[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

31 تیر 1387

«طبقه متوسط ایران، هدف شبکه‌ی ام ‌بی‌ سی فارسی

با گذشت نزديك به دو هفته از پخش كانال جديد ام بي سي فارسي به نظر مي‌رسه كه ميشه ارزيابي دقيق تري نسبت به اين شبكه داشت.


نيك آهنگ كوثر مصاحبه‌‌اي با من در رابطه اين شبكه داشت كه اينجا مي‌تونيد متن كاملش رو بخونيد و اينجا هم مي تونيد صداي اين گفتگو رو بشنويد.


شبكه هاي فارسي زبان يك به يك مي‌آيند


يك نكته خارج از متن
نيك‌آهنگ رو به خوبي در آغاز كار روزنامه نگاريم به ياد دارم كه در تحريريه‌هاي متعدد ديده مي‌شد. وقتي مي‌اومد به سرعت مي نشست و طرحشو مي‌كشيد و مي‌رفت. نيكان مثال واقعي نيك آهنگ اينجا، اونجا و همه‌جا بود و هميشه پيش خودم فكر مي كردم كه اين ادم چطوري روزي دو سه تا طرح مي‌كشه و چه زماني بهشون فكر مي‌كنه. هيچ وقتم روم نشد اين سوال رو ازش بپرسم و رفتن نيك آهنگ از ايران و توقيف پشت سر هم روزنامه‌ها اين مجال را نداد.

شبکه MBC به تازگی بخش فارسی خود را راه‌اندازی کرده که بیشتر به سراغ سرگرمی رفته است. فهرست برنامه‌های هفتگی این شبکه را که نگاه کنید همه فیلم‌های سینمایی هالیوودی است که نسبتاً هم کم‌خطر محسوب می‌شوند. گروه MBC که متعلق به یک سرمایه‌گذار سعودی است در حال حاضر چند شبکه تلویزیونی از جمله شبکه خبری «العربیه» و MBC2 را هم در اختیار دارد.
در همین رابطه به سراغ کارشناسان رسانه رفتیم و با مصطفی قوانلو قاجار و امید حبیبی‌نیا، روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویس و کارشناس رسانه‌ها صحبت کردیم.
مصطفی قوانلو قاجار که روزنامه‌نگار مقیم تهران است می‌گوید:


از یک جنبه الان در ایران و شهرهای بزرگ دسترسی به دی‌وی‌دی خیلی سهل و آسان است. فیلم‌های خارجی، آن هم آخرین فیلم‌ها بدون کپی رایت در بازار موجود است و با قیمت هزار تومان که قیمت خیلی ارزانی است در دسترس همه هست و اتفاقاً همه‌ی آن‌ها، زیر‌نویس فارسی دارد و از این نظر برای کسی که بخواهد فیلم ببیند و فیلم خوب هم ببیند، مشکلی نیست.
منتها مساله اساسی به نظر من این‌جاست که من در یک هفته‌ای که MBC فارسی را نگاه کردم، این شبکه‌، البته در قسمتی که MBC یک و دو سه هم بود به همین شکل بود؛ صحنه‌هایی را که حاوی روابط جنسی بود سانسور می‌کردند و این مساله باعث می‌شود که خانواده‌ها بتوانند کنار همدیگر بنشینند و فیلم هالیوودی و خارجی نگاه کنند.


اگر الان مثلاً یک خانواده بخواهد یک فیلم با دی‌وی‌دی نگاه کند، یک کار خیلی شاق و سختی است دیگر. اگر با خانواده باشد، یکی باید بنشیند سانسور کند و بزند جلو؛ ولی این کار را به راحتی MBC فارسی انجام داه و تاثیر آن به نظر من این است که خانواده این بار می‌نشیند فیلم می‌بیند.
الان اتفاقی که در ایران می‌افتد این است که جوان‌ها، تک به تک فیلم می‌بینند. یا افراد خانواده، تک تک فیلم می‌بینند. ولی در کنار هم نشستن شاید یک چیزی باشد که از نظر جامعه شناختی قابل بررسی باشد.


من جدول برنامه‌ها را که می‌دیدم، این شبکه، خیلی از فیلم‌ها را با تاخیر نسبت به اکران در سینماهای آمریکای شمالی دارد نشان می‌دهد و فیلم خیلی جدیدی نیست. یعنی خیلی از آن‌ها را ممکن است بینندگان در داخل ایران هم دیده باشند.
بله، بعد نکته اساسی آن این است که اصلاً سیاست ام‌بی‌سی از گذشته که من زیر‌نویس عرب آن را نگاه می‌کردم؛ این‌ها به هیچ عنوان فیلم یا کیفیت و خوب دنیا را نشان نمی‌دهند. یعنی فیلم‌های سطح اول را اصلاً نشان نمی‌دهند.


