[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

25 خرداد 1387

تصور دنياي بدون فوتبال

ايتاليا مساوي كرد، البته داور يك گل كاملا سالم در مقابل روماني را آفسايد گرفت. با اينكه ايتاليا عشق اول و آخر است اما اين جام مال ايتاليا نيست و اگر حتي فرانسه را هم ببرد و روماني هم هلند را نبرد و به دور دوم برود، باز هم مشكل خواهد داشت. اين روش كه زامبروتا و گروسو از چپ و راست سانتر كنند تا لوكا توني سر بزند، ديگر قديمي شده. البته به نظرم سرمربي‌گري تيم ملي براي دونادوني بسيار زود بود. او تجربه كافي ندارد و وقتي نمي‏توانند گل بزنند باز هم برهمان تاكتيك تاكيد مي‌كنند.


هرچند ايتاليا آن‌قدر قهرمان شده كه اگر در اين جام حذف شود هم هيچ اتفاقي نمي‌افتد اما فكر مي‌كنم دوران برخي بازيكنان مثل گاتوزو، دل پيرو و ماتراتزي تمام شده و بايد نسل جديدي از بازيكنان خلاق بيايند. بازيكناني مثل توتي، كه اگر بود ايتاليا اين قدر در زدن گل مشكل نداشت.


به نظرم هلند لايق قهرماني است. زيبا و شناور بازي مي كند. فان باستن تيم هلند را همانطور ساخته كه در دوران بازيگري اش در آن بازي مي كرد. هلند همه ابزارهاي قهرماني رو هم دارد از دورن دروازه ون درسار تا خط حمله كه ون نيسترلوي باشد. البته هنوز زود است براي قهرماني اين جام قضاوت كنيم اما اگر هلند بنا به هرحادثه‌اي هم قهرمان نشود، فوتبالي زيبا را به نمايش گذاشته كه از خاطره دوستداران فوتبال نخواهد رفت. به قول عادل فردوسي پور همين كه تيمهايي مانند يونان در اين جام موفق نمي‌شوند و فوتبال دفاعي با ناكامي روبهرو مي‌شود جاي شكر دارد.


يكي از دوستان برام نوشته بود"چه قدر شما فوتبال دوست دارين" راستش جوابش كه مفصله اما همينقدر مي‌گم كه فوتبال براي من يك جور دلخوشي سرگرم كننده است. يعني جام ملت‏‌ها و جام‌جهاني نباشه افسردگي مي‌گيرم

Posted by ghajar at 3:52 بֽظֽ | Comments (7)

19 خرداد 1387

فوتبال در اروپا تب كرد

ديروز:قديم‌هامزه فوتبال جام ملت‌هاي اروپا و جام جهاني زير دهان گس مي‌شد، چرا كه همزمان مي‌شد با امتحانات خرداد. وقتي ياد فوتبال مي‌افتم روزهاي اضطراب‌آور آخر سال يادم مي‌آيد كه با نگراني از امتحان فردا و يواشكي فوتبال نگاه مي‌كردم.


امروز:وقتي از تلويزيون تمرينات تيم‌ملي چك را نگاه مي‌كردم، محو منظره بگ گراند شدم. كوه‌هاي مه‌گرفته و سرسبز و هواي بسيار عالي سوئيس.


فردا:دو صفحه ويژه بي‌بي‌سي و ياهو همه اطلاعات لازم را مي‌دهند، وبلاگ يك پزشك هم كه همه اطلاعات لازم را جمع كرده است. دوستاني كه علاقه‌مند به تعقيب مسابقات هستند، به علت حق پخش بالاي مسابقات شبكه‌هاي تلويزيوني بسيار كمي اين مسابقات را به صورت زنده پوشش تصويري مي‌دهند. اما دو شبكه با كيفيت تصويري بالا وجود دارد. يكي ZDF آلمان و يكي TF1 فرانسه، البته از همه بهتر شبكه سوم تلويزيون خودمان است.

Posted by ghajar at 2:29 بֽظֽ | Comments (3)

15 خرداد 1387

یک هورای بلند برای اوباما

امروز خیلی خوشحالم و این پیروزی بزرگ رو به همه آمریکایی‏های دموکرات و به همه ایرانیان طرفدار اوباما تبریک می‏گم. سناتور اوباما پس از ماه ها رقابت توانست کلینتون رقیب هم حزبی خودش رو شکست بده و اولین نامزد سیاهپوست انتخابات آمریکا باشه.


