسان عکس خوبی از او بگیرند
خنده دار نیست سایتی که حتی یک خبر خروجی هم ندارد و مکان فعلی اش هم یکی شعبه های دانشگاه آزاد است در تالار وحدت افتتاح شد!! تالاری که همیشه دوست داشتم در آن اپرا گوش کنم. من عاشق اپرا هستم مخصوصا از توی بالکن های سالن. کنار دستم در بالکن تالار، یک روحانی نشسته بود و پاهایش را روی میله های بالکن گذاشته بود و من غرق در افکار خودم بودم. رفسنجانی با آمریکا چه کار می کند؟
22 اسفند 1383
روزهای نامعلوم
امید معماران درباره یادداشت« روزنامه نگار فروشي مدل76»مطلبی نوشته و آن را عجولانه واحساساتی خوانده.من قصد زیر سوال بردن روزنامه نگاران را ندارم. به همین خاطر نامی از کسی نبردم.کار کردن در ستادهای خبری هر کدام از کاندیداها هم هیچ اشکالی ندارد. اما کار کردن در ستاد خبری با روزنامه ای که در جهت حفظ شان«حاج آقا»خریده شده تفاوت دارد و در این تفاوت نکته هاست
فرصت درباره رفسنجانی نوشتن بسیار است. عجله نکنید، روزهای نامعلومی در انتظار است
13 اسفند 1383
مردم از دیدن عکس خاتمی خسته شده اند
دیروز دم کیوسک روزنامه فروشی به تیترهای روزنامه ها نگاه می کردم. همه روزنامه ها تقریبا عکس اولشان افتتاح کتابخانه ملی بود.و اما نکته جالب استفاده از چهره خاتمی در همه عکس ها بود .چهره خندان مردی که اکنون محبوبیت چندانی در میان مردم و البته دانشجویان ندارد عکس اول روزنامه ها بود
حال سوال من این است که چرا باید عکس خاتمی، عکس اول باشد. مگر نه این که مراسم افتتاح کتابخانه ملی بوده است. چرا عکسی از کتابخانه ملی وفضاهای مدرن آن به عنوان سوژه عکس وال برگزیده نشده است
اگر کمی به عکس های عکاسان خبرنگاران خبرگزاری فارس و مهر دقت کنید متوجه می شوید عکاسان نیز از زیبایی بصری خود کتابخانه غافل بوده اند و هر کدام یک عکس مستقل از رئیس و روسا داشته اند که متعلق به خود کتابخانه باشد
شاید شما بگویید بابا دلت خوش است این روزنامه ها یا دولتی هستند یا به دولت وجاهای دیگر متصل هستند بنابراین مجبورند وقتی که گزارش تصویری تهیه می کنند رئیس ها را برجسته کنند
خوب من این نظر را قبول دارم درست که روزنامه خصوصی در این مملکت به طور کامل وجود ندارد.اما می خواهم بگویم متاسفانه این همه مسئله نیست. مطبوعات ما دچار ایپدمی دولت محوری هستند
به عنوان مثال به طور یقین این روزنامه پولی بابت این که عکس خاتمی را عکس یک کرده اند از دفتر رئیس جمهوری نگرفته اند. اما احساس می کنند که اگر عکس رئیس جمهور را کار نکنند خیلی بد است
این نگاه را من در اکثر خبرنگار و دبیران خبر دیده ام لزومی ندارد شما عکس شخصیتی را که با ان مصاحبه تلفنی گرفته اید کار کنید. لزومی ندارد وقتی کارون3 توسط رئیس جمهور یا هر شخصیت دیگری گرفته می شود شما عکس او را کار کنید
فرض می کنیم جورج بوش می خواهد می خواهد کتابخانه ملی آمریکا را افتتاج کند.آیا به نظر شما عکس اول نیویورک تایمز چهره خندان بوش خواهد بود. به طور یقین به شما می گویم خیر
من بارها در مطبوعات آمریکایی دیده ام که آن ها بیشتر جذابیت بصری وخبری یک عکس را مورد توجه قرار می دهند و تنها در موقعی که یک شخصیت گفتگوی مهمی دارد عکس او را تیتر یک می کنند
چند روز پیش آقای معتمد نژاد گفته بود که استاندارد تیراژ مطبوعات ایران باید 7میلیون نسخه در روز باشد.به گمانم یکی از دلایل این که مردم ایران روزنامه نمی خوانند همین دولت محوری مطبوعات ایران به جای مردم محوری است
مردم ایران خسته شده اند این قدر عکس آدم های ریشو و بی مسئولیت را در روزنامه ها دیده اند
5 بهمن 1383
روزنامه نگار يا اگهي بگير يا روزنامه نگار سطحي نويس
بسياري از مسائل روزنامه نگاري در ايران را نمي توان سر كلاس هاي ارتباطات و روزنامه نگاري ياد گرفت. اين مسائل شايد بر آينده حرفه اي روزنامه نگاريتان موثر باشد. وقتي من وارد اين حرفه شدم تصور يك روزنامه نگاري آرمانگرايانه را داشتم. در اين روزنامه نگاري مطبوعات به عنوان يكي از شاخص هاي توسعه ملي باعث رشد يك جامعه مي شود.اين نظريه را دانيل لرنر مطرح كرده كه به عنوان الگوي لرنر مشهور است.
اما وقتي به طور عمقي وارد حرفه روزنامه نگاري شدم واز حالت حق التحرير در امدم متوجه شدم كه چنين چيزي بسته به ساختار يك دولت دارد. بنابراين الگوي لرنر كه معتقد بود با افزايش كمي روزنامه ها و سواد آموزي در كشور منجر به توسعه مي شود، چنين چيزي اتفاق نيفتاده است.
البته اين يك بحث تخصصي ارتباطي است كه در محيط صميمي وبلاگ مجال توضيح ان نيست. اما همين براي توضيح مشخص راه حرفه روزنامه نگاري كافي است. در ايران اگر به روزنامه نگاري به عنوان يك حرفه در امدزا نگاه بكنيد. بايد به اگهي آلوده شويد.(قبح اين عمل به طور كامل ريخته شده) يا اين كه بايد مثل من اين قدر اين ور وآن ور بنويسد تا بتوانيد ازپس خرج يوميه بر آييد.
اگر زياد بنويسيد به طور قطع به عمق نخواهيد رفت.در نتيجه در همه زمينه ها اظهار نظر ميكنيد اما چيزي نمي دانيد. اگر هم اگهي بگيريد. رابطه تان را افزايش دهيد مي توانيد با عهده گرفتن ستاد خبري جشنواره هاي مختلف و نوشتن رپرتاژ پول خوبي به جيب بزنيد.
اما من نه مي خواهم ادم سطحي باشم و نه مي خواهم اگهي بگيرم.ارمان روزنامه نگاري من يك روزنامه نگاري افشاگرانه و عمقي است. به همين خاطر كم كم مي خواهم از فعاليت هاي روزنامه نگاري كم كنم وبه نوشتن گزارش هايي تحقيقي روي بياروم. نمونه اش همين گزارش«خبرهايي كه دست را مي سوزاند» است البته ادعا ندارم كه خيلي خوب از كار درآمده اما سر اين گزارش يك ماه معطل شدم. ولي تقريبا از ثمره كارم راضي ام.مي خواهم فقط براي صفحه رسانه روزنامه شرق گزاش هاي تحقيقي بنويسم. اگر سوژه اي به نظرتان مي رسد من را هم خبر كنيد.
10 دی 1383
تيترهاى زلزله اى
تيتر هاى اول همه مطبوعات به حادثه زلزله اى اختصاص دارد كه سه روز پيش در اقيانوس هند اتفاق
افتاده و تاكنون منجر به مرگ بيش از۷۰ هزار نفر شده است. مطبوعات در جنوب شرقى آسيا از سه روز پيش در تيترهايى يك الى دو كلمه اى همچنان مشغول نشان دادن عمق فاجعه هستند. اين دسته از مطبوعات از يك عكس تمام صفحه يا يك عكس نصف صفحه استفاده مى كنند. محتواى تيترهاى اينگونه روزنامه ها بازتاب وحشت و نگرانى است كه در مردم اين كشورها حس مى شود. به طور مثال روزنامه استار مالزى تيتر زده است: «قحطى، وحشت، احساسات خشك در آچه باندا (اندونزى)» گرچه روزنامه نيواستريتزتايمز مالزى سعى كرده است تا نوعى اميد را در دل مردم وحشت از زلزله زنده كند: «بزرگترين اقدام حيات دوباره در تاريخ» اين رويكرد را روزنامه چينى چاينامورنينگ پست هم دارد: «بدون كمك، ما خواهيم مرد» روزنامه سان هم هشدار سازمان ملل را بازتاب داده كه از احتمال بيمارى واگيردار در مناطق زلزله زده آسيا سخن گفته بود. عناوين اول مطبوعات جنوب شرق آسيا نظير تايلند، مالزى، اندونزى و هند بيشتر احساسى و دور از عقلانيت است. در حالى كه پس از گذشت سه روز اين روزنامه ها بايد به ساكنان مناطق زلزله آرامش دهند تيترهاى آنها بيشتر حادثه اى است. به طورى كه در دو روز اول كلمه مشترك همه اين روزنامه ها «وحشت» بود. اما مطبوعات آمريكايى و اروپايى علاوه بر عكس اول خود حداقل يكى از تيترهاى صفحه اول را به زلزله اختصاص داده اند. روزنامه آلمانى تاگس اشپيگل گزارش خود را با اين سئوال آغاز كرده است كه آيا تعداد كشته شدگان زلزله در آسيا به ۱۰۰هزار نفر خواهد رسيد؟ اين روزنامه به حجم كمك رسانى اشاره كرده و نوشته سازمان ملل گسترده ترين كمك هاى خود را در تاريخ اين سازمان به زلزله جنوب آسيا اختصاص داد. فرانكفورتر روندشاو به راهكارهاى پيشگيرى از زلزله اشاره كرده و نوشته است: «يك سيستم هشداردهنده براى زلزله در دريا مى توانست جان بسيارى را نجات دهد» دى ولت هم خبر داده است كه بيش از۱۰۰ گردشگر آلمانى جزء مفقودين در زلزله جنوب آسيا هستند. مطبوعات فرانسوى وضع اضطرارى جهانى براى كمك به زلزله زدگان خبر دادند. لوموند تيتر زد: «بسيج بى سابقه براى كمك به سيل زدگان آسيا در حال شكل گيرى است» فيگارو هم خبر داد: «بعضى از جزاير اقيانوس هند بر اثر زلزله اخير تا ۲۰ متر جابه جا شده اند» اما روزنامه فايننشال تايمز در شماره روز چهارشنبه خود از نامزدى مصطفى معين خبر داده و نوشته است: «مشاركت بزرگترين حزب اصلاح طلب ايران كانديداى خود را معرفى كرد. دكتر مصطفى معين ۵۴ ساله با ده سال تجربه وزارت كانديداى انتخابات رياست جمهورى است.»
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۱۰ دى ۱۳۸۳
روزهاى بدون تيتر
با تعطيلى بسيارى از مطبوعات، ستون صفحه اول روزهاى بدون تيتر را پشت سر مى گذارد. روزنامه لس آنجلس تايمز در گزارشى با اشاره به جوانان نسل انقلاب ادعا كرده كه آنها از زندگى در ايران راضى نيستند. در اين گزارش از كوه پيمايى، ديدن فيلم و كامپيوتر به عنوان تفريح جوانان ايرانى نام برده شده است و از قول برخى از جوانان ايرانى نوشته، آنها براى ازدواج احتياج به شغل دارند. لس آنجلس تايمز در انتهاى گزارش با اشاره به انتخابات رياست جمهورى بهار ۱۳۸۴ نوشته است: «محافظه كاران با به دست گرفتن اكثريت مجلس مى خواهند يك بار ديگر اصلاح طلبان را ناكام كنند.» روزنامه هاآرتص چاپ اسرائيل ادعا كرده است كه به نيروى هوايى ايران دستور داده اند تا به هر جنبنده ناشناس در فضاى ايران شليك كنند. به نوشته اين روزنامه اين دستور پس از آن صادر شده كه شايعاتى مبنى بر حمله به تاسيسات هسته اى ايران به وجود آمده است. اين خبر مورد توجه بيشتر روزنامه هاى اسرائيلى قرار گرفته بود. روزنامه ديلى تلگراف در سالگرد زلزله بم نوشته است: «يك سال پس از سپرى شدن زلزله ويرانگر بم مردم اين شهر هنوز نمى توانند زير سقف خانه خودشان بخوابند.» خبرنگار اين روزنامه با مردم بم مصاحبه كرده و از قول آنان نوشته كه روند بازسازى شهر بسيار كند پيش مى رود. بيشتر عنوان هاى مهم مطبوعات روز يكشنبه عربستان به فلسطين و روابط تيره اين كشور با ليبى اختصاص دارد. روزنامه عكاظ از قول وزير دفاع عربستان تيتر زده است: «اقدام هاى قانونى عليه دولت ليبى اتخاذ مى كنيم.» الوطن نوشته است: «دو اسرائيلى بازداشت شده در اردن به قاچاق سلاح براى شورشيان دارفور اعتراف كردند». روزنامه كويتى الانباء تيتر زد: «ايران براى جلوگيرى از تجزيه عراق تلاش مى كند». روزنامه تركيه اى حريت هم نوشت: «ايران اعلام زمان آغاز مذاكرات رسمى تركيه با اتحاديه اروپا را تبريك گفت». روزنامه استار هم خبر داد: «فرانسه موانع جديدى بر سر راه عضويت تركيه در اتحاديه اروپا ايجاد مى كند.»
نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۷ دى ۱۳۸۳
مطبوعات چاپى به تعطيلات رفتند
همزمان با روز تولد حضرت مسيح (۲۵ دسامبر) مطبوعات در آمريكا، اروپا و بقيه مناطق مسيحى نشين منتشر نشده اند.
بنابراين امروز نمى توانيم بگوييم عناوين اول مطبوعات جهان به چه مسائلى اختصاص داشته است. البته مطبوعات مردم را در بى خبرى محض نگذاشته اند چرا كه سايت اينترنتى روزنامه ها هر روز و بلكه هر دقيقه به روز مى شود تا خوانندگان در ايام تعطيل هم از اخبار بى نصيب نمانند. مطبوعات آمريكايى كماكان موضوع انفجارهاى انتحارى در عراق را مورد توجه قرار داده و سفر ناگهانى دونالد رامسفلد به بصره را مهم ارزيابى كرده اند. لس آنجلس تايمز نوشته:
«پس از يك هفته انتقاد مطبوعات از رامسفلد او نشان داد كه انسان انعطاف پذيرى است كه به طور ناگهانى از بصره ديدن كرده و از مجروحين حادثه انتحارى دلجويى كرده است. نيويورك تايمز هم به انتخابات اوكراين اشاره كرده: «انتظار مى رود در انتخابات جديد برنده ميدان يوشچنكو باشد.
نيويورك تايمز پيش بينى كرده كه اعتراضات و تظاهرات خيابانى طرفداران يانوكوويچ تنش ها و بحران سياسى اوكراين را عميق تر خواهد كرد. به نوشته اين روزنامه: «آمارها و نتايج نظرسنجى ها نشان مى دهد كه يانوكوويچ از حمايت قريب به نيمى از مردم اوكراين برخوردار است. اين حمايت به خصوص در استان هاى جنوب و شرق كشور كه طرفدار و دنباله رو سياست هاى روسيه هستند، قوى تر است. حتى با وجود آنكه بخش اعظمى از طرفداران يانوكوويچ شركت در انتخابات يكشنبه را تحريم كرده اند با اين حال آمارها نشان مى دهد كه ۴۰ درصد از شركت كنندگان در انتخابات به اين شخصيت سياسى كشور راى خواهند داد و اين واقعيتى است كه كار يوشچنكو را براى نشستن بر مسند قدرت و پيروز بيرون آمدن از انتخابات دشوار مى كند.»
مطبوعات تركيه هم در روز شنبه سفر وزير خارجه ايران به اين كشور را منعكس كرده اند گرچه اين انعكاس بازتاب چندان گسترده اى نداشته است. روزنامه مليت تيتر زده: «اردوغان در ديدار با وزير خارجه ايران بر لزوم برگزارى انتخابات در موعد مقرر در عراق تاكيد كرد» جمهوريت نوشت:
«ايران و تركيه موضع مشترك خود در قبال حفظ تماميت ارضى و سياسى عراق را تاييد كردند» و روزنامه آكشام به ملاقات وزير امور خارجه ايران با عبدالله گل اشاره كرده است. روزنامه گاردين چاپ انگليس كه يكى از بهترين تركيب هاى صفحه بندى دنيا را در اختيار دارد از كار كردن عكس بزرگ حيوانات در صفحه اول خود ابايى ندارد. اين عكس گاردين روز جمعه ۲۴ دسامبر است كه عكس يك گربه به عنوان عكس اول انتخاب شده است. در روز پنج شنبه ۲۳ دسامبر عكس يك گوساله به عنوان عكس اول برگزيده شده بود. چندى پيش هم يك قورباغه عكس اول بود.
نسخه چاپی روزنامه شرق يكشنبه ۶ دى ۱۳۸۳
بمب هاى انتحارى در مطبوعات آمريكا
مطبوعات آمريكا پس از آنكه مشخص شد انفجار موصل حاصل يك عمليات تروريستى بوده اين موضوع را برجسته كردند. بيشتر مطبوعات برجسته آمريكا در سرمقاله هاى خود به ارزيابى جديدترين اقدام انتحارى پرداختند كه طى آن ۲۲ سرباز آمريكايى كشته شده اند. نيويورك تايمز در سرمقاله خود به اين نكته اشاره كرده كه ادامه عمليات هاى انتحارى اول از همه به انتخابات عراق ضربه مى زند و پس از آن باعث خواهد شد تا نظاميان آمريكايى در وضعيت روحى بدى قرار گيرند. در هفته گذشته مطبوعات آمريكا به نقل از اعضاى بلندپايه حزب جمهوريخواهان نوشتند كه رامسفلد به اندازه كافى به نظاميان آمريكايى توجه نشان نمى دهد. روزنامه واشينگتن تايمز هم در تيتر يك خود سخنان رامسفلد را بازتاب داده كه گفته بود: «اطمينان دارد شورشيان در عراق شكست خواهند خورد و آرامش و ثبات در اين كشور مستقر خواهد شد». حمله به پايگاه آمريكايى ها در موصل زمانى صورت گرفت كه صدها نظامى در يك چادر بزرگ در حال صرف ناهار بودند. به همين دليل روزنامه شيكاگو تريبون تيتر زد: «آمريكا: حمله انتحارى به چادر اصابت كرد». روزنامه بوستون گلوب در مطلبى به قلم مصطفى مالك پژوهشگر پيشين مركز مطالعات خاورميانه وابسته به دانشگاه شيكاگو به طرح اين سئوال پرداخته است كه جنگ آمريكا در عراق در واقعيت به نفع چه كشور و چه افرادى تمام شده است؟ نويسنده با ارائه شرح مفصلى از آنچه دخالت ايران در اوضاع داخلى عراق مى نامد، به رشد گروه هاى مخالف آمريكا در كشورهايى چون اردن و عربستان سعودى و جرات گرفتن آنها نيز به عنوان پيامد جنگ آمريكا و هم پيمانانش در عراق اشاره مى كند. نويسنده مقاله بوستون گلوب با ذكر اين داستان تمثيلى به شرح وضعيتى مى پردازد كه به اعتقاد او مشابه اين داستان است: آمريكا به عراق آمد تا صدام حسين را سرنگون كند. پس از آنكه چنين كرد، اما به دام شورش سنى هاى عراق افتاد و اكنون اين شيعيان داراى اكثريتند كه در مقام بهره بردارى از شرايط به وجود آمده قرار گرفته اند. به اعتقاد نويسنده مقاله در بوستون گلاب برخى سنى ها به همين دليل است كه انتخابات سى ژانويه (۱۱ بهمن) مجلس موسسان عراق را تحريم كرده اند زيرا ائتلاف انتخاباتى شيعيان عراق در موقعيت برنده شدن و كسب اكثريت كرسى هاى مجلس قرار دارند. روزنامه گاردين هم در مطلبى به سالگرد زلزله بم اشاره كرده است. اين روزنامه از قول عباس زامياد يك روانشناس مستقر در بم كه در مدارس به مشاوره روانى مشغول است، نوشته: شما يك نفر را در اينجا پيدا نمى كنيد كه محتاج كمك نباشد. بسيارى از مردم دچار افسردگى شديد و انواع لطمه روحى و نابسامانى هاى روانى پس از حادثه هستند.