معمولاً چیزی را که نشان می‌دهند و برای مصرف کننده خاورمیانه به نظر آن‌ها مناسب است، یکی فیلم‌های اکشن و بزن بزن است، که خب این یک بخش آن است. یک بخش آن هم یک‌سری فیلم‌های کمدی است و یا فیلم‌های متوسط و یا پایین‌تر از متوسط که در رده‌بندی نقدها و سایت‌های مختلفِ معرفی فیلم قرار گرفته‌اند.
تا جایی‌که من خبر دارم، فقط یک فیلم خوب را قرار است پخش کنند، فیلمی به نام چوپان خوب. بنابراین خیلی معدود، فیلم‌های با کیفیت و روز دنیا را نشان می‌دهند.


در نظرسنجی‌های سایت MBC فارسی که نگاه بکنید می‌بینید که خیلی‌ها نگاهی منفی راجع به نوع سانسور این تلویزیون دارند. شما به عنوان یک ناظر چه نظری در مورد این مساله دارید؟ آیا با تلویزیون ایران قابل مقایسه هست‌ یا نه؟ با شبکه‌های ماهوارهای ديگر چطور؟
با تلویزیون ایران که اصلاً قابل قیاس نیست. چون در ایران اصلاً مدلی که سانسور می‌شود، واقعاً وحشتناک است. مثلاً وقتی که یک خانمی یک کمی لباسش باز باشد مجبورند تصویر را بیاورند روی صورت او و اصلاً یک چیز وحشتناکی می‌شود.

ما در MBC فارسی این چیزها را نمی‌بینیم. یعنی سانسور برای بیرون بودن لباس دامن کوتاه، آستین کوتاه و این چیزها وجود ندارد. فکر نکنم زیاد هم این کار باعث بشود که به اصل فیلم ضربه بزند. مگر این‌که خیلی فیلم خاصی باشد یا متمرکز در این مسائل باشد که معمولاً فیلمی را که متمرکز بر این مسائل باشد اصلاً نشان نمی‌دهند.

Posted by ghajar at 6:42 بֽظֽ | Comments (1)

30 تیر 1387

بنفشه رافعي و پادكست

ديشب در جشن هنرهاي نماشي بابنفشه رافعي صحبت كردم. مجري موفقي كه در راديوجوان چهره شد و با انرژي صدايش توانست شنوندگان بسياري را پاي ثابت برنامه "يك صبح يك سلام"كند. اجراهاي موفق او در برنامه‌هاي راديويي به خصوص برنامه"پارازيت" را بسيار دوست دارم.


بنفشه رافعي وبلاگ ندارد و مشغله‌هاي متعدد كاري اين اجازه را نمي‌دهد تا به خوبي از شنوندگانش بازخورد بگيرد. به او پيشنهاد كردم كه يك پادكست راه بيندازد و به جاي وبلاگ، روزانه‌هاي خود را در قالب صدا بيان كند و شايد با ايميل بهتر و ساده‌تر بتواند با مخاطبانش ارتباط برقرار كند. شايد پيشنهادم سبب خير شد. منتظرباشيد.


برنامه‌هاي سحر و افطار راديو جوان

پي نوشت:
دوستي نوشته خبر نداری که بنفشه فعلا محروم از کار در رادیو جوان شده؟

پاسخ:ايشون محروم نشده و داره با راديو جوان كار مي كنه جمعه ها 6 تا 8 شب برنامه داره

Posted by ghajar at 1:02 بֽظֽ | Comments (3)

21 تیر 1387

جنگ رسانه ای با کمک فتوشاپ

0709-lede-IRAN.jpg


فتوشاپ هم واسه خودش یه دنیاست. اونقدر که میشه باهاش یه جماعتی رو سر کارگذاشت. حتی حرفه ای‏ترین و زیرک ترینشون رو.


ماجرا از این قراره که فرانس پرس عکسی رو منتشر کرد از شلیک موشک های دوربرد ایران و روزنامه‏ها و نشریات مختلف دنیا از جمله لس آنجلس تایمز، نیویورک تایمز، شیکاگو تریبون، بی بی سی نیوز اون رو کار می کنن اما بعدا کاشف به عمل میاد که یکی از موشک ها با دست توانمند متخصصان جوان ایرانی ساخته نشده، بلکه یه کم کار فتوشاپی بوده. در واقع 3 تا موشک توی عکس شلیک شده اما با دستکاری توی عکس تعدادشون به چهار تا افزایش پیدا کرده است.