او با شعار "مذاکره" وارد صحنه رقابت‏ها شد و حتی اگر هم در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مذاکره ای بین اوباما و احمدی نژاد شکل نگیره، باز هم فضای مثبت تری در روابط ایران و آمریکا ایجاد خواهد شد که به سود دو ملت و دو کشور است.


چرا که منطق اوباما منطق مذاکره است و نه منطق زور و شاید دوران ریاست جمهوری اوباما دورانی بهتری باشه. هرچند واقعا همه اینها یک آرزوست و ممکنه هزاران مسئله به وجود بیاد و حتی اوباما هم از مذاکره بدون قیدوشرط با ایران صرف نظر کنه


اما یک سری واقعیت ها وجود داره که غیرقابل انکاره . اوباما یک سیاهپوست عادی در آمریکا بود که با پشتیبانی جوانان آمریکایی و به مدد اینترنت وارد انتخابات شد و بدون حمایت های مالی که کیلنتون از اونها برخوردار بود برنده انتخابات حزب دموکرات شد.


اوباما اولین کسی است که قدرت اینترنت رو به طور رسمی نشان داد. فی الواقع او از تجربیات جان ادوارد و جان کری در انتخابات پشین استفاده کرد و سرانجام به همه سیاستمدارها سراسر دنیا ثابت کرد که اینترنت می‏تونه چه قدر ابزار مهم و کارایی باشه برای اتحاد، دوستی و برابری


تکمیلی

این حرفهایی هم که اوباما در شورای امریکای یهودی یا همان لابی اسرائیلی‏ها زده، خیلی پیچیده و دور از انتظار نبود بهرحال هر کسی که در آمریکا می‏خواهد رئیس جمهور شود نمی‏تواند به لابی که ثروتمندان و قدرتمندان زیادی در ان وجود دارد و رای های نماینده چهار ایالت ثروتمند آمریکا در گرو آنهاست بی تفاوت باشد.


همیشه به این نکته فکر می‏کنم چرا اینقدر ایرانیان درون آمریکا با این همه تحصیل کرده و ثروتمند نمی‏توانند یک لابی ایرانی در آمریکا به مانند لابی یهود تشکیل بدهند؟کسی جواب این سوال را می‏داند؟


«اوباما، یک پدیده است»

دیدار محرمانه کلینتون و اوباما در واشنگتن


واکنش ایران به سخنان اوباما

Posted by ghajar at 4:40 بֽظֽ | Comments (4)

11 خرداد 1387

دلداری می‏خواست نه راه حل

نشسته‏ام عقب تاکسی در سمت چپ، نوجوانی در سمت راست عقب تاکسی نشسته، تا به راه افتادیم موبایلش را برداشت و به کسی زنگ زد
_سارا حامله شده
_مگه شوخی دارم با تو دارم جدی می‏گم
_بدبخت شدم
_تو عوض اینکه به من دلداری بدی داری غر می‏زنی
_برو خدارو شکر کن این بلا سر تو نیومده
_حالا می‏گی چی کار کنم
_سالهاست که داریم{پیشگیری} می‏کنیم، اولین بارمون که نیست
_چرا نمی‏فهمی جفتمون رو سنگسار می‏کنن
_از کجا بیاریم کم کم(حداقل) پونصد تومان می‏خواد.
_اون بدبخت‏تر از من
_نمی‏دونم چی کار کنم تو بگو یه چیزی
....
به انتهای مسیر می‏رسیم، پولش را می‏دهد و با عجله میان مردم گم می‏شود.

Posted by ghajar at 7:02 بֽظֽ | Comments (2)

1 خرداد 1387

خبرنگار گدای خبر نیست

برنامه نود این هفته صحنه‌ای از درگیری لفظی میان محمود یاوری سرمربی تیم برق شیراز و یکی از خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان را پخش کرد که منجر به بیان الفاظ نامناسب و نادرست از سوی محمود یاوری علیه خبرنگاران شد. آقای یاوری خبرنگاران را «گدای خبر» خواند و خبرنگار صداوسیما نیز بر اینکه «گدای خبر» است تاکید کرد و آن را شغل خود خواند.