نسخه چاپی روزنامه شرق شنبه ۵ دى ۱۳۸۳
5 دی 1383
لوليتا خوانى در تهران
تيتر اول بيشتر مطبوعات آمريكا به سخنان بوش اختصاص دارد كه در يك نشست خبرى به مناسبت پايان سال ميلادى سخنرانى كرده بود. در اين نشست خبرى خبرنگاران سئوالات خود را در حوزه ديپلماسى آمريكا در عراق متمركز كردند. بعضى از روزنامه ها همانند واشينگتن پست و نيويورك تايمز همچنان مشى منتقدانه خود را درباره دولت جورج بوش از دست نداده اند. واشينگتن پست تيتر زد: «بوش افزايش فشار شورشيان را پذيرفت» در مقابل روزنامه واشينگتن تايمز تيتر زد: «فشار بوش براى اصلاحات خط مرزهاى سياسى». به نوشته اين روزنامه رئيس جمهورى آمريكا از اينكه واحدهاى عراقى در جنگ با شورشيان كنار رفته اند انتقاد كرده است. جورج بوش گفته است كه نيروهاى عراقى در مواردى مثل فلوجه خوب عمل كردند، اما در موارد ديگر هر گاه نبرد بالا گرفت صحنه را ترك كردند. روزنامه اينترنشنال هرالدتريبون هم تيتر زده است: «بوش مى گويد بيشتر نيروهاى عراقى آماده نيستند» روزنامه يواس اى تودى از قرار گرفتن كتاب «لوليتاخوانى در تهران» نوشته آذر نفيسى استاد دانشگاه جان هاپكينز واشينگتن در فهرست ۱۰۰ كتاب پرفروش سال ۲۰۰۴ خبر داده است. به نوشته يواس اى تودى نويسنده «لوليتاخوانى در تهران»در اين كتاب به بازگويى خاطرات خود از خواندن رمان هاى كلاسيك ادبيات انگليسى در تهران به همراه جمعى از دانشجويان دختر پرداخته است. اما روزنامه نيويورك پست مقاله از يك روزنامه نگار ايرانى منتشر كرده است. اين روزنامه نگار در مقاله خود به رد ادعاهاى كسانى پرداخته كه برگزارى انتخابات در عراق را مقدمه سلطه يكدست شيعيان اين كشور بر اوضاع و زمينه ساز شروع جنگ داخلى مى دانند. نويسنده مقاله نيويورك پست كوشيده است با توضيحات مفصل در مورد گروه هاى متعارض شيعه عراق و تقسيم بندى هايى كه در ميان آنها وجود دارد به نفى اين ديدگاه بپردازد كه به قدرت رسيدن شيعيان داراى اكثريت در عراق، زمينه ساز بروز جنگ داخلى در اين كشور و تجزيه نهايى آن خواهد شد. وى صاحبان اين ديدگاه را همان كسانى مى داند كه در ابتدا با اصل «آزادسازى عراق و بعدتر با برگزارى انتخاباتى آزاد در آن» به مخالفت برخاستند. نويسنده نيويورك پست در پايان نوشته است حتى به فرض اينكه گروه هاى سه گانه اصلى شيعه را يك گروه متحد تلقى كنيم باز از ۲۷۵ كرسى مجلس موسسان عراق تنها ۱۲۲ كرسى در اختيار شيعيان قرار خواهد گرفت زيرا دست كم ۳۰ نفر از كسانى كه در فهرست همين گروه هاى شيعه قرار دارند سنى يا كرد هستند. به عبارت ديگر شيعه ها بدون اعضاى سنى يا كرد نمى توانند به اكثريت غالب دست يابند. مطبوعات فرانسوى هم آزادى گروگان هاى فرانسوى در عراق را به مثابه هديه كريسمس دانسته اند. اين دو خبرنگار ۱۲۴ روز در عراق اسير بودند.
نسخه چاپي روزنامه شرق پنجشنبه ۳ دى ۱۳۸۳
راه حل هاى مطبوعاتى براى انتخابات عراق
مطبوعات جهان با نزديك شدن به زمان برگزارى انتخابات در عراق توجه خاصى نسبت به مسائل اين كشور و ميزان نفوذ و تاثيرگذارى ايران بر روند حوادث آن دارند. عكس اول بيشتر مطبوعات آمريكايى و اروپايى در روز دوشنبه به صحنه اى از كشتار شيعيان در شهر هاى نجف و كربلا اختصاص دارد كه بر اثر اين انفجارها و درگيرى ها ۶۰ نفر كشته شده اند. مطبوعات آمريكا هم بيشتر تيتر خود را به اين موضوع اختصاص داده و تيتر زده اند كه در شهرهاى مقدس شيعيان ۶۰ نفر كشته شده اند. به همين دليل مطبوعات آمريكايى و انگليسى تيترهاى اولشان به هم شبيه بود. در ميان تيترهاى شبيه به هم روزنامه گاردين تيتر اول جالبى داشت: «روز خونين به اميدوارى هاى انتخابات عراق ضربه زد» درگيرى هاى خونين اين هفته كه بيشتر ناشى از درگيرى هاى قومى و مذهبى است باعث شده تا مطبوعات در اين مورد بيشتر به تحليل و بررسى بپردازند. روزنامه نيويورك تايمز براى كاهش درگيرى هاى مذهبى پيشنهاد داده كه بهترين كار اين است كه سنى هاى بيشترى را تشويق به شركت در انتخابات كرد. توماس فريدمن ستون نويس سرشناس روزنامه نيويورك تايمز كه چند بار به ايران هم سفر كرده، مى نويسد كه چيزى كه نومحافظه كاران آمريكا در عراق به آن احتياج دارند حزب بعث جديدى است كه بتواند با مشاركت دادن سنى ها در فرآيند سياسى كشور از نفوذ و توان ايران در ميان شيعيان عراقى بكاهد. نويسنده سپس مى نويسد كه يك چيز كاملاً مشخص است و آن اين كه نومحافظه كاران دولت بوش به عراقى نوبعثى احتياج دارند؛ به چارچوبى سياسى كه به پيشبرد منافع اعراب ملى گراى سنى مذهب طرفدار حزب بعث بپردازد. به نوشته ستون نويس نيويورك تايمز ايران همسايه عراق است و روابط بسيار گسترده اقتصادى و فرهنگى با شيعيان عراق دارد. روزنامه لس آنجلس تايمز در يكى از مقاله هاى خود با اشاره به ناكامى روز چهارشنبه گذشته آمريكا در آزمايش قسمتى ديگر از برنامه دفاعى اين كشور موسوم به جنگ ستارگان نوشته است: اين برنامه از سال ۱۹۸۳در زمان دولت رونالد ريگان هيچ گاه توجيه قابل قبولى نداشته است. وزير دفاع آمريكا به نوشته لس آنجلس تايمز در سال ۱۹۹۸گفته بود موشك هاى ايران و كره شمالى امنيت آمريكا را به خطر انداخته است؛ خطرى كه اساساً وجود خارجى نداشت. لس آنجلس تايمز اين عمل وزير دفاع آمريكا را شبيه شيوه كار او در متهم ساختن عراق به داشتن سلاح هاى كشتارجمعى دانسته است كه بعداً كذب آن ثابت شد.
نسخه چاپي روزنامه شرق چهارشنبه ۲ دى ۱۳۸۳
3 دی 1383
مرور مهم ترين وقايع سال در مطبوعات
مطبوعات جهان در روزهاى پايانى سال ۲۰۰۴ ميلادى به بررسى و كنكاش اتفاقات يك ساله در حوزه مطبوعاتى خود مى پردازند. مطبوعات انگليس هم از اين امر مستثنى نيستند. مهم ترين وقايع انگليس طى يك ساله اخير، اختلاف هاى حزب كارگر و دولت بلر، ماجراهاى جنجالى بلانكت وزير كشور انگليس و ادامه حضور سربازان انگليسى در عراق است. در كنار اين مسائل مطبوعات انگليسى همچنان به موضوع قدرت گرفتن شيعيان در عراق حساس هستند. سرمقاله هاى روزنامه هاى فايننشال تايمز، گاردين ، ديلى تلگراف، تايمز و اينديپندنت بيشتر حول موضوع عراق مى گردد. فايننشال تايمز در سرمقاله روز شنبه خود با اشاره به فعاليت هاى هسته اى ايران نوشته است: «كشورهاى عربى هميشه سعى دارند كه توازن قوا در خاورميانه حفظ شود. به نظر آنها با سقوط صدام كه دشمن اول ايران بود اكنون اوضاع براى ايران مساعدتر شده است. چرا كه با قدرت گرفتن شيعيان در عراق حكومتى نزديك به ايران در عراق شكل مى گيرد. سرمقاله نويس فايننشال تايمز افزوده است: «هميشه قدرت هاى عربى از توان هسته اى ايران در نگرانى هستند. اما هيچ وقت به طور علنى چنين مسئله اى را بيان نمى كنند و يا اگر چنين مسئله اى را عنوان كنند سعى مى كنند از طرف مقامات غيررسمى عربى چنين حرف هايى را بگويند. هر چند ايران سعى كرده كه نشان دهد قصد دستيابى به سلاح هسته اى را ندارد اما كشورهاى عربى از نفوذ ايران در عراق در هراسند.» گاردين هم در سرمقاله خود به كاستى هاى سيستم امنيتى انگليس اشاره كرده و نوشته كه بايد منتظر يك ۱۱ سپتامبر ديگر در انگليس باشيم. اما روزنامه هاى تركيه همچنان به بازتاب جهانى مذاكره براى عضويت تركيه در اتحاديه اروپا مى پردازند. حريت نوشت: «موفقيت بزرگ تركيه در راه همگرايى با اتحاديه اروپا تيتر اول رسانه هاى جهانى شد» روزنامه مليت در تحليلى نوشت: «مردم آنكارا از رجب طيب اردوغان به عنوان قهرمان ملى استقبال كردند چرا كه چانه زنى ماهرانه اردوغان در بروكسل با تحسين رسانه هاى غربى روبه روشد.» روزنامه صباح هم به اردوغان لقب سلطان محمد فاتح پادشاه عثمانى را داد. روزنامه هاى عربى هم بيشتر به موضوع عراق، فلسطين و تهديدهاى بن لادن پرداخته اند. روزنامه كويتى الراى العام از قول رئيس جمهور مصر تيتر زد: «مبارك، واشينگتن را از حمله به ايران برحذر داشت» روزنامه الشرق الاوسط هم نوشت: «براساس يك نظرسنجى نيمى از مردم آمريكا خواهان محدود كردن آزادى هاى مسلمانان آمريكا هستند»
روزنامه شرق نسخه چاپی دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۳
29 آذر 1383
عراق و مسئله اى به نام انتخابات

گفت وگوهاى ديپلماتيك ميان سران اروپايى و ديپلمات هاى تركى همچنان مهمترين مطلب محافل مطبوعاتى است. روزنامه هاى اسپانيا در روز شنبه عكس ها و مطالب مختلفى در اين باره منتشر كرده اند. ال پاييس چاپ اسپانيا تيتر زد: «تركيه شرايط اتحاديه اروپا را براى عضويت پذيرفت» روزنامه آب ث هم در مطلبى متذكر شد: «تركيه راه پرمانعى را براى ورود به اتحاديه اروپا در پيش گرفت» روزنامه هاى ايتاليايى هم مطالب گوناگونى در اين زمينه دارند. روزنامه لاستمپا با وزير كار ايتاليا مصاحبه كرده است و او گفته است: «در مورد ورود تركيه به اتحاديه بايد ملت ها تصميم بگيرند» اين روزنامه مقاله اى با تيتر «تركيه - اروپا، توافق تاريخى» در صفحه اول خود دارد. روزنامه كوريره دلاسرا هم تيتر زده است: «اروپا روى تركيه شرط بندى مى كند» روزنامه هاى آمريكا هم مطالب اول خود را بيشتر به موضوعات داخلى اختصاص داده اند. موضوع زندان گوانتانامو مسئله انتخاب وزير امنيت داخلى و چند حادثه جنايى در آمريكا از اين جمله اند. اما روزنامه واشينگتن تايمز در مطلبى به قلم جوزف كورل وضعيت عراق و همسايگانش به خصوص ايران را بررسى كرده است: «كنترل مرزها وجلوگيرى از فعاليت هاى تروريستى در امتداد مرزهاى ايران و سوريه اصلى ترين شرط برگزارى يك انتخابات سالم است» گزارش واشينگتن تايمز بيشتر به اظهارنظرها و گفته هاى جورج بوش رئيس جمهور آمريكا و چند تن از مقامات پرداخته و در انتها با اين جمله به پايان رسيده است كه عراق اولين انتخابات دموكراتيك خود را به شرطى مى تواند با موفقيت به پايان برساند كه از هرگونه درگيرى هاى قومى و مذهبى جلوگيرى كند. روزنامه نيويورك تايمز هم در مطلبى در همين باره نوشته است: «آمريكا مى خواهد انتخابات در عراق دموكراتيك برگزار شود. اين در حالى است كه در صدر فهرست شيعيان نام آيت الله حكيم ديده مى شود. بنابراين با برگزارى انتخابات قدرت به دست شيعيانى مى افتد كه رابطه بسيار نزديكى با ايران دارند» اما روزنامه هاى منطقه تيترهايى در مورد عراق دارند. البيان چاپ امارات تيتر زد: «سيستانى، شعلان وزير دفاع عراق را مورد حمله قرار داد و خواستار همبستگى در انتخابات شد» الخليج هم نوشت: عراقى هاى مقيم ايران اميدى در انتخابات اين كشور نمى بينند» الحيات چاپ لندن تيتر زد: «موصل به فلوجه دوم تبديل شده است» الشرق الاوسط هم خبر داد: «واشينگتن همه بدهى هاى عراق را بخشيد».
نسخه چاپي روزنامه شرق يكشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۳
واكنش مطبوعات به عضويت تركيه در كلوپ اروپايى
عضويت تركيه در اتحاديه اروپا كه اكنون موضوع گفت وگوى سران اروپايى است، به تيتر مطبوعات جهان تبديل شده است. مطبوعات اروپا بيشترين واكنش را نسبت به اين گفت وگو ها نشان داده و اكثراً آنها اين موضوع را تيتر يك كرده اند. در آلمان دولت اين كشور از عضويت تركيه در اتحاديه اروپا استقبال مى كند اما احزاب مسيحى آلمان مخالف اين موضوع هستند. روزنامه هندلزبلات چاپ آلمان خبر داد: «احزاب مسيحى موضوع عضويت تركيه در اتحاديه اروپا را در زمره مسائل انتخاباتى خود قرار مى دهند» احزاب راديكال مسيحى آلمان عضويت يك كشور مسلمان را در كلوپ مسيحى خطرناك مى خوانند. اما روزنامه فرانكفورتر آلگماينه نوشت: «مجلس آلمان سياست اتحاديه اروپا براى عضويت تركيه را تاييد كرد» زوددويچه زايتونگ هم خبر داد: «بيشتر نمايندگان مجلس آلمان با آغاز مذاكرات اتحاديه اروپا با تركيه موافقت كردند» در فرانسه هم دودستگى در مورد تركيه وجود دارد. گروهى از فرانسوى ها تركيه را به هيچ عنوان كشورى اروپايى نمى دانند. اين قضيه حتى به شعار انتخاباتى ساركوزى هم تبديل شده است. روزنامه ليبراسيون خبر داده است: «ساركوزى برخلاف شيراك مخالف پيوستن تركيه به اتحاديه اروپاست» اين روزنامه در تحليلى در اين باره نوشت: «با بازشدن درهاى اتحاديه اروپا بر روى تركيه، انقلابى در اين قاره رخ داده است. گرچه در داخل فرانسه نيكلاس ساركوزى نامزد رياست جمهورى جلوگيرى از عضو نشدن تركيه را در صدر فعاليت هاى انتخاباتى خود قرار داده است.» لوموند هم تيتر زد: «اتحاديه اروپا درهاى خود را به صورت مشروط بر روى تركيه باز كرد». روزنامه پاريزين هم نوشت: «اروپا به تركيه جواب مثبت داد» اما واكنش مطبوعات تركيه به پيام اتحاديه اروپا چه بود؟ لحن برخى نااميدانه و برخى ديگر پيروزمندانه بود. روزنامه الصباح در اقدامى جالب به جاى آنكه از تيتر در صفحه اول خود استفاده كند عكسى از جواب مثبت اروپا را به چاپ رسانده كه خود گوياى هزاران تيتر است. تنها لوگوى روزنامه الصباح است كه نشان مى دهد اين يك عكس نيست. روزنامه زمان تركيه نوشت: «حمايت غيرمترقبه ژاك شيراك از عضويت كامل تركيه موجب بروز بحث هاى پر حرارت در فرانسه شد» روزنامه راديكال تيتر زد: «بحران قبرس بر روابط تركيه و اتحاديه اروپا سايه افكند» مليت هم نوشت: «اردوغان و گل در بروكسل با دست زدن به بازى تهاجمى، فشرده ترين روز را در چانه زنى با رهبران اروپايى پشت سر گذاشتند» حريت هم موضع روسيه را بازتاب داد: «روس ها از احتمال عضويت تركيه در اتحاديه اروپا ناخشنودند».
نسخه چا پی روزنامه شرق شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۳
26 آذر 1383
تحليل مذاكرات بروكسل
با به پايان رسيدن مذاكرات هسته اى ايران در بروكسل مطبوعات اروپا و آمريكا به تحليل اين مذاكرات پرداختند. روزنامه اينترنشنال هرالدتريبون در تحليلى راجع به مذاكرات ايران و نمايندگان سه كشور اروپايى نوشت: «اين مذاكرات مى تواند آزمونى بزرگ براى اتحاديه اروپا باشد و اگر اروپا موفق شود كه غنى سازى اورانيوم ايران را به طور كامل متوقف كند در عرصه ديپلماسى به موفقيتى بزرگ مى رسد چرا كه آمريكا را در كنار خود نداشته است» اما روزنامه نيويورك تايمز در تحليلى متفاوت از روزنامه هرالدتريبون نوشت: «اروپا بايد در مذاكرات هسته اى با ايران نظر واشينگتن را هم جلب كند چرا كه تصميم اروپا بدون پشتيبانى آمريكا كارايى نخواهد داشت.» نويسنده اين تحليل رد شدن تقاضاى ايران در سازمان تجارت جهانى را به عنوان دليل خود مطرح مى كند و مى پرسد وقتى آمريكا مخالف است اروپا چه كارى مى تواند براى ايران انجام دهد» واشينگتن تايمز روزنامه طرفدار دولت جورج بوش در گزارشى به خبر روزنامه اورشليم پست اسرائيل اشاره كرده و نوشته است كه در حال حاضر گزينه هاى نظامى درباره ايران مطرح نيست و دولت آمريكا قصد دارد ايران را به راهى رهنمون كند كه اكنون ليبى آن را طى كرده است. مطلب ديگرى كه مورد توجه مطبوعات غربى قرار گرفت اظهار نظر كمال خرازى بود كه گفته بود اگر آمريكا به حقوق ايران احترام بگذارد، ايران حاضر است با آمريكا در زمينه مسائل هسته اى گفت وگو كند. اين خبر بازتاب وسيعى در مطبوعات جهان داشت. روزنامه الوطن چاپ عربستان از قول وزير امور خارجه ايران نوشت: «احترام به حقوق ايران، شرط گفت وگوى تهران با واشينگتن است.»
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۳
لس آنجلس تايمز: گزينه هاى اندك حمله به ايران
عضويت افغانستان و عراق در سازمان تجارت جهانى و رد شدن تقاضاى ايران براى بيستمين بار پياپى مورد توجه برخى از مطبوعات جهان قرار گرفت. گروهى از روزنامه ها كه خبرنگار اختصاصى به محل اين نشست فرستاده بودند در گزارش هايى اختصاصى پيشنهاد سه كشور ايران، عراق و افغانستان را بررسى كردند. نيويورك تايمز در گزارشى با عنوان رسيدگى به تقاضاى عراق و افغانستان در WTO به قلم فلونا فليك نوشت: «هر چند بار ديگر تقاضاى ايران براى عضويت در سازمان تجارت جهانى مطرح شد اما به سدى به نام آمريكا برخورد كرد. گرچه چنين چيزى يعنى پذيرفتن تقاضاى عراق و افغانستان و رد شدن درخواست ايران محتمل بود. اما ايران كورسويى از اميد براى تقاضاى بعدى خود دارد. نيويورك تايمز همچنين به نقل از يك ديپلمات حاضر در مقر سازمان تجارت جهانى مى نويسد: «در اينجا حس قدرتمندى وجود داشت كه نمى توان كارى كرد. در حالى كشورهايى با وضعيت به مراتب بدتر از ايران از نظر اقتصادى مى توانند به عضويتWTO درآيند.»روزنامه انگليسى فايننشال تايمز كه يكى از بهترين روزنامه هاى اقتصادى اروپا است در گزارشى اختصاصى از ژنو مركز سازمان تجارت جهانى نوشت: «در حالى كه آمريكا به تنهايى ايران را تحت فشار قرار مى دهد اروپا مذاكرات خود را از روز دوشنبه با ايران آغاز كرده است. ديگر كشورهاى عضو WTO هم مى گويند بايد به ايران اجازه داده شود تا در يك دوره ده ساله يا كامل به عضويت سازمان تجارت جهانى درآيد.»با مشخص شدن ساختار جديد دولت آمريكا و قدرت گرفتن محافظه كاران سنتى، لس آنجلس احتمال حمله نظامى آمريكا به ايران را بررسى كرده است. اين روزنامه در گزارشى با عنوان «گزينه هاى معدود آمريكا براى حمله به ايران» نوشته است كه چند طرح پيشنهاد شده و پس از آن از كالين پاول نقل قول كرده است كه هيچ كس راجع به گزينه هاى نظامى صحبت نكرده است زيرا هيچ تشخيصى راجع به اين مسئله وجود ندارد و سپس اين روزنامه از قول چند كارشناس نظامى نوشته كه چنين طرح هايى اخيراً تهيه شده است. اين گزارش در نهايت با اين نتيجه گيرى به پايان مى رسد كه در حال حاضر دولت بوش بايد به انتظار زمان بماند و منتظر موقعيت ايران در سال بعد باشد. وضعيت ناپايدار عراق، براى آمريكا گزينه هاى محدودى به وجود آورده اما بايد نگاه كرد و منتظر ماند.»