فرانس پرس سریع اشتباه رو انداخته گردن وب سایت سپاه نیوز، که در مقایسه این عکس واقعی و عکس فتوشاپی تفاوت رو می تونید ببنید.


برفرض هم بگیریم که یکی از برادارن سپاه این کار کرده، کارجالبی بوده که هیچ کس متوجه قضیه نشده و احتمالا سردبیرهای مطبوعات مهم دنیا بیشتر سرشون به دقت در برد موشک ها گرم بوده تا تعدادشون.


البته این یه موردغیراخلاقیه و تو کار روزنامه نگاری عکاس حق نداره ماهیت یک عکس رو که باعث برداشت اشتباه میشه تغییر بده و نمونش خبرنگار رویترز بود که به واسطه زیاد کردن دود یه عکس توی جنگ 33 روزه لبنان_ اسرائیل از کارخودش برکنار شد.


نکته جالب دیگه اینکه وبلاگ نیویورک تایمز و گاردین به این موضوع پرداختن و یکی از نظردهندگان گفته "بهتره اسرائیل بره چند تا فتوشاپ کار حرفه ای استخدام کنه که توی جنگ به دردش می‏ خوره!" شبکه سی‏ان‏ان هم با فتوشاپ مراحل تغییر تصویر رو نشون داد و با متخصص فتوشاپ گفتگو کرد.

Posted by ghajar at 9:33 بֽظֽ | Comments (12)

19 تیر 1387

شبكه هاي فارسي زبان يك به يك مي‌آيند

امروز ساعت چهار بعدازظهر به وقت تهران تلويزيوني متولد مي شد كه نظير آن در بين كانالهاي فارسي زبان ماهواره وجود نداشته است. شبكه ام بي سي پرشيا MBC Persia با كيفيت تصويري بسيارعالي و با زيرنويس فارسي فيلمهاي هاليوودي بر روي ماهواره‌هاي عرب ست و نايل ست قابل دريافت خواهد بود.


اولين فيلمي كه اين شبكه را افتتاح خواهد كرد مداليون يك فيلم پايين تر از حد متوسط در ژانر اكشن خواهد بود. البته با توجه به سابقه پخش فيلم از شبكه mbc نمي‌توان انتظار پخش فيلمهاي طراز اول و هنري را داشت و بيشتر اين شبكه سراغ مخاطبان عام مي‌رود.


اينكه يك كانال ماهواره اي فيلمهاي هاليوودي را كه امروز در پياده رو خيابانها با قيمت هزار به فروش مي رسد را با زير نويس فارسي پخش كند، يك صرفه جويي اقتصادي براي قشر متوسط ايران به حساب مي‌ايد. اما نكته مهم حذف و سانسور برخي از قسمت هاي اين فيلمهاست كه روابط جنسي را نمايش مي دهد. معمولا در ايران يك خانواده نمي تواند بنشيند و يك فيلم هاليودي را تماشا كند. به طور معمول در خانواده ها جوانان در اتاقهاي خود اين فيلم ها را تماشا مي كنند و يا زنان و شوهران به تنهايي و بدون حضور بچه ها به تماشاي فيلم مي نشينند.


اما اگر تماشاگر فيلمهايي كه شبكه ام بي سي پيش از اين با زيرنويس عربي پخش مي كرد باشيد، متوجه مي شويد كه صحنه هاي حاوي روابط جنسي سانسور شده اند و اين شبكه از اين نظر براي دورهم نشستن خانواده هاي ايران بسيار مهم است.


يادم هم هست هنگامي كه ويدئو به ايران آمد، معمولا پدران خانواده در نقش سانسورچي مي نشستند و صحنه هاي جنسي و حتي فرنچ كيس‌ها را رد مي كردند و بدين ترتيب يك سانسور خانوادگي انجا مي‌شد.


نكته هايي كه حسين امامي در مورد اهداف پيدا و پنهان MBC Persia اشاره كرده قابل تامل هستند و به گمانم بيشترين هدف تاسيس اين شبكه اقتصادي است. نگاه كنيد به حجم سرمايه گذاري ايرانيان در دوبي و اينكه اين شبكه چه بهره برداري عظميمي مي‌تواند در بخش آگهي‌ها داشته باشد.


علاوه بر اين فكر مي كنم كه اين شبكه در تغييرفرهنگ فعلي ايرانيان آرام آرام موثر خواهد بود. يادم هست وقتي 15 سال پيش به شهرهاي مذهبي مكه و مدينه رفته بودم خبري از فست فود نبود اما همين دو ماه پيش كه آنجا بودم ديدم حتي مذهبي ترين شهرهاي عربستان به سمت فرهنگ آمريكايي رفته‌اند و شب هاي جمعه خانواده سراغ پيتزا هات، مك دونالد، كي اف سي و البيك مي‌روند.