سپس عادل فردوسی‌پور مجری برنامه نود به صورت تلفنی با محمود یاوری به گفت‌وگو پرداخت و خبرنگاران را از «مظلوم‌ترین قشرهای جامعه» دانست.این سوال احتمالا در ذهن بسیاری از بینندگان مطرح شده که چه کسی مقصر است؟ خبرنگاری که خبر را گدایی می‏کند یا محمود یاوری که خبرنگاران را گدا خطاب می‏کند؟

در این زمینه باید ابتدا یک مسئله را روشن کرد. آیا تا زمانی که مصاحبه‌شونده اجازه گفت‌وگو نداده، خبرنگار حق روشن کردن دوربین و ضبط تصاویر را دارد؟


پاسخ این سوال روشن است، چرا که یکی از بدیهی‌ترین اصول اخلاقی خبرنگاری است. خبرنگار برای هر نوع مصاحبه، از نوشتاری گرفته تا تصویری، مادامی که مصاحبه‌شونده اجازه ضبط نمی‏دهد حق ندارد و نباید دکمه قرمز را فشار دهد. متاسفانه به نظر می‏رسد که سازمان صداوسیما و بسیاری از نهادهای خبری در ایران فاقد اصول از پیش تعیین‌شده برای کار خبری هستند. این در حالی است که تقریبا Cade of Ethiics (مرامنامه اخلاقی و حرفه‏ای) یکی از بدیهی‏ترین احتیاجات هر نهاد خبری است. بسیاری از این اصول در همه جای جهان پذیرفته شده و مشترک هستند و به طور مثال گرفتن اجازه پیش از آغاز مصاحبه یکی از بدیهی‏ترین اصول حرفه‏ای است.


بنابراین هنگامی که محمود یاوری به هر دلیلی از جمله شکست تیمش تقاضای گفت‌وگو را رد می‏کند نمی‏توان و نباید با دوربین روشن چنین صحنه‌هایی را ضبط کرد و به مردم نشان داد؛ کاری که بارها در برنامه نود به نمایش درآمده و خلاف اصول اخلاقی است. به طور مثال همواره گفته می‏شود که خبرنگاران حق ندارند به مادری که داغدار از دست دادن کودکانش است، نزدیک شوند و از او در مورد غمش بپرسند. مصاحبه با بازیکنان و مربیان بلافاصله پس از پایان مسابقه نیز همین حالت را دارد.


مربی و بازیکن در اوج هیجان ناشی از نتیجه بازی است. مصاحبه گرفتن در این هنگام هیچ سودی جز ردوبدل شدن کلماتی ناخوشایند علیه داور، مربی و تیم حریف ندارد. عجیب‏تر آنکه همواره عادل فردوسی‌پور که مثال‌هایی از مقایسه فوتبال ایران با فوتبال روز دنیا می‏آورد آیا به این نکته اشاره می‏کند که در لیگ برتر انگلستان بلافاصله پس از پایان مسابقه، خبرنگاران شبکه SKY جلوی بازیکنان را نمی‏گیرند و در کنفرانس مطبوعاتی پس از مسابقه سرمربی و کاپیتان هر دو تیم برای مصاحبه می‌آیند؟


مسئله دیگر حریم خصوصی افراد است. نزدیک شدن فیزیکی به سوژه تا حد 50 سانت مجاز است و بیش از آن تعرض فیزیکی به مصاحبه‌شونده به حساب می‌آید. بنابراین قرار دادن دوربین جلوی صورت و یا نزدیکی بیش از حد به مصاحبه‌شونده خلاف اصول حرفه‏ای است و باعث «سوءتفاهم» و به کار بردن کلمات ناخوشایند علیه خبرنگاران می‏شود. موضوعی که در برنامه نود این هفته رخ داد اولین بار نیست، اما همه‏گیر شدن این موضوع و ترفند «ضبط با دوربین روشن» باعث لکه‌دار شدن حیثیت خبرنگارانی می‏شود که به اصول اخلاقی و حرفه‏ای کار خود پایبند هستند و خبر را گدایی نمی‏کنند. وظیفه خبرنگار گدایی خبر نیست.


وظیفه خبرنگار ‌اطلاع‌رسانی منصفانه و شفاف و آشکار کردن حقیقت با رعایت عدالت است اما نه با هر قیمت و نه با رعایت نکردن اصول اخلاق حرفه‏ای.

منبع روزنامه كارگزاران چهارشنبه اول خرداد87


حريم مصاحبه شونده را محترم بشماريم

Posted by ghajar at 0:09 بֽظֽ | Comments (5)

linkdoni.com