نسخه چاپی روزنامه شرق چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۳
واشينگتن پست البرادعى را سوژه كرد
محمد البرادعى مرد ميانسال انرژى هسته اى به سوژه مطبوعاتى روزنامه هاى جهان تبديل شده است. روزنامه واشينگتن پست روز يكشنبه از قول مقام هاى دولتى نوشت كه نوارهايى از مكالمات محمد البرادعى رئيس آژانس انرژى اتمى و دولت ايران موجود است. اگر چه در اين مكالمه ها صحبتى حاكى از همكارى پنهانى ايران و البرادعى به دست نيامده با اين حال طرح اين موضوع باعث شده تا فشارهاى مطبوعاتى براى بركنارى البرادعى از سمت دبيركلى آژانش شدت گيرد. هر چند مطبوعات آمريكايى خيلى محتاطانه با اين خبر برخورد كرده و هرگونه تحليل را بر پايه سخنان مقامات رسمى آمريكا استوار كرده اند. روزنامه واشينگتن پست در گزارشى كه آن را تيتر كرده است به قلم خبرنگار خود مى نويسد: «اگر چه در مكالمات تلفنى البرادعى نكته بدى وجود ندارد اما دولتمردان آمريكايى معتقدند او در برخورد با ايران به نرمى برخورد كرده و به ايران اجازه داده تا از بحران بيرون بيايد. اين مسائل باعث خواهد شد تا روابط بين آژانس و كاخ سفيد تيره شود و شايد آمريكا آژانس را با قطع كمك هاى مالى خود تحت فشار قرار دهد.» واشينگتن پست افزوده است: «سابقه استراق سمع جاسوسان آمريكايى به مارس ۲۰۰۳ و سه هفته قبل از جنگ دوم خليج فارس برمى گردد كه در آن زمان روزنامه انگليسى آبزرور مداركى ارائه داد كه سخنان دبيركل آژانس استراق سمع شده است. روزنامه گاردين هم در تحليل اين خبر نوشت: «مقام هاى دولتى آمريكا مى گويند البرادعى مدارك تخلفات هسته اى تهران را پنهان كرده است.» روزنامه اينترنشنال هرالدتريبون هم خبر داد: «مقامات آمريكايى در حال بررسى محتواى اين مكالمات تلفنى هستند.» روزنامه اينديپندنت انگليس هم پيش بينى كرده كه اختلاف پيش آمده بين البرادعى و دولت آمريكا ممكن است به بركنارى البرادعى از سمت دبيركلى منجر شود. مذاكرات هسته اى ايران و اروپا كه اكنون در بروكسل جريان دارد هم مورد توجه مطبوعات منطقه قرار گرفته است. روزنامه الخليج چاپ امارات نوشت: «ايران تهديد به قطع مذاكرات هسته اى با اروپايى ها كرد» الانبا چاپ كويت هم خبر داد: «ايران براى متوقف كردن برنامه ساخت سلاح هسته اى هشت شرط تعيين مى كند» البيان چاپ امارات هم خبر شنود تلفنى البرادعى را با اين تيتر بازتاب داد:«واشينگتن گفت وگوهاى البرادعى و ديپلمات هاى ايرانى را شنود كرد.»
نسخه چاپی روزنامه شرق سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۳
24 آذر 1383
خدمتكار منزل كريك را بيكار كرد
كناره گيرى برنارد كريك از پست پيشنهادى وزارت امنيت داخلى آمريكا تيتر اول مطبوعات آمريكا در روز شنبه بود. رئيس پليس سابق شهر نيويورك پيشنهاد جورج بوش رئيس جمهور آمريكا را براى تصدى وزارت امنيت داخلى رد كرد تا تيترهايى جالب درباره او نوشته شود. تصميم كريك براى رد اين پيشنهاد پس از آن صورت گرفت كه وى اطلاعاتى در مورد خدمتكار منزل خود فاش ساخت و اعتراف كرد كه اين خدمتكار مجوز قانونى براى اقامت در آمريكا نداشته و همچنين ماليات دستمزد او به دولت پرداخت نشده است. شيكاگوتريبون تيتر زد: «بى خانمان كانديدا شده قدرت را پس داد» نيويورك تايمز هم تيتر زد: «كريك پست پيشنهادى امنيت داخلى را پس داد» لس آنجلس تايمز هم تيتر زد: «انتخاب بوش پاى خود را از پست وزارت امنيت بيرون كشيد» روزنامه واشينگتن پست از فشار آمريكا براى بركنارى محمد البرادعى مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى خبر داد. اين روزنامه از قول مقامات دولت آمريكا نوشت كه دولت جورج بوش ده ها مورد از شنود مكالمات تلفنى محمد البرادعى را در اختيار دارد. هنوز مشخص نشده كه جزئيات اين استراق سمع ها چيست. اما به نوشته اين روزنامه برخى از مقامات دولت آمريكا معتقدند با توجه به اينكه البرادعى سعى كرد به عبور ايران از بحران ديپلماتيك مربوط به برنامه هسته اى اش كمك كند، اين مكالمات نشان دهنده بى طرف نبودن وى است. اما مطبوعات انگليسى در چند روز اخير حذف نامزدهاى هوادار مقتدى صدر را مورد توجه قرار داده اند. روزنامه فايننشال تايمز در اين باره نوشته است: «مسئولان شيعه اعلام كردند كه ائتلاف انتخاباتى احزاب عمده شيعه را نهايى كرده اند، اما هواداران مقتدى صدر در اين ائتلاف شركت داده نشده اند.» اين روزنامه از قول حسين شهرستانى نماينده آيت الله سيستانى افزوده است: «هواداران مقتدى صدر به دلايل بوروكراتيك در ليست گنجانده نشده اند اما از اين ليست حمايت مى كنند.» اينديپندنت روزنامه چپگراى چاپ لندن نيز نوشت: «ليست ۲۲۸نفره نامزدهاى انتخاباتى شيعه از حمايت حساس آيت الله سيستانى و همچنين بسيارى از شيعيان كه ۶۰ درصد از جمعيت عراق را تشكيل مى دهند برخوردار است.» روزنامه دست راستى تايمز نيز نوشت: «شيعيان عراق با ايجاد اتحاد با يكديگر اولين ائتلاف سياسى بعد از جنگ را در كشور تشكيل داده اند و اين احتمال وجود دارد كه اين ائتلاف در انتخابات ماه آينده عراق قدرت را در دست گيرد.»
نسخه چاپي روزنامه شرق دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۳
شيعيان عراق در مطبوعات آمريكا و انگليس
با نزديك شدن به زمان برگزارى انتخابات (اوائل بهمن ماه) در عراق توجه مطبوعات جهان به چگونگى شكل گيرى قدرت در عراق جلب شده است. از جمله موضوعاتى كه مورد توجه مطبوعات جهان به خصوص روزنامه هاى آمريكايى و انگليسى قرار گرفته، موضوع يكپارچگى شيعيان در انتخابات عراق است. شيعيان كه هيچگاه سهمى از قدرت نداشته اند اكنون در ائتلافى با عنوان «عراق متحد» گرد هم آمده اند. كريستين ساينس مانيتور در صفحه اول خود دو مطلب راجع به عراق دارد. يكى راجع به«پيشنهاد جديد براى به تاخير انداختن انتخابات عراق» و ديگرى در مورد وضعيت سربازهاى آمريكايى در فلوجه است. تيتر اول لس آنجلس تايمز مربوط به يك موضوع داخلى است. «بوش بالابردن ماليات براى امنيت اجتماعى را نپذيرفت» اما در همين صفحه دو تيتر از ايران و عراق است. اين روزنامه نوشته در مورد مسائل هسته اى اختلاف زيادى را نمى توان ميان بخش هاى ميانه رو اصلاح طلبان و محافظه كاران مشاهده كرد. اين بخش ها كه در واقع بدنه اصلى و اكثريت اين گروه را مى سازند در مورد تعليق غنى سازى اتفاق نظر داشتند. اين روزنامه همچنين به قلم يك نويسنده خود رضا اصلان، گروه منافقان را يك فرقه مذهبى شخصيت پرست، خشونت گرا و ماركسيستى كاذب توصيف كرده است.
نسخه چاپي روزنامه شرق يكشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۳
21 آذر 1383
بازتاب مصاحبه شرق با سيروس ناصرى در روزنامه نيويورك تايمز
موضوعى كه اين روزها رسانه ها، به خصوص رسانه هاى غربى روى آن مانور مى دهند، موضوع اجازه ايران به بازرسان سازمان ملل براى بررسى مكان هاى نظامى است. گلوب اندميل تيتر زده است: «ايران ممكن است به بازرسان سازمان ملل اجازه بازديد از مكان هاى نظامى را ندهد». اين روزنامه از قول محمد البرادعى تيتر زده است: «ما به هر دليل از ايران انتظار داريم كه اجازه بازرسى ها را بدهد». تيتر اول روزنامه نيويورك تايمز به تغيير و تحولات در سرويس اطلاعاتى آمريكا (سيا) اشاره دارد اما روزنامه نيويورك تايمز به قلم نازيلا فتحى گزارشى درباره مسائل هستهاى ايران منتشر كرده است كه قسمتى از آن مصاحبه اختصاصى روزنامه شرق با سيروس ناصرى است. در ادامه اين گزارش با چند تحليلگر ايرانى گفت وگو شده و در پايان، گزارش با اين جمله به پايان رسيده است كه غرب هنوز به فعاليت هاى هسته اى ايران ظنين است. واشينگتن پست از پرويز مشرف نقل قول كرده است كه مكان بن لادن ناشناخته است. اين روزنامه تحليلى هم درباره ايران دارد با عنوان «چهره ايران» كه به تحليل روابط ايران و غرب پرداخته است. روزنامه گاردين هم در گزارشى با عنوان «ايران مى گويد توقف برنامه هاى هسته اى موقتى خواهد بود» نظر چند تن از مقامات ايرانى را بازتاب داده و در آخر اضافه كرده است با وجود اين كه ايران تعليق غنى سازى را پذيرفته اما هنوز به برخوردارى از چرخه سوخت هسته اى اصرار دارد و تا وقتى كه اين مشكل حل نشود مسئله همچنان باقى است اما در ميان مطبوعات اروپايى روزنامه هاى روسى همچنان موضوع اوكراين را به عنوان يك موضوع منطقه اى مورد توجه قرار مى دهند. ورميا نووستى تيتر زده است: «تصميم ديوان عالى اوكراين باعث برقرارى آرامش در اين كشور نشد». گازتا هم نوشته است: «تنها معجزه مى تواند به يانوكوويچ در پيروزى در انتخابات كمك كند» راسيسكايا گازتا خبر داده است: «جبهه مخالفان اوكراين در آستانه برگزارى مجدد دور دوم انتخابات در آستانه تجزيه قرار گرفته است.»
نسخه چاپی روزنامه شرقسه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۳
مردم اوكراين حرفشان را زدند
روزهاى ناآرام بغداد و شب هاى خوفناك آن بيشترين حجم مطالب روزنامه هاى آمريكايى را به خود اختصاص داده است. گرچه مسائل اوكراين، ايران، انتخابات فلسطين و مسائل داخلى آمريكا از جمله عناوين مهم مطبوعات آمريكاست. شيكاگوتريبون تيتر اول خود را به سوءاستفاده مالى يك كشيش اختصاص داده است. اما واشينگتن پست تيتر اول خود را به اوكراين اختصاص داده است: «دادگاه نتيجه انتخابات را نپذيرفت» از ديگر مطالب اين روزنامه يكى ابقاى رامسفلد و ديگرى كشته شدن سى نفر در بمب گذارى انتحارى عراق است. از سوى ديگر رابين رايت خبرنگار پركار واشينگتن پست هر روزه از تهران گزارش مى دهد. اين خبرنگار در تازه ترين گزارش خود با عنوان ايران بر روى لبه تيغ آمريكا نوشته: «محافظه كاران با پيروزى در انتخابات آتى رياست جمهورى مى توانند به يك قدرت يكپارچه در ايران برسند» اين خبرنگار از محسن ميردامادى نقل قول كرده است كه «در صورت مواجهه نظامى آمريكا بر ضد ايران روند دموكراسى كند خواهد شد و نظامى گرى در ايران گسترش خواهد يافت» واشينگتن تايمز از موافقت رامسفلد براى ماندن در ساختمان پنتاگون (وزارت دفاع) خبر داده است. اين روزنامه به قلم خبرنگار خود مطلبى راجع به ايران دارد به اين مضمون كه متوقف كردن برنامه تسليحات هسته اى ايران تنها به اندازه چند اينچ به جلو رفته است. بوستون گلاب هم تيتر اول خود را به اوكراين اختصاص داده اما خبرنگار بوستون گلاب كه در وين به سر مى برد درباره برنامه اتمى ايران مطلبى نوشته است. برايان ويتمور با نگاهى بدبينانه به توافق ايران و اروپا نوشته است: «با وجود آن كه پرونده ايران به سمت قانونى شدن و مهار فعاليت هاى هسته اى ايران پيش رفته اما ديپلمات ها مى ترسند كه گفت وگو با تهران به سمت تصميمات مخاطره آميز منحرف شود.» اين خبرنگار معتقد است «ايران براى پروژه اعتمادسازى بايد زمان زيادى را صرف كند» در اروپا بيشتر مطبوعات انگليس تيترهاى اول خود را به اوكراين اختصاص داده اند. روزنامه اينديپندنت در سرمقاله خود با تمجيد از ۴۸ ميليون اوكراينى نوشته است: «مردم اوكراين حرفشان را بدون آن كه خونى از دماغ كسى ريخته شود، زدند و هيچ وقت اظهارنظرهاى مخالفان به سمت درگيرى و خشونت نرفت.» تايمز هم در اظهارنظرى مشابه پيشنهاد داد كه اتحاديه اروپا پس از انتخابات مجدد روابط بيشترى با اوكراين برقرار كند.
نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۳
فشار مطبوعاتى براى انتخابات مجدد اوكراين
مردمى كه در سرماى سوزناك شهر كى يف و به دور كاخ رياست جمهورى اوكراين چادر زده اند بهترين سوژه براى عكاسانى هستند كه مى خواهند رويدادهاى اين كشور بحران زده را به تصوير بكشند. مطبوعات آمريكا عكس اول خود را به موضوع اوكراين اختصاص داده و از انتظار مردم اوكراين براى صدور راى ديوان عالى خبر داده اند. واشينگتن تايمز تيتر زده است: «قانونگذاران اوكراين جدا از دولت هستند». اين روزنامه با اشاره به تاثير راى ديوان عالى اوكراين نوشته كه اين راى باعث خواهد شد كه آرامش به اوكراين بازگردد چرا كه همه اوكراينى ها به بى طرف بودن راى ديوان عالى اوكراين اذعان دارند. اين روزنامه پيش بينى كرده است كه به احتمال فراوان نتيجه انتخابات باطل اعلام خواهد شد. مخالفان خواستار برگزارى هر چه سريع تر اين راى گيرى هستند زيرا نمى خواهند اعتراض هايى كه اكنون در جريان است، شتاب و شدت خود را از دست بدهد اما دولت اميدوار است كه بتواند يك كانديداى طرفدار مسكو پيدا كند كه مناسب تر از آقاى يانوكوويچ باشد. مطبوعات آمريكا به موضوع عراق هم توجه نشان داده اند. بوستون گلاب تيتر زده است كه ارتش آمريكا ۱۲ هزار سرباز جديد را به عراق اعزام خواهند كرد. روزنامه نيويورك تايمز كه يكى از پيشنهاددهندگان اين موضوع بود اين خبر را در صفحه اول خود كار كرده است. از ديگر موضوعاتى كه مورد توجه مطبوعات آمريكا قرار گرفته موضوع اعلام نامزدى مروان برغوثى است. ميامى هرالد تيتر زده است: «زندانى بر ضد عباس وارد عمل شد». مروان برغوثى كه اكنون در زندان هاى فلسطين زندان است اعلام كرده است كه در انتخابات آتى فلسطين شركت مى كند. مطبوعات عربى هم به اين خبر توجه نشان داده و هر يك اظهار نظرى متفاوت را منتشر كرده اند. مطبوعاتى كه از روند صلح خاورميانه دفاع مى كنند نامزدى برغوثى را مخالف روند صلح مى دانند و گروهى ديگر نيز معتقدند كه حضور برغوثى باعث گرم شدن تنور انتخابات مى شود. السفير خبر داد: «نامزدى مروان برغوثى موجب شكاف در جنبش فتح شد» المستقبل هم نوشت: «مبارك و پاول از نامزدى برغوثى ابراز نارضايتى كردند» الحيات هم در مورد ايران نوشت: «اف بى آى به دفاتر سازمان يهودى، آمريكايى ايباك يورش برد و چهار عضو آن را به اتهام افشاى اطلاعات درباره ايران بازداشت كرد» الرياض نيز نوشت: «ايران يك جاسوس اتمى را دستگير كرد».
نسخه چاپی روزنامه شرق شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۳
12 آذر 1383
بلانكت و جنجال مطبوعاتى انگليس

نامه هاى يك پرستار سابق كودكان در كاخ سلطنتى به روزنامه ساندى تلگراف باعث بزرگترين جنجال مطبوعاتى در روزهاى اخير شد. خان كوئين كه يك پرستار بچه است در نامه اى خطاب به وزير كشور انگليس نوشته بود كه يك سال پيش تقاضاى ويزا كرده ولى تاكنون به تقاضاى او رسيدگى نشده است. اين موضوع سبب شد تا به سرعت مطبوعات انگليس نظير اينديپندنت وارد ماجرا شوند و با انتقادهاى تندوتيز، وزير كشور را زير سئوال برند. اين موضوع سبب شد پاى نخست وزير تونى بلر هم به ماجرا باز شود و او نيز مجبور به پاسخگويى شود. مطبوعات به خوبى توانستند با استفاده از يك نامه از حقوق يك شهروند دفاع كنند تا جايى كه يكى از مطبوعات تيتر زد: «بلانكت زير آتش» وزير كشور انگليس قول داده است تا به اين ماجرا رسيدگى كند. البته تونى بلر در مقابل انتقادها از وزير كشورش حمايت كرده و گفته است كه به درستى كار او اطمينان دارد. اين موضوع از آن جهت اهميت پيدا مى كند كه روزنامه هاى انگلستان در يك اقدام جمعى مى توانند تاثيرگذارى و قدرت نفوذ خود را نشان دهند. بنابراين هر مسئول دولتى مى داند كه بايد در مقابل حقوق شهروندان جوابگو باشد.
اما اكثر مطبوعات آمريكا در رابطه با قطعنامه شوراى حكام درباره ايران، بيشتر از خبرگزارى ها نقل قول كرده اند. نيويورك تايمز در مطلبى با عنوان «شوراى حكام تعهدات اتمى ايران را پذيرفت» از دولت آمريكا انتقاد كرده و صدور قطعنامه را با لحن ملايم نشانه شكست آمريكا دانسته است. واشينگتن پست در گزارشى با عنوان «آژانس اتمى از ايران تجليل كرد» نوشته است كه سيروس ناصرى هنگام سخنرانى نماينده آمريكا در آژانس خواب بوده است. روزنامه كريستين ساينس مانيتور نيز با بدبينى به قطعنامه نگاه كرده و نوشته است كه فقط و فقط آمريكا است كه مى تواند ضمانت هاى امنيتى لازم براى خوددارى كامل ايران از برنامه هاى اتمى را تأمين كند. در اروپا هم اوكراين همچنان مسئله روز است. ايزوستيا چاپ روسيه خبر داده است: «يوشچنكو بسيج عمومى اعلام كرد» فيگارو روزنامه فرانسوى هم تيتر زده است: «در كى يف مخالفان بر فشار خود مى افزايند» دى ولت آلمان هم خبر داد: «رئيس جمهورى روسيه قصد دارد نتيجه انتخابات جديد اوكراين را بپذيرد.»
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۳
تيترهاى مثبت
در حالى كه انتخابات جنجالى اوكراين براى مطبوعات تيترساز شده، موضوع هسته اى ايران نيز جايى در صفحات اول روزنامه هاى جهان اشغال كرده است. مطبوعات آمريكا در واكنش به نتيجه اجلاس شوراى حكام بيشتر نظرات ديپلمات هايى را آورده اند كه با لحن هايى محافظه كارانه از پايبندى ايران به توقف غنى سازى اورانيوم خبر مى دهند. پيشتر برخى از عناصر تندرو دولت آمريكا اروپائيان را به ساده انديشى در قبال ايران متهم كردند. اما روزنامه نيويورك تايمز در گزارشى كه در صفحه نخست خود منتشر كرده نوشته است: «دستگاه هاى سانتريفوژ ايران از اين پس حتى يك سانتى متر هم به حركت در نخواهد آمد. اروپا اين بار با تدوين قراردادى دقيق تر، موضعى مهم در برابر خواسته هاى ايران در پيش گرفت.» روزنامه گلوب اندميل از قول رابرت مالى كارشناس مسائل خاورميانه نوشته است: «زمان خوبى براى ادامه مذاكرات فرا رسيده است. بايد از فرصت استفاده كنيم تا دوباره به بحران برنگرديم. آمريكا نيز مى تواند از نقاط مشترك براى گفت وگو با ايران استفاده كند. آمريكا به فراهم كردن زمينه هاى امنيتى، اقتصادى و سياسى احتياج دارد. علاوه بر مطبوعات آمريكايى مطبوعات اروپايى نيز نسبت به قطعنامه شوراى حكام واكنش نشان دادند. واكنش ها بيشتر مثبت بود و مطبوعات كشورهاى اروپايى از تيترهاى مثبت استفاده كردند. ورميا نووستى هم تيتر زد: «آژانس انرژى اتمى از خوددارى ايران از غنى سازى اورانيوم استقبال كرد» فيگارو هم نوشت: «ايران دو پيروزى در پرونده اتمى خود به دست آورد» لاوانگوارديا خبر داد: «آژانس بين المللى انرژى اتمى تحريم هاى آتى سازمان ملل عليه ايران را برداشت» آب ث تيتر زد: «ايران بر سر برنامه هسته اى اش با سازمان ملل به توافق رسيد» الحيات هم تيتر زد: «آژانس انرژى اتمى توافق اروپا و ايران را در مورد پرونده هسته اى صلح آميز ايران پذيرفت» روزنامه عربستانى عكاظ هم خبر داد: «نشست وزيران كشور همسايگان عراق در تهران آغاز خواهد شد.»