جامعه ايران البته در ميان ملت‌هاي خاورميانه از همه به فرهنگ غربي نزديك تر است، اما شبكه ام بي سي فارسي نيز مي‌تواند در غربي‌شدن ايرانيان موثر باشد.


احتمالا تا چند ماه ديگر دولتمردان ايراني به فكر جمع كردن ماهواره ها مي‌افتند و يا طرح هايي از اين دست. در حاليكه با وفور شبكه‌هاي فارسي زبان تا چند سال آينده بهتر است كه هرچه سريعتر حكومت ايران فكري به حال تاسيس تلويزيونهاي خصوصي و تربيت نيرو براي توليد برنامه هاي مفيد براي ايرانيان بكند.

وبلاگ ام بي سي فارسي

Posted by ghajar at 0:52 بֽظֽ | Comments (10)

7 تیر 1387

امید به قهرمانی اسپانیا

از اولین روزهای یورو2008 امید چندانی به ایتالیای دونادونی نداشتم و خیلی خوشحالم که بسیار سریع فدراسیون فوتبال ایتالیا متوجه ناکارآمدی دونادونی شد و مارچلو لیپی را دوباره به تیم ملی ایتالیا برگرداند. با حضور دوباره لیپی باید امیدار بود که لیپی بتواند، ایتالیا را یک بار دیگر برای قهرمانی جهان آماده کند.


اسپانیا سر انجام به فینال رسید، با وجود بازیکنانی چون فابرگاس، ژاوی، اینیستا و تورس امیدوارم که آلمانها رنگ چهارمين جام قهرمانی فوتبال اروپا نبینند و این جام به مانند جام قبل به دست تیمهایی که فوتبال ماشینی بازی می کنند نیفتد. نکته جالب در مورد اسپانیا این است که تنها تیم بی شکست جام است و امیدوارم روز یکشنبه جام بالای سر ایگرکاسیاس باشد.

Posted by ghajar at 11:47 قֽظֽ | Comments (2) | TrackBack

4 تیر 1387

آخرش چه می‏شود؟

هرسال تابستان که می‏شود دست و دلم می‏لرزد که قیمت اجاره بهای مسکن چه قدر بالا رفته و من ناتوان از پرداخت آن. هرسال بدتر از سال گذشته می‏شود. همه اجاره می‏خواهند و پول پیش دیگر برای صاحب‏خانه‏ها جذاب نیست.


دلم خوش بود که صاحب خانه‏مان اهل معاملات مسکن است و امسال هم پول پیش طلب می‏کند. از بازار آشفته هم خبر داشتم که با کلی منت و این که منصف هستیم، طلب 5 میلیون دیگر می‏کند. اما همان را هم نکرد و اجاره خواست و نالید از وضعیت آشفته اقتصادی.


یاد صحبت های دیشب رئیس جمهور افتادم که از پرداخت نقدی سوبسید گفته بود و اینکه چه قدر طرح دارند برای اجرا که وضعیت معیشت مردم بهتر می‏شود. یاد میوه فروشی نزدیک منزل رئیس جمهور افتادم. یاد وعده های کروبی هم افتادم که پرداخت ماهی پنجاه هزارتومان گفته بود. یاد انقلاب 57 که خوانده‏ام و خوانده ایم که برق و آب و گاز مجانی می‏شود، یاد رکورد شکنی‏‏های قیمت نفت می‏افتم و یاد سوال عباس عبدی از سعید حجاریان در شماره 50 مجله "شهروند امروز" که "آخرش چه می‏شود؟"


به راستی آخرش چه می‏شود؟ باید در کدام خانه زندگی کرد، تا کدامین سال باید از این خانه به آن اثباب کشید، تنگ ترو نقلی تر، آخرش چند متری می شود؟ کمتر خورد و کمتر پوشاک خرید تا کجا؟ آیا سرانجامی هم وجود دارد؟


جواب این سوالها را واقعا نمی‏دانم چون نه مفسر سیاسی هستم و نه غیبگو. تنها کاری که می توانم بکنم این است که بروم سمت نارمک نزدیک منزل آقای رئیس جمهور، شاید آنجا قیمت اجاره بهای مسکن پایین‏تر از جاهای دیگر باشد و بتوانم یک خانه تمام رهن پیدا کنم.

Posted by ghajar at 5:01 بֽظֽ | Comments (1) | TrackBack

linkdoni.com