20 اردیبهشت 1390
اینطوری روزنامه نگار شدم
از صفحه اخر روزنامه بنیان نشانی رو پیدا کردم، ته یه کوچه بن بست توی خردمند جنوبی بود، یه گزارش اجتماعی درباره ازدواج نوشتم( الان که فکرشو می کنم شرمم میاد از اون گزارش) گرفتم دستم و رفتم دم در، مصطفی تاج زاده از روزنامه زد بیرون و سوار رنو اش شد.
دربونه گفت چی کار داری. گفتم یه گزارش اوردم برای سرویس اجتماعی. زنگ زد بالا و گفت گزارشتو می دم بخونن اگه خوششون بیاد چاپ می کنن. هر روز می رفتم روزنامه می خریدم اما از گزارشم خبری نبود تا اینکه یه گزارش دیگه نوشتم در مورد اینترنت و اینکه جوانهای ایرانی چه استفاده ای ازش می کنن. گزارشمو بردم، این دفه که دربونه زنگ زد گفت برو بالا. رفتم بالا دیدم یه گوشه ابراهیم نبوی نشسته، یه گوشه عیسی سحرخیز، توی یه اتاق هم مسعود بهنود نشسته بود و داشت مطلب می نوشت.
راهنمایی ام کردم یه خانومی اونجا بود به اسم سحر نمازی خواه که دبیر اجتماعی روزنامه بود. گزارشمو خوند سرسری و گفت می تونی هرهفته یه ستون در مورد اینترنت بدی؟ من من کنان گفتم بله درحالی که در پوست خودم از چنین پیشنهادی نمی گنجیدم گفت می خوام که در مورد رفتار اجتماعی آدمها در اینترنت بنویسی.
بعدش منو حواله داد به ابراهیم نبوی. داور بهم پیشنهاد کرد که با ادمها در یاهو مسنجر چت کنم و بنویسم. اول خیلی به نظرم پیشنهادش مسخره اومد اما نتیجه کار علی بود. بهم گفت که گاهی خودش مثلا با جنسیت دختر با پسرها چت می کنه. خانم نمازی خواه گفت که بابت هرستون بهم هفت هزار تومن میده.اسم ستونم رو گذاشتم «چت» که هر یکشنبه در صفحه اجتماعی چاپ می شد. این اولین کار حرفه ای ام بود که در مقابلش پول دریافت کردم. اون ستون بازخوردهای فراوانی داشت و برام هردفه ایمیل می اومد، اما طعم شیرین اولین کار حرفه ای چندان دوام پیدا نکرد و روزنامه توقیف شد.
اون موقع نه پارتی داشتم و نه کسی رو تو مطبوعات می شناختم. خواستم بگم گذشتمو از یاد نبردم و دلم خیلی تنگ شده برای روزنامه نگاری
3 اردیبهشت 1390
مشعوفم از کاریابی
توی یکی دو سال اخیر حداقال به بیش از ده نفر کمک کرده ام که برای خودشون در فضای رسانه ای ایران کار پیدا کنند. پیدا کردن کار در رسانه ها در وضعیت موجود کار راحتی نیست. تعداد خبرنگاران بسیار زیاد است و به طور معمول صاحبان رسانه ترجیح می دهند به جای استفاده از افراد با تجربه سراغ آماتورها بروند تا حقوق کمتری بپردازند. این وسط چه بسیارند کسانی که سابقه بیش از ده سال همکاری با رسانه های مختلف را دارند اما کاری پیدا نمی کنند.
در این مدت سعی کرده ام که کمی منظم تر برای دوستان کار پیدا کنم. هراز گاهی دوستان می گویند که فلان جا نیاز به خبرنگار دارد یا مثلا من بیکار شده ام کاری سراغ نداری؟ در این مدت سعی کردم با استفاده از ابزار رسانه های اجتماعی اگهی های کار را جمع کنم و دسته بندی کنم در یک ایمیل از طرف دیگر از دوستان خواسته ام که پروفایل خودشون رو برایم بفرستند تا آنها را در یک ایمیل دسته بندی کنم. اینجوری اگر کسی دنبال کار بگردد فوری می روم سراغ سی وی ها و بسیار سریع می توانم در میان ادمها جستجو کنم.
قصد دارم سایتی نیز در این زمینه راه اندازی کنم. هدفم پول درآوردن نیست. اما حداقل این سایت باید بتواند خرج خودش را در بیاورد و افراد عادت کنند که مبلغی برای پیدا شدن کار بپردازند. فعلا روزنامه نگاران انقدر تنبل هستند که سی وی مختصری از فعالیت های خود نیز ندارند. ولی سعی می کنم در اینده نزدیک سایتی در این زمینه راه بیندازیم. ممنون میشوم سی وی یا پروفایل کاری خودتون رو برایم بفرستید تا بتوانم پروفایل منظمی و مرتبی تدارک ببینم
پروفایل خود را به نشانی زیر بفرستید
mos.ghajar{@}gmail.com