نسخه چاپی روزنامه شرق چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳
انعكاس نشست شوراى حكام در مطبوعات جهان
روزنامه هاى نيويورك در چند روز برگزارى نشست شوراى حكام بيشتر از همه مطبوعات آمريكايى به موضوع ايران حساسيت نشان دادند. روزنامه نيويورك تايمز اولين منبع خبرى بود كه صرف نظر كردن ايران از تقاضاى فعال نگه داشتن ۲۰ سانتريفوژ را اعلام كرد. خبرنگاران اروپايى نيويورك تايمز با دسترسى به منابع خبرى پنهان خود كه همانا ديپلمات هاى غربى در وين هستند معمولاً تازه ترين اخبار را در اختيار دارند. نيويورك تايمز تيتر زده است: «عقب نشينى ايران در راه ساخت سوخت بمب» در اين گزارش به قلم الينا اسكولينو نوشته شده است: «به احتمال زياد ايران و اروپا با يكديگر توافق مى كنند و قطعنامه به تصويب مى رسد آمريكا جانب احتياط را در پيش گرفته و منتظر است ببيند اروپا به تنهايى چه كار مى تواند بكند». روزنامه لس آنجلس تايمز تيتر زده است: «موافقت ايران با تعليق موقتى اورانيوم» سونيا وى خبرنگار اين روزنامه در وين نوشته است: «ايران از تقاضاى خود عقب نشينى كرد» اين خبرنگار همچنين از قول گرى سيمور كارشناس موسسه استراتژيك لندن مى نويسد: «ايران روش خاصى را در گفت وگو با اروپا در پيش گرفته كه به شطرنج شباهت دارد. در اين حالت ايران با دادن يك يا دو پياده مى خواهد به موقعيت بهترى برسد. هر چند ممكن است اين روش گاهى اوقات با شكست و گاهى اوقات با پيروزى همراه شود». اما مسائل هسته اى ايران در مطبوعات عرب انعكاس گسترده اى دارد. الوطن چاپ كويت از قول شارون نخست وزير اسرائيل تيتر زد: «آژانس بين المللى انرژى اتمى نسبت به ايران كوتاه مى آيد.» القبس هم در گزارشى به بررسى روابط ايران و اروپا پرداخته است. الشرق الاوسط هم خبر داد كه ايران و اروپا درباره پرونده هسته اى به توافق رسيدند. البيان چاپ امارات هم نوشت: «ايران هراسى از ارجاع پرونده هسته اى به شوراى امنيت ندارد» اين روزنامه سفر رئيس جمهور ونزوئلا را مورد توجه قرار داد و تيتر زد: «رئيس جمهورى ونزوئلا در تهران گسترش روابط سياسى و اقتصادى را مورد بررسى قرار داد» روزنامه تركيه اى واكيت هم نوشت: «چاوس رئيس جمهورى ونزوئلا از ايران ديدار كرد.»
نسخه چاپی روزنامه شرق سه شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۳
11 آذر 1383
لوش انجلس تایمز: فقر اطلاعاتی سیا در مورد ایران
در حالى كه از اعتراض طرفداران يوشچنكو به نتيجه انتخابات يك هفته مى گذرد، بحران سياسى اوكراين هنوز تيتر مطبوعات غربى است. در اين ميان مطبوعات آمريكايى حجم بيشترى از صفحه اول خود را به موضوع اوكراين اختصاص داده اند. به نظر مى رسد براى برگزارى مجدد انتخابات احتياج به فشار رسانه اى بيشترى باشد. واشينگتن تايمز تيتر اول خود را به اين موضوع اختصاص داده است: «اپوزيسيون خواستار برگزارى مجدد انتخابات شد» اما بيشتر تيترهاى اول مطبوعات آمريكايى به موضوع عراق و واكنش گروه هاى عراقى اختصاص دارد. نيويورك تايمز تيتر زده است: « بزرگترين جشن عراقى در انتخابات ۳۰ ژوئن برگزار مى شود» بوستون گلاب هم تيتر اول خود را به ايران اختصاص داده است: «ايران از تقاضاى غنى سازى اورانيوم عقب نشينى كرد» اين روزنامه در گزارشى به قلم برايان ويتمور خبرنگار ويژه خود در وين نوشته است ديپلمات هاى ايرانى آخر وقت روز جمعه از درخواست جديد خود براى خارج ساختن يى دستگاه سانتريفوژ اتمى از شمول قرارداد با آژانس صرف نظر كرده اند. اما اين خبرنگار در پايان گزارش خود نوشته است: «شرط گذاشتن مقامات ايرانى، دولت آمريكا را نيز خشمگين كرده است. آمريكا در ابتدا خواهان گنجاندن تبصره اى مشهور به ماشه در متن قطعنامه شده بود تا در صورت عدم پايبندى ايران به تعهدات خود به مفاد قرارداد، پرونده اين كشور به شوراى امنيت سازمان ملل متحد ارجاع شود. اما در پيش نويس قطعنامه چنين تبصره اى وجود ندارد.» اما بعضى از روزنامه هاى آمريكا تأخير در نهايى شدن پيمان اخير ايران با اتحاديه اروپا را مهم ارزيابى كرده اند. لس آنجلس تايمز در مقاله اى مفصل به ضعف اطلاعاتى آمريكا در مورد برنامه هاى تسليحاتى ايران پرداخته و نوشته است كه اين امر موجب شده ساير كشورها به آمريكا براى متقاعد ساختن آنها براى مقابله با فعاليت هاى اتمى ايران اعتماد نكنند. واشينگتن پست نيز در همين ارتباط نوشته است كه ايران ظرف دو هفته اخير پس از قبول تعليق درازمدت غنى سازى اورانيوم سه بار كوشيده است با تغيير واژگان و تركيبات به كار رفته در متن قرارداد، تأخير ايجاد كند. لس آنجلس تايمز به فقر اطلاعاتى سيا در مورد مراكز هسته اى ايران پرداخته و نوشته است: «هر چند پس از اشغال دو همسايه ايران به وسيله آمريكا، سازمان هاى اطلاعاتى آمريكا در موقعيت بهترى براى جمع آورى اطلاعات قرار گرفته اند، اما اين اقدام با موفقيت همراه نشده است» يك مقام پيشين سيا گفته است پس از آن كه ايران از كشف كدهاى اطلاعاتى خود به وسيله آمريكايى ها آگاه شد، منابع جمع آورى اطلاعاتى آمريكا به شدت ضربه خوردند.
نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۹ آذر ۱۳۸۳
10 آذر 1383
بمباران گوگل براى پس گرفتن خليج فارس

كاربران ايرانى با لينك به يك صفحه اينترنتى كه عبارت خليج عربى در آن نوشته شده موتور جست وجوى گوگل را (به اصطلاح) بمباران كردند. اين اقدام پس از آن صورت مى گيرد كه مؤسسه آمريكايى نشنال جئوگرافيك (National Geographic) در اطلس جهانى خود عبارت «خليج عربى» را در داخل پرانتز و در مقابل نام خليج فارس قرار داده است. اين تغييرات موجب ناراحتى و نگرانى ايرانيان شده و گروه هاى مختلف اجتماعى از جمله كاربران اينترنت و وبلاگ نويسان نسبت به اين اقدام واكنش نشان داده اند.
• بمباران گوگل
به پيشنهاد وبلاگ نويسان ايرانى موتور جست وجوى گوگل براى اعتراض به اقدام موسسه بين المللى نشنال جغرافى با موفقيت بمباران شد. كاربران ايرانى موفق شدند با لينك به يك صفحه پيش ساخته اينترنتى، نام خليج فارس را در موتور جست وجوى گوگل مطرح كنند. اكنون وقتى عبارتarabin gulf را درگوگل جست وجو مى كنيم صفحه پيش ساخته ايرانيان به عنوان اولين نتيجه جست وجو ديده مى شود. در اين صفحه پيش ساخته اينترنتى نوشته شده « اگر عبارت خليج عربى را تايپ كرديد، كتاب هاى تاريخى بيشترى را مطالعه كنيد» و يا در يك صفحه اينترنتى ديگر نوشته شده: «خليج عربى!! چنين كلمه اى وجود ندارد، كلمه خليج فارس را دوباره تايپ كنيد» بدين ترتيب وقتى كاربر اينترنتى به دو زبان عربى و انگليسى كلمه خليج عربى را جست وجو مى كند در اولين گزينه جست وجو با صفحه اى روبه رو مى شود كه هشدارها و تذكرهايى درباره به كار بردن نام صحيح خليج فارس مى دهد. اين پيشنهاد ابتدا توسط وبلاگ نويسى به نام « لگو ماهى» مطرح شد و پس از آن مورد استقبال وبلاگ نويسان قرار گرفت. تا آن جا كه حتى راهكارهاى بمباران گوگل و محاسبه رياضى آن در وبلاگ هاى مختلف آموزش داده شد. در حال حاضر در گوگل يك ميليون و ششصد هزار سايت به عبارت persian gulf گلف لينك داده اند و ۲۱۹هزار وبلاگ از عبارت arabian gulf استفاده كرده اند. ۲۵ هزار وبلاگ نيز از هر دو عبارت به طور مشترك استفاده كرده اند. شما هم مى توانيد با لينك دادن به نشانى arabian-gulf.blogspot.com در بمباران گوگل مشاركت كنيد. البته ساختن و منفجر كردن بمب گوگلى احتياج به دقت فراوانى دارد چرا كه ممكن است بر اثر بى دقتى نتيجه معكوس به بار آورد. گرچه اثر اين بمب مقطعى خواهد بود اما اى كاش سايتى ساخته مى شد كه اطلاعات تاريخى دقيق ترى به دو زبان انگليسى و عربى درباره خليج فارس در آن نوشته شده بود. بدين ترتيب بهانه هايى از اين دست كه استفاده از كلمه خليج عربى فراگير و مصطلح است از بين مى رفت.
• بمب گوگلى چيست
بمب گوگلى يك راه عملى براى تاثيرگذارى در رتبه بندى موتور جست وجوى گوگل است. موتورهاى جست وجو هركدام بر اساس يك الگوريتم يا يك روش مشخص صفحه هاى اينترنتى را رتبه بندى مى كنند. به طور مثال الگوريتم طراحى شده براى موتور جست وجوى ياهو با الگوريتم موتور جست وجوى گوگل تفاوت دارد. ياهو به سايت هاى جديد بيشتر از گوگل لينك مى دهد و نتايج جست وجوى ياهو از گوگل جديدتر است. اما گوگل بر حسب تعداد لينك هايى كه به سايت يا صفحه مورد نظر داده شده رتبه بندى را انجام مى دهد. بمب هاى گوگلى چهار نوع هستند.۱- بمب هاى شوخى(Humor Bombs) براى شوخى ساخته مى شود. با اين بمب مى توان عده اى را سركار گذاشت و چند ساعتى خنديد.۲- بمب هاى شخصى(Ego Bombs) كاربردى فردى دارند. به طور مثال مى توان يك نام خاص و يا يك وب سايت را به رده هاى بالاى موتور جست وجو هدايت كرد.۳-بمب هاى پولى(Money Bombs) همان طور كه از نامش پيداست در ازاى دريافت پول اين بمب ها ساخته مى شود. بعضى از شركت هاى تبليغات اينترنتى و بازاريابى از اين روش استفاده مى كنند. آن ها با دريافت پول و طى يك قرارداد تضمينى به دارنده وب سايت تعهد مى دهند كه با جست وجوى عبارت هاى مشخص شده در قرارداد نام وب سايت مورد نظر در صدر موتورهاى جست وجو خواهد آمد.۴- بمب هاى دادگستر(Justice Bombs) در مواردى به كار مى روند كه عده اى يا گروهى قصد اعتراض به اقدامى دارند يا مى خواهند پيامى خاص را منتشر كنند. بمب گوگلى خليج عربى از نوع چهارم است. اما نام بمب گوگلى اولين بار به طور اتفاقى در مطبوعات مطرح شد و پس از آن رواج يافت. عده اى از بلاگرها با لينك به يك صفحه پيش ساخته به نام«شرتر از شيطان» كاربران را به اين صفحه هدايت مى كردند. در اين صفحه از موتور جست وجوى گوگل تعريف شده بود و موتورجست وجوى مايكروسافت(ام اس ان) را در مقابل گوگل ناتوان ارزيابى كرده بود. موضوعى كه به سرعت واكنش مسئولان گوگل را در پى داشت و آن ها اعلام كردند اين كار از طرف گوگل نبوده و اين عمل ممكن است از طرف اسپمرها باشد. يا اين كه عده اى براى شوخى دست به
چنين كارى زده اند.
• اعتراض آن لاين
اما اين اعتراض تنها به ساخت بمب گوگلى خلاصه نشده است. گروهى ديگر از كاربران اينترنت با امضاى يك اعتراض نامه آن لاين خواستار تجديد نظر مؤسسه نشنال جئوگرافيك در تغييرات خود شدند. اكنون نزديك به۳۰ هزار كاربر اينترنتى اين نامه را امضا كرده اند و هر لحظه بر تعداد آن افزوده مى شود. گروهى از روزنامه نگاران نيز يك اعتراض نامه آن لاين تنظيم كرده اند كه نزديك به هزار نفر آن را امضا كرده اند.
• همبستگى آن لاين
لطف بمباران گوگل در اين است كه اگر هر كاربرى بنا به تشخيص خود به يك صفحه لينك بدهد نتيجه اى حاصل نمى شود و بمباران گوگل تنها با همدلى كاربران ايرانى در همه نقاط جهان ممكن شده است. اكنون بيش از هر زمان ديگرى قدرت و تاثيرگذارى اينترنت مشخص مى شود. اينترنت به عنوان يك رسانه آزاد مى تواند باعث همبستگى ملى ايرانيان شود.
اينترنت همانند يك رسانه عملگرا باعث شده تا اعتراض ايرانيان نه فقط به حرف بلكه به كارهاى اجرايى برسد. سرعت ارسال اطلاعات كمك كرده تا كاربران به سرعت در جريان آخرين اخبار قرار بگيرند. همچنين اينترنت توانسته ايرانيان را در حول موضوعى به نام خليج فارس گرد هم آورد. اگر در سال هاى آتى همه مردم ايران به اينترنت دسترسى پيدا كنند مى توانند سبب ساز اقدامات سياسى و اجتماعى بزرگى در ايران شوند.
شايد بمباران گوگل يك محك جدى براى همبستگى ايرانيان باشد. با افزايش تعداد كاربران اينترنت هم بر اطلاعات و آگاهى ايرانيان از تحولات جهانى افزوده مى شود و هم كاربران ايرانى مى توانند در اقدامى هماهنگ قدرت تاثيرگذارى خود را نشان دهند. اين براى اولين بار نيست كه ايرانيان يك همبستگى اينترنتى را به وجود مى آورند. اما همبستگى بر سر نام خليج فارس بزرگترين و در عين حال فراگيرترين همبستگى اينترنتى ايرانيان است.
نسخه چاپی روزنامه شرق كشنبه ۸ آذر ۱۳۸۳
تيترهاى اتمى
در حالى كه ديپلمات ها در نشست شوراى حكام براى دستيابى به قطعنامه مورد نظر خود درباره ايران تلاش مى كنند. خبرنگاران نيز در اتاق خبر به جست وجوى آخرين اخبار در مورد وضعيت پرونده اتمى ايران هستند. دو روزنامه نيويورك تايمز و لس آنجلس تايمز از مانعى كه بر سر راه توافق اخير ايران با اتحاديه اروپا در مورد توقف غنى سازى اورانيوم پيش آمده، خبر داده اند. اين مانع همان ۲۰ دستگاه سانتريفوژى است كه ايران خواهان استفاده پژوهشى از آنها است.لس آنجلس تايمز در اين باره نوشته است: «اروپايى ها با اين تقاضا مخالفت كرده اند» نيويورك تايمز در روز جمعه تيتر اول خود را به موضوع ايران اختصاص داده و تيتر زده است: «ايرانى ها پايان دادن به طرح هاى اتمى را نپذيرفتند» نيويورك تايمز از يك ديپلمات اروپايى نقل قول كرده است كه يكى از دو طرف مجبور به عقب نشينى خواهد شد. ديويد ايگناتيس نويسنده واشينگتن پست با ذكر شباهت پرونده اتمى ايران و عراق نوشته است: «با توجه به اشتباه فاحش نيروهاى اطلاعاتى آمريكا در عراق اكنون بايد به دقت بين آنچه آمريكا مى داند و آنچه فكر مى كند مى داند تمايز قائل شد. روزنامه هرالدتريبون نيز در صفحه اول خود تيتر زده است: «ايران فعاليت هاى اتمى خود را به خاطر ارتباط با اروپا به خطر نمى اندازد» اما مطبوعات عربى به موضوع هسته ايران پرداخته اند و اختلاف ايران و اتحاديه اروپا را ياد آور شده اند. الشرق الاوسط خبر داده است كه ايران و اروپا به راه حلى ميانه دست يافتند و الوطن چاپ امارات نوشته است: «ايران برالتزام به تعليق غنى سازى اورانيوم تاكيد كرد» القبس چاپ كويت خبر داده است: «اصلاح طلبان ايران خواستار نامزدى هاشمى رفسنجانى در انتخابات آينده شدند» از جمله موضوعات مورد توجه مطبوعات عربى، حمايت مروان برغوثى از نامزدى ابومازن در انتخابات فلسطين و پيشنهاد سنى هاى عراق براى به تعويق افتادن زمان انتخابات است. مطبوعات آمريكا نيز به طور گسترده به موضوع انتخابات عراق پرداخته اند. نيويورك تايمز با انتقاد از بى ثمر بودن كنفرانس شرم الشيخ نوشته است: «چنين شرايطى نه به نفع عراق است، نه به نفع آمريكا يا خاورميانه و نه به طور كلى به سود جامعه بين المللى است». چارلز كراتهامر مقاله نويس واشينگتن پست با اشاره به اكثريت شيعه در عراق نوشته است: «اگر سنى هاى عراق كه به زحمت بيست درصد جمعيت عراق را تشكيل مى دهند نخواهند پس از ۸۰ سال حكومت اقليت بر عراق به حق اكثريت گردن نهند، مهم نخواهد بود زيرا بدين گونه از حق خود براى مشاركت در شكل دادن به آينده عراق جديد صرف نظر كرده اند».
نسخه چاپی روزنامه شرق يكشنبه ۸ آذر ۱۳۸۳
اوكراين و مطبوعات اروپا
در حالى كه مطبوعات آمريكايى به موضوع بحران اوكراين به عنوان يك موضوع منطقه اى نگاه كرده اند، در مقابل مطبوعات اروپا توجه چندانى به اين موضوع نداشته اند. در اروپا بيش از همه مطبوعات فرانسه به اوكراين توجه كرده اند. لوموند تيتر زده: «مخالفان نتايج انتخابات اوكراين به اعتصاب عمومى دست زدند». ليبراسيون از ناتوانى اتحاديه اروپا براى حل اين بحران نوشته: «در بحران اوكراين اتحاديه اروپا و روسيه در برابر هم قرار گرفتند.» كوريره دلاسرا از قول پوتين و خطاب به اروپا نوشته: «در اوكراين مداخله نكنيد».ال پاييس اسپانيا هم خبر داده: «سولانا با هدف تلاش براى ميانجيگرى در بحران، به اوكراين سفر مى كند.»مطبوعات فرانسه هم به طور وسيعى به اين رويداد توجه كرده اند. ورميا نووستى خبر داد: «ديوان عالى اوكراين اجازه نداد كه يانوكوويچ را رئيس جمهور بخوانند». نزاويسيمايا گازتا هم تيتر زد: «مسكو و اتحاديه اروپا گره اوكراين را باز نكردند». ماسكووسكى كامسامولتس هم سئوال كرده: «پيروزى در اوكراين به چه درد آمريكا مى خورد». نوويه ايزوستيا هم سئوال جالبى را مطرح كرده: «آيا اوكراين ۲۰۰۴ مقدمه روسيه ۲۰۰۸ است». مطبوعات آمريكا در زمان برگزارى اجلاس شوراى حكام در گزارش هايى اختصاصى به موضوع مسئله اتمى ايران پرداخته اند. روزنامه اسپانيايى آب ث نوشته: «ايران بخشى از توافق غنى سازى اورانيوم را معلق گذاشت». الراى العام كويت هم از قول البرادعى نوشت: «توقف عمليات غنى سازى در ايران كامل نيست و الحيات تيتر زده: «تهران راهى شبيه راه ليبى در برنامه هسته اى خود دنبال مى كند».
نسخه چاپی روزنامه شرق شنبه ۷ آذر ۱۳۸۳
7 آذر 1383
انتخابات جنجالى اوكراين تيتر شد
بحران انتخاباتى اوكراين به يك موضوع جهانى تبديل شده و مورد توجه مطبوعات غربى قرار گرفته است. از آن جا كه ويكتور يوشچنكو نامزد مورد حمايت كشورهاى غربى در انتخابات برنده نشده و در عوض ويكتور يانوكوويچ، نامزد مورد حمايت دولت اوكراين و روسيه برنده انتخابات شده است، تظاهرات ضد دولتى مردم اوكراين انعكاسى جهانى يافته است. روزنامه آلمانى فرانكفورتر روندشاو تيتر زد: «جنگ قدرت در اوكراين گسترش يافت». اين موضوع مورد توجه مطبوعات ايتاليا هم قرار گرفت تا جايى كه روزنامه كوريره دلاسرا تيتر اول خود را به اين موضوع اختصاص داد: «اوكراين در هرج ومرج، صدها هزار نفر در مقابل كاخ رياست جمهورى». لارپوبليكا هم تيتر زد: «محاصره كاخ رياست جمهورى اوكراين» اما مطبوعات عربى همچنان كنفرانس شرم الشيخ را مورد توجه قرار مى دهند. گروهى از مطبوعات با لحنى انتقادى با اين نشست برخورد مى كنند و مى نويسند كه چرا كشتار فلوجه مورد توجه قرار نگرفته است. الديار كويت در همين باره نوشته است: «نشست شرم الشيخ اشغالگران عراقى را به رسميت شناخت». اما الحيات درست عكس اين نظر را تيتر كرده است: «نشست شرم الشيخ به دولت موقت عراق مشروعيت بين المللى بخشيد». اظهارات وزير امور خارجه ايران در حاشيه اين نشست نيز مورد توجه روزنامه المستقبل قرار گرفته است: «با آمريكا مذاكره اى نداريم، اتهام هاى واشينگتن بى اساس است». الانباء چاپ اردن هم تيتر زده است: «حزب بعث عراق بايد به دليل تجاوز به ايران و كويت محاكمه شود» به غير از نشست شرم الشيخ انتخابات فلسطين نيز مورد توجه مطبوعات عربى است و هر روز خبرهاى جديدى راجع به اين موضوع منتشر مى شود. اما مطبوعات آمريكا لغو غنى سازى اورانيوم از سوى ايران را مورد توجه و تحليل قرار داده اند. روزنامه كريستين ساينس مانيتور با دقت زياد گفته هاى جورج بوش را بررسى كرده و نوشته است: كه آقاى بوش اخيراً از واژه غيرقابل تحمل كه قبلاً در توصيف برنامه هاى اتمى ايران به كار مى گرفت، استفاده نكرده است و اين موضوع، به اعتقاد كريستين ساينس مانيتور، دو معنا دارد: يكى اين كه گزينه هاى ديپلماتيك آمريكا محدودتر شده است و ديگر اين كه آمريكا به اين نكته پى برده است ايران قدرت نفوذ و تاثيرگذارى زيادى در عراق دارد.
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۳
نيويورك تايمز و بوستون گلاب، يك موضوع دو ديدگاه
مطبوعات آمريكا همزمان با اجلاس شرم الشيخ و اعلام زمان برگزارى انتخابات سراسرى مطالب مربوط به عراق را برجسته كرده و به نحوه برگزارى انتخابات در عراق پرداخته اند. از جمله روزنامه نيويورك تايمز كه به موضوع افزايش تعداد سربازان آمريكايى پرداخته است. اين روزنامه پيش از انتخابات رياست جمهورى آمريكا اين پيشنهاد را مطرح كرده بود و حتى پس از انتخابات، در گزارشى به وضعيت روحى و روانى سربازهاى حاضر در عراق پرداخته بود. نيويورك تايمز در سرمقاله خود نوشته است: «دولت آقاى بوش هنوز اين درس را از اوضاع عراق نياموخته است كه در عمليات پاسدارى از صلح و تأمين آن در يك جا به نيروهاى بيشترى نياز است تا فتح و اشغال آن» اما اين پيشنهاد درست عكس ديدگاه روزنامه بوستون گلاب است. با آن كه روزنامه بوستون و نيويورك تايمز در جريان انتخاب آمريكا يك عقيده و آن هم پيروزى جان كرى در انتخابات را دنبال مى كردند اين بار ديدگاه هايى متضاد دارند. جالب آن كه اين دو روزنامه از دو سو بوش را به نقد مى كشند. بوستون گلاب نوشته است: «حضور گسترده نيروهاى آمريكا در عراق به همان اندازه كه تامين كننده امنيت است، مانع ثبات اوضاع امنيتى اين كشور نيز شده است» اين روزنامه بهترين زمان را براى آغاز خروج سربازان آمريكايى از عراق، بعد از برگزارى انتخابات سراسرى در عراق دانسته است. اما لس آنجلس تايمز در مطلبى با تيتر «انتخابات عراق اولويت رهبر شيعيان» در صفحه اول خود نقش آيت الله سيستانى متذكر شده است. لس آنجلس تايمز نوشت «پس از آن كه در اكتبر گذشته آيت الله سيستانى با صدور فتوايى راى دادن را هم سنگ نماز و روزه واجب دانست و آن را وظيفه شرعى اعلام كرد، روحانيان شيعه براى عمل به فتواى وى در مساجد به فعاليت پرداخته اند.» اما مطبوعات اروپايى و عربى همزمان با مطبوعات اروپا نيز درباره اجلاس شرم الشيخ و عراق مقالاتى نوشته اند. از جمله روزنامه الحيات درباره بيانيه شرم الشيخ نوشته است كه بيانيه شرم الشيخ به اشغال عراق اشاره ندارد و خواهان توقف عمليات تروريستى در اين كشور است. گاردين هم زمان برگزارى انتخابات عراق را تيتر كرده و نوشته است: «۱۰ هفته ديگر انتخابات برگزار مى شود».موضوع توقف غنى سازى از سوى ايران نيز مورد توجه مطبوعات جهان قرار دارد. آب ث چاپ اسپانيا نوشت «تهران به بوش مى گويد كه دوستان زيادى دارد و اقدام عليه آنها، آسان نيست» فيگارو تيتر زده است: «تهران غنى سازى اورانيوم را رها كرد» الرياض چاپ عربستان از قول كوفى عنان نوشت: «كوفى عنان از تعليق غنى سازى اورانيوم توسط ايران استقبال كرد» راديكال چاپ تركيه هم نوشت: «ايران با اعلام تعليق برنامه توليد اورانيوم غنى شده، در زمان مناسب، گام مناسب را برداشت».
نسخه چاپی روزنامه شرق چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۳
5 آذر 1383
مطبوعات آلمان و تظاهرات ضد تروريستى
بسيارى از مطبوعات جهان خبر توقف غنى سازى ايران را در صفحه اول خود آورده و نوشته اند كه اگر ايران از اين آزمايش سربلند بيرون بيايد آمريكا ديگر هيچ بهانه اى براى فرستادن پرونده ايران به شوراى امنيت نخواهد داشت. همچنين مطبوعات جهان برگزارى كنفرانس بين المللى شرم الشيخ مصر را مهم ارزيابى كرده و تحليل هايى در مورد آن نوشته اند. روزنامه ايتاليايى كوريره دلاسرا كه اين خبر را در صفحه اول خود كار كرده نوشته است: «اهميت اين كنفرانس از اين جهت است كه هم كشورهاى موافق حمله متحدان به عراق در اين اجلاس حضور دارند وهم كشورهايى كه مخالف حمله به عراق بودند در اين كنفرانس حضور يافته اند. الوطن چاپ كويت از قول مقامات ايرانى تيتر زده است: «ديدار با پاول در شرم الشيخ ثمربخش نيست» ديگر روزنامه كويتى الراى العام خبر داده: «هدف ايران از شركت در اجلاس شرم الشيخ، طرح درخواست خروج نيروهاى آمريكا از عراق است» اين روزنامه از قول روسيه هم تيتر زده است: «مسكو هيچ گونه اطلاعاتى درباره موشك هاى هسته ايران ندارد» اما مطبوعات آلمان همه تيترهاى اول خود را به تظاهرات مشترك مسلمانان و مسيحيان آلمان در محكوميت جنايت هاى تروريستى اختصاص داده اند. فرانكفورتر آلگماينه از قول يك سياستمدار آلمانى حاضر در تظاهرات تيتر زده است: «خواهشمندم آلمانى ياد بگيريد» فرانكفورتر روندشاو كه طرفدار حزب سبز آلمان محسوب مى شود بيانيه اين حزب را منتشر كرده است: «حزب سبزها متهم كردن كل مسلمانان به ترور و خشونت را محكوم كرد» هندلزبلات ديگر روزنامه آلمانى تيتر زده است: «مسلمانان آلمان در يك تظاهرات سوءقصدهاى تروريستى را محكوم كردند» دى ولت هم نوشت: «۲۵ هزار مسلمان و مسيحى در شهر كلن عليه «خشونت بنيادگرايان اسلامگرا» تظاهرات كردند» روزنامه تركيه اى مليت هم اين رويداد را مورد توجه قرار داده و تيتر زده است: «هزاران ترك مقيم آلمان با شركت در ميتينگ بزرگى فعاليت هاى تروريستى و خشونت را محكوم كردند» خبر برگزارى انتخابات عراق هم تقريباً در همه مطبوعات جهان مورد توجه قرار گرفته بود. روزنامه راديكال تيتر زد: «انتخابات عمومى عراق در۳۰ ژانويه برگزار خواهد شد».
نسخه چاپی روزنامه شرق سه شنبه ۳ آذر ۱۳۸۳
انتقاد نيويورك تايمز از سخنان كالين پاول
مطبوعات آمريكا در كنار موضوع عراق كه همچنان موضوع خبرساز جهانى است به تحليل سخنان كالين پاول دراين باره مى پردازند. اين موضوع به جنجالى در مطبوعات آمريكا تبديل شد و مطبوعات حامى دموكرات ها از آن به عنوان سوژه اى براى شماتت جمهوريخواهان استفاده كردند. بسيارى از مطبوعات آمريكا تحليل هاى اشتباهى را يادآورى كردند كه در زمان جنگ عراق مطرح شده بود و پس از آن مشخص شد كه در عراق سلاح كشتارجمعى وجود ندارد. واشينگتن پست در صفحه اول خود تيترى از ايران ندارد. تيتر يك روزنامه چنين است: «تجاوز سربازان به مسجد هاى بغداد» اما در عوض روزنامه واشينگتن تايمز تيتر زده است: «ماموران مى گويند ايران غنى سازى را متوقف كرده است» تيتر اول اين روزنامه به ارتباط بن لادن و زرقاوى اختصاص دارد. تيتر اول روزنامه لس آنجلس تايمز هم مربوط به عراق است: «بى نظمى در عراق انتخابات را به مخاطره انداخت» اين روزنامه در تحليلى راجع به ايران نوشته است: «كارشناسان خلع سلاح آمريكا همچنين نگران موضوع آزمايش موشك هاى ميان برد شهاب ۳ در ماه اوت توسط ايران هستند.» به نوشته اين روزنامه هرچند آمريكا اتهام تلاش براى تضعيف توافق اخير اروپا با ايران را رد مى كند، تأكيد بر اين نكته را ضرورى مى داند كه توقف غنى سازى اورانيوم، در صورتى كه به تحقق بپيوندد، تنها يكى از نگرانى هاى آمريكا در برنامه هاى هسته اى ايران را برطرف مى سازد. روزنامه نيويورك تايمز كه در چند روز اخير به شدت به پاول تاخته است. در سرمقاله اصلى، محافظه كاران تندرو را به زمينه چينى براى برخورد به ايران متهم كرده . نيويورك تايمز در ادامه مى نويسد اين همان روشى است كه آقاى بوش در دوره نخست رياست جمهورى خود با توسل به آن جنگى غيرضرورى عليه عراق به راه انداخت اما با گذشت نزديك به دو هفته از مرگ ياسر عرفات رهبر فلسطينى ها هنوز جزئيات مرگ او دستمايه خبر براى مطبوعات است. الحيات چاپ لندن نوشت: «سهى عرفات پرونده پزشكى عرفات را از بيمارستان نظامى پاريس تحويل گرفت» به نوشته اين روزنامه دلايل مرگ عرفات هنوز روشن نيست اما احتمال مى رود وى را مسموم كرده باشند. روزنامه القبس چاپ كويت تيتر زد: «خاتمى اولين مرحله بهره بردارى از بزرگترين طرح نفت و گازى ايران را افتتاح كرد» حريت هم سخنان بوش در رابطه با ايران و كره شمالى را بازتاب داد كه در مورد سلاح هاى هسته اى هشدار داده بود.
نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۳
ايران، سوژه جديد رسانه هاى آمريكا
از ميان مطبوعات آمريكايى روزنامه واشينگتن پست توجه خاصى به مطالب ايران دارد. به طورى كه در هفته اخير براى بار سوم مسائل مربوط به ايران را تيتر يك كرده است. واشينگتن پست در تيتر يك خود خبر داده است: «افشاى فعاليت هاى هسته ايران تائيد نشده است.» اين روزنامه درباره اظهارات كالين پاول كه اطلاعاتى در مورد ايران داده بود نوشته است: «اين اظهارات مهر محرمانه داشته و حتى قرار نبود قبل از تائيد محتواى آن با هم پيمانان اروپايى آمريكا در ميان گذاشته شود.» به نوشته اين روزنامه در اين مدارك اسناد و نقشه هايى وجود داشته كه طرح ساخت كلاهك هاى اتمى و تغييرات لازم در موشك هاى شهاب ۳ ايران را براى حمله اتمى به اهداف مورد نظر دربرگرفته است. واشينگتن پست همچنين براى پوشش بيشتر اخبار ايران يك خبرنگار اختصاصى به ايران اعزام كرده است. رابين رايت خبرنگار اين روزنامه در تهران هر روز گزارش هاى جديدى از سياست داخلى ايران منتشر مى كند. تازه ترين گزارش او به وضعيت جوانان و نقش آنها در سياست مى پردازد. خبرنگار واشينگتن پست با اشاره به اين كه بيش از ۷۰ درصد از جمعيت ايران را افراد زير ۲۵ سال تشكيل مى دهند از قول امير محبيان كه واشينگتن پست وى را كارشناس محافظه كار خوانده، مى نويسد جوانانى كه محمد خاتمى را به رياست جمهورى برگزيدند مى خواهند كار پيدا كنند، ازدواج كنند و خانه بخرند و بنابراين گفتمانشان بيشتر جنبه اقتصادى پيدا مى كند. واشينگتن پست از قول ماشاءالله شمس الواعظين نوشته است كه ميزان مشاركت مردمى در انتخابات سال آينده به حد بى سابقه اى كاهش پيدا خواهد كرد. همزمان با واشينگتن پست ديگر مطبوعات آمريكا نيز به بازتاب اظهارات كالين پاول پرداخته اند. نيويورك تايمز نوشته است: «آنچه در اظهارات پاول آمده به نظر اروپايى ها اطلاعات مهم و قابل اعتنايى نبوده است.» يك منبع اطلاعاتى به روزنامه لس آنجلس تايمز گفته است: «اسناد جديد از نظر محتوايى ضعيف است و باعث تعجب كارشناسان اطلاعاتى آمريكا شده است كه چرا آقاى پاول در ملاءعام به مداركى اشاره كرده كه هنوز سنديت آنها به اثبات نرسيده است.» روزنامه لس آنجلس تايمز از تلاش مقامات آمريكا براى آرام كردن كشورهاى اتحاديه اروپا خبر داده است. روزنامه عربستانى الوطن هم ابراز ترديد خاوير سولانا را منتشر كرده و صباح روزنامه تركيه نوشته است: «ادعاهاى كالين پاول در مورد ايران، موجب نگرانى آنكارا شد.» لارپوبليكا ايتاليا هم تيتر زده است: «بوش پرونده ايران را بررسى مى كند.» الوطن كويت هم از قول ايران نوشت: «ايران از سازمان ملل خواست به ادعاهاى مخالفانش توجه نكند.»
نسخه چاپی روزنامه شرق يكشنبه ۱ آذر ۱۳۸۳
واكنش مطبوعات جهان به استعفاى پاول

كالين پاول از وزارت امور خارجه آمريكا و انتخاب كاندوليزا رايس به اين سمت، با لحن تاسف انگيز بسيارى از مطبوعات و لحن ستايشگرانه مطبوعات آمريكا همراه بود. روزنامه آلمانى فرانكفورتر روندشاو تيتر زد: «يك سياستمدار تندرو وزير امور خارجه آمريكا شد» روزنامه اسپانيايى الپاييس هدف اين دگرگونى را تيتر كرد: «بوش، كاندوليزا رايس را براى تقويت كنترل خود بر سياست خارجى منصوب كرد» روزنامه تركيه اى صباح هم خبر داد: «رايس در سال يييى نامزد رياست جمهورى آمريكا خواهد شد» الشرق الاوسط هم در اين باره نوشت: «رايس در نظر دارد سياست هاى جديدى را در منطقه خاورميانه در پيش گيرد» اما در ميان مطبوعات آمريكا لحن روزنامه كريستين ساينس مانيتور از همه ستايشگرانه تر بود: «سمبل ميانه روى بيرون رفت» بر خلاف كريستين ساينس مانيتور روزنامه واشينگتن پست با لحنى انتقادى به استقبال استعفاى پاول رفت: «پاول اعلام استعفا كرد» اين روزنامه در مطلبى در همين باره نوشت: «حتى كسانى كه زبان به تحسين پاول گشوده اند اين نكته را قبول دارند كه وى تاثير چندانى بر سياست خارجى جورج بوش نداشت و همواره مغلوب مانورهاى سياسى همكاران افراطى تر خود در دولت بوش مى شد» ريچارد كوهن ستون نويس اين روزنامه نوشت: «مايه افسوس نيست كه وى از سمتش استعفا كرده است. افسوس در اين است كه چرا اين كار را زودتر نكرد» اما روزنامه نيويورك تايمز ويژگى هاى شخصيتى پاول را برجسته كرد و تيتر زده است: «پاول از كابينه استعفا داد» اين روزنامه نوشت: «او در خود دو نوع شخصيت داشت، يكى پاولى كه قاطع و داراى جاذبه شخصى بود و تنها زمانى به آغاز جنگى رضايت مى داد كه اجماع و توافق سياسى پشتوانه آن باشد، پاول نوع دوم، پاولى بود كه همچون سربازان، وفادارى و فرمانبردارى را بر هر خصلت ديگر ترجيح مى داد.»اما اغلب روزنامه هاى آمريكا همچنان توافق اخير ايران با اتحاديه اروپا را در قالب گزارش هاى خبرى يا سرمقاله هاى تحليلى مورد بحث قرار مى دهند. لس آنجلس تايمز به دولت آمريكا توصيه كرده است كه در صورت پايبندى ايران به تعهدات خود، مانع پيوستن اين كشور به سازمان تجارت جهانى نشود. كريستين ساينس مانيتور نيز نوشته است كه دولت آمريكا بايد در حال حاضر براى تحقق بخشيدن به آرزوى خود در تنبيه ايران براى پنهانكارى هجده ساله فعاليت اتمى اش صبر پيشه كند. اما واشينگتن پست در مطلبى با عنوان «شير بيشه سياست ايران ممكن است براى احراز سمت رياست جمهورى به صحنه بازگردد» از قول محمد هاشمى، برادر اكبر هاشمى رفسنجانى نوشته است: «احتمال نامزدى برادرش بيش از پنجاه درصد است.»
نسخه چاپی روزنامه شری پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۳
28 آبان 1383
بازتاب توقف غنى سازى در مطبوعات آمريكا
اعلام توقف غنى سازى اورانيوم توسط ايران تقريباً در همه روزنامه هاى دوشنبه آمريكا منعكس شد و مطبوعات آمريكا نيز همانند دولت آمريكا واكنش محافظه كارانه اى نسبت به اين خبر داشتند. برخى از اين روزنامه ها صرفاً گزارش خبرگزارى هاى بين المللى را منتشر كرده اند ولى بعضى همانند نيويورك تايمز، واشينگتن پست، بوستون گلاب و لس آنجلس تايمز مطالب ويژه خبرنگاران خود را منتشر كرده اند كه نشان از اهميتى دارد كه براى موضوع فعاليت هاى اتمى ايران قائلند. با اين همه مطبوعات آمريكا به پايبندى ايران در قبال تعهدات خود ابراز شك و ترديد كرده اند. واشينگتن پست كه اين خبر را به عنوان يكى از تيترهاى صفحه اول خود برگزيده تيتر زده است: «ايران قول داد برنامه هاى هسته اى خود را به طور كامل از كار بيندازد.» تيتر واشينگتن پست از دو جهت قابل بررسى است. اول اين كه در تيتر به برنامه هاى هسته اى و نه غنى سازى اورانيوم اشاره شده است. دوم آن كه از لغت توقف يا تعليق در تيتر استفاده نشده و به جاى آن از لغت «freez» به معنى منجمد كردن، غيرقابل حركت ساختن يا فلج كردن استفاده شده است. واشينگتن پست در گزارش خود نوشته است: «يك مقام آمريكايى، كه از واشينگتن پست خواسته است هويتش را فاش نكند، به اين روزنامه گفته است دولت بوش هنوز مردد است كه از توافق ايران و اتحاديه اروپا حمايت كند يا از آژانس بين المللى انرژى اتمى بخواهد موضع سرسخت ترى نسبت به ايران اتخاذ كند. اين مقام آمريكايى گفته معلوم نيست چگونه مى شود جورج بوش را به پذيرش اين توافق كه به انزواى ديپلماتيك بيشتر آمريكا منجر خواهد شد، ترغيب كرد. روزنامه بوستون گلاب هم اين خبر را با تيتر «ايران مى گويد غنى سازى اورانيوم را متوقف خواهد كرد» در صفحه اول خود كاركرده است. اين روزنامه نوشته است: «ايران در مذاكرات هفته گذشته خواهان ادامه كار بر روى مراحل مقدماتى تبديل اورانيوم شده بود ولى با مخالفت قاطعانه اروپايى ها روبه رو شد به گونه اى كه در نهايت مجبور شد از خواسته خود دست بكشد.» نيويورك تايمز هم واكنشى تقريباً منفى در قبال توافق ايران با اروپا اتخاذ كرده است. اما روزنامه لس آنجلس تايمز در مطلبى به قلم دو ستون نويس خود با تيتر «ساقط كردن تهران؟ عجله نكنيد»، از سرخوردگى آمريكايى هاى ايرانى تبار از آسان پندارى سقوط نظام حاكم بر ايران از سوى مقامات آمريكايى گزارش داده و نوشته است كه اين افراد از اين كه مى بينند نومحافظه كارانى چون مايكل لدين ساده انديشانه تصور مى كند ساقط كردن رژيم ايران با صرف ۲۰ ميليون دلار امكان پذير است، ناراضى اند.»
نسخه چاپی روزنامه چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۳
تعليق غنى سازى در مطبوعات اروپايى و عربى
اعلام خبر تعليق غنى سازى اورانيوم از سوى ايران انعكاس تقريبا گسترده اى در مطبوعات اروپا و كشورهاى عربى داشت. ال پائيس مشهورترين روزنامه اسپانيا در روز دوشنبه تيتر زده است: «ايران لغو برنامه غنى سازى اورانيوم را پذيرفت.» لاوانگوارديا ديگر روزنامه اسپانيايى تيتر زد: «پذيرش تعليق غنى سازى اورانيوم از سوى ايران.» اين خبر در روزنامه هاى آلمان هم بازتاب داشت؛ تاگس اشپيگل تيتر زد: «ايران در مناقشه اتمى تغيير موضع داد.» فرانكفورتر آلگماينه همين خبر را به شكلى ديگر تيتر كرد: «ايران اعلام كرد غنى سازى اورانيوم را به حال تعليق در مى آورد.» بيشتر مطبوعات اروپايى اين خبر را به نحو مطلوبى بازتاب داده و از آن با عنوان خروج از بن بست نام برده اند. اما مطبوعات عربى نه به شكل گسترده اما در حد انتظار تعليق غنى سازى را بازتاب داده اند. الرياض روزنامه عربستانى تيتر زده است: «ايران با توقف غنى سازى اورانيوم موافقت كرد.» عكاظ ديگر روزنامه عربستان هم به سخنان كالين پاول وزير امور خارجه آمريكا اشاره كرد كه گفته بود: «آمريكا به ايران حمله نمى كند.»اما مطبوعات آمريكا همانند روزهاى گذشته موضوع فلوجه را مورد توجه قرار مى دهند. نيويورك تايمز در گزارشى تحليلى به وضعيت سربازان آمريكايى در عراق اشاره كرده و نوشته است: «گروگانگيرى هاى متعدد و انفجارهاى انتحارى باعث شده تا روحيه سربازان كاهش يابد. آنها با منطقى به نام مرگ در جنگ روبه رو هستند كه بايد با آن كنار بيايند در حالى كه خانواده هاى آنان در آمريكا چشم به راه هستند.» اين روزنامه همچنين از مذاكره مقامات اسرائيلى با آمريكايى خبر داده و نوشته است: «مقامات اسرائيلى اميدوارند كه آمريكايى ها به يافتن فرد مورد نظر اسرائيلى ها در انتخابات فلسطين كمك كنند.» لس آنجلس تايمز هم تيتر اول خود را به فلوجه اختصاص داده است: «نبرد در فلوجه به پايان رسيده اما هنوز شورشيان مقاومت مى كنند.» اين روزنامه همچنين در يك گزارش تحليلى اقتصادى به كاهش ارزش دلار پرداخته است. واشينگتن پست عكسى از يك سرباز آمريكايى را به عنوان عكس اول انتخاب كرده است در حالى كه در پشت اين سرباز شورشيان دستگير شده فلوجه با چشم هاى بسته در حال حركت هستند. اين عكس به اين دليل انتخاب شده است كه سرباز آمريكايى را از پايين نشان مى دهد، در نتيجه اقتدار سربازان آمريكايى در فلوجه را القا مى كند.
نسخه چاپی روزنامه شرقسه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۳
مطبوعات عربى به دنبال جانشين عرفات
يك فرصت جديد براى صلح» تيتر روزنامه گاردين در روز شنبه بود. بسيارى از مطبوعات انگليس نظير فايننشال تايمز، گاردين و ديلى تلگراف به همراه مطبوعات برجسته آمريكا حرف هاى جورج بوش را تيتر كرده اند كه مرگ عرفات را يك فرصت قلمداد كرده است. در اين ميان واشينگتن پست از جورج بوش انتقاد كرده است كه چرا از اسرائيل نخواسته است به تعهدات خود در برنامه موسوم به نقشه راه، از جمله توقف شهرك سازى در ساحل غربى رود اردن، پايبند باشد. اين روزنامه در ادامه مى نويسد كه برگزارى انتخابات عادلانه و آزاد در فلسطين امكان پذير نخواهد بود مگر اين كه اسرائيل محدوديت در رفت و آمد شهروندان فلسطينى ها را از ميان ببرد و به ترور رهبران فلسطينى پايان دهد. برخلاف مواضع اين روزنامه در قبال بوش، واشينگتن تايمز، روزنامه هواخواه جمهوريخواهان طى مقاله اى شديد اللحن عرفات را تروريست خطاب كرده است. اين روزنامه از كوفى عنان دبيركل سازمان ملل متحد انتقاد كرده و او را به داشتن مواضع ملايم در قبال تروريست ها متهم كرده است. اين روزنامه عرفات را مسئول كليه عمليات انتحارى عليه شهروندان اسرائيل دانسته و پيام آقاى عنان را به مثابه ستايش يك تروريست قلمداد كرده است. بيشتر مطبوعات آمريكا از عرفات به عنوان عنصرى كه سد راه مذاكرات صلح بود نام برده اند. لس آنجلس تايمز نوشته است كه بوش به درخواست تونى بلر در مورد ضرورت تشكيل يك كنفرانس بين المللى به منظور بررسى مناقشه خاورميانه پاسخ صريحى نداد و به رغم مرگ ياسر عرفات رهبر فلسطينى ها، از سرگيرى گفت وگوهاى صلح را به اقدامات فلسطينى ها در جلوگيرى از حملات انتحارى و ايجاد نهادهاى سياسى موكول كرده است. با اين حال عكس اول مطبوعات آمريكايى تشييع پيكر عرفات در رام الله است. محتواى بيشتر مطبوعات آمريكا به ديدار يك روزه تونى بلر، نخست وزير بريتانيا از آمريكا، گسترش اختلافات درونى سازمان اطلاعات مركزى آمريكا و ادامه عمليات در فلوجه اختصاص دارد. اين در حالى است كه مطبوعات عربى در روز يكشنبه به دنبال يافتن نامى براى جانشينى عرفات هستند. النهار چاپ لبنان تيتر زده است: «مروان برغوثى در انديشه شركت در انتخابات رياست حكومت خودگردان فلسطين است» الرياض نوشته است: «مروان برغوثى بهترين گزينه براى جانشينى عرفات است» البيان خبر داده است: «فلسطينيان براى انتخابات رياست دولت خود گردان در ژانويه آماده مى شوند» اين روزنامه در مورد ايران تيتر زده است: «آژانس بين المللى انرژى اتمى گزارش خود را در رابطه با برنامه هسته اى ايران به فردا (امروز) موكول كرد» الجزيره هم از قول ايران نوشته است: «هر آنچه توانستيم در مورد برنامه اتمى خود انجام داديم.»
نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۳
23 آبان 1383
وبلاگ و روزنامه نگاری اینترنتی
گرچه وبلاگ نویسان آبان ماه سال 80 را به عنوان مبدا وبلاگ نویسی ایران می شناسند و سه سالگی اش را جشن می گیرند اما همزمان با تولد وبلاگ ایرانی، ژورنالیسم اینترنتی در ایران نيز متولد شده است. اکنون سه سال از عمر اين نوع از ژورنالیسم در ایران می گذرد و روزنامه نگاران سومین سال نوشتن در فضای وب را تجربه می کنند.
ژورنالیسم اینترنتی در ایران
با ظهور وبلاگ، عده ای از روزنامه نگاران که عمدتا جوان بودند نوشتن در وبلاگ های شخصی را آغاز کردند. این دسته از روزنامه نگاران آثار خود را که در روزنامه ها چاپ می شد به وبلاگ منتقل می کردند و از نظرات کاربران درباره مطالبشان استفاده می کردند.
بدین ترتیب گروهی از روزنامه نگاران ایرانی با پدیده جدیدی به نام سایبر ژورنالیسم آشنا شدند که در پیشرفت حرفه ای شان بسیار موثر بود. این گروه به علت دسترسی به اطلاعات و اخبار اینترنتی می توانستند پویاتر از همکارانشان حرکت کنند.
از میان این روزنامه نگاران آن دسته از روزنامه نگارانی که به زبان انگلیسی تسلط داشتند جلوتر از بقیه افتادند. در روزهای آغازین وبلاگ نویسی در ایران تنها 10 وبلاگ در فهرست روزنامه نگاری پرشین بلاگ وجود داشت اما امروز این تعداد به 350 وبلاگ رسیده است. به طور تخمینی بیش از 50 روزنامه نگار در سراسر ایران دارای وبلاگ شخصی هستند.
علاوه بر روزنامه نگارانی که پیش از این به طور حرفه ای در نشریات چاپی کار می کردند گروهی از جوانان وبلاگ نویس نيز به روزنامه نگاری علاقه مند شدند. جوانانی که توانایی نوشتن در خود می دیدند و مطالبشان مورد توجه قرار می گرفت جذب مطبوعات و نشریات شدند. بدین ترتیب وبلاگ باعث شد تا نسل جدیدی از روزنامه نگاران شکل بگیرد.
روزنامه های آنلاین
در دنیای امروز روزنامه نگارانی وجود دارند که تنها برای نسخه الکترونیکی روزنامه ها می نویسند اما روزنامه نگارانی هم وجود دارند که برای هر دو نسخه چاپی و الکترونیکی روزنامه ها کار می کنند. در ایران به علت آن که روزنامه نگاری اینترنتی چندان فراگير نیست، تعداد کسانی که تنها در اینترنت می نویسند بسیار اندک است.
بیشتر روزنامه های ایرانی تنها مطالب نسخه کاغذی را بر روی اینترنت قرار می دهند ولی روزنامه آنلاین ندارند. تنها جام جم آنلاین یک گروه حرفه ای کوچک برای به روز کردن اخبار و اطلاعات دارد. اخیرا شرق آنلاین هم به این جمع اضافه شده است.
کمبود دانش آکادمیک
سایبر ژورنالیسم تنها منتشر کردن یک نوشته در فضای وب نیست. روزنامه نگار باید با مبانی روزنامه نگاری در وب آشنا باشد. هنر نوشتن خبرهای کوتاه، تنظیم خبر بر اساس سبک نرم خبر، استفاه از لینک در خبر نویسی و تایپ کردن خبر مبانی سایبر ژورنالیسم است.
ظاهرا قرار است در سال های آینده واحدی به نام سایبر ژورنالیسم به مجموعه درسی رشته ارتباطات دانشکده ها اضافه شود که دانشگاه علامه طباطبايی در اين ميان پيشگام خواهد بود.
در این میان استادان ارتباطات به فراخور آشنایی با سایبر ژورنالیسم قسمتی از ساعت تدریس خود را به وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری در اینترنت اختصاص می دهند. یونس شکرخواه استاد ارتباطات در اين زمينه فعال تر از همه بوده است. او با استفاده از وبلاگ با دانشجویانش ارتباط برقرار می کند و به سوال های آنان پاسخ می دهد.
اما آشنا نبودن بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی با مبانی سایبر ژورنالیسم باعث شده تا آن ها در نوشتن گزارش و خبر تفاوتی میان وب و روزنامه قائل نشوند.
رابطه دوسويه خواننده با نويسنده
روزنامه نگاران اینترنتی در ایران کم کم به کارکردهای این رسانه آشنا می شوند. نوشتن در مورد یک موضوع و ارجاع خواننده به منابع دیگر همان موضوع، به عادتی رایج در میان وبلاگ نویسان تبدیل شده است. روزنامه هاى اينترنتى رابطه سنتى بين نشريه و خواننده را كه رابطه اى يك سويه است به رابطه اى دوسويه ارتقا داده است.
نشريات اينترنتى در تحقق دو كاركرد اساسى روزنامه نگارى يعنى اطلاع رسانى و طرح افكار و آراى متفاوت نه تنها مكانيسم هاى متفاوت سانسور، خودسانسورى، سرمايه و توزيع را خنثى كردند بلکه از محدوده ژورناليسم سنتى فراتر رفته و كاركردهاى جديد خود را ارائه كردند.
روزنامه نگار اینترنتی ایرانی گاه به دنبال برقرار کردن ارتباط با خوانندگانش از نظرات آنها سوژه می گیرد و يا خبر کسب می کند.
خبرنویسی زنده در وبلاگ
وبلاگ نویسی آنلاین که یکی از سریعترین راه های ارسال اخبار است کم کم میان روزنامه نگاران جای خود را باز کرده است. در جریان استعفای جمعی نمایندگان مجلس ششم، در جریان مراسم جایزه اسکار و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گروهی از وبلاگ نویسان لحظه به لحظه وبلاگ خود را با اخبار جدید به روز می کردند.
استفاده از صدا و تصویر هنوز چندان در میان روزنامه نگاران ایرانی رايج نشده است. البته کمبود امکانات و بالا بودن قیمت دسترسی به اینترنت بی سیم، دوربین دیجیتال، دستگاه های ضبط کننده صدا و از همه مهم تر کامپیوترهای کیفی (لب تاپ) باعث شده تا خبرنگاران ايرانی نتوانند به صورت آنلاین خبرهای خود در وبلاگ یا سایت های خبری قرار دهند.
دموکراسی وبلاگی
وبلاگ به رشد و پرورش روزنامه نگاران دموکراتیک کمک شایانی می کند. به طور طبیعی هر نوشته ای ممکن است با مخالفت عده ای مواجه شود. بنابراین پیرامون هر نوشته می توان ردپای عقاید مختلف و گاه انتقادهایی هتاکانه را دید اما خاصیت دموکراتیک وبلاگ، از نویسندگان انسان هایی با درجه بالای تحمل عقاید مخالف می سازد که نسبت به عقاید مخالف احترام می گذارد و بر نمی آشوبند. بنابراین نسل جوان روزنامه نگاران اینترنتی ایرانی با کسب تجربه و پشت سر گذاشتن آزمون و خطا نسلی دموکراتیک بار می آیند.
وبلاگ نویسی روزنامه نگار را به نوشتن ، خواندن و روزآمد بودن عادت می دهد. بنابراین هرچه به تعداد روزنامه نگاران اینترنتی افزوده شود، به ارتقای سطح روزنامه نگاران ایرانی در جهان منجر می شود. متاسفانه برخورد قضایی با روزنامه نگاران اینترنتی و وبلاگ نویسان باعث شده تا عده ای از آن ها با نام های مستعار وناشناخته بنویسند یا آن که دچار خود سانسوری شوند که این آفتی بزرگ برای روزنامه نگاری اینترنتی است.
نسخه الکترونیک سایت فارسی بی بی سی پنج شنبه 11 نوامبر 2004
تيترهاى حماسى براى حمله به فلوجه

در مطبوعات آمريكا روزى نيست كه درباره برنامه هسته اى ايران مطلبى نوشته نشود. به نظر مى رسد با پايان انتخابات رياست جمهورى آمريكا، ايران به موضوعى عمده در سياست خارجى آمريكا تبديل شده است. روزنامه واشينگتن پست در سرمقاله خود با عنوان «مقابله با ايران به همراه اروپا»، با اشاره به احتمال امضاى قرارداد موقت ايران با كشورهاى اتحاديه اروپا بر سر برنامه هاى اتمى از در حاشيه قرار گرفتن آمريكا، در اين ميان انتقاد كرده و آن را دليلى ديگر بر وجود دو ضعف اساسى در سياست خارجى آمريكا در قبال ايران دانسته است. از ديگر موضوعات مهم مطبوعات آمريكا در روز سه شنبه نبرد بر سر شهر فلوجه عراق، سالگرد فروريزى ديوار برلين و حرف هاى همسر عرفات بر ضد رهبران فلسطينى است. اما تيتر اول همه مطبوعات آمريكا به حمله نيروهاى آمريكايى به فلوجه اختصاص دارد. همه اين روزنامه ها عكس هايى از سربازان آمريكايى در حال نبرد با شبه نظاميان مسلح منتشر كرده اند. تيتر مطبوعات آمريكايى توصيف نبردهاى سخت و نفس گير نيروهاى آمريكايى است. از جمله تيتر روزنامه لس آنجلس تايمز كه اين عنوان را براى صفحه اول خود برگزيده است: «نيروهاى آمريكايى، عراقى به شورشيان فلوجه حمله كردند» اين روزنامه از دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريكا، نقل قول كرده كه اين كشور اميدوار است با شكست ستيزه جويانى كه در شهر فلوجه عراق عليه نيروهاى آمريكايى مى جنگند افكار عمومى مردم عراق نسبت به دولت موقت اين كشور تغيير كند. لس آنجلس تايمز تصرف فلوجه را نقطه عطفى براى ايجاد آرامش در عراق ناميده در عين حال متذكر شده است اين به معناى پايان يافتن درگيرى ها نخواهد بود. شيكاگوتريبون تيتر زده است: «حمله رعدآسا به پناهگاه شورشيان» نيويورك تايمز هم تيتر زده است: «جنگ هاى خيابانى در فلوجه آغاز شد».بوستون گلاب «سرازير شدن سربازان به سمت فلوجه» را به عنوان تيتر اول برگزيده است. مطبوعات آمريكا آمار تلفات نيروهاى آمريكايى را برجسته نكرده و در عوض به كشته شدن تعداد زيادى از شبه نظاميان اشاره كرده اند. ضمن آن بيشتر مطالب و تيترها نگاه مثبتى به جنگ در فلوجه دارد. اما اظهارات شمخانى وزير دفاع ايران در مورد توليد انبوه موشك شهاب ۳ بازتاب وسيعى در كشورهاى عربى داشت. الوطن چاپ عربستان تيتر زده است: «ايران توانايى فوق العاده براى توليد موشك شهاب ۳ دارد». الخليج چاپ امارات از قول شمخانى تيتر زده است: «ايران مى تواند موشك شهاب را به شكل انبوه توليد كند و هيچ گونه تهديدى براى اروپا نيست». روزنامه ليبراسيون از توافق مالى بين سهى عرفات و رهبران فلسطينى خبر داده است. به نوشته اين روزنامه عرفات داراى گنجينه اى به ارزش ۳۰ ميليون دلار است.
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۳
20 آبان 1383
گزارش نيويورك تايمز از وضعيت اينترنت در ايران

حمله نيروهاى آمريكايى در عراق به شهر فلوجه اين كشور در صدر مطالب مطبوعات آمريكا، اروپا و كشورهاى عربى قرار گرفته است. در حالى كه نيروهاى آمريكايى در حال پيشروى به داخل شهر فلوجه هستند، روزنامه نيويورك تايمز پيشنهاد كرده است كه دست كم ۲ تيپ رزمى ديگر از نيروهاى خود، يعنى در حدود ۴۰ هزار سرباز ديگر را به اين كشور گسيل كند. اين روزنامه از وزارت دفاع آمريكا، پنتاگون، انتقاد كرده است كه «به جاى آن كه به فكر تأمين پوتين هاى اضافى مورد نياز در عراق» باشد، به خريد جنگنده هايى همچون اف آى۲۲ مشغول است كه هر فروند آن ۲۵۰ ميليون دلار قيمت دارد. كريستين ساينس مانيتور حمله به فلوجه را ناموفق خوانده و نوشته است: «آمريكا و دولت موقت عراق برخلاف آن چه فكر مى كنند در صورتى هم كه موفق به تصرف فلوجه بشوند، نخواهند توانست به شورش ها و حملات شبه نظاميان براى هميشه پايان دهند زيرا اين نيروها اكنون در ساير شهرهاى عراق، همچون سامرا و رمادى پراكنده شده اند» مطبوعات آمريكا همچنين به پيشرفت نسبى درباره مذاكرات هسته اى ايران و اروپا پرداخته و آن را مثبت ارزيابى كرده اند. روزنامه كريستين ساينس مانيتور از آنچه نشانه هاى اخير تغيير سياست جورج بوش خوانده استقبال كرده است و مى نويسد كه دولت آمريكا براى نمونه از فرانسه و چين كمك خواسته است به ايران و كره شمالى فشار آورند تا از سياست هاى اتمى خود دست بكشند. واشينگتن پست هم در اين زمينه نوشته است كه دو مانع ممكن است باعث ايجاد بن بست در اين گفت وگوها شود، اين كه ايران با لغو نامحدود غنى سازى اورانيوم مخالف است و دوم اين كه خواهان تعهد سه كشور بريتانيا، آلمان و فرانسه است تا دومين مرحله گفت وگوها در شش ماه آينده به پايان برسد. اما روزنامه نيويورك تايمز به گزارشى درباره فيلترينگ و مسدود شدن سايت هاى اينترنتى در ايران پرداخته است. نيويورك تايمز نوشته است: «شمار كاربران اينترنت در ايران ظرف چهار سال گذشته از ۲۵۰ هزار به ۸/۴ ميليون نفر افزايش پيدا كرده است.» روزنامه آلمانى تاگس اشپيگل با انتخاب تيتر زده است: «نبرد تعيين كننده و سرنوشت ساز در فلوجه» اين حمله مقدمه اى براى سركوب شورشيان و برگزارى انتخابات آزاد در عراق خوانده است. روزنامه كويتى القبس تيتر زده است: «آيت الله سيستانى اولين شركت كننده در انتخابات عراق خواهد بود» روزنامه لارپوبليكا از پيشروى خانه به خانه سربازان آمريكايى در فلوجه خبر داده است. اما پرواز هواپيماى شناسايى حزب الله لبنان بر فراز اسرائيل بازتاب گسترده اى در ميان محافل سياسى داشت. روزنامه البلد چاپ لبنان خبر داده است: «سازمان ملل در انتظار دريافت گزارشى از لبنان درباره هواپيماى شناسايى مرصاد ۱ است».
نسخه چاپی روزنامه شرق چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۳
بازتاب مذاكرات ايران با سه قدرت اروپا در مطبوعات
با پايان يافتن مذاكرات هسته اى ايران و سه كشور اروپايى، مطبوعات جهان نتيجه اين مذاكره را منعكس كردند. كوريرو دلاسرا تيتر زده است: «ميان ايران و اروپا بر سر برنامه هسته اى، توافق اوليه صورت گرفت» لاستمپا ديگر روزنامه ايتاليايى تيتر زده است: «اولين توافق ايران و اتحاديه اروپا در خصوص اورانيوم» روزنامه عربستانى الرياض از قول يك مقام ايرانى نوشته است: «به توافق اوليه با اروپا دست يافتيم» الجزيره هم تيتر زده است: «توافق تهران و اروپا مانع از ارسال پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت مى شود» روزنامه لبنانى المستقبل از توافق اوليه ايران با كشورهاى اروپايى خبر داد. الاتحاد هم اين موضوع را بازتاب داده است: «ايران و اتحاديه اروپا در رابطه با پرونده هسته اى به يك توافق اصولى رسيدند» روزنامه تركيه اى جمهوريت هم تيتر زده است: «ايران و اتحاديه اروپا در مسئله برنامه انرژى اتمى، در راه تفاهم هستند» اما موضوع خبرساز ديگرى كه نظر مطبوعات عربى را به خود جلب كرد هواپيماى شناسايى حزب الله لبنان بود. اين هواپيماى جاسوسى با نام مرصاد ۱ بر فراز شهر نهرياى اسرائيل به پرواز در آمده است. الحيات در اين باره تيتر زده است: «هواپيماى شناسايى حزب الله لبنان براى نخستين بار بر فراز شهرك هاى يهودى نشين در شمال فلسطين اشغالى به پرواز درآمد» اما در حالى كه اوضاع عراق در حالت فوق العاده قرار گرفته بيشتر مطبوعات جهان حداقل يكى از عناوين اصلى خود را به تشريح وضعيت عراق اختصاص داده اند. روزنامه آلمانى فرانكفورتر روندشاو تيتر زده است: «دولت عراق، مقررات زمان جنگ در اين كشور برقرار كرد» روزنامه ايتاليايى كوريرو دلاسرا هم تيتر زده است: «فلوجه از بوش پر شده» روزنامه هاى آمريكايى لس آنجلس تايمز و واشينگتن پست كه در روزهاى تعطيل هم منتشر مى شوند از كشته شدن بيش از ۵۰ نفر در روز شنبه خبر دادند. لس آنجلس تايمز تيتر زده است: «موج بلند خشونت ۵۰ عراقى را كشت» وضعيت عرفات نيز يكى از مسائلى است كه در هفته اخير تيتر اصلى بسيارى از مطبوعات را به خود اختصاص داده است. روزنامه اسپانيايى ال پاييس تيتر زده است: «رهبران فلسطينى، برنامه عيادت از عرفات را به دليل انتقادات همسرش لغو كردند» آبث هم خبر داده است قبرستانى كه اسرائيل مى خواهد عرفات در آن دفن شود، يك زباله دانى است. روزنامه عربستانى عكاظ هم تيتر زده است: «كبد عرفات از كار افتاد، در فلسطين حالت فوق العاده اعلام شد».
نسخه چاپی روزنامه شرق سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۳
18 آبان 1383
فلوجه كانون توجه مطبوعات آمريكا

مطبوعات عربى در روز يكشنبه مذاكرات هسته اى ايران و سه بزرگ اروپايى را مورد توجه قرار داده و خبر مذاكرات را به عنوان يكى از تيترهاى صفحه اول خود برگزيده اند.الجزيره چاپ عربستان تيتر زده است: «گفت وگوهاى ايران و اروپا از سر گرفته شد» الانباء چاپ لبنان از قول مقام هاى ايرانى نوشته است: «مذاكرات هسته اى با اروپا بسيار دشوار است» البيان چاپ امارات خبر داده است: «ايران طرح جديدى در رابطه با ممنوعيت انتشار سلاح هاى هسته اى ارائه مى دهد». عكاظ چاپ عربستان به سفر وزير امور خارجه چين به ايران اشاره كرده و تيتر زده است: «چين با ارسال پرونده اتمى ايران به شوراى امنيت مخالف است» الاتحاد هم تيتر زده است: «ايران اتهامات علاوى را رد كرد». الخليج از واكنش مقام هاى ايرانى نسبت به انتخاب مجدد بوش خبر داده و تيتر زده است: «ايران خواستار تغيير موضع واشينگتن پس از انتخاب مجدد بوش شد» اما مطبوعات آمريكا به تدريج از پرداختن به مسائل انتخاباتى فاصله مى گيرند و به موضوع عراق به عنوان كانونى خبرساز توجه مى كنند. اين در حالى است كه وضعيت عرفات انعكاس چندانى در بين تيترهاى اول مطبوعات آمريكا نداشته و تنها روزنامه بين المللى ميامى هرالد اين مطلب را تيتر يك كرده است. لس آنجلس تايمز تيتر زده است: «فلوجه زير توپ» اين روزنامه در مطلبى با عنوان «دموكرات ها استراتژى روى نقشه را تغيير دهند» نوشته بعضى از صاحب نظران حزب دموكرات از شكست دوم نوامبر يك درس گرفته اند و آن اين كه در دوره بعدى انتخابات در سال ،۲۰۰۸ نامزد اين حزب، نبايد اهل ايالت هاى شمال غرب آمريكا باشد زيرا وجود چنين افرادى كه معمولاً با ديدگاه هاى محافظه كارانه اجتماعى و اقتصادى سر سازگارى ندارند، باعث ريزش طرفداران حزب در ايالت هاى جنوبى و غرب ميانه مى شود. روزنامه واشينگتن پست در مقاله اى با عنوان «به عراق بازگرديد»، موفقيت نيروهاى آمريكايى را در به كنترل درآوردن فلوجه، همواركننده راه برگزارى انتخابات دانسته است. در همين حال دو روزنامه اينترنشنال هرالدتريبيون و واشينگتن پست جلب كمك هاى بين المللى براى حل وفصل بحران عراق را براى دولت جورج بوش لازم دانسته اند. اما اكثر مطبوعات آمريكا گزارشى منتشر كرده اند كه خبر از ۳۷۷ هزار فرصت شغلى جديد مى دهد. دو روزنامه لس آنجلس تايمز و نيويورك تايمز هم در مقالاتى مفصل به اين مبحث پرداخته اند كه دموكرات ها از هم اكنون چه بايد بكنند تا در انتخابات چهار سال ديگر به سرنوشت امسال دچار نشوند. هنرى كيسينجر نظريه پرداز برجسته آمريكايى در روزنامه اينترنشنال هرالدتريبيون مقاله نوشته و مسئوليت دولت جورج بوش را در بازسازى نظم جهانى، «بى نظير در تاريخ» خوانده است. او يادآور شده است كه آمريكا در عين حال براى نخستين بار درگير جنگى شده كه به مفهوم سنتى خط مقدم يا تعريف جغرافيايى ندارد. او در اين مقاله ادعا كرده است كه خطر ايران تنها با كمك متحدان اروپايى مهار مى شود
نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۳
17 آبان 1383
بودن یا نبودن عرفات

مسئله زنده بودن يا مرگ ياسر عرفات رهبر فلسطين همچنان عنوان اول مطبوعات فرانسه را به خود اختصاص داده است. با توجه به بسترى بودن عرفات در بيمارستان نظامى حومه پاريس، مطبوعات فرانسوى بر سر كسب تازه ترين خبر از حال عرفات مسابقه گذاشته اند. اما برخى مطبوعات فرانسه خبر داده اند كه عرفات درگذشته و تنها از نظر سياسى زنده است. لوموند در همين باره تيتر زده است: «نبرد سياسى درباره چگونگى اعلام مرگ عرفات ادامه دارد». اين روزنامه به برخى از مسائلى اشاره كرده كه تا روشن نشدن تكليف آنها نمى توان خبر مرگ عرفات را اعلام كرد. از جمله اين مسائل تعيين محل دفن، تضمين انتقال آرام قدرت در فلسطين و تامين امنيت در سرزمين هاى فلسطينى است. ليبراسيون هم تيتر زده است: «شارون بعد از مرگ عرفات مجبور به مذاكره است». اين روزنامه نوشته در حالى كه وضعيت جسمانى عرفات نامعلوم است، مسئله جايگزينى وى در ابهام قرار دارد. فيگارو از رايزنى مقامات فلسطينى با مقام هاى اسرائيلى بر سر انتقال جنازه عرفات به فلسطين خبر داده و تيتر زده است: «اسرائيل اجازه دفن عرفات را در بيت المقدس نمى دهد». اما روزنامه ايتاليايى كوريره دلاسرا خبر داده است: «همسر عرفات تصميم مى گيرد چه زمانى دستگاهى كه عرفات را زنده نگه داشته خاموش شود». اين روزنامه تيتر زده است: «عرفات تشييع جنازه باشكوهى در خارج از فلسطين خواهد شد». مطبوعات لبنان نيز خبرهاى مربوط به عرفات را برجسته مى كنند. الحيات خبر داده است: «عرفات مبتلا به نوعى ويروس ناشناخته است». المستقبل از قول شيراك تيتر زده است: «پزشكان كارآزموده بر وضعيت جسمى عرفات نظارت دارند». اما پيام تسليت محمد خاتمى در مورد درگذشت شيخ زايدبن سلطان رئيس متوفى امارات بازتاب گسترده اى در مطبوعات اين كشور داشت. روزنامه التحاد چاپ امارات تيتر زده است: «شيخ زايد سنت حسنه اى برجاى گذاشت كه هرگز از خاطره ها نمى رود». روزنامه عربستانى الجزيره نيز پرونده هسته اى ايران را مورد توجه قرار داده و تيتر زده است: «وزير خارجه چين در تهران درباره پرونده هسته اى اين كشور گفت وگو مى كند». الراى العام هم در اين باره تيتر زده است: «اروپا از سياست چماق و هويج براى متوقف كردن عمليات غنى ساز اورانيوم ايران استفاده مى كند».
نسخه چاپی روزنامه شرق يكشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۳
پيش بينى مرگ عرفات در مطبوعات فرانسه
وضعيت وخيم ياسر عرفات تيتر اكثر روزنامه هاى فرانسه در روز جمعه بود. بيشتر مطبوعات فرانسه از تيترهايى استفاده كردند كه بوى مرگ از آنها به مشام مى رسيد. فيگارو تيتر زده است: «پايان زندگى عرفات فرا رسيد». پاريزين هم به آرزوى عرفات اشاره كرده و تيتر زده است: «عرفات آرزو داشت كه در خاك فلسطين فوت كند». ليبراسيون به تحليل آينده فلسطين بدون عرفات پرداخته و تيتر زده است: «سفر عرفات به فرانسه آخرين سفر او محسوب مى شود». ديگر مطبوعات اروپايى نيز به حال نامساعد رهبر فلسطين اشاره كردند از جمله روزنامه كوريره دلاسرا كه از قول پزشكان فرانسوى تيتر زده است: «عرفات دچار مرگ مغزى شده». لارپوبليكا ديگر روزنامه ايتاليايى تيتر زده است: «ديگر اميدى براى عرفات نيست». مطبوعات لبنان هم به گسترده اى به وضعيت بحرانى عرفات اشاره كرده اند. النهار تيتر زده است: «عرفات در كشمكش با بيمارى مشكوكى است، درحالى كه جهان در انديشه جانشينى اوست». الحيات هم به نقل از يك مقام مذهبى فلسطين اعلام كرد: «عرفات درباره خاكسپارى خود در قدس وصيت نكرده». الوطن چاپ امارات از آينده فلسطينى ها خبر داده و تيتر زده است: «بوش درصدد ايجاد يك رهبرى جديد براى فلسطينيان است» اين روزنامه يك خبر مهم در مورد ايران دارد: «ايران و روسيه قرارداد بازگشت سوخت هسته اى به مسكو را امضا كردند». حريت چاپ تركيه به مانند بيشتر روزنامه هاى اروپايى از پيش بينى مرگ عرفات خبر داد: «افسانه ياسر عرفات به پايان رسيد». مطبوعات آمريكا در روز پنجشنبه خبر پيروزى جورج بوش در انتخابات رياست جمهورى را همراه با عكس هاى بزرگى از او و خانواده اش منتشر كردند. روزنامه هاى طرفدار بوش از عناوينى حماسى و قاطعانه براى پيروزى بوش استفاده كردند. نيويورك پست روزنامه هواخواه جمهوريخواهان با طعنه به فعاليت خوانندگان طرفدار كرى تيتر زد: ««ستاره پاپ» واشينگتن تايمز هم در مبارزه با نيويورك تايمز تيتر زد: «براى چهار سال ديگر» با آن كه مشاوران جان كرى به او تذكر داده بودند به هيچ عنوان در هنگام سخنرانى پس از شكست ناراحتى را به چهره خود راه ندهد. اما در ميان لبخندهاى تصنعى او، همسرش ترزا نتوانست ناراحتى خود را پنهان كند. بدين ترتيب عكاسان واشينگتن تايمز تصوير مورد نظر را شكار كردند. روزنامه هاى هوادار دموكرات ها نيز از عناوينى نظير «براى دفعه دوم» «دوباره بوش» استفاده كردند. بدين ترتيب جدال انتخاباتى مطبوعات آمريكا به پايان رسيد. روزنامه نيويورك تايمز كه منعكس كننده نظرات و افكار دموكرات هاست در مقاله اى با عنوان «پرزيدنت بوش بعدى» آورده است: ۴۹ درصدى كه در پى نتيجه متفاوتى از انتخابات بودند سر خورده شوند و در مواردى هم نسبت به آينده كشورشان دچار بيم و هراس فراوانند. نخستين كار اين عده بايد تمكين به خواست اكثريت باشد.
نسخه چاپی روزنامه شرق شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۳
14 آبان 1383
ایالت های مردد مطبوعات مردد

دوم نوامبر براى روزنامه نگاران آمريكايى شبى فراموش نشدنى و پر از استرس بود. در حالى كه بيش از ۹۰ درصد آرا تا اولين ساعات بامداد روز چهارشنبه (به وقت آمريكا) شمارش شده بود نتيجه نهايى انتخابات با نتيجه نهايى شمارش آراى ايالت اوهايو گره خورد و مطبوعات آمريكايى نتوانستند در روز ۳ نوامبر (چهارشنبه) برنده شدن قطعى جورج بوش يا جان كرى را تيتر كنند. بنابراين تيتر روزنامه هاى آمريكايى همانند ايالت هاى مردد يا با عناوين مردد به چاپ رسيد. در اين ميان آن دسته از روزنامه هايى كه طرفدار جمهوريخواهان بودند جورج بوش را از پيش برنده مى دانستند. اما تيتر روزنامه هاى طرفدار كرى همانند روزنامه آريزونا ديلى بيشتر حول اين عبارت بود: «ما منتظريم» ميامى هرالد ديگر روزنامه طرفدار جمهوريخواهان تيتر زده است: «ملت منتظر است» شيكاگوتريبون تيتر زده است: «بوش خود را برتر مى داند، ستاد كرى با بازشمارى آرا آماده جنگ است» ديلى نيوز يك علامت سئوال بزرگ در صفحه اول خود استفاده كرده و تيتر زده است: «دوباره نه» اشاره اين روزنامه به بازشمارى آرا و كشيده شدن نتيجه انتخابات به دادگاه است. واشينگتن تايمز روزنامه طرفدار جمهوريخواهان تيتر جالبى دارد: «بر روى لبه تاريكى» روزنامه راكى مانتين نيوز هم تيتر زده است: «اوهايو اعلام مى كند» اشاره اين روزنامه به رأى هاى الكترال اوهايو است كه اگر نتيجه آن معلوم شود نتيجه قطعى انتخابات مشخص خواهد شد. واشينگتن پست هم تيتر زده است: «مسابقه رئيس جمهورى ادامه دارد» روزنامه بوستون گلاب كه در زادگاه جان كرى چاپ مى شود اميد خود را از دست نداده و تيتر زده است: «هنوز تمام نشده» روزنامه هرالد نيوز از تيترى استفاده كرده كه شايد بتوان آن را شاهكار تيترزنى ناميد «به عرق نشستن تب» روزنامه نوادا كه پيروزى جورج بوش را قطعى مى داند تيتر زده است: «بوش خود را پيروز ناميد».به اين ترتيب، انتخابات رياست جمهورى آمريكا در حالى كه ساعت از ۵ صبح مى گذشت، به نتيجه نرسيد و مانند چهار سال پيش به روز بعد و روزهاى بعد واگذاشته شد.به همين علت واشينگتن تايمز در تيتر خود نوشته است: «رأى هايى كه هنوز اعلام نشده.»
نسخه چاپی ورزنامه شرق پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۳
تیترهایی برای خلق حماسه ملی

مطبوعات برجسته آمريكا در روز اول نوامبر و در آستانه برگزارى انتخابات رياست جمهورى، خبر ها و گزارش هايى درباره آخرين اقدامات دو حزب دموكرات و جمهوريخواه براى جلب آراى مردمى منتشر كردند. آنها همچنين به گمانه زنى و نظرسنجى درباره آراى ايالت هاى مردد پرداختند. مطبوعات برجسته آمريكا از تيترهايى هيجانى، كوبنده و در عين حال غيرامرى استفاده كردند. در اين تيترها هيچ نشانى از دستور و امر به مردم براى شركت در انتخابات ديده نمى شود. اما مطبوعات آمريكا براى ايجاد شور و هيجان در ميان مردم به طور مرتب گزارش هايى از آخرين نظرسنجى ها منتشر مى كنند. آنها سعى دارند با نشان دادن شانه به شانه بودن رقابت و برجسته كردن مسئله ايالت هاى مردد مردم بيشترى را به پاى صندوق هاى رأى بكشانند. مطبوعات آمريكا با برجسته كردن اختلاف ديدگاه هاى كانديداها تنور انتخابات را گرم مى كنند. به طور مثال كريسچن ساينس مانيتور تيتر زده است: «فاكتور نهايى، چه كسى رأى دهندگان را بيرون مى كشد» شيكاگوتريبون اين تيتر را براى عنوان اول خود برگزيده است: «آغاز تلاش هاى بى سابقه براى بسيج رأى دهندگان». بوستون گلاب روزنامه طرفدار جان كرى تيتر زده است: «هل آخر براى رسيدن به خط پايان» نيويورك تايمز هم تيتر زده است: «مسابقه ديوانه وار رياست جمهورى با سيلابى از تبليغات به پايان مى رسد» لس آنجلس تايمز در تيتر اول خود به بوش و كرى اشاره كرده است: «بوش و كرى آرا را شكار مى كنند» روزنامه گاردين نيز با آن كه يك روزنامه انگليسى است تيتر جالبى دارد: «چه كسى به نمايندگى از آمريكا صحبت مى كند؟» همراه اين تيتر يك عكس بزرگ از جان كرى كار شده كه به طور تلويحى نشان مى دهد كه مديران روزنامه گاردين از انتخاب جان كرى به عنوان رئيس جمهور آمريكا استقبال مى كنند. اما همه تيترهاى فوق الذكر نشان مى دهد كه مطبوعات آمريكايى محور تيترهاى خود را بر روى تلاش هاى دو كانديدا متمركز كرده اند در نتيجه اين بوش يا كرى هستند كه بر ميزان شركت و نحوه رأى ها اثر مى گذارند.
نسخه چاپی روزنامه شرق چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۳
مطبوعات آمريكا در كدام طرف
فينال انتخابات فرا رسيد تا مردم آمريكا يكى را از ميان دو نامزد دموكرات و جمهوريخواه برگزينند. براساس آمار سايت اديتور اند پابليشر ۲۰۸ روزنامه از جان كرى و ۱۶۹ روزنامه از جورج بوش حمايت مى كنند. در ايالت كاليفرنيا ۱۹ روزنامه از جان كرى حمايت مى كنند در حالى كه ۱۳ روزنامه به حمايت از جورج بوش پرداخته اند. در ايالت فلوريدا كه چشم اميد هر دو كانديدا به رأى هاى الكترال اين ايالت دوخته شده، وضع كرى از بوش بهتر است. ۱۰ روزنامه از كرى حمايت مى كنند و تنها دو روزنامه از بوش طرفدارى مى كنند. ميامى هرالد از جمله روزنامه طرفدار كرى در اين ايالت است. در ايالت حساس و تعيين كننده اوهايو اوضاع كاملاً به نفع بوش است. ۱۱روزنامه از بوش پشتيبانى مى كنند و چهار روزنامه از كرى جانبدارى مى كنند. در ايالت ماساچوست پنج روزنامه به سركردگى بوستون گلاب از جان كرى حمايت مى كنند. در اين ايالت سه روزنامه طرفدار جورج بوش هستند. اما در ايالت زادگاه بوش يعنى تگزاس اوضاع كاملاً برعكس است. هشت روزنامه به نفع جورج بوش عمل مى كنند و پنج روزنامه از كرى حمايت مى كنند. مردم ايالت نيومكزيكو با داشتن پنج رأى الكترال هميشه از دموكرات ها حمايت مى كردند اما اكنون سه روزنامه اين ايالت از بوش حمايت مى كنند و دو روزنامه از كرى پشتيبانى مى كنند. سابقه ايالت پنسيلوانيا نشان مى دهد كه مردم اين ايالت هميشه طرفدار دموكرات ها بوده اند. روزنامه هاى اين ايالت نيز چنين وضعى دارند ۱۲ روزنامه از كرى حمايت مى كنند و پنج روزنامه از بوش پشتيبانى مى كنند.
نسخه چاپی روزنامه شرق سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۳
شگفتى اكتبر
در فاصله يك روز مانده به انتخابات رياست جمهورى آمريكا، روزنامه هاى آمريكايى از نوار ويدئويى بن لادن به عنوان «شگفتى اكتبر» ياد مى كنند. روزنامه هاى آمريكا ابتدا در برابر اين نوار محافظه كارانه برخورد كردند و از تيترهايى همچون «اخطار بن لادن به رأى دهندگان» و «سخنرانى بن لادن در نوار ويديويى جديد» استفاده كردند و يك روز پس از آن به تحليل هايى در رابطه با تاثير اين نوار بر پيروزى هر يك از دو كانديدا پرداختند. واشينگتن پست در مقاله اى با عنوان «تاثير نوار بر انتخابات مشخص نيست»، به اهميت زمانى انتشار اين نوار در فاصله بسيار كم باقى مانده به برگزارى انتخابات رياست جمهورى آمريكا اشاره كرده است. روزنامه يواس اى تودى نيز به اين نكته نيز اشاره مى كند كه جمهوريخواهان گاه به اشاره و گاه به صراحت مدعى مى شوند كه اسامه بن لادن طرفدار جان كرى است ولى زمانى كه وى در اين نوار ۱۸ دقيقه اى، دموكرات ها و جمهوريخواهان را به يك چوب راند و تمايزى بين آنها قائل نشد، دموكرات ها نفس راحتى كشيدند. لس آنجلس تايمز در مطلبى با تيتر «خوشحالى قابل رويت» به جمهوريخواهان اشاره كرده و نوشته كه موضوع اين نوار باعث شد تا مسئله گم شدن مواد منفجره به دست فراموشى سپرده شود. به نوشته بيشتر روزنامه هاى آمريكا هر دو گروه مى توانند اين نوار را دستاويز قرار دهند. بنابراين اگر اين نوار بتواند در افكار عمومى تاثيرگذار باشد آن گاه بايد بن لادن را يك موهبت الهى براى كرى يا بوش دانست. هديه و يا موهبت كلماتى است كه اكثر روزنامه هاى عربى از آن به عنوان دليلى براى برترى بوش استفاده كرده اند. روزنامه عرب زبان الحيات نوشته پخش اين نوار كاملاً به سود بوش تمام شد. از سويى ديگر روزنامه تابلوئيد بيلد، پرفروش ترين روزنامه نيم قطع آلمان و اروپا در يك اقدام بسيار عجيب از رياست جمهورى جورج دبليو بوش حمايت كرد. روزنامه بيلد در توصيه خود در مورد انتخاب شدن بوش مى نويسد: «او درست مانند ريگان است كه نهايتاً موفق شد جنگ سرد را به نفع خود به اتمام برساند.» به نوشته جام جم آن لاين، برخى اين اقدام روزنامه بيلد را نوعى استهزا و به مسخره گرفتن بوش تلقى كرده اند اما كاى ديخمان سردبير روزنامه بيلد مى گويد هيچ مسخره بازى و يا طنزى در كار نيست. از ميان روزنامه هاى منطقه الخليج به نقل از وزير اطلاعات ايران نوشته است: «آمريكا تلاش دارد اسلام جديدى را در منطقه ارائه كند» روزنامه كويتى الانباء هم رابطه اقتصادى ايران و پكن را منعكس كرده و تيتر زده است: «تهران و پكن موافقتنامه اى به ارزش ۷۰ ميليارد دلار براى فروش گاز ايران به چين امضا كردند.»
نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۳
10 آبان 1383
بن لادن تيتر شد
خبر پخش نوار ويدئويى بن لادن از شبكه الجزيره و وضعيت جسمى عرفات در بيشتر مطبوعات خاورميانه و اروپا در روز شنبه انعكاس يافت. السفير چاپ لبنان سخنان بن لادن را تيتر كرده و جواب هاى كرى و بوش را ضميمه آن ساخته: «بن لادن: انگيزه هاى ۱۱سپتامبر همچنان پا برجاست، بوش: از بن لادن واهمه نداريم، كرى: او را از بين خواهيم برد». البلد چاپ لبنان قسمتى از سخنان بن لادن را زيركانه تيتر كرده: «بن لادن: هدف گرفتن دو برج مركز تجارت جهانى را از عمليات تهاجمى اسرائيل به لبنان الهام گرفتم». الحيات از احتمال ابتلاى عرفات به سرطان خبر داده و الرياض از رضايت بخش بودن وضعيت عرفات را مورد توجه قرار داده، اين روزنامه عربستانى در تيترى ديگر و از قول رئيس تشخيص مصلحت ايران نوشته: «ايران درباره برنامه اتمى مذاكره خواهد كرد».روزنامه يواس اى تودى از بى طرفى بيشتر روزنامه هاى آمريكا خبر داده. به نوشته اين روزنامه: «از مجموع يييى روزنامه اى كه در سراسر آمريكا منتشر مى شود، عمده آنها به اصل بى طرفى ژورناليستى پايبند مانده اند ولى ۱۴۵۷روزنامه موضع خود را اعلام كرده اند كه در اين ميان ۲۹۱روزنامه از جورج بوش و ۱۲۹نشريه از جان كرى پشتيبانى كرده اند.» يواس اى تودى، كريستين ساينس مانيتور و لس آنجلس تايمز از جمله روزنامه هايى هستند كه تا اين لحظه از هيچ كدام از دو حزب دموكرات و جمهوريخواه پشتيبانى نكرده اند. روزنامه واشينگتن پست همراه با عكسى از بن لادن تيتر زده «بن لادن به رأى دهندگان آمريكايى اخطار داد». اين روزنامه همچنين آن قسمت از سخنان جورج بوش را با اهميت ديده كه گفته است تمايل آقاى كرى به فدا كردن اصول به خاطر عافيت طلبى سياسى نشان مى دهد كه وى «مردى اشتباه، براى سمتى اشتباه در زمانى اشتباه است.» اين جمله يادآور تبليغات انتخاباتى جان كرى است كه جنگ آمريكا در عراق را جنگى اشتباه در مكانى اشتباه و زمانى اشتباه خوانده بود. روزنامه واشينگتن تايمز هم تصويرى از آرنولد شواتزنگر را در كنار جورج بوش به نمايش گذاشته است. گروه تبليغاتى بوش سعى دارند از محبوبيت اين ستاره سابق سينما و فرماندار سابق كاليفرنيا در مقابل انبوه بازيگران و خوانندگانى كه به جان كرى پيوسته اند استفاده كند.
نسخه چاپي روزنامه شرق كشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۳
7 آبان 1383
آخرين تير در تركش دموكرات ها

آخرين تير در تركش دموكرات ها به قلب ستاد جمهوريخواهان شليك شد. بيل كلينتون كه تازه از رخت بيمارى بلند شده بود با صدايى نه چندان رسا گفت: «وقتى يك كانديدا به بيم هاى شما چنگ مى زند و كانديداى ديگر به اميدهاى شما، بهتر است به كسى رأى دهيد كه مى خواهد بينديشيد و اميدوار باشيد.» تصاوير جان كرى و بيل كلينتون رئيس جمهور سابق آمريكا در اكثر مطبوعات آمريكا به عنوان عكس روز برگزيده شده بود و حتى مطبوعات انگليسى از جمله گاردين و ديلى تلگراف از اين تصاوير استفاده كردند. كلينتون با تشريفاتى كه برازنده ستارگان بزرگ سينما يا عالم موسيقى راك است، از يك چادر بزرگ سفيد رنگ روى صحنه قدم گذاشت و مردم براى دست دادن با او سر و دست مى شكستند و عكاس ها نيز اين تصاوير را ثبت كردند. فرصت طلايى در اختيار مطبوعات جناح دموكرات قرار گرفت تا افكار عمومى را مسخ كنند. آتش را ابتدا نيويورك تايمز بر پا كرد كه در روزنامه روز دوشنبه خود خبر از سرقت ۳۷۷ تن مواد منفجره بسيار قوى در يك پايگاه پيشين نظامى عراق داد. به دنبال او لس آنجلس تايمز نوشته است: «در روزهاى پايانى باقى مانده به برگزارى انتخابات پيامدهاى اين خبر گريبانگير جورج بوش خواهد شد.» همين روزنامه در يك گزارش تحليلى آخرين وضعيت نظرسنجى ها را بررسى كرده و تيتر زده است: «هنوز ميان رأى دهندگان شكاف وجود دارد.» براساس نوشته اين روزنامه بوش و كرى ۴۸ بر ۴۸ برابر هستند. نيويورك تايمز هم در مقاله اى با عنوان «فرهنگ مخفى كارى» از تلاش دولت بوش براى سرپوش گذاشتن بر اين خبر انتقاد كرده و نوشته است كه مقامات آمريكايى دست كم از شش ماه پيش از اين موضوع آگاه بوده اند. كريستين ساينس مانيتور كه جنبه تحليلى خبرهايش از همه روزنامه هاى آمريكا بيشتر است تيتر زده است: «جنگ رأى هاى الكترال در فينال بلندمدت». واشينگتن پست هم به گمانه زنى در مورد نتيجه انتخابات پرداخته و نوشته است: «بيشتر ترس ها از جانب اوهايو است.» ايالت اوهايو يكى از ايالت هايى است كه بنا به سابقه تاريخى هر كسى آراى الكترال آن را از آن خود كند در انتخابات به طور قطع برنده خواهد بود. واشينگتن تايمز سعى كرده است با استفاده از تيتر «كمك هاى كوچك از جانب دوستانشان» شهرت و محبوبيت بيل كلينتون را لوث كند. اين روزنامه دو عكس را در كنار هم كار كرده است كه به تيتر مربوطند. عكس اول كرى در كنار كلينتون است و عكس دوم بوش است در كنار يكى از دوستان و حاميانش كه اصلاً از نظر شهرت قابل قياس با كلينتون نيست.
نسخه چاپي روزنامه شرق پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۸۳
6 آبان 1383
چطور براى خود دشمن بسازيم

مطبوعات آمريكا در آستانه انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهورى جنب وجوش فراوانى از خود نشان مى دهند و تيترهايى هوشمندانه انتخاب كرده اند. به نظر مى رسد برخى از مطبوعات برجسته آمريكا از مدت ها قبل تيترها و يادداشت هاى موثر را براى هفته آخر انتخابات انتخاب كرده اند. از جمله روزنامه نيويورك تايمز كه سرمقاله دوشنبه آن به قلم مشاور پيشين امنيت ملى آمريكا در دولت جيمى كارتر نوشته شد. در اين مقاله زبيگنيو برژينسكى به وضوح برنامه ها و ديدگاه هاى جورج بوش رئيس جمهور فعلى آمريكا را نقد كرده و گزينه جان كرى را به طور غيرمستقيم پيشنهاد داده است. برژينسكى كه در زمان مسئوليتش طرفدار جناح راديكال حزب دموكرات به حساب مى آمد در اين سرمقاله با تيتر «چطور براى خود دشمن بسازيم» نوشته است: «آمريكا و اتحاديه اروپا به نيت درك مواضع ايران در مورد مسائل منطقه اى همچون عراق، افغانستان و برنامه هاى اتمى خود، گفت وگو با اين كشور را آغاز كنند با اين هدف درازمدت كه ضمن جلوگيرى از مجهز شدن ايران به سلاح اتمى با عادى سازى روابط اقتصادى خود با اين كشور، امكان ميانه رو شدن آن را فراهم آورند.» روزنامه لس آنجلس تايمز در مطلبى با عنوان «سرشناسان هاليوود در مسابقه ورود به كاخ سفيد نقش ايفا مى كنند»، از تداوم سنت طرفدارى ستارگان هاليوود از نامزد حزب دموكرات گفته است. همين روزنامه در مقاله اى با نام «رأى دهندگان جديد تحت تاثير مناظره ها» نوشته است: «رأى دهندگان جديد به علت برنده شدن كرى در مناظره ها به او راى خواهند داد.» واشينگتن پست هم تيتر زده است: «مبارزه انتخاباتى دموكرات ها در ستادهاى جديد انتخاباتى» در مطلبى ديگر در همين روزنامه مى خوانيم: «جذب نسل دات كام» در اين گزارش به تلاش هاى دو حزب دموكرات و جمهوريخواه براى جذب كاربران جوان اينترنت اشاره شده و اين كه اين اقدام باعث افزايش آمار رأى دهندگان شده است.
كريستين ساينس مانيتور كه هنوز به طور رسمى از هيچ كدام از دو جناح دموكرات و جمهوريخواه پشتيبانى نكرده تيتر اول خود را به عراق اختصاص داده و تيتر زده است: «كليد موفقيت ارتش عراق در فلوجه است» مطبوعات منطقه هم چند تيتر راجع به ايران دارند. زركالو چاپ آذربايجان تيتر زده است: «ايران درصدد توليد سلاح هسته اى است» ديگر روزنامه آذربايجان، آزادليق در تيتر خود آورده است: «احداث كارخانه هسته اى در ايران در شرف پايان است» الوطن چاپ كويت خبر داده است: «ايران: تاسيسات غنى سازى اصفهان در شرف بهره بردارى است» و روزنامه روسى راسيسكايا گازتا تيتر مثبتى از ايران انتخاب كرده است: «ايران خواسته هاى آژانس بين المللى انرژى اتمى را برآورده خواهد كرد».
نسخه چاپي روزنامه شرق چهارشنبه 6 آبان
انعكاس سخنان سخنگوى ايران در مطبوعات جهان
در حالى كه پيش بينى مى شد سخنان سخنگوى وزارت خارجه ايران در روز يكشنبه دست كم بازتاب منفى پيدا نكند اما بيشتر مطبوعات برجسته جهان در روز دوشنبه از فعل هاى منفى براى توصيف سخنان حميدرضا آصفى استفاده كردند. سخنگوى ايران گفته بود: «ايران توقف هميشگى غنى سازى اورانيوم را نمى پذيرد» اين جمله معناى ديگرى هم در خود داشت: «ايران توقف محدود و زماندار غنى سازى اورانيوم را مى پذيرد» ال پائيس، مشهورترين روزنامه اسپانيا در روز دوشنبه تيتر زده است: «ايران پيشنهاد اروپا را براى ترك غنى سازى اورانيوم رد كرد». روزنامه ايتاليايى لاستمپا هم اين تيتر را استفاده كرده است: «تهران، پيشنهاد اروپا براى حل بحران هسته اى را رد كرد». روزنامه هاى عربى هم همين رويه را در پيش گرفته اند. القبس چاپ كويت تيتر زده است: «با تاكيد ايران بر ادامه غنى سازى، بحران شدت مى يابد». الوطن چاپ امارات اين تيتر را براى صفحه اول خود برگزيده است: «ايران با متوقف كردن غنى سازى اورانيوم مخالفت كرد». الرياض چاپ عربستان از تيتر منفى استفاده كرده است: «ايران پيشنهاد اروپا مبنى بر توقف غنى سازى را نپذيرفت». جمهوريت چاپ تركيه هم در صفحه اول خود به اين مطلب اشاره كرده است: «ايران پيشنهاد اتحاديه اروپا در مورد متوقف كردن غنى سازى اورانيوم را رد كرد». الحيات در صفحه اول خود به واكنش ايران نپرداخت اما در مقاله اى با عنوان غنى سازى اورانيوم نوشته است: «هدف واشينگتن جلوگيرى از ايفاى نقش محورى ايران در آسياى مركزى و منطقه خليج فارس است، كشورى كه داراى جمعيت ۷۰ ميليونى، منابع عظيم اقتصادى و منافع فرامنطقه اى است.» در هفته آخر مبارزه انتخاباتى جورج بوش و جان كرى بر سر پست رياست جمهورى، واشينگتن پست، ديگر روزنامه مشهور آمريكا به صف حاميان جان كرى پيوست. واشينگتن پست از چند روز پيش اعلام كرده بود در حال بررسى است و به زودى اعلام خواهد كرد كه از كدام يك از نامزدها حمايت مى كند. گرچه بسيارى واشنگتن پست را حامى غيرمستقيم دموكرات ها مى دانند اما اين روزنامه در سرمقاله خود موضع رسمى اش را اعلام كرده است: «تصميم سختى بود» و در ادامه با قاطعيت مى افزايد: «اما از هر لحاظ ديدگاه هاى سناتور كرى به مسائل و موضوعات بيشتر با سياست ها و سازوكارهاى روزنامه هماهنگ بود.» جان كرى از حمايت روزنامه هاى مشهور و معتبرى همچون نيويورك تايمز، واشينگتن پست و بوستون گلاب سود مى برد و در سوى ديگر جورج بوش از پشتيبانى واشينگتن تايمز، شيكاگوتريبون بهره مند است. گرچه روزنامه هاى ديگرى هم وجود دارند كه هر كدام به دو جبهه دموكرات و جمهوريخواه گرايش دارند اما روزنامه هاى مشهور در شكل دادن آراى افكار عمومى مردم آمريكا بسيار موثر هستند.
نسخه چاپي روزنامه شرق سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۳
4 آبان 1383
آخر هفته با گلوب اند ميل

احتمالاً شما هم مانند من با ديدن اين تصوير به اشتباه تصور كرده ايد كه اين يك روزنامه چينى است. خير، اين تصويرى از روزنامه گلوب اند ميل مشهورترين روزنامه كاناداست. قديمى ترين روزنامه كانادا كه اكنون در همه نقاط اين كشور پهناور توزيع سراسرى مى شود. گلوب اند ميل براى آخر هفته هاى خود يك «ويك اند» دارد. اين «ويك اند» هر هفته به يك موضوع اختصاص دارد. به طور مثال هفته قبل «ويك اند» گلوب اند ميل به دانشگاه اختصاص داشت. اما «ويك اند» اين هفته به چين اختصاص دارد. با اين تفاوت كه «ويك اند» ضميمه اى جدا از روزنامه نيست و همان طور كه مى بينيد اين صفحه اول روزنامه گلوب اند ميل در روز شنبه است. در صفحه اول نوشته شده است: «اگر نمى توانيد اين حروف را بخوانيد. بهتر است كه شروع كنيد و ياد بگيريد. يك تغيير بزرگ جهانى آغاز شده از آنهايى كه هر چند نسل يك بار رخ مى دهد، عقب نمانيد.» روزنامه انگليسى گاردين در نوشتن تيتر سبك جالبى را به كار مى برد كه قابل توجه است. در اين سبك اگر كسى دو صحبت خود يك نفر يا يك چند نفر را مخاطب قرار دهد دو جمله كوتاه از صحبت طرفين انتخاب مى شود و در دو تيتر با اندازه يكسان نوشته مى شود. گاردين زمان گروگانگيرى كنت بيگلى از اين شيوه استفاده كرده بود و بار ديگر بر سر گروگانگيرى مارگات حسن اين كار را تكرار كرده است. تيتر چنين است: «به من كمك كنيد ممكن است اين آخرين ساعت عمر من باشد، بلر: نمى توانيم از بغداد برويم» مارگات حسن از دولت بريتانيا خواسته بود تا نيروهايش را از جنوب بغداد خارج كند وگرنه او را مى كشند. گاردين با اين شيوه نوشتن تيتر در واقع بلر را مسئول پاسخگويى به خواسته گروگانگير كرده است.سخنرانى هاى بوش و كرى نامزدهاى رياست جمهورى در مطبوعات آمريكا منعكس شده است. بوش كه براى تاثيرگذارى بيشتر همسر و دخترهاى دوقلويش را همراه داشت سعى كرد كه در رشته سخنرانى هاى خود راى زنان آمريكايى را جلب كند. به نوشته نيويورك تايمز «آقاى كرى با وجود برترى نسبت به جورج بوش در راه جلب آراى زن ها به فعاليت ادامه دهد تا به ويژه بتواند ۳۸ ميليون زنى را كه چهار سال پيش اصولاً در انتخابات شركت نكردند را به پاى صندوق ها بكشاند» نيويورك تايمز در مطلبى به تلاش آلمان، فرانسه و انگليس اشاره كرد و نوشت: «در صورت به اجرا در آمدن پيشنهاد، رويارويى غرب با ايران بر سر برنامه هسته اى جمهورى اسلامى جاى خود را به همكارى خواهد داد».
نسخه چاپي روزنامه شرق دوشنبه ۴ آبان ۱۳۸۳
3 آبان 1383
بوش و كرى اوهايو را به توپ بستند

مطبوعات طرفدار دو حزب جمهوريخواه و دموكرات آخرين تلاش هاى خود را در فاصله ۹ روز مانده به انتخابات انجام مى دهند. روزنامه هاى طرفدار جمهوريخواهان بهانه اى جديد از كرى به دست گرفته و خواهان عذرخواهى او شده اند. كرى در مناظره سوم و در پاسخ به سئوالى در مورد همجنسگرا، دختر چنى را مورد خطاب قرار داد. گرچه او مى خواست با زيركى از اين اقدام بهره ببرد اما نظرسنجى هاى روزانه نشان داد كه عكس اين اتفاق رخ داده است. روزنامه طرفدار جمهوريخواهان واشينگتن تايمز مطلبى در صفحه اول خود منتشر كرده است با عنوان «انتظار ادب اجتماعى». اين مطلب به سخنان كرى اشاره دارد و اين كه اظهاراتى از اين دست مى تواند آمريكايى ها را كه احترام فوق العاده اى براى حريم خانواده قائلند برآشفته كند. اما تيتر اول واشينگتن تايمز به رابطه دين و سياست در انتخابات آمريكا اختصاص دارد: «بوش و كرى در هفته فينال به سمت مذهب چرخيده اند». در هفته اى كه گذشت بوش و كرى در تبليغات انتخاباتى خود به كرات از آيه هاى انجيل استفاده كردند. قرار است جان كرى امروز در جمع تعدادى از مسيحيان طرفدار خود سخنرانى كند. مقاله نويس واشينگتن پست در اين باره نوشته است: «غيرممكن است كه نامزد دو حزب عمده كشور از ايمان دينى خود به گونه اى حرف بزنند بدون آنكه نشان دهند در پى بهره بردارى سياسى نيستند و به صندوق هاى رأى نيز چشم ندوخته اند.» واشينگتن پست در تيتر اول خود به مسئله مذهب پرداخته است اما نه از نوع آمريكايى آن: «رهبران مذهبى عراق در نظرسنجى ها پيش هستند». شيكاگوتريبون يك تيتر دو بسيار جالب دارد: «بوش و كرى، اوهايو را به توپ بستند». اوهايو يكى از مناطقى است كه گرايش مردم به دموكرات ها و جمهوريخواهان مشخص نيست. بنابراين بوش و كرى قصد دارند اين ايالت را به تصرف خود درآورند. اما روز